Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

از خاموشی

از خاموشی

نویسنده:
این دفتر شامل 32 شعر میباشد

در ۳۰ شهریور ماه سال ۱۳۰۵ در تهران متولد شد. پدر و مادر او هر دو از ادبیات و شعر سررشته داشتند و پدربزرگ مادری او میرزا جوادخان مؤتمن‌الممالک از شاعران روزگار ناصری بود.
مشیری دوره آموزشهای دبستانی و دبیرستانی را در مشهد و تهران به پایان رساند و سپس وارد دانشگاه شد و در رشته زبان ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت، اما آن را ناتمام رها کرد و به سبب دلبستگی بسیاری که به حرفه روزنامه‌نگاری داشت از همان جوانی وارد فعالیت مطبوعاتی در زمینه خبرنگاری و نویسندگی شد و بیش از سی سال در این حوزه کار کرد.
مشیری سالها عضویت هیات تحریریه مجلات سخن، روشنفکر، سپید و سیاه و چند نشریه دیگر را داشت. از سال ۱۳۲۴ در وزارت پست و تلگراف و تلفن و سپس شرکت مخابرات ایران مشغول به کار بود و در سال ۱۳۵۷ بازنشسته شد.
او در سال ۱۳۳۳ با خانم اقبال اخوان ازدواج کرد و اکنون دو فرزند به نام‌های بابک و بهار از او به یادگار مانده‌است.
مشیری سال‌ها از بیماری رنج می‌برد و در بامداد روز جمعه ۳ آبان ماه ۱۳۷۹ خورشیدی در سن ۷۴ سالگی درگذشت.
[ویرایش]دفترهای شعر

۱۳۳۴ تشنه طوفان
۱۳۳۵ گناه دریا
۱۳۳۷ نایافته
۱۳۴۰ ابر
۱۳۴۵ ابر و کوچه
۱۳۴۷ بهار را باور کن
۱۳۴۷ پرواز با خورشید
۱۳۵۶ از خاموشی
۱۳۴۹ برگزیده شعرها
۱۳۶۴ گزینه اشعار
۱۳۶۵ مروارید مهر
۱۳۶۷ آه باران
۱۳۶۹ سه دفتر
۱۳۷۱ از دیار آشتی
۱۳۷۲ با پنج سخن‌سرا
۱۳۷۴ لحظه‌ها و احساس
۱۳۷۸ آواز آن پرنده غمگین
۱۳۷۹ تا صبح تابناک اهورایی

حق تکثیر: ت‍ه‍ران‌: س‍خ‍ن‌‏‫، چاپ هفتم: ۱۳۸۷.‬

» کتابناکهای مرتبط:
با دماوند خاموش
خانه‌ای که وسط اتوبان است
می سرایم با عشق: برگزیده اشعار

نسخه ها
MP3
نسخه صوتی کتاب از خاموشی(دوستی)  توسط raminsamadi
4.5 / 5
با 703 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 22
۱۳۸۶/۰۷/۲۰


پاسخنگارش دیدگاه
بیا ز سنگ بپرسیم

درون آینه ها درپی چه می گردی ؟
بیا ز سنگ بپرسیم
که از حکایت فرجام ما چه می داند
بیا ز سنگ بپرسیم
زانکه غیر از سنگ
کسی حکایت فرجام را نمی داند
همیشه از همه نزدیک تر به ما سنگ است
نگاه کن
نگاه ها همه سنگ است و قلب ها همه سنگ
چه سنگبارانی ! گیرم گریختی همه عمر
کجا پناه بری ؟
خانه خدا سنگ است
به قصه های غریبانه ام ببخشایید
که من که سنگ صبورم
نه سنگم و نه صبور
دلی که می شود از غصه تنگ می ترکد
چه جای دل که درین خانه سنگ می ترکد
در آن مقام که خون از گلوی نای چکد
عجب نباشد اگر بغض چنگ می ترکد
چنان درنگ به ما چیره شد که سنگ شدیم
دلم ازین همه سنگ و درنگ می ترکد
بیا ز سنگ بپرسیم
که از حکایت فرجام ما چه می داند
از آن که عاقبت کار جام با سنگ است
بیا ز سنگ بپرسیم
نه بی گمان همه در زیر سنگ می پوسیم
و نامی از ما بر روی سنگ می ماند ؟
درون آینه ها در پی چه می گردی ؟
نقل قول  
fatemeh7777
Member
فریدون مشیری بهترین شاعره
نقل قول  
از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان آدم
زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید
آدمیت مرد
گرچه آدم زنده بود
از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود
بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب
گشت و گشت
قرنها از مرگ آدم هم گذشت
ای دریغ
آدمیت برنگشت
قرن ما
روزگار مرگ انسانیت است...
نقل قول  
mina888
Member
صحبت از پژمردن یک ابر نیست.
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست.
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگزنرست.
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست،
درکویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور،
صحبت از مرگ محبت ،مرگ عشق،
گفتگو از مرگ انسانیت است...

چی میتونم بگم از این شاعر بزرگ؟؟!
نقل قول  
shemshad65
Member
فریدون بی نظیره بی نظیر
نقل قول  
139091
Member
عالی بود ما باید به داشتن چنین شعرائی افتخار کنیم
نقل قول  
aghazeraha
Publisher
هم شعرها زیبا بود و هم آوای این دوست گرام.
نقل قول  
hanish01
Member
مرسی مثل همیشه عالی بود
نقل قول  
marry67
Member
عاشق شعرهاي فريدون هستم-با تشكر از زحمات شما
نقل قول  
nami
Pro Member
من نمي دانم وهمين درد مراسخت مي آزارد
كه چرا انسان ،اين دانا،اين پيغمبر
در تكاپوهايش چيزي از معجزه آنسوتر
ره نبرده است به اعجاز محبت،چه دليلي دارد؟
چه دليلي دارد كه هنوز
مهرباني رانشناخته است؟
ونمي داند در يك لبخند
چه شگفتي هايي پنهان است
من برآنم كه درين دنيا
خوب بودن به خدا سهلترين كار است
ونمي دانم كه چرا انسان تا اين حد با خوبي بيگانه است
وهمين سخت مرا مي آزارد


اين هم كتاب زيبايي است .وبا تشكر از رضا كه نسخه تايپي اونو دراينجا قرار داده .هر چند زياد بااين گفته آقاي مشيري كه مي گه
خوب بودن بخدا سهل ترين كار است موافق نيستم.اما اين اشعار واقعا اشعاري جاودانه اند
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You