Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی خرید کتاب زبان دوره رایگان رهایی از کمال گرایی

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

شب سراب

.

این کتاب با اقتباس از کتاب بامداد خمار توسط مولف به جهت اینکه احساس می نمود حرفهایی از رحیم ناگفته مانده و محبوبه تنها به قاضی رفته است، نگاشته شده و به لحاظ اقتباس و استفاده از متون کتاب بامداد خمار حقوق مادی این اثر به خانم فتانه حاج سید جوادی واگذار و تقدیم گردید.

حق تکثیر :
ت‍ه‍ران‌: ن‍ش‍ر ال‍ب‍رز‏‫، چاپ بیست و چهارم‬: ۱۳۹۲

» کتابناکهای مرتبط:
عشق ممنوعه
مونولوگ پاره پاره‌ی شاعر شما
اندر روایت کوری در سرزمین بینایان

آگهی
نسخه ها
3.8 / 5
با 61 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 34
۱۳۸۹/۱۲/۱۲


پاسخنگارش دیدگاه
donyasamanfar
Member
کتاب شب سراب فقط توجیهی بود روی کارها و حرف های نادرست رحیم، شخصیت منفی بامداد خمار رو بقدری بالا کشونده بود و محبوبه رو آدمی کوته فکر و شکاک معرفی کرده بود، در حالیکه تو زندگی واقعی محبوبه و رحیم بامداد خمار رو بیشتر می بینیم، جای جای این رمان سرکوفت این به محبوب زده شد بود که تو خواسی، تو دنبال من اومدی و ... تمام مدتی که این کتاب رو می خوندم این احساس رو داشتم که یه دختر حق به زبون آوردن احساس و علاقه ش رو نسبت به کسی که دوست داره نباید داشته باشه؟؟؟؟!!!!! چون باید تا آخر عمر سرکوفت بشنوه!!!!!حس خوبی نسبت به این کتاب نداشتم تنها دلیلی که باعث شد کتاب رو تا انتها بخونم کنجکاوی بابت این بود که بدونم چه توجیهاتی از زبون رحیم قراره گفته بشه.
نقل قول  
z behdad
Member
بنظر من که نویسنده بیشتر ترجیح داده اراجیفی رو از زبان شخصیت رحیم نوشته باشه.بامداد خمار دقیقا حقایق رو بیان کرده حقایقی که کم و بیش تو تمام خانواده ها چند موردش دیده میشه.رحیم طماع که حتی یک جفت گوشواره و النگوی هدیه رو از همسرش پس گرفت و نویسنده یادش رفت که اون گوشواره ها در حقیقت متعلق به معصومه بود و تو قسمت دیگه داستان مزخرفش گفت گوشواره ها به گوش مادر رحیم بود که اونم خرج مداوای محبوبه شد!!!!یعنی شب سراب جز دروغ چیزی نبود.کی باور میکنه که مرد جوون نصفه شب کنار کوکب صدای خنده ش بگوش محبوبه میرسید بگه من فقط بالش اونو برداشتم؟؟و بعد از چند ماه خوشگذرونی بیاد بگه صیغه ش رو پس خوندم.پس محبوبه افترا نمیزد
چه در جریان معصومه لوچ،که رحیم میگفت دستش رو کشیدم آوردمش داخل مغازه که بگم دیگه مزاحمم نشو!!! رحیمی که حتی لحظه آخر که پدرزنش مغازه رو بهش میبخشه فورا اعنراض میکنه پس خونه چی!!!افرادی مثل رحیم زیادن تو اجتماع متاسفانه
عذر بدتر از گناه یعنی نوشتن این مزخرفات از زبان رحیم گستاخ و لات و اینکه خواننده رو هالو فرض کردن
نقل قول  
jusmin shadow
Member
زیاد دوست نداشتم!
بیشتر کارهای رحیمو خوب و بی غلط نشون داده بود و از محبوب یه زن شکاک ساخته بود!!
بامداد خمار چیز دیگه ای بود!!
نقل قول  
yashi_uh
Member
حرص آدم رو در میاره که نویسنده هیچ هنر و خلاقیتی به خرج نداده جز سوء استفاده از داستان بامداد خمار و دقیقا معکوس سازی , انگار فقط اومده که از موقعیت فروش داستان اول استفاده کنه و قهرمان داستان که دختر جوون داستان اول رو مقصر نشون بده . البته به نظر من این یه جور دزدی ادبی محسوب می شه .و متاسفم که برای خودم که رو این کتاب چه قدر وقت گزاشتم
نقل قول  
سمانه333
Member
اصلا دلم نمی خواد این کتاب رو بخونم. شخصیت مزخرف رحیم چیزی نبود که بشه دل آدم به حالش بسوزه و بخوای توجیهش کنی. یه آدم پول دوست و هوسرون بود. هیچ وقت این کتاب رو نمی خونم و به نظر من نویسنده ش اصلا کار درستی نکرده.
نقل قول  
ghonut
Member
نقل قول از hilton:
خوبه نویسنده بامداد خمار به نویسنده این کتاب اعتراض نکرده ؟

چرا اتفاقا اعتراض کرده چون به وسیله ی اسم بامداد خمار به شهرت رسیده دیگه...
نقل قول  
sobhesahari
Member
خیلی کتاب خوبیه به ما یاد میده که باید حرف هر دو طرف رو شنید بعد قضاوت کرد با خوندن بامداد خمار وشب سراب میشه گفت خیلی از مشکلات رحیم ومحبوبه سو تفاهم بوده وحرفهای ناگفته که منجر به جدایی شد بیاید زود قضاوت نکیم
نقل قول  
hilton
Member
این چه کتابیه خیلی مزخرفه
واقعا به این چرندیات میشه گفت کتاب ؟
خوبه نویسنده بامداد خمار به نویسنده این کتاب اعتراض نکرده ؟
نقل قول  
ghonut
Member
نقل قول از ASHEGHANEH:
با تشکر از زحمات این نویسنده من جای ایشون بودم به خودم اجازه نمیدادم که این اثر رو خلق کنم
شاید من به عنوان نویسنده بامداد خمار از اول شخصیت رحیم رو به همین صورت طراحی کردم و میخواستم این شخصیت به همین صورت باقی بمونه.نویسنده شب سراب دلش زیادی به حال رحیم سوخته و کارهای رحیم رو اومده توجیه کرده این یعنی دخالت در کار نویسنده اولی.داستان تازه ای نبود
فقط یک داستان تکراری منتها این بار از دید شخصیت دیگه داستان.شاید بهتر بود به جای تکرار داستان
ایشون هم مثل الکساندرا ریپلی که دنباله بربادرفته رو به زیبایی نوشت دنباله داستان رو درزمان حال(داستان سودابه) رو می نوشت

با نظرت کاملا موافقم. گرچه در آخرین قسمتی که درباره ی دیدار محبوبه و رحیم بود، دلم برای مرد بیچاره سوخت.
البته این که آدم دنباله ی یه رمان مشهور رو بنویسه خیلی جسارت و جرئت و شجاعت می خواد.
نقل قول  
deltura123
Member
من که اصلا نه شب سراب و دوست داشتم نه بامداد خمارو. واقعا با اعصاب و روانم بازی کرد.
دوسسسسسسسسسسسسسسسش ندارررررررررررررررررررررررررررررررررر ررررررم
نقل قول  
n_hakkaki
Member
خیلی مسخره بود!
کارش فقط توجیح مسخره ی رفتارهای زشت رحیم بود!!
نقل قول  
sergio_leone
Member
مورچه چیه که کله پاچش چی باشه!
نقل قول  
تردید
Member
شب سراب
سرابی بی نظیر بود اینجا
نقل قول  
hanieh
مدير ارشد
به جذابیت بامداد خمار نبود ولی خیلی هم بد نبود. تو بامداد خمار بعضی جاهاش دیگه خیلی یه طرفه قضاوت شده بود. به قول دوست گرامی mohsen_3412 این کتاب برای بامداد خمار لازم بود. هر چند خیلی جالب نبود.
نقل قول  
faegheh51
Member
شب سراب از زبان رحیم نوشته شده ولی خیلی جاها صحبتهایی که رحیم با خودش داره یا از زبون اوستاش نوشته خیلی زنانه ست سبک حرف زدنش کلا زنانه بود خیلی خوشم نیومد بامداد خمار جذابتر بود
نقل قول  
mohsen_3412
Member
به نظر من شب سراب برای بامداد خمار لازم بود
بامداد خمار دیگه واقعا مظلوم نمایی افراطی و ظالم نمایی افراطی بود
نقل قول  
ASHEGHANEH
Member
با تشکر از زحمات این نویسنده من جای ایشون بودم به خودم اجازه نمیدادم که این اثر رو خلق کنم
شاید من به عنوان نویسنده بامداد خمار از اول شخصیت رحیم رو به همین صورت طراحی کردم و میخواستم این شخصیت به همین صورت باقی بمونه.نویسنده شب سراب دلش زیادی به حال رحیم سوخته و کارهای رحیم رو اومده توجیه کرده این یعنی دخالت در کار نویسنده اولی.داستان تازه ای نبود
فقط یک داستان تکراری منتها این بار از دید شخصیت دیگه داستان.شاید بهتر بود به جای تکرار داستان
ایشون هم مثل الکساندرا ریپلی که دنباله بربادرفته رو به زیبایی نوشت دنباله داستان رو درزمان حال(داستان سودابه) رو می نوشت
نقل قول  
hiiva
Member
بامداد خمار و بیشتر دوست دارم.
خیلی هم یک طرفه نرفته بود.
اما این دیگه خیلی یکطرفه رفت و زد و کشت!
در کل، اینم داشت حرف بامداد ِ خمار و می زد، کبوتر با کبوتر باز با باز...
نیازی نبود جای شخصیت هارو عوض کنه.
نقل قول  
دیدگاه میخام بدونم بخش دوم بامداد خمار شب سراب هست یا نه؟آخه تعریف این کتاب رو از خیلیا شنیدم مشتاقه خوندنش شدم الان میخام بدونم ک چ جوریاس ممنون میشم اگه یکی پیدا شه ک کمکم کنه:
نقل قول  
aftab2012
Member
موضوع جالب بود اما میان ماه من تا ماه گردون تفاوت ...
نقل قول  
غزل64
Member
خیلی از دوستان معتقدند که شب سراب مزخرفه. اما من فکر می کنم تنها علتی که شاید سبب چنین فکری شده این بوده که بعد از بامداد خمار این کتاب رو خوندین و یا در قالب مقایسه خونده شده.
من ابتدا شب سراب رو خوندم خیلی کند پپش می رفت ولی به اون بدی ای که دوستان می گن نبود. و اما درمورد بامداد خمار که من 4 سال بعد از شب سراب به توصیه دوستانم خوندم. وقتی داشتم می خوندمش به نظرم خیلی از جاهاش آشنا می اومد. وقتی یه کم فکر کردم یادم اومد که این کتاب دقیقا همون شب سرابه که داره از زبان دختر قصه ــ محبوبه ــ حرف می زنه. اگر بخواهیم انصافانه نگاه کنیم؛ بله بامداد خمار به مراتب بهتر از شب سراب نوشته شده ولی اگر شب سراب رو به صورت مجزا بررسی کنیم فکر نمی کنم لایق این همه نفرت باشه.
به هر جهت فراموش نکنیم که ازدواج بدون منطق حتی پاک ترین عشق ها رو هم تبدیل به نفرت می کنه.
نقل قول  
aranbarkhuan
Member
به نظر من این هم مثل بامداد خمار خوب بود...
نقل قول  
amitis1
Member
این سبک جالبه به شرطی که هر دو از نظر ادبی هم وزن باشن. نه یکی مثل بامداد خمار باشه (نسبتا وزین) و یکی مثل شب سراب آبکی.
البته این به معنی تإیید کامل بامداد خمار نیست. اما شب سراب از اون هم بد تره.
نقل قول  
amitis1
Member
این سبک جالبه به شرطی که هر دو از نظر ادبی هم وزن باشن. نه یکی مثل بامداد خمار باشه (نسبتا وزین) و یکی مثل شب سراب آبکی.
البته این به معنی تإیید کامل بامداد خمار نیست. اما شب سراب از اون هم بد تره.
نقل قول  
asemanabi_79
Member
شب سراب ودانلودكردم اماتو گوشي نصب نميشه وپيغام operation failedميده چيكاربايدكنم باتشكرمرسي
نقل قول  
من هنوز نخوندمش.اماخیلی دنبالش بودم.ممنوون ازتون.من تازه عضوشدم وخیلی ازسایتتون خوشم اومده.باتشکر
نقل قول  
من هنوز نخوندمش.اماخیلی دنبالش بودم.ممنوون ازتون.من تازه عضوشدم وخیلی ازسایتتون خوشم اومده.باتشکر
نقل قول  
RAHA07
Member
سلام
من بعدازکتاب بامدادخمارخیلی دنبال این کتاب تئکتاب فروشی هاگشتم ولی همه ش بهم میگفتن هفتهی دیگه بیامن نفهمیدم این هفته ی دیگه دقیقاکیه
بلاخره مجبوربه دانلودشدم ممنون ازاین که این کتاب برامون گذاشتین وشمانگفتین همفته ی دیگه
نقل قول  
sar123
Member
خيلي خيلي بد بود.خيلي كند بود.
نقل قول  
anahitaeslami
Member
اصلا خوب نبود!
برابری نمیکرد با بامداد خمار!
نقل قول  
هنوز نخوندمش اما اميدوارم به زيبايي بامداد خمار باشه
نقل قول  
afrasiab
Member
دوست عزیزی که گفته بود در تنگ از آندره ژید دو روایت از یک اتفاقه ،
میخواستم بهش بگم من این کتابو خوندم.
ولی چنین چیزی ندیدم.
در ضمن به نظر من تقصیر دو طرف بوده (تو رمان شب سراب.)
نقل قول  
bahsol
Member
من بامداد خمار رو خوندم خیلی دوست داشتم اینم بخونم. ممنون
نقل قول  
msdmna
Member
این سبک داستان که نویسنده یک داستان رو از قول و دیدگاه 2 نفر روایت میکنه در نوع خودش جالبه
نمونه دیگه ای از این سبک که دو روایت از یک اتفاقه و در یک کتاب اومده کتاب "در تنگ" از اندره ژید هستش
که خوندنش رو به اونایی که از این سبک خوششون میاد توصیه میکنم
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You