Hiweb

کاروانی با خنیاگران

نویسنده:
سروده ی " یدالله مفتون امینی "
ترجمه از زبان ترکی آذری : علیرضا ذیحق


بخشی از"پای آتشْْ گاه " ، نخستین فصل کتاب " کاروانی با خنیاگران " که ترجمه ی فارسی منظومه " عاشیقلی کروان " مفتون امینی می باشد :
شامگا هان بود و زمستان .
برف و بوران ، سفید و دیوانه سر،
جان می سودند
بر شاخه ها
و کاهگِلِ دیوارها ،
نه تکانی بود نه ندایی
زوزه ی سگ ها
در گوشِ جان بود .
از پل ، آن نیم شکسته ی آویزان
گذشتیم و گاهِ رسیدن ،
جز سوسویی چند
دهکده خاموش بود .
از اسب ها به زیر آمدیم
ودرروشن فانوس
تادم پله ها
که می خورد به بالاخانه ای قدیم
کرختی های دست و پامان را
با خود کشیدیم .
- سلام ، سلام یاران ! سر افراز کردید! چه خبر از راه ها ، بیراهه ها؟ باروبندیل ها و کاروان کو؟
- حالا مپرسید که وقتش نیست ! ای زیبا رفیقان، آتش بیاورید ، گُل های آتش !
............

» کتابناکهای مرتبط:
دریا هنوز آرام است
زنان بی گذشته
پدر - عزرائیل

نسخه ها
PDF
حجم: 1002 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 48
3.7 / 5
با 105 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 2
۱۳۸۸/۰۵/۲۹


پاسخنگارش دیدگاه
royar
Member
كتاب خوبى است
نقل قول  
lalehjoon
Member
مرسی از شما
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You