Hiweb

ابوریحان بیرونی و خیام پیشگامان نظریه خورشید مرکزی

ابوریحان بیرونی و خیام پیشگامان نظریه خورشید مرکزی

نویسنده:
حق تکثیر: دانشمند، ش 547، اردیبهشت ماه 1388

» کتابناکهای مرتبط:
نجوم کروی
طبیعیات
Formation of the Solar System

نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 10
4.1 / 5
با 35 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 19
۱۳۹۱/۰۲/۲۶


پاسخنگارش دیدگاه
f@rh@d
Pro Member
نقل قول از smabtahi:
فرقی که وبل دورانت و راسل با امثال ما دارند این است که حدسیات خود خود را بدون مدرک قطعی در کتابهایشان بنویسند ... از یک حدس ساده برای یک افتخار کوچک به تمدن غرب نمی گذرند. برای ویل دورانت همین یک افتخارک هم مهم است . و البته چون یک غربی و از نژاد سفید است حدسیاتش هم برای ما شرقیها در حکم سند و مدرک است!


رازی بزرگترین طبیب، بیرونی بزرگترین جغرافیدان، ابن هیثم بزرگترین دانشمند نورشناس و جابر بن حیان
بزرگترین شیمیدان این دوران بوده‌اند. اکنون جهان مسیحی دربارة این پنج نام چیز زیادی نمی‌داند و این
قضیه نشان محدودیت افق و غفلت ما از مطالعة تاریخ قرون وسطی است.
یک نکته را نیز باید بگوییم که
علوم اسلامی به اقتضای قرون وسطی به اوهام آلوده بود و اهمیت آن، به جز علم نورشناسی، در زمینة
ترکیب نتایج بیشتر بود تا در کشفیات تازه و تحقیقات منظم؛ مع ذلک،‌ در علم شیمی، که بزرگترین ابزار و
مایة تفاخر عقل نو به شمار است، روش علمی تجربی را نفوذ داد. راجر بیکن، که پانصد سال پس از جابر
بن حیان این روش را به اروپا شناسانید، آن را از مسلمین اسپانیا اقتباس کرده بود و ایشان نیز به نوبة خود
از شرق اسلامی دریافت کرده بودند.

ویل دورانت، عصر ایمان، مترجمان: ابوطالب صارمی، ابوالقاسم پاینده، ابوالقاسم طاهری، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ویراسته دوم، چاپ چهارم، 1373، ص 319.

بد نیست پیش از اظهار نظر در مورد اشخاص کمی هم تحقیق کنیم.
نقل قول  
پیشگام این نظریه خیام یا ابوریحان نیست.اریستارخوس ساموسی قرن ها پیش این نظریه را مطرح کرده بود که مورد توجه واقع نشد و ارسطو هم نهایتا ردش کرد.
نقل قول  
کتاب هایه خـــــــیام رو ب همه پیشنهاد میکنم چ بزرگ و چ کوچک بحث سن مطرح نیست-بخوانید و دانسته بمیرید
نقل قول  
hamid math
Member
خورشید مرکزی را نمیدانم اما گرد بودن زمین به صورت تجربی توسط اراتوستن محاسبه شد ،

روش کارش را با سرچ ساده پیدا کنید
هرچند متعصبین تا قرن ها نپذیرفتند



- قابل توجه کسانی که یونان را سیاه و تمدن ایران را سفید میبینند -

نقل قول  
eh sun
Member
این مقاله پر از اشتباهات علمی و تاریخیه که وقت نمیکنم یکی یکی بگمشون. فقط یه نکته مهم بگم و اونم اینه که ما باید تاریخ علم و تاریخ فناوری را با هم قاطی نکنیم. از طرفی نظریات فلسفی و علمی هم از هم مستقلند...
نقل قول  
ctr2006
Member
نقل قول:
آیا به راستی چنین کاری بسیار ارزشمند تر از امثال نظریه دالتون - که آن هم خود فلسفی بود و هیچ اطلاعی در مورد ماهیت اتم نمی داد - نیست؟

واقعاکه دوست عزیز:
دالتون نظریه ای را که در مورد اتم مطرح کرد کاملا تجربی بود (بد نبود حداقل کتاب شیمی دبیرستان را بهتر می خواندید) البته در گذر زمان برخی از نتایج دالتون اصلاح شده است
نظریه گردش زمین به دور خورشید نیز نه بر اساس دین و فلسفه و.... توسط یونانی ها زده شد بلکه کاملا مشخص است که بر اساس علم محاسباتی و ریاضی این صحبت ها را کردند
البته علاوه بر یونانیان برخی دیگر تمدن ها نیز مثل مصری ها و چینی ها نیز در سال های اخیر (تکرار می کنم سال های اخیر) آثاری به وجود امده که شاید از این موضوع با خبر بودند البته هنوز قطعی نشده
نقل قول:
بیاییم با خودمان صادق باشیم. عقب ماندگی های استعماری ما در این چند سده اخیر باعث شده است با دیدن غرب احساس بی هویتی کنیم.
علم شرقی و غربی نیست. آری. اما انسان شرقی و و انسان غربی بوسیله داشته های علمی خود در تاریخ تمدن متمایز می شوند.

من با خودم صادق هستم قبلا از ویل دورانت دوستان برای شما گفتند از تمدن شرق به قول ویل دورانت شرق گهواره تمدن است در کتاب وی از بابل و مصر و سومر و حتی ایران زیاد نوشته شده است
نظر شریعتی را نیز قبول ندارم گذشته یک قوم نه آن قوم را مهتر می کند نه کهتر
قبلا با شما بسیار گفته شده
خود ایرانیان در دوره هخامنشی زیاد از یونانیان بهره بردند و یونانیان زیاد از ایران و دیگر تمدن ها و.........
علم تاریخ علمی پیوسته است که فاکتور های زیادی در علت رخ داد های گذشته نقش دارند
به هرحال شما ذهنیت خاص خود را دارید که مهترین علت شکل گیری آن صدا و سیمای ایران و نهاد های مشابه است و کاری با آن نمی توانم کنم
تاریخ را بی طرف و بی تعصب و معتبر بخوانید
کار صحیحی نیست که صحبت کردن در مورد بزرگان فلسفه در یونان غرب زدگی یا واژه های مشابه خطاب شود
البته غلو کردن در مورد تمدن یونان را منکر نمی شوم ولی بحث من و دیگر دوستان چیز دیگری بود
وقایعی هم مانند انقلاب صنعتی اروپا و پیشرفت چشمگیر علم و صنعت و..... در قرون اخیر را نباید در شرق جست و جو کرد
متاسفانه شرق همیشه می گوید داشتم
جناب داشتیم داشتیم حساب نیست داریم داریم حساب است
امروزه هم بسیاری از شرقی ها به گذشته خود افتخار می کنند البته نه برای احیا کردن جنبه های مثبت ان بلکه برای نژاد پرستی به دیگران
شاد باشی
نقل قول  
smabtahi
Member
نقل قول:
با یه مثال صحبتما کاملتر کنم: نظریه اتمی توسط دموکریتوس و لوسیپوس(یونان باستان) داده شد اما اون یه نظریه علمی نبود و عملا ارزشی نداشت تا زمانی که یک نظریه علمی اتمی توسط دالتون و... داده شد


اگر چه این سخن صحیح است که صرف نظرات فلسفی را به هیچ وجه نمی توان علم نامید، اما باید دقت کرد زمانی که تجربه و اندازه گیری می تواند از یک فرض نتایج قابل پیش بینی تولید کند، باید آن را به علم پذیرفت. اما این درد بزرگی است که که ادعاهای یونانیان باستان و حدسیاتشان برای ما مدرک علمی محسوب می شود.

کمترین سندی در خصوص اینکه نظریه خورشید مرکزی متعلق به یونانی ها است وجود خارجی ندارد. اظهارات امثال آریستاخوس هم فقط بر پایه تخلیلات فلسفی بوده بدون کمترین اندازه گیری. صرفا یک تخیل. این تصور به قدری سست بوده که خود بطلمیوس که از اولین یونانی هایی است که علم را با تجربه توام می کند در مورد آن می گوید:

"اگر زمین به دور خورشید گردش کند ، در این صورت امتداد رویت ستاره گان باید در طول سال تغییر کند ." سوالی بسیار منطقی که جوابش را در تخمین فواصل ستارگان و سرعت نور جستجو کرد، کاری که در توان ابزار های آن روز نبود.
بطلمیوس حتی موفق شد با دقت بسیار زیادی خسوف و کسوف را محاسبه کند. با همان نظریه زمین مرکزی. لذا بطمیوس واقعا یک دانشمند بوده است و نظراتش قابل پیگیری.
همین رفتار را بیرونی دارد در تایید اسطرلاب ابوسعید سجزی که البته اطلاعات زیادی در موردش در دست نیست. اما یک مدرک قطعی به ما می دهد، و آن اینکه برای اولین بار سیستم خورشید مرکزی به صورت اندازه گیری شده و قابل پیش بینی در آمده است. بدون شک اسم چنین دانسته هایی علم تجربی است. کاری که نه آریستاخوس و نه دیگر یونانیها انجام دادند. آیا به راستی چنین کاری بسیار ارزشمند تر از امثال نظریه دالتون - که آن هم خود فلسفی بود و هیچ اطلاعی در مورد ماهیت اتم نمی داد - نیست؟
وقتی پای اندازه گیری و تجربه به وسط می آید علم از فلسفه جدا می شود. پس به طور قطع فلسفه سازی را نباید به پای علم نوشت.
البته برای یک غربی بسیار خوشحال کننده است که مستقیما پلی از یونان به رنسانس بکشد.
ما هم به عنوان شاگردان وفادار آنها ، حتما باید آریستاخوس و کپرنیک را بشناسیم. اما واقعا چند نفر از ما ابوسعید سجزی را می شناختیم؟

بیاییم با خودمان صادق باشیم. عقب ماندگی های استعماری ما در این چند سده اخیر باعث شده است با دیدن غرب احساس بی هویتی کنیم.
علم شرقی و غربی نیست. آری. اما انسان شرقی و و انسان غربی بوسیله داشته های علمی خود در تاریخ تمدن متمایز می شوند.
باز هم همان سخنان دکتر شریعتی..
نقل قول  
eh sun
Member
با یه مثال صحبتما کاملتر کنم: نظریه اتمی توسط دموکریتوس و لوسیپوس(یونان باستان) داده شد اما اون یه نظریه علمی نبود و عملا ارزشی نداشت تا زمانی که یک نظریه علمی اتمی توسط دالتون و... داده شد
نقل قول  
eh sun
Member
فعلا که یکم ازین مقاله را دیدم پر از اشتباه بود، مثل انتساب نظریه مدارهای بیضوی سیارات به کپرنیک(مدار های بیضوی از کپلر بود). اما کلا بگم که کپرنیک خورشید مرکزی را فرض کرد نه اثبات. مورخان علم معتقدند که کپرنیک آخرین نظریه پرداز ارسطویی بوده نه اولین نظریه پرداز فیزیک کلاسیک. نظریه کپرنیک هم اصلا درستر یا قویتر از زمین مرکزی نبوده. در حقیقت اولین نظریه "درست" توسط کپلر و با داده های تیکو براهه داده شده. خورشید مرکزی قبل از کپلر نظریه ای اشتباه و ناکارامدتر از زمین مرکزی بوده
نقل قول  
f@rh@d
Pro Member
نقل قول:
فرقی که وبل دورانت و راسل با امثال ما دارند این است که حدسیات خود خود را بدون مدرک قطعی در کتابهایشان بنویسند ... از یک حدس ساده برای یک افتخار کوچک به تمدن غرب نمی گذرند. برای ویل دورانت همین یک افتخارک هم مهم است . و البته چون یک غربی و از نژاد سفید است حدسیاتش هم برای ما شرقیها در حکم سند و مدرک است!

البته مدارک را هم راسل و هم دورانت در کتابهای خود ذکر کرده اند. نمی دانم چه اصراری بر این است که این منابع را غیر معتبر نشان دهیم!
و ویل دورانت نویسنده کتاب مشرق زمین گاهواره تمدن هم می باشد. نام کتاب به تنهایی گویا هست و نیازی به توضیح بیشتر نیست که در آن چه می توان خواند و چه ستایشهایی که از تمدن های مصر و بابل و هند و... کرده است و در آن متذکر شده که جهان غرب داشته های خود را وامدار شرق است.
نقل قول  
دوستان خواهش میکنم از ارایه نظرهایی که بر پایه "تئوری توطئه" میباشد خودداری نمایید
اولا علم متعلق به نوع بشر میباشد و شرقی و غربی ندارد
دوما مسلم است که اگر نظریات دانشمندان ما در دنیای امروز مطرح نمیباشد به دلیل کم کاری خود ما در دفاع از اندیشمندانمان است نه توطئه غربی ها!
سوما ما حصل علم امروز نتیجه تلاش های همه دانشمندان شرق و غرب است . چندی پیش در یک مقاله خارجی میخواندم که گالیله در ارایه نظریه خورشید محوری از نظریات خواجه نصیرالدین طوسی
نیز کمک گرفته است که البته در این مقاله به آن اشاره ای نشده است.
موفق باشید:-
نقل قول  
smabtahi
Member
نقل قول:
اتفاقاً سند و مدرک مشخص در کتابهای
تاریخ فلسفه غرب نوشته برتراند راسل جلد اول
و
تاریخ تمدن جلد دوم (یونان باستان) نوشته ویل دورانت
آمده دوستان می توانند به این دو کتاب که در کتابناک هم موجود است مراجعه کنند


البته علم میراث مشترک همه بشری است. هندی و چنینی و ایرانی و یونانی و رومی و مصری و... همه حق دارند اما رازی هست که ملت هایی نقش خود را در دانش بشری بزرگ می دانند و برخی هم ترجیح می دهند داشته های خود را تحقیر کنند.
فرقی که وبل دورانت و راسل با امثال ما دارند این است که حدسیات خود خود را بدون مدرک قطعی در کتابهایشان بنویسند ... از یک حدس ساده برای یک افتخار کوچک به تمدن غرب نمی گذرند. برای ویل دورانت همین یک افتخارک هم مهم است . و البته چون یک غربی و از نژاد سفید است حدسیاتش هم برای ما شرقیها در حکم سند و مدرک است!

اما ما سند مشخص کتابهای ابوریحان پیش روی ما است اما ترجیح می دهیم در آن تردید کنیم و یا آن را کوچک بشماریم.
ای کاش ابوریحان نامش جک یا فیلیپ بود. ای کاش به جای بیرون خوارزم، زاده ونیز یا کلن بود.

..
خدا رحمت کند دکتر شریعتی را ..
"چقدر ما را تحقیر کردند !
در تصورمان نمی گنجد که عرضه انجام کار کوچکی را داشته باشیم ! این قدر نسبت به شخصیت خودمان بی ایمانیم و کوچکیم
و مسلما نسل و آدمی که خودش ، خودش را کوچک شمارد «کوچک» هم هست. برای اینکه بتوانی دیگری را به صورت برده خودت تسلیم کنی ، اول باید تحقیرش کنی ! به نحوی که خودش با ور کند از نژاد و خواندان پست است ! آن وقت است که می آید به بردگی تو و پناه می آورد به اربابی تو ! مگر با ما جهان سومی ها شرقی ها مسلمانان چه کردند؟ اول مذهبمان ، ادبیاتمان ، فکرمان ، گذشته ی مان ، تاریخ مان و اصلا نژادمان و همه چیزمان را چنان تحقیر کردند که ما نشستیم خودمان ، خودمان را مسخره کردیم و در عوض خودشان را آنقدر برتر و عزیز تر و بالاتر نشان دادند که به ما باوراندند تا اینکه ادای آنها را در بیاوریم شبیه آنها راه برویم و حرف بزنیم.
بچه وقتی مادرش میراندش ، دعوا و تحقیرش می کند برای اینکه از حمله مادر در امان بماند به خود مادر پناه میبرد. ملت برتر یا آدم برتر برای اینکه ،ملت یا آدمی را به تسلط خویش بکشد تحقیرش می کند که او برای اینکه از مسیر تهمت ها و تحقیر ها فرار کند ، به دامان خود او پناه می برد و خودش را به شکل او در می آورد ، این است که بعضی چیز ها برای فرنگی ها یک کالای مصرفی است ! اما برای ما یک کالای مصرفی نیست یک چیز سمبلیک است ! پانزده درصد تمام اروپایی ها از سمفونی کلاسیک لذت می برند ، اما ایرانی ها ، همه ی شان لذت می برند چرا ؟ برای اینکه آن سمبل یک ذوق برتر است یک فرنگی به سادگی می گوید دوست ندارم ، اما یک شرقی ناچارا می شنود و باید "به به" هم بگوید .
این ها همه به خاطر این است که ایمان به خویش را از دست داده ایم ...." ( خودآگاهی و استحمار)

آفرین بر همه کسانی که نشان دادند بسیار آزاد اندیش هستند.
آری ما مستحق تحقیر بیش از اینها هستیم. اگر ایرانی واقعا نژاد باهوش و بالیاقتی بود، هرگز ضرب المثل مرغ همسایه غاز است را نمی شناخت...
نقل قول  
ctr2006
Member
دوست عزیز:
کسی منکر تمدت در ایران باستان و ایران قرون سوم تا پنجم هجری نشد
همانطور که اشاره کردید در کتاب سوزی ها و حملات مختلف آن آثار از میان رفته است مثلا عمل سزارین نه به خاطر رستمینه شاهنامه فردسی بلکه به خاطر عمل سزاز مورد توجه قرار گرفت و در سراسر جهان رواج دارد
عمل قرنیه چشم نه به خاطر تمدن شهر سوخته بلکه به خاطر دانشمند امروز رخ می دهد
اتم در قرون اخیر در اروپا مورد بررسی قرار گرفت و بررسی هایی که شما فرمودید پایه چنین علمی نبود
مشخص هست یونانیان در مورد اختر شناسی خوب فعال بودند
تاریخ را باید بی طرفانه و بی غرض خواند
ویل دورانت در کتاب تمدن خود از مصر و بابل و ایران و سومر و فنقیه و..... بسیار گفته است در مورد یونان نیز گفته است که اینان هر یک از هم چیزهایی وام گرفتند و نقشی در دنیای امروز ما باعث شدند
گردش زمین به دور خورشید احتمالا توسط برخی از اقوام دیگر نیز کشف شده بود
نقل قول  
میکرولب
Publisher
کار را آن کرد که تمام کرد ؛ فقط "گالیله"
نقل قول  
mey63
Pro Member
دوستان عزیز نمیشه کاملا دقیق گفت که تمدن یونان و روم این نظریه وجود داشته بعد از حمله اسکندر و کتاب سوزان و بعد از حمله اعراب و کتاب سوزان و باز هم بعد از حمله چنگیز و کتاب سوزان ما از نظریه های دوران قبل از اسلام زیاد اطلاع نداریم اگر اطلاع داشته باشید در شهر سوخته در سیستان و بلوچستان ادمی را پیدا کرده اند که روی او عمل قرنیه ی چشم در حدود 3000 سال پیش انجام گرفته . ما قبل از اسلام در تمامی علوم در سطح بالایی بوده ایم . عمل سزارین رو که همه شنیده اید جالبیش اینجاست که این عمل در شاهنامه بسیار عالی گفته شده وقتی رستم رو از شکم رودابه با این چنین عملی خارج میکنن و در ایران بسیار رایج بوده .وقتی مادر سزار میخواسته سزار را بدنیا بیاورد با این چنین عملی و توسط پزشک های ایرانی که در این کار تبحر خاصی داشته اند بدنیا میاید و جالبیش اینجاست که بنام سزار سزاریون نامیده میشود!!! ذیمقراطیس را هم که میشناسید کسی که نظریه داد که تا که اندازه میشود شیی را تقسیم کرد وگفت این تقسیم باید حدی داشته باشد و نمیتوان جسمی را تا بی نهایت تقسیم کرد پس آمد حدی برای این تقسیم قائل شد و اسمش را اتم گذاشت به معنی غیر قابل تقسیم. البته جای اون الان در قرن بیست و یکم خالی هستش چون اون قدر ذرات جدید کشف شده که فیزیک دانان ذرات ترجیح میدن کشاورز باشن تا فیزیک دان، حالا جالبیش اینجاست که استاد ذیمقراطیس یک ایرانی بنام کوروش سپیدمه بوده که خود از آن به سیروس سپیتاما نام برده است. کوروش پسر عمه ذیمقراطیس بوده که در زمانی که در آتن سفیر ایران بود خاطراتش را برای ذیمقراطیس تعریف کرد که حاصل نگارش آن کتابی شد که امروزه به نام آفرینش میشناسیم. در ضمن ذیمقراطیس در (460قبل از میلاد) زندگی میکرده. و هزاران چیز دیگر که هنوز پنهان مانده است
من نمیگم ایران سرآمد تمدن باستان بوده ولی نظرم اینه که با اطمینان نمیشه گفت که این نظریه قبلا در یونان و روم اثبات شده همان طور که گفتم ما از کتابخانه های قبل از حمله های پی در پی هیچ اطلاعی نداریم تا با اطمینان نظر بدیم
نقل قول  
f@rh@d
Pro Member
نقل قول:
هرگز سند مشخصی در خصوص ارتباط این نظریه با یونان و روم ارائه نشده نشده است.


اتفاقاً سند و مدرک مشخص در کتابهای
تاریخ فلسفه غرب نوشته برتراند راسل جلد اول
و
تاریخ تمدن جلد دوم (یونان باستان) نوشته ویل دورانت
آمده دوستان می توانند به این دو کتاب که در کتابناک هم موجود است مراجعه کنند.
نقل قول  
ctr2006
Member
نقل قول:
هرگز سند مشخصی در خصوص ارتباط این نظریه با یونان و روم ارائه نشده نشده است.

اشتباه می کنید مدارک آن موجود است
نقل قول:
ا شدت شیفتگی به غرب و احساس زبونی و حقارت باعث می شود که داشته های خود را کوچک بشماریم.

چنین نیست
حتی قبل از گالیله کوپرنیک نیز به این موضوع پی برده بود البته بسیاری از دانشمندان غربی از سایر علم دانشمندان غربی استفاده کرده اند
ابوریحان بیرونی بعد از زوال ایران علمش محو شد و یادی از وی نشد درواقع بسیاری از رخ داد های علم در غرب که به شرق رفت ریشه در خود غرب دارد
البته برخی مثل ابو علی سینا در پزشکی نقش زیادی در طب غربی تا چند سده قبل داشت ولی باز نیز در پزشکی جهش علمی بسیار بسیار بیش از دوران ابوعلی سینا است که شرق نقشی در آن نداشته است و خود ابوعلی سینا مانند بسیاری از دانشمندان طب اسلامی و ایرانی از علم پزشکی بقراط بهره ها بردند
در مورد اختر شناسی شکی نیست که ایران باستان و ایران در اوایل قرون اسلامی نقش زیادی داشت ولی اختر شناسی امروز بیشتر یافته های غربی است تلسکوپ هابل و بسیار دیگر کشف کهکشان های دیگر و سیارات دیگر و جهش های بزرگی علمی مثل شناخت بیگ بنگ و سیاه چاله ها و.......... همگی از آثار غرب است
در مورد تاریخ و علم باید بی تعصب بود نه شرقی نه غربی فقط یک گزارشکر بی طرف
نقل قول  
smabtahi
Member
نقل قول:
البته پیش از این که این دو مرد چشم به جهان باز کنند در تمدن یونان و روم، این نظریه وجود داشت


حتماهمینطور است!
مگر می شود ایرانیها و مسلمانها و اساسا شرقیها صاحب واقعی علم باشند؟
حتما باید گفت یونان و روم از آنها جلتر بوده اند.
چون هر چه باشند. یونان و روم هستند. ملتهای برتر و نژاد های برتر!

هرگز سند مشخصی در خصوص ارتباط این نظریه با یونان و روم ارائه نشده نشده است.
تنها شدت شیفتگی به غرب و احساس زبونی و حقارت باعث می شود که داشته های خود را کوچک بشماریم.
آری. مرغ همسایه غاز است.
نقل قول  
sinohezag
Member
البته پیش از این که این دو مرد چشم به جهان باز کنند در تمدن یونان و روم، این نظریه وجود داشت
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You