Hiweb

نیرنگستان - تایپ شده

نیرنگستان - تایپ شده

به اهتمام: فرهاد ابراهیمی
صادق هدایت، افکار، نظریات و آثارش شناخته شده‌تر از آن است که دوباره از آنها یاد شود. گفتنی‌های مربوط به این کتاب را هم، به زیبایی هرچه تمامتر خود هدایت در دیباچه آن آورده. بسیاری از نکات این اثر را نیز، در نوشته‌ها و داستان‌های هدایت به روشنی می‌توان پیدا کرد. با این حال شاید ذکر چند نکته لازم باشد.
نخست نام نیرنگستان است، همان‌طور که به آن اشاره شده در ادبیات پهلوی و پازند مجموعه‌ای هست به نام «نیرنگستان» که پاره‌ای از نوشته‌های اوستایی با گزارش و توضیح پهلوی آن گردآمده است. «نیرنگ واژه پهلوی است به معنی آیین دینی و نیایش و دعا. پارسیان به جای این واژه، کلمه گجراتی «کیریا» (در سنسکریت «کِریا») را بکار می‌بردند. در عربی «نیرنج» (جمع آن «نیرنجیات») معرب همین واژه پهلوی است. بسیاری از نیایش‌های کوتاه دین مزداپرستی نیرنگ نامیده می‌شود؛ چنان که نیرنگ آتش، نیرنگ کشتی بستن، نیرنگ دست شو و جز آن. این نیایش‌ها را دارای تأثیر فوق عادتی تصور می‌کرده و برای رفع پیشامدهای ناخوشایند و زشت و گزند رویدادها در هر مورد، نیرنگ ویژه‌ای داشته‌اند که بسیاری از آنها در کتابهای روایت (روایات داراب هرمزدیار و جز آن) گردآوری شده است. از آن جمله است نیرنگ حاجت خواستن، نیرنگ بیماری، نیرنگ ناخوشیِ گوسفند، نیرنگ سر درد، نیرنگ تب بستن، نیرنگ برای دفع شرّ دزد و نیرنگ برای آسان کردن زایمان زن دشوار زای. در سنت ایرانیان، نیرنگ از نیایش‌های مشکل‌گشای بسیار کهن بوده است. نیرنگ از جمله واژه‌های دینی زرتشتی است که پس از اسلام تغییر معنی داده و از آن سحر و جادو و طلسم و شعبده و افسون و حیله اراده کرده‌اند و بطور عام این واژه و ترکیب‌های آن ماننده نیرنگ‌باز، نیرنگ‌بازی و نیرنگ بکار بردن به معنی حیله، حیله‌گر، حیله‌گری و حیله در کار آوردن است.»
آنچه پیداست نزدیک به هشتاد سال از نشر نخست این کتاب می‌گذرد، در پی آن زنده‌یاد احمد کسروی نیز در دفتر پندارها به این گونه افکار و خرافات تاخته و با آنها به مبارزه پرداخته است؛ ولی متأسفانه نظیر بسیاری از این خرافات و شاید هم بیش از آن دوره با تغییر نام در جامعه فعلی ما رواج دارد و هنوز ریشه‌کن نشده است؛ و هر روزه شاهد انتشار کتاب‌هایی نظیر انواع طالع‌بینی، فال‌گیری، تعبیر خواب و... در جامعه هستیم. باشد که انتشار دوباره این کتاب گامی باشد هرچند کوچک برای حل این مشکل.

حق تکثیر: آزاد

» کتابناکهای مرتبط:
رؤیابین
با پلک های بسته
مسخ

نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 116
4.6 / 5
با 86 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 16
۱۳۹۱/۰۱/۱۴


پاسخنگارش دیدگاه
f@rh@d
Pro Member
نقل قول از dfghdg:
سانسور شدست یا نه?

چرا باید سانسور شده باشه؟
چرا چنین فکری به‌ذهن ما می‌رسه؟
این کتاب مدت‌ها چاپ نشده بود.
این نسخه هم از روی نسخه انتشارات جاویدان نسخه‌برداری شده، علاوه بر اینکه از منابع مختلف ریشه‌ی بسیاری از باورها را استخراج کرده‌ام و در پاورقی آورده‌ام.
نقل قول  
dfghdg
Member
سانسور شدست یا نه?
نقل قول  
mohsen2443
Member
فقط برای دانلود
این چه وضعیه؟
نقل قول  
درخت میوه که بار ندهد دو نفر با بیل و تبر و تیشه می روند پای آن یکی از آنها تشر می زند به درخت و بلند می گوید این درخت را باید کند میوه نمی دهد.و پای درخت را بیل می زند.دیگری ضامن می شود جلو می آید و دست او را نگه می دارد و می گوید : این دفعه را ببخش اگر سال دیگر میوه نداد آنوقت ببر .
درخت می ترسد و سال دیگر بار می دهد.

نیرنگستان
صادق هدایت
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
نزدیک جوگرا در سالنگور باغچه ای از درختان کلا وجود دارد و در روز خاصی روستاییان در آنجا جمع میشوند.
یکی از جادوگران تبری برمیدارد و چند ضربهٔ دقیق به تنهٔ بی بارترین درخت میزند و میگوید 《حالا میوه میدهی یا نه؟ اگر ندهی ، می اندازمت.》درخت به این پرسش از دهان مرد دیگری که در همان نزدیکی از درخت دیگری بالا رفته است (از درخت کلا نمی توان بالا رفت) پاسخ میدهد《چرا ، حالا میوه میدهم ، خواهش میکنم مرا قطع نکن.》همینطور در ژاپن برای بارور کردن درخت دو مرد به باغی میروند.
یکی از درختی بالا میرود و دیگر با تبری در دست پای درخت می ایستد.
مرد پایینی از درخت میپرسد که آیا سال بعد بار خواهد داد و تهدیدش میکند که اگر بار ندهد قطعش میکند.
مرد بالای درخت بجای درخت جواب میدهد که بار فراوان خواهد داد.
شاید شگفت آور بنماید که این نوع باغداری مشابه دقیقی در اروپا دارد.
در شب کریسمس روستایی اسلاونی و بلغاری تبری را تهدید کنان به سوی درخت میوهٔ بی باری تکان میدهد و مرد دیگری وساطت کنان میگوید《قطعش نکن ، این بار دیگر میوه میدهد.》سه بار تبر تکان میخورد و سه بار وساطت آن مرد جلوی ضربه را میگیرد.
از آن پس درخت هراسیده یقیناً سال بعد میوه میدهد.

شاخه ی زرین (پژوهشی در جادو و دین)
جیمز جرج فریزر
نقل قول  
farzinkhanloo
Member
تنها مرگ است که دروغ نمیگوید
بوف کور-صادق هدایت
نقل قول  
اشی مشی
Member
نوع نگاه هدایت من رو یاد شخصیت زن بینا در کتاب کوری(ژوزه ساراماگو) میندازه!...
خیلی سخت و دردناکه که آدم چیزهایی رو ببینه و حس کنه که دیگران نمیبینن یا از نظرشون عادیه!
آدم تنهاییش گود میشه!...
هدایت نمیتونست ادای کور ها رو دربیاره, خوب پس چشمهاش رو برای همیشه بست.......
نقل قول  
پيشي
Member
صادق هدایت یکی از نویسندگان پر قدرت ایران است قبل از خواندن کتاب های صادق بایدنوشته های دیگر نویسندگان کلاسیک را خواندبعد به سراغ کتاب های صادق رفت زیرا درک افراد با خواندن این جورکتاب هابالا می رود وبهتر مطالب این نویسنده ی بزرگ را می فهمد
نقل قول  
نقل قول از دخترحوا:
دوستان من به صادق هدایت احترام خاصی میذارم ولی دوست دارم یک چیز رو بدونید



نقل قول از دخترحوا:
آقای هدایت یک ایرانی ازخود باخته بود وعاشق غرب بخصوص فرانسه بود ایشون درکتابهاش از فرهنگ ما بیزاری میجست

از خود باخته دقیقا یعنی چه ؟ این خود چه مفهومی دارد ؟ اتفاقا هدایت جز معدود افرادی بود که توانست خود و افکار خود (بهتر بگویم خاص خود را ) در مقابل فرهنگ عوامانه و جمعی حفظ کند و به نوعی به فردیت برسد در مقابل فردی مثل جلال آل احمد که نویسنده درجه سه ای بیش نبود و تند تند رنگ عوض می کرد. جلال یک خود باخته بود نه هدایت.
اول) عاشق غرب بودند مگر اشکالی دارد ؟ مگر یک غربی که عاشق فرهنگ شرق می شود مثل هانری کربن را مجازات می کنید که بخواهید یک شرقی را که عاشق فرهنگ غرب می شود را این گونه تخریب کنید. کسی که عاشق چیزی می شود حتما وجوه مثبتی در آن می بیند . دوم)اینکه هدایت را در نامه هایش که مینویسد به راحتی می تون شناخت اول یک شیفتگی به فرهنگ فرانسوی دارد ولی بعد در می یابد که آسمان همه جا یک رنگ است . سوم) هدایت نه تنها غرب زده نبود بلکه عرب زده و اسلام زده هم نبود دغدغه اصلی او را می توان ایران باستان دانست .و اتفاقا هدایت یکی از بزرگترین کمک ها را به فرهنگ فولکلور ایران کرد . دیگر کی پیدا می شود داستان داش آکل و اوسانه و مازیار بنویسد
نقل قول از دخترحوا:
ایشون حتی دوست نداشت درقبرستان مسلمونا دفن کنند

خب که چی مثلا یکی زرتشتی باشد دوست ندارد در قبرستان مسلمانان دفن شود؟؟؟؟ مسلما هدایت مسلمان نبود . طوری حرف می زنید که انگار تا به امروز ایرانی غیر مسلمان و یا حتی بی خدا ندیده اید.
این کلمه حتی در جمله شما واقعا بسیار رنج آور است .


نقل قول  
dark_shadow
Member
مهم نیست صادق هدایت که بود و چه کرد. مهم این است که هدایت حقیقت را نوشت یا دروغ را؟
نقل قول  
rain_rainy71
Pro Member


با تشکر از فرهاد دوست گرامی

هدایت و اثارش را دوست دارم

روحش شاد
نقل قول  
dark_shadow
Member
به تمام دوستان پیشنهاد میکنم این کتاب را بخوانند.خیلی از خرافاتی که در این کتاب گردآوری شده ، همچنان رواج دارند.

روح صادق هدایت شاد.
R.I.P
نقل قول  
تردید
Member
نقل قول:
مید به اینکه دیگر نسک های پهلوی بویژه ارداویراف نامه, ماتیکان گجستک اوبالیش, دینکرت, بندهشن و... بشه در کتابناک دریافت کرد.
نقل قول  
13361336
Member
کارتان کارستان فرهنگیست موفق باشید
نقل قول  
درود وسپاس بر شما یادش گرامی باد
نقل قول  
kian777
Member
زنده باد......

سپاسگزارم.

امید به اینکه دیگر نسک های پهلوی بویژه ارداویراف نامه, ماتیکان گجستک اوبالیش, دینکرت, بندهشن و... بشه در کتابناک دریافت کرد.
نقل قول  
فقط می خواستم به مناسبت این کتاب 19 فروردین که 3 ، 4 روز دیگه است و سالگشت خودکشی هدایته یادآوری کنم .
جایی خوندم که دولت آبادی گفته بود همه ی ما از تاریکخانه ی هدایت بیرون آمدیم . بی اینکه یک ذره شک کنم می گم قطعا همین بوده .
چوبک ، آقا بزرگ ، گلستان ، جلال ، صادقی و تمام آباء قصه نویسی ما زیر تاثیر به شدت قدرتمند هدایت نوشتند یا نوشتن آموختند .
الانم همینه ما اگه چهار تا قصه نویس به دردبخور از نسل های بعدتر داریم اونام آدمو یاد هدایت می ندازن عباس معروفی اگر چه معروفه که در برابر گلشیری دو زانو می نشسته اما بیش از همه منو دچار اون غربت هدایت زده می کنه . یا محمد رضا کاتب یا همین رضا قاسمی نازنین.
می دونین کلا انگار آدم تو این ملک به هر کی که می رسه که سرش به تنش می ارزه دچار همون کابوسای هدایت گونه است همون فضای کافکایی و این خوب یعنی همون حرف دولت آبادی که همه ی ما از زیر شنل هدایت بیرون آمده ایم.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You