Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

بعضی ها هیچ وقت نمی فهمن

.
بعضی از کتاب ها رو نمیشه هیچ اسمی روشون گذاشت. مجموعه داستان، گزیده گویی، مجموعه طنز... اینها اسم هایی هستن که منتقدها بعد از خوندن کارهای نویسنده ها، روشون می ذارن. چون بالاخره باید به یه اسمی صداش کنند و اونها رو تو قفسه های ذهنی شون طبقه بندی کنند و هر وقت که خواستند راجع به یه چیزی حرف بزنند تو قفسه ها دنبالش بگردند، اصلاً آدمیزاد دائم حرف جمع می کنه تا حرف بزنه. ولی نویسنده ها به این چیزها فکر نمی کنند، اصلاً اسمش چه اهمیتی داره؟

کار کورت توخولسکی به نام «بعضی ها هیچ وقت نمی فهمن» یکی از همین کتاب هاست. مجموعه یی از نوشته های طنز و پرمایه یی که با وجود حجم کمی که داره، اصلاً نمیشه این کتاب کوچیک رو یه باره خوند و کنار گذاشت. یا حتی یکی از داستان ها یا طنزهاش رو خوند و رفت سراغ بعدی.

هر بخش راجع به نکته یی یه، که به آدم واقعیت ها رو نشون می ده نه راه حل ( دونستن واقعیت ها مگه نصف راه حل نیست؟ اصلاً مگه میشه برای همه بشریت یه نسخه پیچید؟،) اون توی کتاب به ظاهر کوچیکش از خیلی چیز ها حرف می زنه، ولی نه خیلی زیاد. از جنگ گرفته تا حرفای جنین، فامیل، روابط و خیلی چیزهای دیگه. اون با لحن طنزش جوری درباره یه مساله در واقع بغرنج، حرف می زنه که انگار یه بچه داره راجع به اسباب بازی هاش حرف می زنه.توخولسکی توی کارش هیچ راهکار یا راه حلی را پیش روی آدم نمی ذاره، فقط از واقعیت هایی که حالا تبدیل به یک نکته تلخ یا طنز شدن حرف می زنه. وقتی درباره آدمیزاد حرف می زنه می گه:
آدمیزاد دو تا پا داره و دو تا اعتقاد: یکی برای وقتی که حالش روبه راهه و یکی هم برای موقعی که حالش خرابه.

حق تکثیر: چاپ هشتم: زمستان ۱۳۸۹.

» کتابناکهای مرتبط:
خرده جنایتهای زناشوهری
نور جهان
هفته مقدس

نسخه ها
4.7 / 5
با 58 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 16
۱۳۹۱/۰۹/۱۰


پاسخنگارش دیدگاه
کتاب "من یک گوساله ام" از رو اینه یا این از رو اون؟ یا هیچکدوم؟ یا چی؟
نقل قول  
Baran1986
Member
این کتاب چند صفحه است؟؟؟
نقل قول  
angels_kiss
Member
روز ششم وقتی خدا به جهانی که خلق کرد نگاه کرد ، دید که همه به نیکی آفریده شدن ، آخه اون موقع هنوز از فک و فامیل خبری نبود .

خاله خانوم چه وایساده باشه ، چه دراز کشیده باشه ، چه توو استگاه مترو باشه ، براش فرقی نمی‌کنه ، اون مدام در حال دل‌خور شدنه .
نقل قول  
Btaraf
Pro Member
"از اون ساعتی که بهت پودر نوزاد می زنن تا اون ساعتی که تو قبر کرایه ای می ذارنت، تمام وقایع عمرت فقط و فقط بین دویست نفر آدم می مونه."
نقل قول  
رها23
Member
خیلی خیلی قشنگه مخصوصا داستانک "حرفای جنین" عالیه.........
نقل قول  
khar tu khar
Publisher
نقل قول از samiraa:
من عاشق این کتاب
بخصوص با صدای نفر دوم
فایل صوتی کتاب بی نظیره

سمیرا جان اگر فایل صوتی کتاب را داری لطف کن و در سایت آپلود کن تا همگان استفاده کنند .
نقل قول  
آورده اند جماعتی از بوزنگان در کوهی بودند، چون شاهِ سیاّرگان به افق مغربی خرامید و جمال ِ جهان آرای را به نقابی ظلام بپوشانید سپاهِ زنگ به غیبت او بر لشکر ِ روم چیره گشت و شبی چون کار ی عاصی روز ِ محشر درآمد. بادِ شمال عنان گشاده و رکاب گران کرده بر بوزنگان شبیخون آورد. بیچارگان از سرما رنجور شدند. پناهی می جُستند، ناگاه یراعه ای (کرم شب تاب) دیدند در طرفی افگنده، گمان بردند که آتش است، هیزم بر آن نهادند و می دمیدند. برابر ایشان مرغی بود بر درخت بانگ می کرد که آن آتش است. البته بدو التفات نمی نمودند. در این میان مردی آن جا رسید، مرغ را گفت رنج مبر که به گفتار تو یار نباشند و تو رنجور گردی، و در تقویم (کجی چیزی را گرفتن) و تهذیب (پاکیزه کردن) چنین کسان سعی پیوستن هم چنان است که کسی شمشیر بر سنگ آزماید و شکر در زیر آب پنهان کند. مرغ سخن وی نشنود و از درخت فرود آمد تا بوزنگان را حدیث یراعه بهتر معلوم کند، بگرفتند و سرش جدا کردند!
نقل قول  
arminjoon
Member
واقعا لحظه سختیه وقتی که می رسی به نقطه ای که می فهمی تمام عمر تلاش کردی تا دیگران رو بفهمی و اونها رو در ک کنی اما اونها هیییییییییییییییییییییییچ وقت تو رو نفهمیدن! و تازه اگه روزی هم تصمیم بگیری که دست از این فداکاری ها برداری و تو هم دیگه کسی رو درک نکنی میشه آدم بده ماجرا! میشی اون بی مرامی که از اولش هم چیزی نمی فهمیده و فقط ادای آدمهای فهمیده رو در می اورده!!!! اون لحظست که تو دیگه خودت رو هم نمی فهمی
نقل قول  
tankamanee
Member
نقل قول از Molla nasredin:
نقل قول از tankamanee:پس نظر بودا کجا رفتش...؟؟؟؟
گویی به تاریخ پیوست! جایی که آرامگاه همین دو نظر اخیر ما خواهد بود محسن جان!!!


ای جان ........ ملاجان خودت عشق است ...
((خطاب به خودم: صد سال اول سخته ، صد سال دوم ملا جان ،به شخصه من خودم میگم که نیستم تا ببینم روزهای خوش
و عالی را....)))
نقل قول  
نقل قول از tankamanee:
پس نظر بودا کجا رفتش...؟؟؟؟


گویی به تاریخ پیوست! جایی که آرامگاه همین دو نظر اخیر ما خواهد بود محسن جان!!!
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You