Hiweb

آغاز بی علت جهان


این مقاله نخست در ژورنال PHILOSOPHY OF SCIENCE منتشر شده است.
(جلد 55، شماره ی 1، صص.39-57، 1988)
حق تکثیر: ازاد

» کتابناکهای مرتبط:
تبیین جهان و انسان
همچون کوچه ای بی انتها
تاریخچه زمان

نسخه ها
PDF
حجم: 242 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 27
کلمات کلیدی
4.4 / 5
با 142 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 41
۱۳۹۱/۰۸/۲۱


پاسخنگارش دیدگاه
کتاب های کردی ندارید
نقل قول  
hatan
Member
نقل قول از بهار در پاییز:
تاریکی چیست ؟تاریکی به معنای فقدان نور و روشنائی است ، لذا ماهیتی بنام«تاریکی » به خودی خود وجود خارجی ندارد و تنها در نبود روشنائی معنا می یابد.نیستی چیست ؟نیستی فقط در برابر« هستی » که امری واقع و ملموس است،معنا می یابد،به عبارت دیگر «نیستی » مانند تاریکی در تضاد با «هستی » قابل درک بوده و بخودی خود، فاقدماهیتی متمایز بوده وچیزی بنام «نیستی » وجود خارجی ندارد.نتیجه گیری :با این مقدمه سوالاتی از این دست که «هستی» چگونه حادث شده بی معناست، چراکه این سؤال فقط در قیاس با «نیستی » که وجود خارجی ندارد در ذهن متبلور می شود و این سوال مطرح می شودکه چرا برای«هستی » به عنوان امری واقع ، حقیقی و قابل لمس و تجربه کردن این احتمال را ندیده بگیریم و خالق را در مفهوم گسترده تری معادل هستی تجسم نکنیم ؟ کانت معتقد بود: «پرداختن به مفاهیمی مانند علت العل و خالق فراتر از خرد بشری بوده و قابل اثبات نیستند. ،بنابرین برخی سولات کلا مفاهیم فلسفی نیستند.»،لذا هرتلاشی برای اثبات مفاهیمی از این دست به این می ماند که برای اثبات هستی از نیستی دلیل بیاوریم و برای اثبات روشنائی به تاریکی متوصل شویم .
نقل قول  
IranistNIMA
Member
بار اثبات عدم وجود خدا بر دوش ناباوران نیست بلکه این خداباوران اند که باید وجودش را ثابت کنند.
نقل قول  
moradan
Member
با تأیید گفته های آقای ابطحی، نظر هاوکینگ دربارۀ حیات هم به همان سخن فیلسوفان یونان باستان شبیه است که فکر می کردند زمین مرکز عالم است.
نقل قول  
تاریکی چیست ؟
تاریکی به معنای فقدان نور و روشنائی است ، لذا ماهیتی بنام«تاریکی » به خودی خود وجود خارجی ندارد و تنها در نبود روشنائی معنا می یابد.
نیستی چیست ؟
نیستی فقط در برابر« هستی » که امری واقع و ملموس است،معنا می یابد،به عبارت دیگر «نیستی » مانند تاریکی در تضاد با «هستی » قابل درک بوده و بخودی خود، فاقدماهیتی متمایز بوده وچیزی بنام «نیستی » وجود خارجی ندارد.
نتیجه گیری :
با این مقدمه سوالاتی از این دست که «هستی» چگونه حادث شده بی معناست، چراکه این سؤال فقط در قیاس با «نیستی » که وجود خارجی ندارد در ذهن متبلور می شود و این سوال مطرح می شودکه چرا برای«هستی » به عنوان امری واقع ، حقیقی و قابل لمس و تجربه کردن این احتمال را ندیده بگیریم و خالق را در مفهوم گسترده تری معادل هستی تجسم نکنیم ؟ کانت معتقد بود: «پرداختن به مفاهیمی مانند علت العل و خالق فراتر از خرد بشری بوده و قابل اثبات نیستند. ،بنابرین برخی سولات کلا مفاهیم فلسفی نیستند.»،لذا هرتلاشی برای اثبات مفاهیمی از این دست به این می ماند که برای اثبات هستی از نیستی دلیل بیاوریم و برای اثبات روشنائی به تاریکی متوصل شویم .

نقل قول  
shahrooz213
Member
با سلام خدمت IranistNIMA عزیز،

ممنون که بحث بنده را دقیق تر کردید. بنده در وقت چای خوردنم مطالب را نوشتم که گویا چندان دقیق نبود.

یک مطلب دیگر که باید اشاره کرد، شاخه ای از علم مثل ریاضی کمی از دسته بندی شما خارج میشه و دلیلش اینه که جنبه تجربی در اون مطرح نیست. به عبارت دقیق تر، بعد از پذیرش قوانین منطقی، گزاره های ریاضی پس از اثبات تبدیل به قضیه میشن و صحت اونها بر تجربه و تکرار استوار نیست بلکه به نحوه استنتاج های منطقی و خود منطق استواره. پس قضایای ریاضی مشمول زمان نیستن، گرچه تعمیم دستگاه ها منجر به ساختارهایی میشه که ممکنه تعمیمی از قضیه ای اثبات شده در اون مشاهده بشه.

چون ضروری میدیدم که بین علم و شبه علم تفاوتی ایجاد بشه، مطالب بالا را نوشتم و بابت دقت نظر و تذکر شما ممنونم.

شاد باشید
شهروز
نقل قول  
IranistNIMA
Member
نقل قول از shahrooz213:

در مسایل علمی ما نظریه ها و تئوری ها را می پذیریم، بررسی می کنیم و به نتایجی می رسیم و بعد در صورت امکان و نیاز تعمیمش می دیم. پس علم متکی بر نظریه هاست. ..... در علم پذیرش نظریه و آزمایشها اونو به تئوری و قضیه تبدیل می کنه،

یک نکته اینجا قابل اشاره است، در واقع پذیرش نظریه اون رو به تئوری و قضیه نبدیل نمی کنه
نظریه همان Theory است و فرضیه یا hypothesis مرحله پیش از آزمایش است که در پایان یا اثبات و یا رد می شود
اول یک پرسش ذهن پژوهشگر رو درگیر می کنه و یک پاسخ فرضی براش در نظر گرفته می شه (در ذهن پژوهشگر) بعد یک متدولوژی با توجه به سابقه تحقیق برای انجام آزمایش (رد یا اثباتش) طراحی می شه بعد از انجام آزمایش اطلاعات و داده های حاصل بررسی و تحلیل می شوند و Ho یا H1 به اثبات می رسند یعنی اگر Ho رد شد فرضیه اثبات می شه اگر H0 رد نشد فرضیه رد می شود
با انجام یکسری آزمایشات توسط افراد مختلف یک موضوع علمی از جهات مختلف بررسی میشه و در پایان یک صاحب نظر در اون تخصص می آد و یک مقاله Review می نویسه و تمام تئوری ها رو جمع آوری می کنه و ضد و نقیض ها رو کنار هم قرار می ده و در پایان به یک نتیجه گیری می رسه و دانش انسان رو یک قدم در اون زمینه جلو می بره
سپس نتیجه گیری های جدید در همان زمینه علمی (که دیگه میشه بهش نظریه گفت) به همراه زمینه های مرتبط در آن دانش به شکل یک کتاب به چاپ می رسه و تبدیل به رفرنس معتبر علمی میشه و آموزش داده می شه. حتی در سالهای بعد به مرحله ترویج می رسیم که همگان می تونند ازش استفاده کنند.
نتیجه گیری اینکه:
1- فرضیه نیاز یه اثبات دارد.
2- نظریه اثبات شده است.
3- نظریه 100 در صد نیست هر کس می تواند آزمایشی طراحی کند و خلاف آن را به اثبات برساند (اگر بتواند).
4- مسیری که علم توسط افراد مختلف طی کرده به یکباره تغییر جهت نخواهد داد. اثبات خلاف نظریه در بخش های کوچک و زوایای جدید یک دانش می تواند رخ دهد.
پیروز باشید
نقل قول  
shahrooz213
Member
با سلام خدمت دوستان

برای دوستانی که احتمالا علاقه مند باشن عمیق تر این بحث ها را دنبال کنن، باید بگم که بعد از انتشار کتاب های هاوکینگ فیزیکدان و ریاضیدان برجسته آمیر آکسل کتابی نوشته تحت عنوان "هاوکینگ در محضر خدا" و مجموعه ادعاهای ایشون را نقد کردن. بنده جهت گیری نمیکنم تا خودتون بخونید و برداشت آزاد داشته باشید. کمی بعد آکسل کتاب دیگری نوشت تحت عنوان "چرا علم نمی تواند وجود خدا را رد کند؟". این کتاب ترجمه نشده اما بسیار کتاب جالبی هست.

فقط یک نکته دیگه اینگه در مسایل علمی ما نظریه ها و تئوری ها را می پذیریم، بررسی می کنیم و به نتایجی می رسیم و بعد در صورت امکان و نیاز تعمیمش می دیم. پس علم متکی بر نظریه هاست. به همین شکل دین و مسایل معنوی متکی بر مفهوم ایمان هستن. در هر دو برای ادامه مسیر نیاز به پذیرش هست. در علم پذیرش نظریه و آزمایشها اونو به تئوری و قضیه تبدیل می کنه، در دین و عرفان تجربه های معنوی باور رو که قبل ایمان هست به ایمان تبدیل میکنه.
این دو رویکرد اساسا مفاهیم بنیادی یکسانی ندارن که بخوان توسط همدیگه توضیح داده بشن و مثل دو دستگاه موازی هستن.

بحث مفصله، ولی به قول یکی: هیچ گروهی به اندازه مردگان اطلاع ندارند، اما هیچ افرادی به اندازه اونها هم ساکت نیستند.

شاد باشید
شهروز
نقل قول  
47030
Member
اینی که میگم یه چیز روانشناسیه شایدشما هم اگه جای هاوکینگ بااون وضعیت وخیم جسمانی بودیدازخدادلگیرمیشدید ودرموردش اینطورقضاوت میکردید شاید هاوکینگ درته دلش به خدا معتقدباشه اما بااین حال خودروقربانی گردش کائنات وبی عدالتی که در مورد خودش توسط خدا شده میدونه وبخاطر همین درمقابلش گارد میگیره.
نقل قول  
smabtahi
Member

پس تا اینجا مشخص شد که ادعای هاوکینگ در خصوص اینکه علم می گوید خدا
وجود ندارد ، صرفا به این دلیل است که او خدایی را محصور در این روابط و
فرمول ها در ذهن خود مجسم کرده است! البته چنین خدایی وجود خارجی ندارد.
آن خدایی که قرنها مردم تصور می کردند مرد ریشویی است که در آسمان زندگی
می کند و پسرش را به زمین می فرستد هم وجود ندارد. اساسا هر چیزی که بشود
او را در مجسم و یا تعریف کرد قطعا خدا نیست.
پس خود بخود کسانی که می پرسند اگر خدایی هست پس خدا را چه کسی بوجود
آورده است هم سوالشان اشتباه است. چون آنچه قابل بوحود آمدن باشد و این
روابط بر او حاکم باشد که دیگر خدا نیست!
ضمنا نکته دیگری در سخنان آقای هاوکینگ هست که جز غرور نمی شود نام دیگری
بر آن نهاد و آن اینکه او مدعی است معجزه با علم سازگار نیست!
در اینجا باید از ایشان پرسید مگر علم با همه مجهولات انسان سازگار شده
است؟ پانصد سال پیش سخن گفتن از اینکه روزی انسان پرواز می کند با علم
سازگار نبود!از کجا ایشان مطمئن است علمی که خودش در مورد فردای خودش
مطمئن نیست می تواند ملاک سازگاری یک پدیده باشد یا نه؟ همین الان هم اگر
واقعا علم همه حوادث و روابط جهان را توضیح می دهد برای چه به اکتشافات
و تحقیقات علمی ادامه دهیم؟ اعلام کی کنیم ای مردم دنیا بشر از همه چیز
سر در آورد و بدینوسیله دیگر به توسعه دانش نیازی نیست و از هم اکنون
حقوق آقای هاوکینگ و همکارنشان در تمام دانشگاههای دنیا قطع می کنیم!
بگذریم از اینکه دروغ نامیدن همه مواردی که مردم دنیا معجزه می
نامند،مانند بیماری که بی هیچ دلیل شناخته شده علمی شفا می یابد و یا همه
اینکه در زلزله ای خانه های گاهگلی در فاصله صد متری گسل حتی ترک هم بر
نمی دارد - اتفاقی که در زلزله سال 92 بلوچستان در ایران رخ داد- یا
مرتاضی که جلوی چشم شما به از زمین بلند می شود، یا حوادث فراوانی در
زندگی روزمره که به یاد می آوریم قبلا در خواب وقوع آنها را دیده
ایم،و... نشانه این است آقای هاوکینگ اساسا چشم خود را بر بسیاری از
واقعیتهای جاری در دنیا بسته است. صرفا به دلیل اینکه این واقعیتها با
فرضیه دلخواه او برای رد وجود خدا سازگار نیست. البته شاید روزی علم این
پدیده ها را هم فرمولبندی کند، اما فرمولبندی کردن هیچ پدیده ای دلیل
وجود آن پدیده نیست. ما فقط فرمولها را کشف می کنیم.
آری. حقیقت این است که هر آنچه در عالم می گذرد معجزه است. از تبدیل یک
اسپرم به یک انسان یا حیوان و یا یک سوپرنووا در کهکشانی دور دست، همه
معجزه هستند. بشر فقط وجود آنها را کشف و گذارش می کند و سعی دارد روابط
حاکم بر این پدیده ها را فرمول بندی کند. اما مجددا هیچ دلیلی برای توضیح
آنکه اصلا چرا این روابط وجود دارند ندارد.
پس هر آنچه در دنیا می بینیم معجزه است منتهی به بعضی عادت کرده ایم و آن
را بی هیچ سوالی می پذیریم و بعضی را معجزه می نامیم چون برایمان تازگی
دارند.
هاوکینگ و همفکرانش می پرسند اگر خدا وجود دارد پس قبل از خلقت چه می
کرده است؟ باز هم جوابش این است که آن چیزی که قبل و بعد برایش معنی
داشته باشد و دارای زمان باشد هم خدا نیست! خدا خود دلیل وجود داشتن زمان
و مفهوم قبل و بعد است. اصلا چرا زمان وجود دارد؟
و در پایان
ای کسانی که خدا را قبول دارید.
یاد بگیرید که خدایی را تعریف نکنید که در ذهن بشر قابل گنجاندن باشد. که
چنین خدایی وجود ندارد. اگر آب دریا را در یک لیوان بریزید این لیوان
دیگر دریا نیست.
و ای کسانی که خدا را قبول ندارید! اول بیندیشید چه چیز را به عنوان خدا
تعریف کرده و سپس وجودش را رد کرده اید.
نقل قول  
akhshurush
Member
نقل قول از davoud34:
این نماد تک چشم که برای خودت انتخاب کردی از مظاهر شیطان پرستیه akhshurush عزیز.امیدوارم یه تصویر معنوی جاش بذاری .


حق با شماست. بنده و شیطان پرست ها در مورد کاربرد این نماد اختلاف نظر داریم.
نقل قول  
davoud34
Member
این نماد تک چشم که برای خودت انتخاب کردی از مظاهر شیطان پرستیه akhshurush عزیز.امیدوارم یه تصویر معنوی جاش بذاری .
نقل قول  
akhshurush
Member
علم و معلومات بدست بندگانش ایجاد شده است
نقل قول  
خدا آنقدر بزرگ هست که بخاطر انکار وجودش کسی را مورد غضب و خشم خود قرار ندهد و با نفی و انکارش کسی از روزی او محروم نمی شود ولی آیا امروز شما شهادت بدهید این همه علم و معلومات و معرفتی که تولید شده است بدست باورمندانش ایجاد شده است؟
نقل قول  
مادرم
Member
هر چه اندیشی پذیرای فناست***آنچه در اندیشه ناید ،آن خداست.


جان جمله علمها این است ،این***که بدانی من ،کیم در یوم دین

کل شو از راه ،،کل،،کل را شناس***یار بینش شو ، نه فرزند قیاس
مولانا
سیر بیرون است قول وفعل ما***سیر باطن هست،بالای سما
مولانا
نقل قول  
davoud34
Member
وخدایی که دراین نزدیکیست.
نقل قول  
akhshurush
Member
نقل قول از mahdi1685:
سلام
من فقط یه چیز فهمیدم اونم اینه که هرچی این دین باوران میگن خرافات وعقب افتادگی اونارونشون میده و دارن سنگ پیش پای دانشمندان وحقیقت یابان میندازن ومسخرشون میکنن.چراهرچیزی که این انسن نمیدونه ونمیفهمه به خدانسبت میدن ومیگن کارخداست؟
بیایید عقل وانسانیت رو جای خدابزارید ببینید دنیا گلستان میشه همینجور که دانمارک بهش رسیده،
مرسی


یک تعریف برای واژه "انسانیت" ارائه دهید، بعد برای لاپوشانی عقاید بی اساس خود به این و آن بتازید.
نقل قول  
mahdi1685
Member
سلام
من فقط یه چیز فهمیدم اونم اینه که هرچی این دین باوران میگن خرافات وعقب افتادگی اونارونشون میده و دارن سنگ پیش پای دانشمندان وحقیقت یابان میندازن ومسخرشون میکنن.چراهرچیزی که این انسن نمیدونه ونمیفهمه به خدانسبت میدن ومیگن کارخداست؟
بیایید عقل وانسانیت رو جای خدابزارید ببینید دنیا گلستان میشه همینجور که دانمارک بهش رسیده،
مرسی
نقل قول  
hadiketabkhan
Member
اشکال این مورد اینه که خود فلسفه رو رد میکنه چون به قول بیکن نباید چیزی رو درست در نظر گرفت و بعد به اثبات آن پرداخت ...

در حالیکه اینها خدا رو مادی و فیزیکی در نظر می گیرند بعد سعی میکنن اثباتش کنن که چون نمیتونن پس ردش می کنن ( اثبات عدم وجود ) !!!
نقل قول  
JeNNeJ
Member
گاهی دلم میخاد درونم و تفکراتم مث یه کاغذ سفید باشه.هر کس از هر چیزی برداشت خودش رو داره.به فرض بیگ بنگ شده عامل پیدایش و موجودیت و حضور ما در حال و مکانمون.احمق اونیه که به گذشته می اندیشد عاقل به حال و دیوانه به اینده.حتی اگر یک زمان انسان بتونه بعد زمان رو در هم بشکنه و جاودانگی به وجود بیاد هم انسان نباید یک سری چرا ها رو بپرسه از خودش.شاید شما آخرین انسان فانی باشید.انسان نه برای اثبات خدا اینجاست نه برای اثبات اینکه چرا من در این مکان و زمان قرار دارم.من خوان پریشی دارم ینی نمیتونم بیشتر از 1 یا دو صفحه کتاب در روز بخونم بجاش بیشتر فکر میکنم .خوندن تفکرات دیگران بسیار لذت بخش اما ساختن تفکراتتون برای زندگی خودتون بسیار زیبا تره.آخرین حرف :زمانی که شما در یک مکان و زمان قرار میگیرید که فقط 1 راه وجود داره و میتونید انجامش ندید تا بازی تموم شه اانجامش بدید شاد هنوز بازی شما تموم نشده.
نقل قول  
siawash110
Member
اینکه اینهمه رنگارنگی و هوش و هنر و تنوع و سرزندگی و جوشش و حیات ، ریشه در یک جرقه ( انفجار اولیه ) دارد مسخره تر است یا اینکه اینهمه به دست توانای یک نیروی مافوق است ؟

قضاوت با عقل و شعور خود شما !‌!‌!‌!‌
نقل قول  
kiya_11000
Member
ابوهانی عزیز سقراط بود که می گفت: میدانم که هیچ نمی دانم
نقل قول  
مهیمن
Member
با سلام انچه از این مقاله برداشت میشود یکسری معادلات فیزیک بسیارکوتاه ودارای کلماتی ریشه در بی اعتقادیست .لذا ذهنها را معطوف به کتاب ضیافت افلاطون باز میدارم.پر مغز ترین کلمات فلسفی با کلامی روشن بی پیرایه وشجاعانه از دوره ای با بیشترین متفکرین قرن .بیاندیشید این کجا و ان کجا.
نقل قول  
هرکس نظر خود را دراین جهان ناشناخته داده و بااین جهان خداحافظی کرده است و همچنان ادامه دارد ولی کسی حقیقت ناب را درک نخواهد کرد و ازاین دیار خواهد شتافت و بگفته ارسطو من میدانم که نمی دانم...
نقل قول  
budah
Member
نخست بگویم علیت تنها برهان جهت رد خدا نیست و هامنطور که گفتم علیت در کوانتوم معنا ندارد علم بشری بر علیت استوار نیست اما انچه به نظر می امید به فلسفه بر میگردد که برهان شر و دیگر برهان های فلسفی هرگونه خدای متداخل در درون سیستم های کیهانی رد میکند تنها خدای باقی مانده خدای دئیست هاست که هر چه علم گسترش پیدا کند این خدا کوچک تر و محدود تر میشود و به گونه ای به خدای حفره ها تبدیل شده است
جهت اگاهی دوستان نظریه ابرریسمان و زیر مجموعه ان نظریه جهان های موازی توضیح کاملی از پیدایش جهان از هیچ میدهد که بذدون نیاز خدا هست که اخیرا شواهد خوبی بر درستی ان پیدا شده است اما من شخصا تا اثبات ان صبر میکنم اما از نظر منطقی درباره خدای نخستین و افریننده که دخالتی در جهان ندارد نه اثبات میشه نه رد کامل
امیدوارم دو کامنت من حذف نشود سوپات اطمینان گذارم هخخخخ
نقل قول  
budah
Member
در دنیای اطراف ما هر چیزی علتی دارد هیچ پدیده ای، خودبخود صورت نمی گیرد
قانون علیت: هر چیزی نیاز به علت دارد فلاسفه ی الهیون این نیاز به علت نه تنها برای این جهان از بدو اغاز تا آخر زمان معقول دانستند بلکه تصور کردند که
در دنیای غیب و ماوراء هم، باید "طبق عقل انسان" هر چیزی نیاز به علت داشته باشد کی گفته که در ابتدای جهان که نه مولکول بوده و نه اتم و نه نور و نه هیچ چیز دیگری، باز قوانین طبیعی امروز ما، حکمفرما بوده و قانون علیت اعتبار داشته؟ کی گفته که در دنیای غیب هم یک فرشته که معلوم نیست جاندار است یا بیجان جرم دارد یا ندارد وجود او هم باید طبق عقل انسان نیاز به علت داشته باشد؟! و همچنین فلاسفه ی الهیون گمان کردند که نیاز به علت هم باید یک سرآغازی داشته باشد سرآغازی که خودش بدون آغاز و بدون علت باشد به عبارت دیگر گفتند که برای این نیاز به علت لااقل باید در یک جا، استثناء قائل شد و آن را سرآغاز علت ها دانست یعنی فلاسفه در یک جا، چشم خود را بر معقول و غیرمعقول بستند و گفتند که باید بپذیریم که یک چیز، بدون علت وجود داشته که سرآغاز دیگر چیزها شده است. و آن را "واجب الوجود" و یا "علت العلل" خواندند. و نام "خدا" بر آن نهادند و اینطور سفسطه کردند که هر چیزی که می تواند باشد و می تواند نباشد نیاز به علت دارد برهان علیت
این شرط اضافه آنچه می تواند باشد و می تواند نباشد سفسطه ای است که افزوده شده تا وجود چیزهای موجود در جهان را با برهان علیت توجیه نماید
قبلا گفتیم که عقل و منطق بر اساس تجربه ی دنیای اطراف هست. معقول بودن برهان علیت هم بر اساس تجربه ی این دنیا است ولی شرط افزوده شده اصلا قابل تجربه کردن نیست. بنابراین شرط معقولی نیست
هیچ چیزی نباید بوجود می آمد پس هر چیزی نیاز به علت دارد حالا که می بینیم خیلی چیزها وجود دارند پس معلوم می شود که فرض ما اشتباه بوده.
همه ی چیزها نیاز به علت ندارند یعنی علم نشان داده که در دنیای اطراف ما هر چیزی نیاز به علت دارد ولی در دنیای ذره ها هر چیزی نیاز به علت ندارد و پدیده ی
خودبخودی، امری معمول هست
اگر فرض کنیم گلوله ای شلیک شده، انسانی را کشته ما طبق قانون علیت فرض می کنییم که گلوله بی علت نبوده و توسط اسلحه ای شلیک شده است.
اگر کسی بگوید شاید گلوله بی علت و خودبخودی بوجود آمده، از او نمی پذیریم طبق قانون علیت باز طبق قانون علیت در هر چیزی نیاز به "علت مادی" دارد.
فرقی ندارند. از نظر » گلوله ای که با علت خدا یا فرشته، بوجود آمده باشد « با » گلوله ای که خودبخود بوجود آمده باشد و گر نه
قانون علیت هر دو یکسان هستند و هر دو پذیرفته نیستند پس با قانون علیت، نمی توان پی به وجود چیزی در عالم غیب برد
برای برهان علیت:
1 اشکال اول اینکه آن را برای همه ی زمان ها و مکانها و همه ی خارج از زمانها و مکانها، درست فرض کردند
2 اشکال دوم اینکه بجای رد قانون علیت رای همه چیز خودشان( شرطی را به قانون علیت اضافه کردند
که هرگز درستی آن، قابل تجربه نیست بر قانون علیت افزودند و شد: "برهان علیت"!
3 اشکال سوم اینکه طبق قانون علیت در دنیای مادی، تنها علت مادی پذیرفته است. و علتی از ماوراء با پدیده ی خودیخود فرقی
ندارد
تنها چیزی که این برهان در صورت درست بودن می توانست بگوید این است که سلسله ی وابستگی اشیا به هم باید جایی قطع شود
همین و بس و این نتیجه اصلا ارتباطی با خدا پیدا نمی کند مگر با حقه و نیرنگ

ادامه دارد....
نقل قول  
amir kabir90
Member
نقل قول:
آخه مگه چیزی بدون علت هم میشه؟بجز ذات اقدس خدا

دوست گرامی . به همان راحتی که شما برای قانون علیت استثناء قائل شدی دیگران هم میتوانند . یکی میگوید خدا ، یکی می گوید جهان .
نقل قول  
saha banooni
Member
منم قایل به ایده ابن سیناهستم که میگه دلیل آفرینش وخلقت فقط عشقه....
نقل قول  
Btaraf
Pro Member
کیهان شناسان معتقدند در خلال دوره ی پلانک (ابتدایی ترین حالت جهان) تنها یک قسم نیرو (ابر نیرو) و یک قسم ذره (ابر ذره) وجود داشته.

دلایل پشتیبان این ایده که جهان یکباره آغاز شده:

1_نظریه کوانتومی گرانش می تونه نشون بده گرانش در شرایط دوره ی پلانک باید به جای جاذبه دافعه ایجاد کنه, در خلال این دوره نواحی ای با چگالی انرژی منفی می تونن توسط نیروها و ذرات موجود ایجاد شده باشن و این نواحی منجر به دافعه ی گرانشی می شن.
ژئودزیک های زمانوار(مسیرهای سقوط آزاد ذرات) در نقطه ی واحدی همگرا نمی شن بلکه توسط نیروی گرانشی واگرا می شن و این احتمال با انگاره ی جهان نوسانی سازگاره (با پایان هر فاز انقباض گرانش دافعه ایجاد می کنه و ژئودزیک ها وارد فاز انبساطی جدید می شن)

2_سازگار بودن نظریه هاوکینگ-پنروز در مورد تکینگی در آغاز ایجاد انبساط با نظریه ی کوانتومی گرانش دافع

3_پیشرفته ترین تلاش های نظری آغاز جهان رو انبساط کنونی محسوب می کنند (مدل های نوسان خلا جهان:جهان از هیچ مطلق برآمده)

از پایان کتاب:
دکتر کوئنتین اسمیت هم اکنون از بزرگترین فلاسفه بی خدا می باشد.
در دانشگاه میشیگان غربی فلسفه تدریس می کند.
مهمترین کتاب ها:بیگ بنگ, کیها ن شناسی, خداباوری و خداناباوری, بطور مشترک با ویلیام کریگ لین فیلسوف مشهور خداباور. انتشارات دانشگاه آکسفورد.
نقل قول  
Btaraf
Pro Member
معادله رو نوشتم ولی اینجا درست نشون نمی داد.ادامه ی کتابو پیشنهاد می کنم
نقل قول  
Btaraf
Pro Member
نقل قول از 1_TA:
یکی بخونه بگه چی بود خلاصش...


سرخ گروی:جهان در همه ی جهات به طور یکنواخت منبسط میشه به این معنی که در گذشته تمام خوشه های کهکشانی به هم نزدیک بودند و این زمانی بود که جهان آغاز شد (شروع به انبساط کرد-بیگ بنگ)
نتیجه حل معادلات میدان نظریه ی نسبیت عام انیشتن (GRT) توسط فریدمن:
سمت راست معادله مثبته (چون چگالی مثبته) پس شتاب انقباض یا انبساط (طرف چپ) صفر نیست و باید منفی باشه (برای برقراری معادله) یعنی جهان باید با یه شتاب متغیر منقبض یا منبسط شه و این شتاب کاهنده (منفی) باشه.
الان جهان در حال انبساطه و با وجود کاهش شتاب انبساط این نتیجه به دست میاد که هرچی درطول زمان عقب تر بریم چگالی ماده بیشتر شده (در آغاز جرم زیاد بود و شتاب انبساط سریع) و a(شعاع جهان) کمتر شده و به حالتی می رسیم که چگالی بینهایت زیاد, دما بینهایت بالا, انحنا بینهایت فشرده میشه (تکینگی فضا-زمان)

در جهان در حال انقباض وقتی شعاع به سمت صفر میل می کنه ذرات همگرا به خاطر اینکه ناهمگون توزیع شدن تو یه نقطه متمرکز نمیشن از هم می گذرن و برگشتی ایجاد می کنن که منجر به مرحله ی جدیدی از انبساط می شه.

نتیجه: ایده ی جهان نوسانی: چرخه های پیاپی انبساط و انقباض.
نقل قول  
drelahi
Member
علت آغاز جهان چیزی نبوده جز عشق
نقل قول  
khamooshian
Member
من فلسفه وجودی سایت شما را ستایش می کنم.
نقل قول  
ارتفاع
Member
بله بدون علت هم میشه ... قدرتمند تر از اونچه بتونید تصور کنید ... فیزیک کوانتوم یعنی همین ...
نقل قول  
mamali1377
Member
بلی بلی ما که دانلودیدیمش ببینیم چه نوشته در این نوشته ولی در پایان کتاب جهان های موازی میچیو کاکو نوشته های جالبی داره که دنیا حتی اسیون هاوکینگ هم اون رو تا حدودی پذیرفته
نقل قول  
bahmanabdi
Member
نقل قول از 1_TA:
یکی بخونه بگه چی بود خلاصش...

کتاب مورد نظر دوستان جُستاریست در باب انفجار بزرگ(بیگ بنگ_ پیدایش جهان) و بحث در مورد نظریات مختلف در باب این نظریه.

نقل قول از mazizatan:
آخه مگه چیزی بدون علت هم میشه؟بجز ذات اقدس خدا


در مورد منشأ الهی بیگ بنگ دوستانی همچون دابلیو ال.کرایگ نیز نظریاتی داده اند! نگارنده این جُستار این نظریه را رد می کند و دلایلی قاطع برای ابطال این موضوع می آورد.
دوستان اسلامیون ما هم طرفدار این نظریه اند و برای منظورشان از آیه 30 سوره انبیا شاهد می آورند که :
«أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ »
«آیا کسانى که کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختیم و هر چیز زنده‏اى را از آب پدید آوردیم آیا [باز هم] ایمان نمى‏آورند»
واضح است این داستان چیزی جزء مغلطه تفسیر نیست!
نقل قول  
mazizatan
Member
آخه مگه چیزی بدون علت هم میشه؟بجز ذات اقدس خدا
نقل قول  
1_TA
Member
یکی بخونه بگه چی بود خلاصش...
نقل قول  
babak_68
Member
یه نظر با گوگل ترنسلیت ترجمه شده
نقل قول  
mhmhmhmh
Member
اسمش که مشکل داره حالا توش چیه خدا میدونه...
نقل قول  
arshamrezaee
Member
سلام و عرض تشکر فراوان
اجرتان با سید الشهداء
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You