Hiweb

نامه به یک الاغ

نویسنده:

الاغ جون!
من برخلاف کسانی که برای تو تره هم خرد نمی کنند، به تو کلی ارادت دارم.
به تو ... به نبوغ تو... به فهم همه جانبه تو- به درک اجتماعی تو به جهان بینی تو .... باور کن کلی ارادت دارم !
از طرف دیگر به زندگی مرفه تو، به آرامش خاطر تو، به خونسردی تو در مقابل حوادث ، به مهارت تو در خرکردن دیگران ، به قدرت هنرپیشگی تو در تجلی خریت مصلحت آمیز ... به همه اینها تا سر حد جنون حسادت می ورزم ...
تصادفی نیست که تصمیم گرفته ام این چنین صمیمانه با تو چند کلامی درد دل کنم ... نه اطلا هیچ تصادفی نیست ...
دلم می خواست لحظه ای چند خریت مصلحت آمیز خودت را کنار می گذاشتی ، مرا همچون خودت خر می پنداشتی وهمانطور ساده و خرکی به دردهای بی درمان من گوش می دادی ...

» کتابناکهای مرتبط:
چلچراغ(با خود بودن ها)
براده های عشق
دیوان سید همایون شاه عالمی

نسخه ها
PDF
حجم: 95 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 3
4.5 / 5
با 152 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 37
۱۳۹۰/۰۴/۱۹


پاسخنگارش دیدگاه
عالی بود کاروهمیشه خوب بوده
نقل قول  
در جهان ، "کارو" یکی ست !

روح پاک اش را درود باد..

با سپاس از مدیریت محترم و تیم زحمت کش کتابناک
نقل قول  
عالی بود،فوق العاده حقیقت زندگی فی الحال همینه...
نامه جالبی بود!
نقل قول  
اسم خیلی جالبی داره من نخوندمش تا حالا ولی مشخصه که جالبه از نظرات ددوستان لذت بردم و تصمیم دارم همین الان خوندنش رو شروع کنم ممنون بخاطر ابن کتاب....
نقل قول  
soheiliakbar
Member
بیا و خری رهاکن
« روزی به رهی مرا گذر بود --- خوابیده به ره جناب خر بود
از خر تو نگو که چون گهر بود--- چون صاحب دانش و هنر بود
گفتم که جناب در چه حالی؟--- فرمود که وضع باشد عالی
گفتم که بیا خری رها کن--- آدم شو و بعد از این صفاکن
گفتا که برو مرا رها کن--- زخم تن خویش را دوا کن
خر صاحب عقل و هوش باشد--- دور از عمل وحوش باشد
نه ظلم به دیگری نمودیم--- نه اهل ریا و مکر بودیم
راضی چو به رزق خویش بودیم--- از سفرۀ کس نان نه ربودیم
دیدی تو خری کشد خری را؟--- یا آنکه برد ز تن سری را؟
دیدی تو خری که کم فروشد ؟--- یا بهر فریب خلق کوشد ؟
دیدی تو خری که رشوه خوار است؟--- یا بر خر دیگری سوار است؟
دیدی تو خری شکسته پیمان؟--- یا آنکه ز دیگری برد نان؟
دیدی تو خری حریف جوید؟--- یا مرده و زنده باد گوید؟
دیدی تو خری که در زمانه ---خرهای دیگر پیش روانه؟
یا آنکه خری ز روی تزویر--- خرهای دیگر کشد به زنجیر؟
هرگز تو شنیده ای که یک خر--- با زور و فریب گشته سرور؟
خر دور ز قیل و قال باشد--- نارو زدنش محال باشد
خر معدن معرفت کمال است--- غیر از خریت ز خر محال است
تزویر و ریا و مکر و حیله--- منسوخ شدست در طویله
دیدم سخنش همه متین است--- فرمایش او همه یقین است
گفتم که ز آدمی سری تو--- هرچند به دید ما خری تو
بنشستم و آرزو نمودم--- بر خالق خویش رو نمودم »
با تشکر از کتابناک خرشناس!
نقل قول  
علی 45
Member
عنایت کرده وکتاب را خواندیم :خوشمان امد دستور دادیم آن را سیف کنند
نقل قول  
alireza3799
Member
نقل قول از neb70:
نقل قول از alireza3799:با با ما ارادت خاسی به موسیو خر داریم چون هم رو غن داره همه کاره هم وقتی حسنی توی دهه شلم رود تنهابود براش با ناز و عدا میگفت اخه من تمیزم پیش همه عزیزم.....جناب خر قربون اون روغن نابت(روغن عالغ)قربون اون اسم نازت.......
بازم قربون اون پمادت

چی، پس معلومه تا حالا کبابی نرفتی!!


تا دلت بخواد...ولی یه دفعه که رفتیم صا حب کبابی حالیش شد با کی طرفه درست حسابی ازمون پذیرایی کرد(بیچاره شیشه ی ویترینش)یخورده یخچالش رو هم ناز کردیم (خودش رو کشیدیم به سیخ صاحب کبابی رو میگم)جای شما حسابی خالی
نقل قول  
مبینا 2
Member
نقل قول از هدیه95:
ی سوال مگه خر ما رو خر میکنه؟

عزیزم بستگی داره اون یکی از همون ((ما))بخواد از خر الهام بگیره یا نگیره!
نقل قول  
neb70
Member
نقل قول از alireza3799:
با با ما ارادت خاسی به موسیو خر داریم چون هم رو غن داره همه کاره هم وقتی حسنی توی دهه شلم رود تنهابود براش با ناز و عدا میگفت اخه من تمیزم پیش همه عزیزم.....جناب خر قربون اون روغن نابت(روغن عالغ)قربون اون اسم نازت.......
بازم قربون اون پمادت

چی، پس معلومه تا حالا کبابی نرفتی!!
نقل قول  
مبینا 2
Member
نقل قول از alireza3799:
با با ما ارادت خاسی به موسیو خر داریم چون هم رو غن داره همه کاره هم وقتی حسنی توی دهه شلم رود تنهابود براش با ناز و عدا میگفت اخه من تمیزم پیش همه عزیزم.....جناب خر قربون اون روغن نابت(روغن عالغ)قربون اون اسم نازت.......

بازم قربون اون پمادت


اااااااااااا....
تو هنو شعر حسنی رو بلدی؟
من هیچ وخ یادش نگرفتم به خاطر همینم دیگه کسی برام نخوند
راستی یکم از اطلاعاتتم بده ما بهره ببیریم داداش علی!
نقل قول  
alireza3799
Member
با با ما ارادت خاسی به موسیو خر داریم چون هم رو غن داره همه کاره هم وقتی حسنی توی دهه شلم رود تنهابود براش با ناز و عدا میگفت اخه من تمیزم پیش همه عزیزم.....جناب خر قربون اون روغن نابت(روغن عالغ)قربون اون اسم نازت.......

بازم قربون اون پمادت

نقل قول  
thesaurus
Member
«آدمی است از پی کاری بزرگ// گر نکند، اوست حماری بزرگ»

امیر خسرو
نقل قول  
هدیه95
Member
ی سوال مگه خر ما رو خر میکنه؟
نقل قول  
azinaba
Member
واقعا عالی بود.
من به جناب خر ارادت زیادی دارم اما خیلی خوشحالمم که آدمم و هیچی آدم نمیشه مطمئن باشید این خر گل که همگی سم بوسش هستید هم آرزو یه آدم بودن داره.

اما در مورد فرشته یه عدالت حق رو به کارو جان میدم.چون حرف حق جواب نداره.
نقل قول  
amirmahdi72
Member
واقعا زیبا نوشته شده
ایول داره
ممنون از نویسندش
نقل قول  
ابشار
Member
با ارادت تام به خر تو خر گرام.مثل اینکه هرچی کتاب با عناوین خره گوش شمارو میجونبونه دورادور سم بوستان هستم
نقل قول  
sobhesahari
Member
عجب خر تو خری شده این جناب خر.....
نقل قول  
marziye1
Member
تو شهر ما خرا مرفه نیستند چه شهر خوبی داریددددددددددددددددد.
نقل قول  
مثل اینکه اصفهانی می دونستن خر چه موجود بزرگیه که بعد از هر یه کلمه حرفشون با مخاطبشون اونو خره صدا میکنن.
نقل قول  
321fast
Member
چه کسانی با الاغها درگیر میشوند؟
نقل قول  
poorfar
Publisher
تقدیم به همه ی الاغان محترم! (مخصوصا جناب خر تو خر که عکس یک خر را برای خویشتن برگزید):
روزی به رهی مرا گذر بود
خوابیده به ره جناب خر بود
از خر تو نگو که چون گهر بود
چون صاحب دانش و هنر بود
گفتم که جناب در چه حالی؟
فرمود که وضع باشد عالی
گفتم که بیا خری رها کن
آدم شو و بعد از این صفاکن
گفتا که برو مرا رها کن
زخم تن خویش را دوا کن
خر صاحب عقل و هوش باشد
دور از عمل وحوش باشد
نه ظلم به دیگری نمودیم
نه اهل ریا و مکر بودیم
راضی چو به رزق خویش بودیم
از سفرۀ کس نان نه ربودیم
دیدی تو خری کشد خری را؟
یا آنکه برد ز تن سری را؟
دیدی تو خری که کم فروشد ؟
یا بهر فریب خلق کوشد ؟
دیدی تو خری که رشوه خوار است؟
یا بر خر دیگری سوار است؟
دیدی تو خری شکسته پیمان؟
یا آنکه ز دیگری برد نان؟
دیدی تو خری حریف جوید؟
یا مرده و زنده باد گوید؟
دیدی تو خری که در زمانه
خرهای دیگر پیش روانه؟
یا آنکه خری ز روی تزویر
خرهای دیگر کشد به زنجیر؟
هرگز تو شنیده ای که یک خر
با زور و فریب گشته سرور؟
خر دور ز قیل و قال باشد
نارو زدنش محال باشد
خر معدن معرفت کمال است
غیر از خریت ز خر محال است
تزویر و ریا و مکر و حیله
منسوخ شدست در طویله
دیدم سخنش همه متین است
فرمایش او همه یقین است
گفتم که ز آدمی سری تو
هرچند به دید ما خری تو
نقل قول  
khar tu khar
Publisher
تو سرگذشت من نبود جز غم و دلشکستگی
عمری گذشت و از تنم هنوز نرفته خستگی
از دست روز و روزگار خسته و دلگیر شدم
تا چشم بهم گذاشتم دیدم که خر پیر شدم
نقل قول  
khar tu khar
Publisher
آی عرعرا ، آی عرعرا
آهای خرا ، آهای خرا
دست بردارید از این کارا
دل بکّنید از این سرا
برید بسوی ماورا
نقل قول  
nilufar abi
Member
خیلی زیبا وپرمحتوا نوشته شده
نقل قول  
khar tu khar
Publisher
عرعر ، عرعر
من خر ، تو خر
همگی مفتخر
نقل قول  
khar tu khar
Publisher
من برخلاف کسانی که برای تو تره هم خرد نمی کنند، به تو کلی ارادت دارم.
نقل قول  
harzandi
Member
سلام الاغ جون...
خوش به حالت الاغ جون...
من هنوز آدمم
نقل قول  
گل یخی
Member
همینه دیگه می گن خر یعنی بزرگواری
نقل قول  
nuno89
Member
خیلی زیبا وپرمحتوا نوشته شده
مرسی
نقل قول  
ctr2006
Member
رمان کوتاه و زیبایی بود و فونت خوبی داشت این رمان چند صفحه ای زیبا بود
کاش ما هم می توانستیم گاهی مثل خرها بی تفاوت باشیم و زندگی کنیم
گاهی چیزهایی می دانیم و چیزهایی شنیدیم و کاری از دستمان بر نمی آید که سرنوشت ما مثل سرنوشت شخصیت ذکر شده در داستان هست
داستان خوبی بود
نقل قول  
چشم
Member
شاید زیباترین و ساده ترین نامه ای بود که میخوندم تا حالا فکر میکردم فقط نامه های عاشقانه است که زیباست ولی حالا فهمیدم که به یه الاغ هم میشه نامه نوشت و باهاش درد و دل کرد
آفرین فکر خوبی بود
نقل قول  
hamed004
Member
خر همان خره فقط بالانش عوض کردند حالا بکو هستم نیستم_
نقل قول  
mohamad_mk
Member
خر هم واسه خودش شخصیت پیدا کرد
نقل قول  
sepi_k
Member
ممنون

نقل قول:

به زندگی مرفه تو، به آرامش خاطر تو، به خونسردی تو در مقابل حوادث ، به مهارت تو در خرکردن دیگران ، به قدرت هنرپیشگی تو در تجلی خریت مصلحت آمیز ... به همه اینها تا سر حد جنون حسادت می ورزم ...

خيلي جالب و قابل تامله . . .
نقل قول  
hediye
Member
"من که ادمم هرگز نبوغ شما الاغ ها رو ندارم که بتوانم خودم را بخریت بزنم... از این لحاظ،متاسفانه پروردگار کمال ظلم را درحق من روا داشته است..باری چون نمی توانم خود را به خریت بزنم،طبعا خیلی چیزها رو میفهمم...وچون می فهمم کاروبارمان شده تو سری زدن:یکی تو سر خودمان ویکی درمیان هم تو سر بخت بدبختی که داریم.."

این تیکش محشر بود
نقل قول  
Roya-ru70
Pro Member
الاغ جون!
وقتی بهت میگن خری ، سرت و بگیر بالا و به خودت افتخار کن!
سود رسانیه تو خیلی بیشتر از بعضی ازین مفت خورهای دو پاست.....
آره جانم


سپاس از آپلودر این کتاب
نقل قول  
ahadm
Pro Member
يكي از جمله هاي قشنگ اين نامه
الاغ ها خودشون رو به خريت زدند تا ادم نباشند
كارو فوقالعاده است و بي نظير
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You