Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

بابا گوریو (بخش اول)

این کتاب توسط م. ا. به‌آذین و ادوارد ژوزف به فارسی برگردانده شده ‌است.

بابا گوریو (به فرانسوی: Le Père Goriot)، عنوان رمانی از انوره دو بالزاک نویسنده رئالیست فرانسوی است. او در سال ۱۸۳۳ نوشتن این رمان را آغاز نمود و کتاب در سال ۱۸۳۵ منتشر شد.
بابا گوریو، داستان تلاقی سرنوشت انسان‌های گوناگون است که در قالب شخصیت‌های مثبت و منفی عناصر سازنده داستان را تشکیل می‌دهند. بالزاک در این کتاب روایت ماجرایی را پیش می‌برد که حول زندگی جوان شهرستانی ساده‌دلی (اوژن دو راستینیاک) است که به پاریس آمده و در پانسیونی (پانسیون ووکه) که محل اقامت افراد گوناگون و غریبی است اقامت می‌کند. داستان در پاریس بورژوایی قرن نوزدهم رخ می‌دهد. روایت بالزاک در تشریح فضای ویژه این پانسیون و شخصیت پردازی افراد موثر داستان خواننده را به میان ماجراها می‌برد.
----------------
کوتاه درباره‌ی اثر و قصه‌ای که در آن می‌گذرد:


برخی خواسته‌اند،بابا گوریو را فقط داستان پدر بدبختی بدانند که دخترانش فداکاری مداوم و محبت بی‌دریغ او را با بدترین ناسپاسی و حق‌ناشناسی جواب می‌گویند.ولی این استنباط بسیار محدودی است از این اثر،که به حق در ردیف بزرگ‌ترین و قوی‌ترین شاهکارهای فن رمان‌نویسی جهان به شمار آمده است.

البته محبت سودایی گوریو،که هر بدی و زشتی را از ناحیه دختران خود به جان و لد تحمل می‌کند، و نقش چهره آنان را هم‌چنان پاک و تابناک در قلب خود نگه می‌دارد،در طول داستان با چیره دستی عجیبی تصویر شده و به نتیجه منطقی خود،به قربانی شدن پدر در پای هوس‌های خوخواهانه‌ی دختران، منتهی گشته است.ولی،به هر حال،داستان به همین خلاصه نمی‌شود.این‌جا به موازات سرگذشت کوریو داستان دیگری جریان دارد که کم‌تر از آن یک،شورانگیز نیست.و آن مواجهه یک جوان ساده شهرستانی است با زندگی پاریس، یا زندگی به طور اعم.

راستینیاک،جوان بیست‌و‌یک ساله،فرزند ارشد خانواده نجیبی است،که با درآمد یک قطه زمین کوچک،نسبتا به سختی امرار معاش می‌کند.او برای تحصیل در رشته حقوق به پاریس آمده است و می‌داند که سرنوشت خانواده پر جمعیتش به موفقیت او بسته است.راستینیاک می‌خواهد موفق شود،هر چه زودتر موفق شود.دو راه در پیش پای اوست…


بابا گوریو (بخش دوم)
http://ketabnak.com/comment.php?dlid=25053



حق تکثیر:
تهران : انتشارات امیرکبیر‏‫، ۱۳۹۱.‬

» کتابناکهای مرتبط:
بابا گوریو (بخش دوم)
گبسک رباخوار

نسخه ها
MP3
نسخه صوتی کتاب بابا گوریو (بخش اول)  توسط mehdi57
آواتار mehdi57
MP3
نسخه صوتی کتاب بابا گوریو -2  توسط mehdi57
آواتار mehdi57
MP3
نسخه صوتی کتاب بابا گوریو - بخش اول  توسط noir
آواتار noir
MP3
نسخه صوتی کتاب بابا گوریو - بخش دوم  توسط noir
آواتار noir
4.5 / 5
با 79 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 19
۱۳۸۹/۱۲/۱۹


پاسخنگارش دیدگاه
shaikh
Member
نقل قول از ketabkav:
بابا گوریو فقط با ترجمه زیبا و روان به آذین.


موافقم.
نقل قول  
یسنا خانم باز که زود قضاوت کردی...
نقل قول  
ketabkav
Member
بابا گوریو فقط با ترجمه زیبا و روان به آذین.
نقل قول  
نقل قول از vadedad:
انوره دو بالزاک" نویسنده رئالیسم است ولی شخصیتی رماتیک داشته است"

کتاب باباگوریو که انتقادی است به جامعه اشرافیت ، اوضاع وشرایط پاریس وطبقه سرمایه داری، فسادهای انسانهایی را بازگو میکند که فقط ظاهرشان کنت و کنتس است باطن وضمیرشان حیوانهای دوپایی هستند که تنها تظاهر به انسانیت میکنندکلمه کلیدی ومشکل گشا رمان "پول "است که هر دربسته ای را باز میکند اگرچه این امر محدود به دوران خاصی نمیشود ،این منبع احترام وتوجه تا جایی تاثیر گذار بوده که بابا گوریو میگوید:
"همه چیز را پول میسازد حتی محبت فرزند به والدین رمان با تشریح یک پانسیون شروع میشود بالزاک تعدد شخصیت وجزییات فراوان را آغشته به شخصیت مرموز ومعماگونه باباگویو میکند تاخواننده را از دست ندهد
دراوایل داستان اولین تلنگرخودرا به خواننده میزند اینکه گاهی انسانها گویی دل مشغولی دیگری جز درکاردیگران سرک کشیدن ندارند تاجایی که افرادساکن پانسیون امر مهیج دیگری جز کشف هویت باباگوریو ندارند
باباگوریو نماد پدری فداکار ومهربان که تمام ثروت خود را به پای دخترانش ریخته ولی خوددر اتاقی محقرانه زندگی میکند دختران او جز زمانی که بی پول هستند به یاد او نمی افتند اما باباگوریو برای دیدن لبخند آنها ساعتها درخیابان به امید رد شودن کالسکه دخترانش می ایستد حتی بادیدن سرحال بودن اسب های کالسکه شاد میشود

شخصیت دیگری که در داستان به موزات باباگوریو حرکت میکند وحتی گاهی برباباگوریو پیشی میگیرد جوان پاک روستایی است بنام راستیناک، که ابتدا به قصد آشنایی و واردشودن به جامعه اشرافیت به دختران سرمایه دار باباگوریو دوست میشود
ولی در روند داستان هنگامی که پستی وکثیفی اوضاع را میبیند هدفی جز شاد کردن بابا گوریو ندارد تنهاکسی که بابگوریو را بخاطرخودش دوست دارد

فساد جامعه پاریس انجا نمایان میشود که دلفی دختر بابا گوریو میگوید که حتی زنان پاریس حاضرن فرزندان خودرا گرسنه نگه دارند و پول را خرج لباسهای ومجالس خودشان کنند

باباگوریو دلیل بی اعتنایی وسردی رفتار دخترانش رامحبت فراتراز حد خود میداند او سرانجام درغربت وخانه نمناک وکثیف میمیرد
ولی دختران اوحتی برای تشییع جنازه او نمی آیند چون دیگر برایشان فایده مادی ندارد

راستیناک دربهت با جامعه ی که اکنون چهره کریه و نفرت بار خودرا آشکار کرده تصمیم به جنگیدن میگیردولی داستان نصفه وناقص رها میشود

داخل پرانتز عرض کنم:گویی بالزاک دل خوشی از زنان ودختران ندارد وگرنه رفتار فرزندان باباگوریو به پسران بیشتر نزدیک است تا دختران
(*_^)

بابا گوریو درس بزرگی میده به آدم.اینکه خیلی از اطرافیانت ممکنه خیلی بی معرفت تر از اونی باشن که فکرشو بکنی ولی تو خوب باش....
نقل قول  
نقل قول از vadedad:
انوره دو بالزاک" نویسنده رئالیسم است ولی شخصیتی رماتیک داشته است"

کتاب باباگوریو که انتقادی است به جامعه اشرافیت ، اوضاع وشرایط پاریس وطبقه سرمایه داری، فسادهای انسانهایی را بازگو میکند که فقط ظاهرشان کنت و کنتس است باطن وضمیرشان حیوانهای دوپایی هستن%D
نقل قول  
سلام
مخاطب عزیز لطفا محدودیت رو بردار...
نقل قول  
vadedad
Member
انوره دو بالزاک" نویسنده رئالیسم است ولی شخصیتی رماتیک داشته است"

کتاب باباگوریو که انتقادی است به جامعه اشرافیت ، اوضاع وشرایط پاریس وطبقه سرمایه داری، فسادهای انسانهایی را بازگو میکند که فقط ظاهرشان کنت و کنتس است باطن وضمیرشان حیوانهای دوپایی هستند که تنها تظاهر به انسانیت میکنندکلمه کلیدی ومشکل گشا رمان "پول "است که هر دربسته ای را باز میکند اگرچه این امر محدود به دوران خاصی نمیشود ،این منبع احترام وتوجه تا جایی تاثیر گذار بوده که بابا گوریو میگوید:
"همه چیز را پول میسازد حتی محبت فرزند به والدین رمان با تشریح یک پانسیون شروع میشود بالزاک تعدد شخصیت وجزییات فراوان را آغشته به شخصیت مرموز ومعماگونه باباگویو میکند تاخواننده را از دست ندهد
دراوایل داستان اولین تلنگرخودرا به خواننده میزند اینکه گاهی انسانها گویی دل مشغولی دیگری جز درکاردیگران سرک کشیدن ندارند تاجایی که افرادساکن پانسیون امر مهیج دیگری جز کشف هویت باباگوریو ندارند
باباگوریو نماد پدری فداکار ومهربان که تمام ثروت خود را به پای دخترانش ریخته ولی خوددر اتاقی محقرانه زندگی میکند دختران او جز زمانی که بی پول هستند به یاد او نمی افتند اما باباگوریو برای دیدن لبخند آنها ساعتها درخیابان به امید رد شودن کالسکه دخترانش می ایستد حتی بادیدن سرحال بودن اسب های کالسکه شاد میشود

شخصیت دیگری که در داستان به موزات باباگوریو حرکت میکند وحتی گاهی برباباگوریو پیشی میگیرد جوان پاک روستایی است بنام راستیناک، که ابتدا به قصد آشنایی و واردشودن به جامعه اشرافیت به دختران سرمایه دار باباگوریو دوست میشود
ولی در روند داستان هنگامی که پستی وکثیفی اوضاع را میبیند هدفی جز شاد کردن بابا گوریو ندارد تنهاکسی که بابگوریو را بخاطرخودش دوست دارد

فساد جامعه پاریس انجا نمایان میشود که دلفی دختر بابا گوریو میگوید که حتی زنان پاریس حاضرن فرزندان خودرا گرسنه نگه دارند و پول را خرج لباسهای ومجالس خودشان کنند

باباگوریو دلیل بی اعتنایی وسردی رفتار دخترانش رامحبت فراتراز حد خود میداند او سرانجام درغربت وخانه نمناک وکثیف میمیرد
ولی دختران اوحتی برای تشییع جنازه او نمی آیند چون دیگر برایشان فایده مادی ندارد

راستیناک دربهت با جامعه ی که اکنون چهره کریه و نفرت بار خودرا آشکار کرده تصمیم به جنگیدن میگیردولی داستان نصفه وناقص رها میشود

داخل پرانتز عرض کنم:گویی بالزاک دل خوشی از زنان ودختران ندارد وگرنه رفتار فرزندان باباگوریو به پسران بیشتر نزدیک است تا دختران
(*_^)

نقل قول  
baran_amad
Member
باباگوریو!
فقط باید خوندنش. چطور میشه توصیفات و شخصیت پردازی فوق العاده بالزاک رو توضیح داد؟!
داستان روایت گر یک دوره تاریخی خاص در فرانسه است. نویسنده با ظرافت از موقعیت و شرایط زنان در آن برهه انتقاد کرده و نمایش تراژیکی از زندگی مردی که زندگی اش فدای اخلاقیات نادرست زنان در برهه ای از تاریخ فرانسه شده به نمایش گذاشته!
باباگوریو را حتما قبلا از مرگ باید خوند!
نقل قول  
maryam_ahi56
Member
قبل از اینکه بابا گوریو رو بخوونم فکر می کردم زندگی یک پیرمرده، اما دیدم یه جوونه که بعدا معروف شده به بابا گوریو ، جالب بود
بعد از رمانهای گنچاروف وچخوف، رمانهای بالزاک می پسندم
نقل قول  
bamdad13591
Member VIP
khar tu khar جان سپاس بی قیاس!
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You