Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

صبح روز کریسمس

صبح روز کریسمس

نویسنده:

داستان کوتاهی از فرانک اوکانر [(۱۷ سپتامبر ۱۹۰۳ - ۱۰ مارس ۱۹۶۶) نویسنده ایرلندی]
فرانک اوکانر با نام اصلی"مایکل فرانسیس اوکانر اوداناوان" داستان نویس و منتقد سرشناس ایرلندی در سال 1903 در شهر کورک دومین شهر مهم ایرلند پس از دابلین به دنیا آمد و شصت و سه سال عمر کرد. اسم اصلی‌اش مایکل او دو نو وان بود و این نام مستعار را بنا به ملاحظات شغلی در سازمان های دولتی برخود گذاشت. سال چهارم دبستان را که تمام کرد، والدینش تصمیم گرفتند از روی فقر و تنگدستی از مدرسه بیرونش بیاورند. طی آشوب‌های سیاسی سال های 1918 تا 1921 که به تشکیل دولت آزاد و جدید ایرلند انجامید، در ارتش جمهوری خواهان خدمت کرد. پس از برقراری صلح، نخست کتابدار شد و پس از چندی، سمت مدیریت تئاتر معروف «ابی» در دابلین را به عهده گرفت. در سال 1931 مجله‌ی ادبی آتلانتیک در آمریکا نخستین داستان کوتاهش را به چاپ رساند. در دهه 1950 به آمریکا رفت و در دانشگاه‌های نورت وسترن و هاروارد به تدریس ادبیات به ویژه ادبیات داستانی پرداخت و مدت مدیدی هم صبح روزهای یکشنبه در تلویزیون «سی بی اس» نی تشست و فقط داستان می‌خواند. اوکانر علاوه بر داستان‌نویسی، منتقد ادبی هم بود و در این زمینه دو کتاب معروف یکی به نام «آئینه در راه» (1956) مطالعه ای در باره ی رمان و دیگری «صدای تنها» (1963) مطالعه ای درباره‌ی داستان کوتاه نوشته است. کتاب «پادشاهان، مردها و مردمان عادی» مجموعه‌ی شعرهایی است که استادانه از زبان گالیک (زبان سلتی ایرلندی) به انگلیسی امروزی ترجمه کرده است. بیشتر داستان‌های کوتاه اوکانر براساس خاطره‌های ایام کودکی‌اش استوار است و او آن ها را با وسواس زیاد و به نثری روشن و پاکیزه نوشته است. نثر داستان‌های او بیشتر مطایبه آمیز و آمیخته با نوعی طنز انتقادی است و در عین حال از وسعت فکر و عمق اندیشه های انسانی بهره مند است. ویلیام باتلریتیس نویسنده و شاعر بزرگ ایرلند درباره ی او گفته است«باید اوکانر را چخوف ایرلند نامید.»..............

» کتابناکهای مرتبط:
شکوه قانون
سیاه مست
عقده ادیپ من

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 136 کیلوبایت
دریافت ها: 2529
تعداد صفحات: 11
4.1 / 5
با 25 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 3
۱۳۹۰/۰۱/۱۳


پاسخنگارش دیدگاه
Btaraf
Pro Member VIP
سانی گفت « مامان، بابانوئل فقط سراغ بچه هایی می‌ره که میتونن کلمه ها رو خوب هجی کنن، نه؟»
مادر با لحنی قاطع گفت: «راستش سراغ بچه ای می‌ره که حداکثر کوشش خودش رو کرده باشه، حالا چه خوب هجی کنه چه نکنه.»

آن وقت متوجه شدم چیزی که مادر را ناراحت می‌کند فرار از مدرسه نیست، بلکه چاخان های من است، اما به هر حال نفهمیدم چطور می‌شد بدون چاخان کردن از مدرسه جیم شد.

بابانوئل وقتی من در خواب بودم آمده بود و با برداشت کاملا" غلطی از رفتار من خانه را تر ک کرده بود، چون تنها چیزی که برای من گذاشته بود چند تا کتاب بسته بندی شده و یک قلم و یک مداد و یک پاکت شیرینی دوپنسی بود!

نقل قول  
mohsen rakhsh
Member
کتاب خوبی می باشد
نقل قول  
Rojaraiika
Member
سلام. مرسي از زحمتت.
كتاب خوبي بود كوتاه و گزيده و تاثيرگذار. اتفاقي كه در بيشتر خانواده هاي متوسط رو به پايين مي افته چه تو ايرلند باشه چه امريكا چه ايران چه هرجاي ديگه اي. اين احساسات فارغ از تفاوت فرهنگي مشتركه.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You