Hiweb

سقوط پاریس

سقوط پاریس

مترجم: محمد قاضی
این کتاب مربوط است به جنگ دوم جهانی و هنگامیکه نازیها در راه تسخیر پایتخت فرانسه‌ گام برمی‌داشتند.ارنبورگ اثبات و متقاعد می‌کند که سقوط پاریس خیلی زودتر آغاز شد،یعنی‌ هنگامی شروع شد که تمایل رهبران سیاسی فرانسه‌ به تسلیم برای رهبران مونیخ ثابت شد.

حق تکثیر :
ت‍ه‍ران‌: انتشارات ک‍ت‍اب‌ زم‍ان‌، ۱۳۶۹

» کتابناکهای مرتبط:
تاریخ جهان باستان (جلد اول): شرق
مبداء نژادهای انسان
با خانمان

نسخه ها
PDF
حجم: 12 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 830
4.4 / 5
با 63 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 3
۱۳۹۱/۰۹/۲۷


پاسخنگارش دیدگاه
amirabbastaba
Member
این کتاب با ترجمه مرحوم ذبیح الله منصوری نیز موجود است
نقل قول  
moreak09
Member
ایلیا ارنبورگ از برجسته ترین منتقدان حکومت شوراها بود و هرچند تا پایان عمر معتقد به مارکسیسم باقی ماند ولیکن با لنینیسم و کمونیسم همراه نبود. بسیاری افکار وی را در راستای افکار الکساندر دوبچک و جورج کوکاچ می دانند و معتقدند که وی اعتقادی راسخ به سوسیالیسم با چهره انسانی داشت. این کتاب را میتوان در راستای نوول تاریخی جورج لوکاچ ارزیابی کرد ولیکن در حیطه ارزیابی یکی از مهمترین وقایع تاریخ معاصر. با تشکر از دوستی که این کتاب ارزشمند را بارگذاری نموده اند.
نقل قول  
arminjoon
Member
اِرِنْبورگ4 [erenbūrg]، ایلیا گریگوریِویچ (1891-1967م/ 1269-1346ش)، نویسنده و روزنامه‌نگار برکار روس و یکی از متنفذترین سخنگویان اتحاد شوروی در برابر دنیای غرب.
ارنبورگ در خانواده‌ای یهودی که بعداً به مسکو مهاجرت کرد، زاده شد و در آغاز جوانی در فعالیت انقلابی شرکت کرد و در نوجوانی به زندان افتاد؛ در 1910م به پاریس مهاجرت کرد و در آنجا بود که به انتشار شعر پرداخت. او در جنگ جهانی اول خبرنگار جبهه‌های جنگ شد و در 1917م به روسیه بازگشت؛ در جنگ داخلی اوکراین حضور یافت و از 1917 تا 1921م در رد یا پذیرش بلشویکها پیوسته در نوسان بود؛ پس از آن به اروپا بازگشت و در فرانسه، بلژیک و آلمان اقامت گزید و نخستین رمان خود، «ماجراهای غیرعادی خولیو خورِنیتو و شاگردان او» (1922م) را ــ کـه بهترین اثر او نیز تلقـی شده است ــ نوشت. با این‌همه، در 1924م باز هم دیدگاه ارنبورگ تغییر کرد و او اجازۀ بازگشت به اتحاد شوروی را به دست آورد؛ در نشستهای نویسندگان و دیگر فعالیتهای ادبی مسکو شرکت کرد و سپس بی‌درنگ به عنوان سردبیر بخش خارجی چند روزنامۀ شوروی به اروپا فرستاده شد. ارنبورگ در مقام خبرنگار جنگی روزنامۀ ایزْوِسْتیا در دورۀ 1936-1940م بیشتر در اسپانیا و فرانسه بود؛ در 1941م به اتحاد شوروی بازگشت و «سقوط پاریس» را که حمله‌ای سخت بر غرب بود، منتشر کرد. این کتاب در 1942م جایزۀ استالین را ربود.
ارنبورگ افزون بر فعالیتهایش به عنوان روزنامه‌نگار و رمان‌نویس، شعر، داستان کوتاه، مقاله، سفرنامه و خاطرات هم می‌نوشت. او پس از پذیرش رژیم شوروی، نویسندگی خود را با خواسته‌‌های ادبی شوروی همساز کرد و در جریان تصفیه‌های سیاسی از آسیبهایی که به بسیاری از نویسندگان و هنرمندان وارد شد، در امان ماند؛ در 1946-1947م بار دیگر جایزۀ استالین را برای «توفان» گرفت و و در‌1951-1952م رمان مهم او به نام «موج نهم» به چاپ رسید. ارنبورگ اندکی پس از درگذشت استالین رمان «آب شدن برفها» (1954م) را نوشت که بحثهای شدیدی را در مطبوعات شوروی برانگیخت و عنوان کتاب او وصف حال این دوره از ادبیات شوروی شد.
ارنبورگ در سالهای بعد، همّ خود را وقف پیشبرد گرایشهای نو و متفاوت در نویسندگی کرد. او در شرح حال خود به نام «سالها، مردم، زندگی»، به بررسی موضوعات متفاوت (مثلاً هنر غربی) و همچنین کسان بسیاری (مثلاً نویسندگانی که در تصفیه‌های دهۀ 1930م جان باختند) پرداخت که معمولاً برای مؤلفان شوروی مضامین مناسبی نبودند. این نگرش در 1963م او را گرفتار سانسور رسمی دستگاه کرد؛ اما ارنبورگ تا هنگام مرگ در محافل ادبی شوروی همچنان مطرح باقی ماند
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You