Hiweb

نسخه ها
PDF
حجم: 409 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 115
MP3
نسخه صوتی کتاب فرشته ها خودکشی کردند  توسط marzieh7745
4.5 / 5
با 438 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 37
۱۳۸۸/۰۵/۱۹


پاسخنگارش دیدگاه
Btaraf
Pro Member
جای مرا خالی بکن وقت هم آغوشی
از بچه ای که سقط کردی در فراموشی
از شوهرت از هر نفس از سردی لبهات
جای مرا خالی بکن در گوشه ی شبهات
بیدار شو از خرخرش در اوج تنهایی
و گریه کن با یاد من وقت خودارضایی
حس کن مرا و ذوب شو در داغی دستم
بگذار تا دنیا بداند هستی و هستم

سید مهدی موسوی
نقل قول  
mahi_mooli
Member
نقل قول از hr498:
قرصی کنار لیوان، تیغی درون دستم
آن ریسمان که دیدی، بر طاق من ببستم

باز است لوله گاز، نزدیک آن نشستم
نزدیک من نیائید، من مست مست مستم

جرأت نداشت ماشه، راه گلوله بستم
از بام بی هیاهو، بر فرش کوچه جستم

من قبح خودکشی را، در خانه مان شکستم

من هم یک بار شکستم اما ناکامانه!!!!!حیف اونهمه قرص!
نقل قول  
noir
Member
قرصی کنار لیوان، تیغی درون دستم
آن ریسمان که دیدی، بر طاق من ببستم

باز است لوله گاز، نزدیک آن نشستم
نزدیک من نیائید، من مست مست مستم

جرأت نداشت ماشه، راه گلوله بستم
از بام بی هیاهو، بر فرش کوچه جستم

من قبح خودکشی را، در خانه مان شکستم

نقل قول  
از توی شعرای جدید واقعا زیبا شعر میگه!
نقل قول  
hoshimo
Member


عقاب عاشق خانه! بدون پر برگشت.
غریب رفت، غریبانه‏تر پدر برگشت.
رسید و دستش را، روی زنگ خانه گذاشت.
طلوع کرد دوباره ستاره ای که نداشت!
دوید مادر و در چشم‏های او نِگریست؛
-«سلام... » بعد در آن بازوان خسته گریست.
که تشنه است کویری که در تنش دارد؛
که هفت سال و دو ماه است که عطش دارد؛
« کدام سِحر، کدامین خزان اسیرت کرد؟
کدام برف به مویت نشست و پیرت کرد؟
که هفت سال غم انگیز بی‏صدا بودی؛
چقدر خواندمت امّا... بگو کجا بودی؟!
همین‏که چشم گشودم به... مرد خانه نبود،
رسید نامه ات امّا... نه! عاشقانه نبود؛
حدیث غمزه‏ی لیلا و مرگ مجنون بود،
رسید نامه ات امّا وصیّت خون بود.
نگاه کن پسرت را که شکل درد شده؛
که هفت سال شکست‏ست تا که مرد شده!
که رفت شوکت خورشید و سایه‏ها ماندند،
تو کوچ کردی و با ما کنایه ها ماندند؛
که هیچ حرف جدیدی به غیر غم نزدیم؛
فقط کنایه شنیدیم و -آه!- دم نزدیم؛
نمرده بودی و پر می‏زدند کرکس‏ها،
به خواستگاری من آمدند ناکس‏ها!
شکنجه دیدی و این‏جا از عافیت گفتند،
نمرده بودی و صد بار تسلیت گفتند.
تمام شهر گرفتار ترس و بیم شدند،
تو زنده بودی و این بچّه‏ها یتیم شدند.
هر آن‏که ماند گرفتار واژه‏ی «خود » شد،
تو رفتی از برِ ما و هر آنچه می‏شد، شد!!
به باد طعنه گرفتند کار مَردَم را،
سکوت کردم و خوردم صدای دردم را.
منی که مونس رنج دقایقت بودم،
سکوت کردم و ماندم... که عاشقت بودم!! »
نگاه کردم و دیدم پدر سرش خم بود،
نه! غم نداشت، پدر واقعاً خود غم بود!!
پدر شکستن ابری میان هق هق بود،
پدر اگر چه غریبه، هنوز عاشق بود.


از مهدی موسوی
به مناسبت ساگرد بازگشت اسرا
نقل قول  
hichkasa25
Member
... از بهترین شعر های دوران حاضر ...
نقل قول  
rain_rainy71
Pro Member


bahooneh دوست عزیز ممنونم

من تا آنجا که یادمه شعر پست مدرنیسم نخوندم البته بجز شعرهای آقای سبحان ..........

جالب بود
نقل قول  
rahshad
Pro Member
درود بر شما دوست نازنین برای اپلود این کتاب زیبا
نقل قول  
setayeshbano
Member
نسخه صوتی صرفا یک قطعه کوتاه موسیقی بود و دیگر هیچ!!!!
ولی انصافا شنیدن شعرهایش، با بیان خاص و گاه سوزناک شخص دکتر مهدی موسوی چیز دیگری است... گویی همه ی آن جسارت و سماجت و اقتدار و اعتراض و گاه بغض های نهفته را همزمان با هم به شنونده انتقال می دهد ...
نقل قول  
banoo0
Member
نسخه صوتیش مشکل داره عزیز.....
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You