Hiweb

در آستانه

نویسنده:
این دفتر شعر شامل 27 شعر میباشد

حق تکثیر: تهران: نگاه‏‫، ۱۳۹۱.‬

» کتابناکهای مرتبط:
چنگ‌اندازی به پوچی
رقصی چنین
اشک مهتاب

نسخه ها
PDF
حجم: 157 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 40
MP3
نسخه صوتی کتاب در آستانه - 1  توسط koohsar62
MP3
نسخه صوتی کتاب در آستانه - 2  توسط koohsar62
MP3
نسخه صوتی کتاب در آستانه - 3  توسط koohsar62
MP3
نسخه صوتی کتاب در آستانه - 4  توسط koohsar62
MP3
نسخه صوتی کتاب در آستانه - 5  توسط koohsar62
MP3
نسخه صوتی کتاب در آستانه - 6  توسط koohsar62
MP3
نسخه صوتی کتاب در آستانه - 7  توسط koohsar62
MP3
نسخه صوتی کتاب در آستانه - 8  توسط koohsar62
MP3
نسخه صوتی کتاب در آستانه - 9  توسط koohsar62
4.5 / 5
با 536 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 17
۱۳۸۶/۰۷/۱۸


پاسخنگارش دیدگاه
0000000
Pro Member
باز هم دوم امرداد و باز هم یاد بامداد ما...
فرصت کوتاه بود و سفر جانکاه بود
اما یگانه بود و هیچ کم نداشت.


این روزها اندیشه اش بیشتر و بیشتر باور دارم...آنجا که از دشواری وظیفه انسان بودن میگوید...سخت است ببینی که جهل و عصبیت مدرن هر بار از آستینی بیرون می آید و جان انسانها را بی هیچ بهانه تباه میکند...امثال نتانیاهو و مشعل که انسانها را قربانی توهماتشان میکنند ...داعشی که جهل و عصبیت را روسفید کرده...اوکراین و روسهای که تیر حماقت شان بر پیکر مسافران بی گناه هواپیما مالزی مینشیند و هزاران هزار مورد دیگر....
یادت جاوید ...
نقل قول  
تاویار
Member
باید استاد و فرود آمد
بر آستان دری که کوبه ندارد،
چرا که اگر به گاه آمده باشی دربان به انتظار توست و
اگر بیگاه به در کوفتنت پاسخی نمی آید.
کوتاه است در،
پس آن به که فروتن باشی.
آئینه ای نیک پرداخته توانی بود
آنجا.
تا آراستگی را
پیش از در آمدن
در خود نظر کنی
هر چند که غلغله آن سوی در زاده توهم توست نه انبوهی مهمانان،
که آنجا
تورا
کسی به انتظار نیست.
که آنجا جنبش شاید،
اما جمبنده ای در کار نیست:
نه ارواح و نه اشباح و نه قدیسان کافورینه به کف
نه عفریتان آتشین گاو سر به مشت
نه شیطان بهتان خورده با کلاه بوقی منگوله دارش
نه ملغمه بی قانون مطلق های متنافی.-
تنها تو
آنجا موجودیت مطلقی،
موجودیت محض،
چرا که در غیاب خود ادامه می یابی و غیاب ات
حضور قاطع اعجاز است.
گذارت از آستانه ناگذیر
فروچکیدن قطره قطرانیست در نامتناهی ظلمات:
((-دریغا
ای کاش ای کاش
قضاوتی قضاوتی قضاوتی
درکار درکار درکار
می بود.))-
شاید اگرت توان شنفتن بود
پژواک آواز فرو چکیدن خود را در تالار خاموش کهکشانهای
بی خورشید-
چون هرست آوار دریغ
می شنیدی:
((-کاشکی کاشکی
داوری داوری داوری
درکار درکار درکار درکار...))
اما داوری آن سوی در نشسته است،بی ردای شوم قاضیان.
ذاتش درایت و انصاف
هیئتش زمان.-
و خاطره ات تا جاودان جاویدان در گذرگاه ادوار داوری خواهد شد...
نقل قول  
تردید
Member

انسان
دشواری وظیفه است
نقل قول  
0000000
Pro Member
بعد از یکسال دوباره در سال گشت رهایی جسم بامداد ما شعرش را می نویسم:


فرصت کوتاه بود و سفر جانکاه بود
اما یگانه بود و هیچ کم نداشت.
نقل قول  
0000000
Pro Member



فرصت کوتاه بود و سفر جانکاه بود
اما یگانه بود و هیچ کم نداشت.
نقل قول  
golale
Member
مرسي...
ممنون عالییییی
نقل قول  
MIMZ
Member
یاد شاملوی بزرگ گرامی باد
نقل قول  
bookless
Member
شاملو و نیما از نون شبم واجبترن
نقل قول  
ehsanbaghy
Member
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
نقل قول  
دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
روزگار غریبیست نازنین
روزگار غریبیست . . .
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You