Hiweb-->

فلسفه ی الهی افلاطون

فلسفه ی الهی افلاطون

نویسنده:


موضوعی که برخی از متفکران و فلاسفه را به اندیشه و بحث واداشته، قابلیت تفسیر فلسفه یونان به عنوان یک فلسفه ی الهی است.
در این مقاله با رجوع مستقیم به آثار افلاطون،و ارائه ی تفسیر و تطبیقی مختصر، فضای کلی فلسفه ی افلاطون از این منظر،بررسی و تحلیل شده،و با استناد به متن عبارات افلاطون، نشان داده می شود،که فلسفه ی افلاطون، نه تنها یکی از الهی ترین فلسفه های عالم اندیشه است،بلکه مادر و سرچشمه ی تمامی تفکرات اصیل الهی است.

حق تکثیر: www.noormags.com

» کتابناکهای مرتبط:
دین و چالش های جهان امروز
تمهیدات
درباره ی مسئله ی یهود

نسخه ها
PDF
حجم: 50 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 20
4.4 / 5
با 35 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 17
۱۳۹۱/۰۲/۱۸


پاسخنگارش دیدگاه
nitmaramtin
Member
نقل قول:
بله خوانده ام. و زیاد این حرف برایم قابل پذیرش نیست،سقراط تمایلی به بحث و همراهی با جوانان زیبارویی مانند الکبیادس داشت(منو شما هم ممکن است داشته باشیم این به معنی همجنس بازی است؟!)،اما اینکه این به معنی همجنس بازی(به معنی رابطه ی جنسی و فحشا) باشد،حاشا و کلا! (برای توضیح بیشتر حرفهای الکبیادس در رساله ی ضیافت ص 54 و 55 را با دقت بخوان،نسخه پی دی افش،ترجمه فروغی)

دوست عزیز
در ان زمان و در ان مکان رسم بوده که مردان هم با یکدیگر ارتباط داشته باشن . در رساله ی ضیافت امده که سقراط از رابطه داشتن با الکبیادس امتناع می کند . من هم سقراط را نگفتم ، افلاطون را گفتم . این را هم در یکی از کتاب های فروید خواندم . (من در این مورد حرفم را پس می گیرم . چون که خب فکر می کنم می بینم حرف شما درست است !
من فقط می خواستم به تفاوت فرهنگی اشاره کنم .
نقل قول:

اصلا عوام، سقراط را به خاطر این می خواستند بکشند،که منکر خدایان اساطیری یونان شده بود!(به مجلس دفاعیه سقراط رجوع کنید)
جناب ویل دورانت در تاریخ فلسفه ص 11 چاپ علمی-فرهنگی در مورد سقراط می نویسد:
«او برای خود دین خاصی داشت،و معتقد به خدای یگانه بود، و با فروتنی امیدوار بود،که مرگ او را از میان نخواهد برد»
اما در مورد افلاطون من توضیحی نمی دهم،چرا که مقاله ی بالا در توضیح همین معنی آپلود شده است،به آن مراجعه فرمایید.

اما در همان اپولوژی خود سقراط ادعا می کند که به خدایان باور دارد و او خرمگسی است که خدایان برای بیداری مردم فرستاده است .
به افلاطون بیشتر می خورد به خدای یگانه باور داشته باشد تا سقراط. به نظرم این عقیده ی افلاطون است نه سقراط !
نقل قول  
poorfar
Publisher
نقل قول:
رساله ای که از ان می گویید رساله فادون است که ادر همین رساله هم نوشته شده که افلاطون به علت مرضیی نتوانسته در مجلس مرگ ! سقراط شرکت کند

سلام دوست گرامی
بله رساله فیدون یا فادون است،که اسمش را از یاد برده بودم، اما چون من این رساله را دارم،و خوانده ام به ترجمه ی مرحوم فروغی، جایی این حرفی که شما زدید را ندیدم، و از آنجا که افلاطون و عده ای دیگر می خواستند پیشنهاد فرار با کشتی را به سقراط بدهند، و شرح گفتگوها کاملا آمده خیلی عجیبه به نظرم که در آن مجلس نبوده باشد! آن هم روز مرگ مراد و مرشدی که بسیار دوستش می داشت!
نقل قول:
در ضمن خدایی که افلاطون و سقراط از ان می گویند بسیار متفاوت تر از خدای ادیان ابراهیمی است .

متفاوت بوده است،اما نه به این تفاوتی شما بهش قائلید، هر دو به جاودانگی نفس،حیات پس از مرگ، و خدای قادر واحد حاضر و ناظر اعتقاد داشتند.
نقل قول:
کلا سقراط و افلاطون با چیزی که ما می شناسیم بسیار متفاوتند . مثلا ایا می دانستید افلاطون همجنسگرا بوده ؟

بله خوانده ام. و زیاد این حرف برایم قابل پذیرش نیست،سقراط تمایلی به بحث و همراهی با جوانان زیبارویی مانند الکبیادس داشت(منو شما هم ممکن است داشته باشیم این به معنی همجنس بازی است؟!)،اما اینکه این به معنی همجنس بازی(به معنی رابطه ی جنسی و فحشا) باشد،حاشا و کلا! (برای توضیح بیشتر حرفهای الکبیادس در رساله ی ضیافت ص 54 و 55 را با دقت بخوان،نسخه پی دی افش،ترجمه فروغی)
نقل قول:
ایا رساله ی ضیافت را خوانده اید تا ببینید سقراط و افلاطون هم به خدایان اساطیر یونان باور داشتند ؟

اصلا عوام، سقراط را به خاطر این می خواستند بکشند،که منکر خدایان اساطیری یونان شده بود!(به مجلس دفاعیه سقراط رجوع کنید)
جناب ویل دورانت در تاریخ فلسفه ص 11 چاپ علمی-فرهنگی در مورد سقراط می نویسد:
«او برای خود دین خاصی داشت،و معتقد به خدای یگانه بود، و با فروتنی امیدوار بود،که مرگ او را از میان نخواهد برد»
اما در مورد افلاطون من توضیحی نمی دهم،چرا که مقاله ی بالا در توضیح همین معنی آپلود شده است،به آن مراجعه فرمایید.
نقل قول  
nitmaramtin
Member
نقل قول:
چون انتقاد به من وارد است گفتم توضیحی بدهم!
اولا سقراط از خود کتابی نداشته،و تمامی حرفهایی که از سقراط به جا مانده در کتاب های دیالکتیکی ای است که افلاطون نگاشته، بنابراین ما افکار سقراط و افلاطون را به هیچ عنوان نمی توانیم،به صورت قطعی،از هم جدا کنیم! چرا که افلاطون در تمام کتاب ها از زبان سقراط حرفهای خود را بیان می کند.
ثانیا در این مجلس که روز مرگ سقراط یا همان مراسم جام شوکران است،افلاطون نیز حاضر بوده،و اصلا در یکی از رساله ها که اسمش را یادم نیست،شرح حال این مجلس را نوشته.
و از آنجا این دو استاد و شاگرد هر دو به نظر حقیر الهی بودند،و از هم غیر قابل تفکیکند(من خودم هیچوقت نمی توانم ادعا کنم مطالبی که افلاطون در کتابهایش از زبان سقراط می نویسد واقعا از خود اوست یا سقراط؟!)، و این عکس بسیار گویای مفاد اندیشه ی الهی در سقراط اسـت،حقیر اشکالی ندیدم که از این عکس استفاده کنم!
یا حق

دوست عزیز ، رساله ای که از ان می گویید رساله فادون است که ادر همین رساله هم نوشته شده که افلاطون به علت مرضیی نتوانسته در مجلس مرگ ! سقراط شرکت کند

در ضمن خدایی که افلاطون و سقراط از ان می گویند بسیار متفاوت تر از خدای ادیان ابراهیمی است .
کلا سقراط و افلاطون با چیزی که ما می شناسیم بسیار متفاوتند . مثلا ایا می دانستید افلاطون همجنسگرا بوده ؟
ایا رساله ی ضیافت را خوانده اید تا ببینید سقراط و افلاطون هم به خدایان اساطیر یونان باور داشتند ؟
ب
نقل قول  
poorfar
Publisher
نقل قول:
دوستان گرامی من بی خبرم اما عکس کتاب اشتباه نکنم مجلس شوکران سقراط است نه افلاطون

چون انتقاد به من وارد است گفتم توضیحی بدهم!
اولا سقراط از خود کتابی نداشته،و تمامی حرفهایی که از سقراط به جا مانده در کتاب های دیالکتیکی ای است که افلاطون نگاشته، بنابراین ما افکار سقراط و افلاطون را به هیچ عنوان نمی توانیم،به صورت قطعی،از هم جدا کنیم! چرا که افلاطون در تمام کتاب ها از زبان سقراط حرفهای خود را بیان می کند.
ثانیا در این مجلس که روز مرگ سقراط یا همان مراسم جام شوکران است،افلاطون نیز حاضر بوده،و اصلا در یکی از رساله ها که اسمش را یادم نیست،شرح حال این مجلس را نوشته.
و از آنجا این دو استاد و شاگرد هر دو به نظر حقیر الهی بودند،و از هم غیر قابل تفکیکند(من خودم هیچوقت نمی توانم ادعا کنم مطالبی که افلاطون در کتابهایش از زبان سقراط می نویسد واقعا از خود اوست یا سقراط؟!)، و این عکس بسیار گویای مفاد اندیشه ی الهی در سقراط اسـت،حقیر اشکالی ندیدم که از این عکس استفاده کنم!
یا حق
نقل قول  
تردید
Member
jonhmarx و dark_shadow
سپاس دوستان گرامی دارم کم کم به خودم امیدوار می شوم
نقل قول  
dark_shadow
Member
بله. این نقاشیِ "مرگ سقراط" ، اثر ژاک لویی داوید است!
نقل قول  
jonhmarx
Member
نقل قول:
دوستان گرامی من بی خبرم اما عکس کتاب اشتباه نکنم مجلس شوکران سقراط است نه افلاطون
بله همین طور است!
نقل قول  
تردید
Member
دوستان گرامی من بی خبرم اما عکس کتاب اشتباه نکنم مجلس شوکران سقراط است نه افلاطون
نقل قول  
jonhmarx
Member
البته مهمل درست است !
نقل قول  
حمزه
Member
همتون مهبل میگید شما هنوز خودتون رو هم نمیشناسید. همه ی عقایدتون (فقط ژست) فقط
همه چیز کاملا روشنه
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You