رسته‌ها
آخرین روز یک محکوم
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 135 رای
نویسنده:
مترجم:
محمد قاضی
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 135 رای
✔️ آخرین روز یک محکوم، نام یک کتاب رمان کوتاه ادبی از ویکتور هوگو نویسندهٔ فرانسوی است؛ که برای نخستین‌بار در سال ۱۸۲۹ منتشر شد و یکی از آثار مشهور ادبی جهان به‌شمار می‌رود. این رمان تفکر مردی محکوم به مرگ را بازگو می‌کند. ویکتور هوگو این رمان را نوشت تا احساساتش را بیان کند که مجازات اعدام باید لغو شود.

مردی که در قرن نوزدهم در فرانسه توسط گیوتین محکوم به مرگ شده‌ است، در حالی که منتظر اعدام است، اندیشه و تفکرات، احساسات، و ترس خود را دربارهٔ اعدام می‌نویسد. نوشتهٔ او تغییر روحیهٔ خود را نسبت به جهان خارج از سلول زندان در طول زندان خود نشان می‌دهد و زندگیش را در زندان توصیف می‌کند، داستان با ورود یک کشیش به زندان برای طلب بخشش و توبه توسط زندانی و گفتگوهایی که بین آن‌ها به وقوع می‌پیوندد؛ ادامه می‌یابد. او نام او را به آنچه که او را به آن نام صدا می زدند (همچون، جنایت کار، قاتل، مجرم و ...) صدا نمی‌کند، اما به‌طور مبهمی اشاره می‌کند که او کسی را کشته است. در روز اعدام او دختر سه ساله خود را برای آخرین بار می‌بیند، اما او دیگر او را به رسمیت نمی‌شناسد و دخترش به وی می‌گوید که پدرش مرده است.
در این رمان، فردی که به اعدام محکوم شده‌است به شدت خواستار عفو و بخشش مردم است تا بتواند بار دیگر همچون یک شهروند خوب و به دور از جرم و جنایت به زندگی خود در کنار دخترش ادامه دهد، چرا که دخترش اکنون به جز او کسی را در این دنیا ندارد؛ اما مردم به شدت از وی متنفر هستند و خواستار آن هستند که هر چه زودتر او اعدام شود.
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
اسپارتاکوس
آپلود شده توسط: اسپارتاکوس
۱۳۹۰/۰۲/۱۰
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
189
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی آخرین روز یک محکوم

تعداد دیدگاه‌ها:
19
متاسفانه الان بخشی از ابتدای کتاب را با ترجمه انگلیسی تطبیق دادم و باید بگویم که مترجم از خود اضافاتی و یا کاستی‌ای در ترجمه قرار داده است. متن دقیق نیست. برای آنان که به دنبال خواندن آثار هوگو هستند توصیه میکنم که یک ترجمه بهتر را بیابند
به نظر من ، اگر کسی برای کشتن دیگری ، مدت مدیدی نقشه کشیده باشد و بعد ، نقشه خود را عملکی کرده باشد باید او را اعدام کرد ( مگر اینکه دیوانه یا کودک باشد که اصولا دیوانه یا کودک توان نقشه کشی ندارد ! ) ولی در سایر موارد که بر حسب اتفاق و از روی خشم یا سایر مسائل ( و به صورت ناخواسته ) کسی کشته می شود باید مجازات اعدام حذف و مجازاتی جایگزین در نظر گرفته شود . ( البته مجازات جایگزین هم باید به قدری سنگین باشد که این موضوع باب نشود که هر کسی عصبانی شد بزند دیگری را بکشد و خیالش از مجازات راحت باشد ! )
به خاطر دارم ده سال پیش این کتاب را خواندم، دوران فوق العاده ای بود و کاملا مسحور کتاب شدم انگار که برای امروز نوشته شده بود ، ویکتور هوگو در این کتاب نگاه انسانی عمیقی دارد وی در سخنرانی در مجمع قانون گزاری فرانسه 15 ژانویه 1850در برابر اعدام اعتراض می کند و تلاش های اولیه برای لغو این قانون وحشیانه را بر می دارد. خوانش و مطالعه این کتاب را به دوستان توصیه می کنم، دهم اکتبر روز جهانی مبارزه بر علیه اعدام گرامی باد.
داستان بسیار زیبایی از آخرین روزها و ساعات و دقایق یک محکوم به اعدام است از زبان خود محکوم. در ادامه این داستان، داستان "کلود ولگرد" نیز آمده است.
سلام من نمیدونم خانوم نونهالی که نقدشون رو آوردید جنبه ی انسانی رو چی معنی میکنن که میگن ''این کتاب فاقد جنبه ی انسانیه''!!!! چه جنبه ای میخواید انسانی تر از احساسات یک آدم. هوگو تو این کتاب خیلی عمیق احساسات یک ''انسان'' رو بیان میکنه. چطور ایشون تحت تاثیر قرار نگرفتن من نمیودنم!! این اثر ''فاقد حس روانشناسی فردی'' هست ؟؟؟!!!!!!! اینم که شخصیت ها نه اسم دارن نه معلومه جرم طرف چیه و .... به نظر من خودش یه سبک منحصر به فرد و شاهکاره از این نویسنده. به نظرم ایشون یه بار دیگه باید این کتاب رو با دقت بخونن. کتابناک خواهشا نقدها و توصیفاتی که از کتابا میذارید رو با دقت انتخاب کنید.
شبه خاطرات یک زندانی محکوم به اعدام. کسی که به اعدام با گیوتین محکوم شده و روزها را می شمارد. بی اغراق هر فکر و اندیشه ای که ممکن است به ذهن فردی در این شرایط برسد، هوگو در این داستان آورده است. این یعنی تطابق کامل با واقعیت. و همین امر باعث همذات پنداری عمیق خواننده با راوی می شود. نثری روان و ادبی با ترجمه عالی محمد قاضی. در زندان اگر پرنده ای به دستتان افتاد، حتمن بالش گل آلود است!
همسر ویکتور هوگو زن کم هوشی بوده وهیچ علاقه ای هم به شعر و ادبیات نداشته و کارهای شوهرش هم فقط از نظر مالی براش مهم بوده . هوگو از کودکی با آدل(زنش) دوست بوده و مادرشم خیلی مخالف ازدواج با چنین دختری بوده ولی این دو نفر به قدری عاشق هم بودند و با هم نامه نگاری مخفی می کنند که نهایت موفق به ازدواج می شوند :-)
اگر در سر یک ملت بذر دانش و اخلاق بکارید و آنها را آبیاری کنید حاصلخیز کنید، روشن کنید و تربیت کنید خواهید دید که دیگر نیاز به بریدن و به دار آویختن این سرهای نازنین نیست !
یکی از زیباتزین داستان های ویکتور هوگو ادم احساس میکنه که واقعا جای اون محکومه محکومی که مهم نیست جرمش چیه مهم محکوم بودنه
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.