Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

سرگشتۀ راه حق

سرگشتۀ راه حق

مترجم: منیر جزنی
یکوس کازانتزاکیس (به یونانی: Νίκος Καζαντζάκης) نویسنده، شاعر، خبرنگار، مترجم و جهانگرد یونانی در تاریخ ۱۸ فوریه (۱۸۸۳ میلادی) در شهر هراکلیون در کرت زاده شد و در ۲۶ اکتبر (۱۹۵۷) در فرایبورگ آلمان درگذشت. او نویسنده‌ای است که دغدغه جامعه بشری را داشته و عمیقأ به تحلیل آنها پرداخته‌است.
کتاب «سرگشته راه حق» شرح زندگی قدیس فرانسوآی اسیزی بنیان گذار فرقه مسیحی فرانسیسکن ها است. فرانسوا تک فرزند خانواده بسیار ثروتمندی است که پسری خوشگذران نیز می باشد اما روزی ناگهان صدای خدا را حس می کند و دست از تمام مال و اموال و مقام خود می شوید و پا در راه حق می گذارد. او معتقد است باید در فقر کامل به سر برد و از تمام خویشاوندان برید. سختی های بسیار زیادی در این راه می کشد. مریدان زیادی می یابد و معجزات زیادی نیز از او نقل شده است. یکی از شهرهای کالیفرنیا نیز به احترام این قدیس به نام سن فرانسیسکو می باشد.

حق تکثیر:
تهران; موسسه‌ انتشارات‌ امیر‌کبیر , ۱۳۸۸

» کتابناکهای مرتبط:
چین و ژاپن
آزادی یا مرگ
کورس

آگهی
نسخه ها
4.4 / 5
با 41 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 11
۱۳۹۲/۰۲/۱۳


پاسخنگارش دیدگاه
mnalaki
Member
رفقا، آیا جای دیگری هست که بتونم این کتاب رو دانلود کنم؟
نقل قول  
sootehdel
Member


یک قدم بر نفس خود نه، دیگری در کوی دوست

هرچه بینی دوست بین، با این و آنت کار نیست



کاری که فرانسوآ کرد به نظرم همین بود.


نقل قول  
sootehdel
Member


روزی خواهم آمد ، و پیامی خواهم آورد
در رگ ها ، نور خواهم ریخت
و صدا خواهم در داد:
ای سبدهاتان پر خواب!
سیب آوردم ، سیب سرخ خورشید

خواهم آمد ، گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را ، گوشواری دیگر خواهم بخشید
کور را خواهم گفت: چه تماشا دارد باغ!
دوره گردی خواهم شد ، کوچه ها را خواهم گشت
جار خواهم زد: ای شبنم ، شبنم ، شبنم
رهگذاری خواهد گفت: راستی را ، شب تاریکی است،
کهکشانی خواهم دادش
روی پل دخترکی بی پاست ، دب اکبر را بر گردن او خواهم آویخت

هر چه دشنام ، از لب ها خواهم بر چید
هر چه دیوار ، از جا خواهم برکند
رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند!
ابر را ، پاره خواهم کرد.
من گره خواهم زد ، چشمان را با خورشید ،
دل ها را با عشق ، سایه ها را با آب ، شاخه ها را با باد
و بهم خواهم پیوست، خواب کودک را با زمزمه زنجره ها

بادبادک ها ، به هوا خواهم برد
گلدان ها ، آب خواهم داد

خواهم آمد ، پیش اسبان ، گاوان ، علف سبز نوازش خواهم ریخت
مادیانی تشنه ، سطل شبنم را خواهد آورد
خر فرتوتی در راه ، من مگس هایش را خواهم زد

خواهم آمد سر هر دیواری ، میخکی خواهم کاشت.
پای هر پنجره ای ، شعری خواهم خواند
هر کلاغی را ، کاجی خواهم داد
مار را خواهم گفت: چه شکوهی دارد غوک!
آشتی خواهم داد
آشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت

نقل قول  
roozbeh2020
Member
درود

سپاس فراوان از جناب khar tu khar به خاطر آپلود این کتاب ارزشمند .
نقل قول  
mohammad664
Member
دو کتاب مسیح باز مصلوب و زوربای یونانی را از این نویسنده خواندهام و دنبال کتاب آخرین وسوسه مسیح از این نویسنده ام تا بخرم و بخوانم
نقل قول  
soheil100
Member
دوستان نثر بی نظیر و توصیف های رویایی کازانتزاکیس را که در این کتاب فوران زده از دست ندید.
نقل قول  
koohsar62
Pro Member
نقل قول از sarireqalam:
خوندن اون همه عذابی که فرانسوا به خودش داد واقعا سخت و کسل کننده است.

باحرفت مخالفم دوست عزیز این شخص یه هدف انتخاب میکنه و واسه رسیدن به هدفش یه سختیهایی میکشه البته اینا از نظر ما سختی هست که از بیرون نگاه میکنیم واسه کسی که عاشقه همه زیبایی و خوبی هست شاید درکش مشکل باشه اما واقعیته .
نقل قول  
sarireqalam
Member
خوندن اون همه عذابی که فرانسوا به خودش داد واقعا سخت و کسل کننده است.
نقل قول  
siawash110
Member
فیلم سینمایی آنرا شبکه 4 نشان داد . با نام برادر خورشید خواهر ماه !

البته به نظر من افراط و تفریط در هر کاری اشتباه است . . .
نقل قول  
simin
Publisher
از مغاکی تیره می آئیم در مغاکی تیره به پایان می رسیم. این درنگ درخشان را زندگی می نامیم... به محض انکه به دنیا می آئیم بازگشتمان اغاز می شود... ما در هر لحظه می میریم.. اما به محض آنکه به دنیا می آئیم، برای آفریدن، ساختن، و تبدیل ماده به زندگی تقلا می کنیم و در هر لحظه به دنیا می آئیم.

**************************************

خدا نه شمشیر تیزی دارد و نه ترازو ... فقط یک ابر دارد ... از کتاب " سرگشته راه حق "-" نیکوس کازانتزا
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You