رسته‌ها

ظهور و سقوط رایش سوم (جلد اول)

ظهور و سقوط رایش سوم (جلد اول)
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 72 رای
نویسنده:
مترجم:
کاوه دهگان
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 72 رای
ظهور و سقوط رایش سوم (جلد دوم)
http://ketabnak.com/comment.php?dlid=23287


... به هیچ وجه مهم نیست. وقتی ما فاتح شدیم، هیچ کس در این باره سوالی نخواهد کرد.
(آدولف هیتلر)

در این کتاب سعی شده است تا مطالب کاملا حقیقت گرا باشد و حقایق را بی واسطه با ذکر منابع ارائه نماید و بگذارد تا مخاطب تصمیم نهایی را بگیرد. هیچ یک از حوادث ، صحنه ها یا نقل قول ها زاده تصور نویسنده نیست . همه آنها متکی بر مدارک ، گواهی شاهدان عینی یا مشاهدات شخصی نویسنده است.
شایرر از معدود کسانی بوده که بعد از جنگ به او اجازه داده شد تا به مستندات نازی ها دسترسی داشته باشد. او حتی در دادگاه نورنبرگ هم (هنگام کیفرخواست علیه سران حزب نازی) حضور داشت. بنابراین می توان انتظار داشت که کتاب او به واقعیات تاریخی بسیار نزدیک باشد.
کتاب "ظهور و سقوط رایش سوم" بی گمان شناخته‌ترین کتاب تاریخ عمومی درباره دوران تسلط رژیم ناسیونال سوسیالیسم بر آلمان است.
کتاب بر پایه اسنادی معتبر استوار است: مدارک باقی‌مانده از دوران "رایش سوم"، یادداشت‌های روزانه یوزف گوبلز، وزیر تبلیغات آلمان نازی، خاطرات فرانتس هالدر، از فرماندهان ارتش نازی که توسط آدولف هیتلر برکنار شد، اظهارات گالیاتسو چانو، وزیر خارجه ایتالیا در دوران موسولینی، گزارش‌های وزارت خارجه بریتانیای کبیر، و سرانجام اسناد و گواهی‌های دادگاه نورمبرگ، که پس از پایان جنگ به جنایات سران و فرماندهان رژیم نازی رسیدگی کرد.
نویسنده کتاب، ویلیام شایرر (۱۹۰۴ - ۱۹۹۳) تاریخ‌دان آمریکایی از نیمه دهه ۱۹۲۰ به عنوان روزنامه‌نگار در اروپا بود و در سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۰ در آلمان نازی زندگی می‌کرد. او از نزدیک شاهد اعتلای رژیم نازی و آغاز جنگ جهانی دوم بود.
کتاب "ظهور و سقوط رایش سوم" در سال ۱۹۶۰ انتشار یافت و با استقبال فراوان روبرو شد: از مرگ آدولف هیتلر (۱۸۸۹ – ۱۹۴۵) و پایان جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹ – ۱۹۴۵) پانزده سال گذشته بود و در این مدت پژوهشی ژرف و در عین حال پرکشش انتشار نیافته بود.
بازخوانی متن کامل "ظهور و سقوط رایش سوم" نوشته ی "ویلیام شایرر" نشان می دهد که هیتلر با آرای حداقلی و در شرایطی آشفته و سوار بر امواج شعارهای تند ناسیونالیستی صدراعظم شد.
با مرگ رئیس جمهور آلمان، پل فن هایدنبرگ در اوت 1934، هیتلر به عنوان رئیس جمهور قدرت را بدست گرفت و به خود لقب پیشوا داد.
کتاب "ظهور و سقوط رایش سوم" نسبتا مفصل است و متن اصلی آن در چهار جلد تدوین شده است.
تقریبا سراسر نیمه اول کتاب به زندگی آدولف هیتلر و زمینه‌های پیدایش رژیم تمامیت‌خواه (توتالیتر) "رایش سوم" می‌پردازد. پیشرفت هیتلر در صحنه سیاسی آلمان، با تکیه بر عوام‌فریبی و توطئه‌های سیاسی، به ویژه بهره‌گیری از شگردهای "دموکراتیک" برای استقرار نظامی خودکامه.
هیتلر آدمی سطحی و کم‌سواد که در تهییج عوام و سازمان دادن لایه‌های شرور و بی‌اصالت مهارتی کم‌نظیر داشت. زمانه نیز برای رواج راه حل‌های ساده و عقاید افراطی آماده بود. در دموکراسی سست و پرآشوب "جمهوری وایمار" سخنان هیتلر برای ساده‌دلان جذابیت داشت. نیروهای مترقی و چپ نسبت به خطر قدرت‌گیری هیتلر هشدار می‌دادند.
آلمان با شکست در جنگ جهانی اول به شرایطی خفت‌بار گردن نهاد که فقر و محرومیتی شدید را برای بیشتر مردم به همراه آورد. بسیاری از مردم که از شرایط تحقیرآمیز به ستوه آمده بودند، به وعده‌های شیرین هیتلر دل سپردند، که نه تنها تحمیلات کشورهای پیروزمند را قبول نداشت، بلکه آنها را از نژادی پست می‌دانست.
نویسنده به تفصیل به رشد گرایش‌های ناسیونالیستی بر پایه فلسفه برتری "نژاد ژرمن" می‌پردازد، که زمینه ظهور و رشد حزب "ناسیونال سوسیالیسم کارگری آلمان" را فراهم کرد.
با تبلیغات و تلقینات نازیان، ذهنیتی شکل گرفت که در پرتو آن، شهروند آلمانی بهروزی خود را نه در شکوفایی استعدادهای فردی یا رفاه شخصی، بلکه در همبودی یا احساس تعلق به یگانگی با قوم خود می‌یافت: ملت یگانه، مرام یگانه، حزب یگانه و رهبر یگانه.
بر این اساس هیتلر که با اکثریتی ضعیف و مشکوک در انتخابات سال ۱۹۳۳ به پیروزی رسید، "رایش سوم" را بنیاد گذاشت که قرار بود هزار سال پایدار بماند، اما طی تنها ۱۲ سال نه تنها آلمان، بلکه سراسر اروپا را به "ماقبل بشریت" سقوط داد.
حزب نازی برای سرکوب مخالفان سیاسی و عقیدتی، در پیگرد و کشتار یهودیان، یگان‌های ویژه‌ای سازمان داد. این باندها در اعمال سرکوب و خفقان در سراسر آلمان و سرزمین‌های اشغال شده فعال بودند.
بخش دوم کتاب " ظهور و سقوط رایش سوم" عمدتا به جاه‌طلبی‌های نظامی هیتلر و حملات ماشین جنگی رژیم نازی می‌پردازد: "الحاق" اتریش به آلمان در مارس ۱۹۳۸، فتح چکسلواکی در مارس ۱۹۳۹. در اول سپتامبر ۱۹۳۹ با حمله برق‌آسای پیاده‌نظام مجهز آلمان (ورماخت) به لهستان، جنگ جهانی دوم آغاز شد.
در ژوئن ۱۹۴۱ ارتش نازی با زیر پا گذاشتن پیمان عدم تعرض، به خاک اتحاد شوروی حمله کرد.
کتاب مراحل گسترش جنگ را توصیف می‌کند. فتوحات سریع ارتش نازی در اروپا، سقوط کشورهای اروپایی، پیش‌روی در شوروی و سپس مقاومت سرسختانه "ارتش سرخ" در سال ۱۹۴۲. ضربات مهلک آن بر ارتش نازی و پیش‌روی به سوی شرق اروپا از آغاز سال ۱۹۴۳.
در واپسین فصل کتاب آخرین روزهای "پیشوا" گزارش شده است، در قرارگاهی زیرزمینی در برلین و سرانجام تسلیم بی‌قید و شرط آلمان.
هیتلر اول مه ۱۹۴۵ به همراه چند تن از یاران خود دست به خودکشی زد. با مرگ او نظامی سرنگون شد که طی چند سال از قاره اروپا ویرانه‌ای عظیم، و از کشور آلمان زندانی مخوف ساخته بود. جنگی که مسئولیت مستقیم آن با هیتلر بود، به بهای جان نزدیک پنجاه میلیون انسان تمام شد.
کتاب "ظهور و سقوط رایش سوم" هم از جانب کارشناسان و هم از سوی خوانندگان عادی با استقبالی پرشور روبرو شد، فروشی بالا پیدا کرد و بارها به چاپ رسید، اما برخی از محافل دانشگاهی به آن ایراد گرفتند و آن را میان پژوهشی تاریخی و وقایع‌نگاری سرگردان دانستند.
انتقاد عمده آن است که به نظر برخی از پژوهشگران کتاب در تحلیل پیدایش نازیسم و بررسی ریشه‌های ایدئولوژیک آن به بیراهه رفته است. به نظر این منتقدان سرچشمه نازیسم را بایستی نه در ساختارهای ذهنی یا مکتب‌های فلسفی پیشین، بلکه در مناسبات نوین اجتماعی دید.
پدیده تمامیت‌خواهی (توتالیتاریسم) که نازیسم تنها یکی از نمودهای آن است، به جهان مدرن تعلق دارد. این نظام پیش از هرچیز نشانه آسیب‌پذیری ساختارهای دموکراتیک است که در سایر کشورهای اروپایی، مانند اسپانیا و ایتالیا نیز نمودار شد.
شالوده‌های اقتصادی این رژیم به موازین سرمایه‌داری وفادار است، که بهره‌کشی از نیروی کار را در سطحی گسترده و بی‌بند و بار به نمایش می‌گذارد.
با وجود این گونه انتقادات، کتاب ویلیام شایرر در نوع خود یکی از بهترین کتاب‌های تاریخی به شمار می‌رود.
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
اسپارتاکوس
آپلود شده توسط: اسپارتاکوس
۱۳۸۹/۱۱/۲۳
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
558
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی ظهور و سقوط رایش سوم (جلد اول)

تعداد دیدگاه‌ها:
28
تاریخ همیشه به دست فاتحان روایت می شود!مگر الان کسی از جنایات متنفقین مینویسد؟؟؟؟
همین متنفقین لعنتی چه بلاها که سر ایران نیاوردند!!
اگر تو نبرد استالینگراد آلمان پیروز شده بود شاید الان چیزی به اسم هیتلر جنایتکار نمیشنیدیم و از اون به اسم قهرمان یاد میشد،
نیچه فیلسوف آلمانی رقت قلب و ترحم را مغایر با ویژگی های ابرمرد میداند البته در همین فرهنگ‌ گوته هم وجود دارد با شعرهای انسانی مثل حضرت حافظ
[quote='mehr2012']من آلمان زندگی میکنم و بیش از 50 بار از آلمانیهایی که از دوستانم بودند پرسیدم واقعا مردم آلمان تا حدی هیتلر رو دوست ندارن ؟ و جواب شنیدم هربار که ما از هیتلر متفنریم و انسانهای بیگناه زیادی رو حتی از خود ما کشت و یا اینکه اکثرا جواب دادن هیتلر اصلا آلمانی نبود اتریشی بود ... حتی یه بار به شوخی و برای دیدن عکس العمل یکی از همکارام سلام نازی دادم و واقعا ناراحت شد ... گفتم تو که منو میشناسی چقدر شوخم و پاسخ داد حتی شوخی این کار هم مشمیز کنندس ... و خلاصه کلی حرف زدم تا از دلش درآوردم ... ولی متاسفانه تو مملکت من خیلی ها این فرد رو دوست دارن و در بازی ایران و آلمان به تصور اینکه اونا خوششون میاد دستمعی سلام نازی میدن که باعث شرمندگی آلمانیها و تعجبشون میشه .... ما حتی مرکز اطلاعات نازی ها رو داریم که اگه به هرکدوم اینا اشاره کنم و به آلمانیها بگم باعث آبروریزی بیشتر ایرانیها نزد اونا میشه ... راستی که مردم شریفی هستن[/quote]
درود
این دیدگاه شرم آوره از جانب یک ایرانی که فرهنگی و تاریخی غنی داره
افکار و احساسات هیتلر و تمامی افکاراش ریشه بسی عمیق در گذشته و عقاید و افکار آلمان داشته و در حقیقت نازیسم و رایش سوم جز دنباله منطقی تاریخ آلمان نبوده.
به قول میرابو : پروس کشوری با یک ارتش نیست، بلکه ارتشی است با یک کشور تاریخ آلمان سراسر ماکیاولی وار بوده.
حتی فیلسوف المانی کانت می گفته وظیفه شناسی نیازمند از بین بردن احساسات انسانی است.
حتی یونکرها محصول بی نظیر پروس بودند که به قول خودشان از نژاد برتر بوده اند و سرزمین های اسلاو نشین را اشغال کردند و کشت پرداختند و حتی قبل تر آلمان ها در نبرده های جنگ سی ساله شکست سنگینی خوردند و هیچگاه از آن کمر راست نکردند و همین باعث شد هیچگاه در آن قرن ها فکر دموکراسی و اندیشه حکومت کردن به یاری پارلمان نبودند آلمان هیچگاه رشد طبیعی نکرد و انحرافات و شیوه فکری ناهنجار داشته اند
جالبه بگویم بت آلمانی ها هم بیسمارک که در فاصله 1866 تا 1871 به تجزیه هزار ساله آلمان پایان داد گفته بود : ( مسائل بزرگ روز با قطعنامه و اکثریت آرا حل نخواهد شد، بلکه با خون و آه فیصله می یابد!)
حتی ویلهلم دوم برای فرزندانش کتابی از نژاد برتر آلمان ها میخوانده هر شب
بله آلمان ها خیلی شریف هستند!
این دوستمان مهر 2012 که در مورد نازنین بودن المانی ها صحبت کرده بنده با مردم المان کاری ندارم اما دولت المان و بمبهای شیمیایی که به عراق داد و تجهیزات نظامی المانی که عربستان بر علیه مردم یمن استفاده میکند پوچ بودن ادعای حقوق بشر غربی را نشان میدهد یک فیلم از یک خبرنگار المانی موجود در یوتیوب است که نشان میدهد که غربیها در عراق بعد از استفاده از بمب شیمیایی بر علیه سربازان ایرانی شادی میکردند
هیتلر، همچنانکه چندتن از همقطارانش گفته اند؛ در جمع سربازان مرد عجیبی بود برای او بر خلاف دیگران از شهر و دیار نه نامه ای می رسید و نه هدیه ای، هیچ گاه تقاضای مرخصی نمی کرد، به زنان حتی علاقه سربازی را که در میدان جنگ بود نداشت. هرگز از کثافت و شپش و گل و لای و تعفن جبهه جنگ نمی نالید. در حالی که شجاع ترین سربازان ناله داشتند. او مبارزی پرشور بود و همه گاه برای نیل به هدف های جنگ و سرنوت آشکار آلمان تصمیمی سخت استوار داشت . یکی از سربازان گروهان او بعدها چنین گفت: همه ما به او ناسزا می گفتیم و تحمل ناپذیرش می یافتیم. هنگامی که جنگ را به شدت محکوم می کردیم. در میان ما تنها این وصله ناجور بود که با ما هم صدا نمی شد. سرباز دیگری احوال و رفتار هینلر را در زمان جنگ جهانی اول چنین توصیف می کند: در گوشه ای از بیغوله ما می نشست سر را میان دو دست می گرفت و به اندیشه ای عمیق فرو می رفت ناگهان از جا می جست و با هیجان و التهاب به این سو و آن سو می دوید و می گفت به رغم توپ هلی بزرگ ما پیروزی را از ما دریغ خواهند داشت. زیرا دشمنان نامرئی ملت از بزرگترین توپهای خصم خطرناکترند و سپس به این دشمنان نامرئی و یهودیان و مارکسیست ها سخت حمله می کرد.
خاطرات هم قطاران آدولف هیتلر در جنگ جهانی اول.
ظهور و سقوط رایش سوم به قلم ویلیام شایرر برگردان ابوطالب صارمی ص 37
من آلمان زندگی میکنم و بیش از 50 بار از آلمانیهایی که از دوستانم بودند پرسیدم واقعا مردم آلمان تا حدی هیتلر رو دوست ندارن ؟ و جواب شنیدم هربار که ما از هیتلر متفنریم و انسانهای بیگناه زیادی رو حتی از خود ما کشت و یا اینکه اکثرا جواب دادن هیتلر اصلا آلمانی نبود اتریشی بود ... حتی یه بار به شوخی و برای دیدن عکس العمل یکی از همکارام سلام نازی دادم و واقعا ناراحت شد ... گفتم تو که منو میشناسی چقدر شوخم و پاسخ داد حتی شوخی این کار هم مشمیز کنندس ... و خلاصه کلی حرف زدم تا از دلش درآوردم ... ولی متاسفانه تو مملکت من خیلی ها این فرد رو دوست دارن و در بازی ایران و آلمان به تصور اینکه اونا خوششون میاد دستمعی سلام نازی میدن که باعث شرمندگی آلمانیها و تعجبشون میشه .... ما حتی مرکز اطلاعات نازی ها رو داریم که اگه به هرکدوم اینا اشاره کنم و به آلمانیها بگم باعث آبروریزی بیشتر ایرانیها نزد اونا میشه ... راستی که مردم شریفی هستن
این کتاب کتاب بسیار خوب و عالی است ویکی از بهترین کتابهایی دربارهی هیتلر به هست که فارسی ترجمه شده است.
تحت تاثیر این کتاب اتفاقات بسیار افتاد...خواندن آن را حتی به دوستان اماتور خم توصیه میکنم
سپاسگزار می شوم اگر دوستی جلد سوم و چهارم این کتاب گرانقدر را عرضه نماید
سلام
دوباره نازی ها و نئونازی ها آمده اند
این کتاب کامل ترین کتاب شناخته شده و معروف در مورد جنگ جهانی دوم و آلمان هیتلری است
هیتلر در توهمی بود که جان میلیون ها انسان بیگناه را گرفت
شاید عده ای تحت تاثیر ارتش نازی و تبلیغات آن اند
به هر حال مستند ها را نمی شود انکار کرد در این کتاب
مستند ها به خوبی نشان داده شده است
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.