Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی دوره رایگان رهایی از کمال گرایی

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

منم کوروش، شهریار روشنایی‌ها(ملهم از کتیبه‌های کهن)

منم کوروش، شهریار روشنایی‌ها(ملهم از کتیبه‌های کهن)

نویسنده:
این کتاب نتیجه ی باز خوانی الواح و کتیبه های کهن بویژه سنگ نبشته های دوره ی هخامنشی است که توسط سید علی صالحی بازسرائی شده. کوروش مصلح ترین و دانا ترین رهبر ایران باستان است...این مجموعه متشکل از 4 منشور کوروش هخامنشی به نامهای 1.منشور پارسوماش 2.منشور پرشیا 3.منشور شوشیانا و 4.منشور پاسارگاد است.

کوروش خواهد آمد و مرا نجات خواهد داد "دانیال نبی"

به هرسرانجام این باز سرایی آزاد ، مولود تعبیر من از حیات و حضور و عظمت انسانی است که ستم ستیز بود ، مصلح بود ، عدالت طلب بود و آزادی خواه او پسر ماندانا و کمبوجیه ، جز شکوه و سرافرازی مردم و میهن و مدنیت جهان خویش ، دغدغه ی دیگری نداشت

حق تکثیر :
تهران:انتشارات ابتکار نو، ‏‫‏‏چاپ سوم ۱۳۸۹.

» کتابناکهای مرتبط:
Ancient Persia: from 550 BC to 650 AD
تاریخ جامع ایران (جلد نهم)
تاریخ علم در ایران (جلد دوم)

آگهی
نسخه ها
4.6 / 5
با 1598 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 185
۱۳۸۸/۰۴/۰۹


پاسخنگارش دیدگاه
mt1397
Member
در پیام پیشین، سخنی نوشتم که اکنون در اینجا به آن می‌پردازم که خدایی نکرده خوانندگان دچار اشتباه نشن.
همسران ضحاک دخترهای جمشید بودن که من به اشتباه دخترِ ضحاک آوردم.
ضحاک (=آژی‌دهاک) پس از پیروزی بر جمشید، دو دختر وی را به همسری در می‌آورد. وانگهی، پس از پیروزی فریدون
بر ضحاک، همسران وی را به همسری برمی‌گزیند. (شاهنامه، بخش ضحاک، تصحیح خالقی مطلق، نیویورک: ۱۳۶۶)

و اکنون روایت هرودوت، هرودوت آستیاگ را پدربزرگ مادریِ کورش می‌داند، ولی همسر کورش هخامنشی را
کاساندان دخترِ فرناسپ که یکی از بزرگانِ پارس بوده، آورده و به تک همسری وی هم اشاره کرده.
(تاریخ هرودوت، کتاب ۲، بند ۱)

آن هم‌سنگی که من آوردم، برای روایت کتزیاس بود.
کتزیاس درباره همسر وی چنین می‌گوید:
کورُش، دختر آستیاگ، آمی‌تیس را نخست با احترامی شایسته یک مادر پذیرا شد، سپس او به همسری کورش برگزیده شد.
(کتزیاس، کتاب ۲، بند ۵)
دقت داشته باشید که کتزیاس در بند ۱ یادآوری می‌کند که کوروش با آستیاگ هیچ نسبت خانوادگی نداشته.

گزنفون هم در کوروش‌نامه می‌گوید با دختردایی‌اش ازدواج کرده.
آن موردی که بنده آوردم، با روایت کتزیاس هم‌داستان است، نه با روایت هرودوت.
در اینجا اشتباه نکنید.


البته این هم قابل توجه اون کسانی که بدون هیچ آگاهی می‌گویند کوروش با خاله‌اش ازدواج کرده!!!
دو روایت هرودوت و کتزیاس را در هم آمیختن و یک خاله دروغکی ازش بیرون کشیدن!
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از norhana:


اسکندر فردوسی و اسکندر نظامی را اگه مطالعه کنید نه آن اسکندر متجاوز تاریخ بلکه یک ریشه ی ایرانی برای آن متصور شده اند که این نوع داستان سرایی تاریخی نه ضد تاریخ است نه نشان از بی ریشگی دارد این صنعت داستان سرایی تاریخی بسیار متداول است به ویزه نزد ملل خاور دور و هیچ تناقضی هم با امثال آرای علامه طباطبایی ندارد بلکه دو روش کاملا موازی است.

آرای امثال علامه هم هیچ ربطی به ناسیونالیست های افراطی ندارد و برعکس نادیده گرفتن آن نابخردانه است.

ستودگی کوروش بزرگ هم نه ربطی دارد به این که قدمتش از بسیاری از پادشاهان مادی و شاهان پیشا مادی ایرانی کمتر است بلکه اساسا برجستگی او از جنس سنت اولین و نقطه تلاقی آیین پهلوانی و حکمت مغانی است. و ضمنا یک پادشاه واقعی با انبوه رویدادنامه های همزمان با رخداد است نه صرفا گمانه زنی با یک پادشاه اساطیری مانند کیخسرو که در جایگاه خودش قابل ستایش است اما اسناد تاریخ شناسی ندارد بدررود


ضمن احترام؛ اینجا با دو مسئله روبرو می شویم. یا اسکندر ریشه ای ایرانی داشته و این بزرگواران بدان پرداخته اند که در این صورت هر کسی که اسکندر را ذوالقرنین بداند بی ریشه نیست. یا ریشه ایرانی نداشته و فردوسی و نظامی به اشتباه یا به عمد او را ایرانی تبار دانستند که در شق نخست چون ناآگاه بودند شما ایشان را بی ریشه نمی دانید و در شق دوم که اصلا بی اخلاقی کردند و دروغ گفته اند. از این ها گذشته؛ به تاریخ و اسطوره به نظرم نباید از دریچه تعصبات نگاه کرد. حال اگر یک محققی اسکندر را ذوالقرنین دانسته و وی را ایرانی تبار نداند؛ باید او را غرض ورز و بی ریشه دانست؟

با یک علامت سوال مواجه شدم. کورش هخامنشی و نقطه تلاقی آیین پهلوانی و حکمت مغانی؟ چون تا بدانجا که بنده می دانم آیین پهلوانی به عصر اشکانیان و بالاخص بلاش یکم که گردآورنده متون زند و اوستا بوده باز می گردد. نقش کورش را در این میان متوجه نمی شوم.

فکر می کنم تاریخ ماد دیاکونوف می تواند کیخسرو را برای شما از اسطوره خارج کرده و به تاریخ بکشاند. رستگار باشید.
نقل قول  
norhana
Member
نقل قول از Khwanirath:
نقل قول از norhana:علامه طباطبایی در تفسیر المیزان و بسیاری دیگر از علما که نه تنها غرض ورزی نسبت به ایران مزدایی و خرد مغان ندارند بلکه ریشه های خرد ورزی دینی را در جاودان خرد کهن ایرانی می دانند کوروش کبیر را به راستی همان ذوالقرنین می دانند

البته مرحوم طباطبایی تا جایی که خاطرم یاری می کند؛ حدود ۳۹ شخصیت را محتمل می دانستند که یکی از آن ها کورش هخامنشی است. شخصیت هایی از قبیل آتیلا رهبر هون ها؛ شمر یرعش؛ تسن چی هوانگ تی و نیز اسکندر مقدونی هم جزو این شخصیت های احتمالی هستند که البته به نظر می رسد احتمال کورش بیشتر باشد. ضمن اینکه هیچ درکی نسبت به کسانی که شاه باستانی ایران را -علی رغم تجاوزهای بدیهی وی به سرزمین های دیگر- هویت ایران - و نه بخشی از آن- می دانند؛ ندارم؛ نمی توانم درک کنم که چگونه کسی می تواند فردوسی و نظامی را بدلیل ذوالقرنین دانستن اسکندر مقدونی؛ غرض ورز و بی ریشه بداند.

کورش هخامنشی -بخوانید ثرئتئونه یا فریدون- نه ابتدای ایران است که دیاآکو -بخوانید دیوکوس؛ کوی کوات یا کیقباد- سلطنت مادی را در سرتاسر ایران گسترش داد؛ نه برجسته ترین و عادل ترین شخصیت قدرتمند ایران است که کی آخسارو -بخوانید کیخسرو؛ کیاکسار؛ هوخشثره یا هئوسروه Hausravah- بهتر از او بود؛ و نه انتهای ایران که تا اکنون ادامه یافته است.

تقدس بخشی افراطی و ناضرور به شاهی باستانی -ضمن ستایش اقدامات برجسته وی- و نماد و سمبل ایران دانستن ایشان؛ بیشتر به پارادایمی مبتذل و سطحی می ماند.



اسکندر فردوسی و اسکندر نظامی را اگه مطالعه کنید نه آن اسکندر متجاوز تاریخ بلکه یک ریشه ی ایرانی برای آن متصور شده اند که این نوع داستان سرایی تاریخی نه ضد تاریخ است نه نشان از بی ریشگی دارد این صنعت داستان سرایی تاریخی بسیار متداول است به ویزه نزد ملل خاور دور و هیچ تناقضی هم با امثال آرای علامه طباطبایی ندارد بلکه دو روش کاملا موازی است.

آرای امثال علامه هم هیچ ربطی به ناسیونالیست های افراطی ندارد و برعکس نادیده گرفتن آن نابخردانه است.

ستودگی کوروش بزرگ هم نه ربطی دارد به این که قدمتش از بسیاری از پادشاهان مادی و شاهان پیشا مادی ایرانی کمتر است بلکه اساسا برجستگی او از جنس سنت اولین و نقطه تلاقی آیین پهلوانی و حکمت مغانی است. و ضمنا یک پادشاه واقعی با انبوه رویدادنامه های همزمان با رخداد است نه صرفا گمانه زنی با یک پادشاه اساطیری مانند کیخسرو که در جایگاه خودش قابل ستایش است اما اسناد تاریخ شناسی ندارد بدررود
نقل قول  
mt1397
Member
به نکته‌های نیکی اشاره کردید.

با توجه به روایتی که هرودوت از زادن کورش هخامنشی آورده، چه بسا
یادآوری چند نکته نیک بیفتد. نام مادر کورش که همان ماندانا باشد، با
فرانک در سانسکریت به یک چَم می‌باشد: شاد، شادمان
کورُش و فریدون که همان ثراِتئونه باشد، به چَم رود سیلابی است،
در باره این چَم، باید داستان هرودوت را یادآور شد که درباره رویای نخست
آستیاگ روایت می‌کند که در خواب می‌بیند از زیر پای دخترش ماندانا آبی روان
می‌شود و جهان را فرامی‌گیرد. در اوستا ثراتئونه آمده که همان چَم رود نیرومند را
دارد. داستان های حماسی در جایی نام فریدون، فریتون به چَم جاری‌شونده نیرومند
می‌آورد. استرابون نیز آن را آ-ئوغرَ-داتَ آورده که همان چَمِ سیلاب تیزپو را دارد.
هرودوت روایت می‌کند زمانی که آستیاگ پی میبرد وزیرش هارپاگ به قولش وفا نکرده و
ماموریت کشتن نوه‌اش را که کورش باشد، انجام نداده، پسر هارپاگ را کشته و آن را می‌پزد
و به خورد پدر می‌دهد. در شاهنامه می‌خوانیم که پورِ کاوه خوراکِ مارهای ضحاک (اژی‌دهاک)
می‌شود. اینجاست که شباهت‌هایی پیدا می‌شود. هر دوی اینها در برابر ستمگر می‌شورند و می‌تازند.
من چند هم‌سنگی می‌آورم:
ازدواج فریدون با دختر ضحاک = ازدواج کورُش با دختر آستیاگ
فریدون ضحاک را در کوه دماوند به زنجیر می‌کشد = کورُش آستیاگ را اسیر می‌کند
(هرودوت در اینجا می‌گوید که کورُش آستیاگ را زنده نگه داشته و به کاخش میبرد)
فریدون فرمانروایی ضحاک را برمی‌اندازد = کورش آستیاگ را
و چند نمونه دیگر که آوردن‌شان، سخن را به درازا می‌کشاند.
فریدون نیز همانند کورش میان‌رودان و هتا بیت‌المقدس را میگیرد
(شاهنامه، ج ۱، برگ ۷۴، تصحیح خالقی مطلق، نیویورک، ۱۳۶۶)

در نسک‌های تاریخ‌نویس‌های پس از اسلام، همچون یعقوبی، طبری، ابن بلخی، مسعودی،
ابن عربی، ابن خلدون، ابن مسمویه، ابن اثیر و... نام‌های گوناگونی از کورُش آوردن.
مثلا درباره همان بخت نصری که گفتید، طبری چنین روایت کرده:
《بخت نصر (بخت نرسیه، بخت نرسی) شهر و هیکل را به ویرانی داد و بنی اسرائیل را اسیر کرد
و با شاه اسیر به بابل برد و آنجا ببودند تا کورش به بیت المقدس بازشان برد.》
(تاریخ طبری، ج ۲، برگ ۴۵۲، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: اساطیر ۱۳۷۵)

قرار نیست نوشته‌های فردوسی و حکیم توسی تهی از اشتباه باشند.
اینان نیز مانند هر نویسنده و روایتگر دیگری اشتباهاتی دارند.
نقل قول  
Khwanirath
Member
تا فراموش نکردم عرض کنم که آژی دهاکَه به آژی دَهاک و آژی دهاک به اَژدَهاک و اژدهاک به دهاک و دهاک به دهّاک و دَهّاک به زهاک تبدیل شده و به جهت شباهت به ضحاک عربی به معنای خندان؛ صورت نوشتاری جدیدی یافته است و همین صورت عربی؛ منجر به اشتباه فردوسی در تازی دانستن وی شده است.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از mt1397:
سپاسگزارم. بنده آن مجموعه نسک را نخواندم، ولی از کسانی که خوانده‌اند،
شنیده ام که اشتباهات هم دارد. باید خودم بخوانمش.


البته که ایراد هم دارد و خود ایشان هم در ویرایش های جدیدتر؛ تصحیحاتی لحاظ کردند.

به احتمال بسیار قوی؛ فریدون همان کورش است. آژی دهاکه به معنای مار مرد یا مرد مارگونه است و نامواژه آن مشابه آستیاگ است که پدر بزرگ مادری کورش هخامنشی است. این نکته را هم عنایت کنید که در گرشاسپ نامه-بر خلاف شاهنامه که زرتشت را همزمان با گشتاسپ می داند- همزمانی زرتشت و فریدون را متذکر می شود. اگر چنین باشد زرتشت سپیتمان-مطابق نظریه هرتسفلد- همان سپیتاک سپیتمه؛ برادرخوانده -و به قولی پسر خوانده- کورش می شود. از جمله دلایل دیگر این است که سپیتاک به معنای درخشنده رو است و زرتشت هم در واقع همان زاراتوشترا یعنی کسی که پیشانی زرین دارد می باشد.

همچنین گشتاسپ؛ در اوستا بصورت ویشتاسپ Vishtaspa آمده است که پدر داریوش هخامنشی است. نکته جالب تر اینکه در تاریخ طبری اشاره شده که بهمن اسفندیار (که البته آقای مفرد کهلان اسفندیار -Spenta Data اسپنته داته یعنی آفریده مقدس را همان زرتشت می داند) فرماندهی به نام کورش را به نواحی غربی ایران گسیل کرد و کورش یکی از فرماندهان بهمن بوده است.

علاوه بر این در مجمل التواریخ و القصص-اگر اشتباه نکنم- اشاره شده که فی المثل بُخت النَصَّر همان بُخت نَرسیه - و به قولی رهام پسر گودرز- فرمانده لهراسپ بوده است که یهود را بدلیل زرتشتی نبودن به بابل کوچانید.
نقل قول  
mt1397
Member
سپاسگزارم. بنده آن مجموعه نسک را نخواندم، ولی از کسانی که خوانده‌اند،
شنیده ام که اشتباهات هم دارد. باید خودم بخوانمش.

بنده مقاله‌های خالقی مطلق را خواندم که ایشان نیز دیدگاه‌های استواری در این باره
دارند، و نیز آثارالباقیه بیرونی، با توجه به اینکه زمان زندگانی ابوریحان به فردوسی
نزدیک‌تر است، جای اندیشیدن دارد.
ناگفته نماند که همین فریدون شاهنامه را نیز کوروش دانستن.

فعلا روی این دو فرد متمرکز شدن.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از mt1397:
ابوریحان بیرونی که به نام پژوهشگر بی‌طرف شناخته میشود چنین می‌گوید:
کی‌خسرو که همان کوروش است...
(آثارالباقیه بیرونی، ص ۱۴۳، ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیر کبیر۱۳۸۶)

فردوسی در شاهنامه تاریخ و استوره را در هم آمیخته و بدان شاخ و برگ‌هایی نیز داده،
چیز شگرفی نیست که نام‌ها در شاهنامه دگرگون شدن و به گونه‌ای که در آن زمان مرسوم
بوده، درآمده. بیرونی در آثارالباقیه کوشیده که کیانیان را با هخامنشیان پیوند دهد و نسب‌نامه
درستی به دست دهد.
پروفسور خالقی مطلق هم نوشته ای درباره "کیخسرو و کوروش" دارد که در بهار ۱۳۷۴ منتشر
شد و به شباهت این دو پرداخته.
بهروز باشید.


من پیش از این با نظریات کریستین سن و سرکار خانم آموزگار و مرحوم تفضلی در مورد تطابق اسطوره و تاریخ هم عقیده بودم. منتها مدت ها پیش بطور اتفاقی با آقای جواد مفرد کهلان هم صحبت شدم-که اتفاقا کتاب تاریخ تطبیقی ایران باستان ایشان در همین تارنگار قابل دریافت هست- و اینکه ایشون اسطوره شناس هستند. به عنوان مخالف گفتگو کردیم و در نهایت اینکه در بسیاری موارد نظریات ایشان را منطقی و قانع کننده یافتم. کیخسرو یا همان کی آخسارو یا همان کیاکسار پادشاه ماد است و اسم دیگر وی هوخشثره است که در اوستا Hausravah نامیده شده است و توران زمین را ویران می کند. اتفاقا حکومت آشور نیز توسط وی سرنگون می گردد. پدر وی فره ور تیش نیز در مازندران محاصره می گردد (مقایسه کنید با محاصره پدر بزرگ کیخسرو؛ یعنی کی کاووس در مازندران). باز سپردن شاهنشاهی کیانیان به لهراسپ نوذری نیز تغییر سلسله شاهنشاهی از مادها به پارسیان است. البته استدلال های ایشان در کتاب های ایشان است.
نقل قول  
mt1397
Member
سلام و درود.
من نیز چند نکته را یادآوری کنم، آتیلا رهبر هون‌ها را یکی از خشن‌ترین و جنگجوترین شاهان تاریخ
دانستند که بلای جان رومی‌ها بود. اسکندر مقدونی پسر فیلیپ هم که دیگر روشن است. ولی از آیه قرآن
ذوالقرنین فردی دادگر برداشت می‌شود.
فعلا تنها کسی که به ذوالقرنین قرآن نزدیک است همان کوروش هخامنشی است، ولی نه این‌که بگوییم
۱۰۰٪ این شخص است. شادروان علامه طباطبایی هم یک احتمال داده، نگفته که بی‌گمان همین فرد است.
ابوریحان بیرونی که به نام پژوهشگر بی‌طرف شناخته میشود چنین می‌گوید:
کی‌خسرو که همان کوروش است...
(آثارالباقیه بیرونی، ص ۱۴۳، ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیر کبیر۱۳۸۶)

فردوسی در شاهنامه تاریخ و استوره را در هم آمیخته و بدان شاخ و برگ‌هایی نیز داده،
چیز شگرفی نیست که نام‌ها در شاهنامه دگرگون شدن و به گونه‌ای که در آن زمان مرسوم
بوده، درآمده. بیرونی در آثارالباقیه کوشیده که کیانیان را با هخامنشیان پیوند دهد و نسب‌نامه
درستی به دست دهد.
پروفسور خالقی مطلق هم نوشته ای درباره "کیخسرو و کوروش" دارد که در بهار ۱۳۷۴ منتشر
شد و به شباهت این دو پرداخته.
از اینها که بگذریم، قدیس‌تراشی را به شدت رد میکنم! در اینکه بن‌مایه‌های تاریخی درباره کوروش هخامنشی
ستایش‌هایی آوردن، درش هیچ گمانی نیست، ولی ما بزرگان دیگری نیز داشتیم که باید یادشان گرامی داشته
شود. دوست گرامی‌مان به "هووخشتره" اشاره کردن که یک نمونه از شاهان نیک و خردمند تاریخ ایران هستند.
چرا نباید از وی ستایش کرد و او را گرامی داشت!
شوربختانه، میانه‌رویی رعایت نمی‌شود، هخامنشی‌ها هم افراد کژ و بد داشتن، ولی نباید با خوب‌هاشون یکی دانست.
مردم گمان می‌کنن چون فلان حکومت دو تا خوب داشتن، هرآینه آن حکومت بی برو برگرد گل سرسبد بودن.
پیامبرزاده که نبودیم!

بهروز باشید.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از norhana:
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان و بسیاری دیگر از علما که نه تنها غرض ورزی نسبت به ایران مزدایی و خرد مغان ندارند بلکه ریشه های خرد ورزی دینی را در جاودان خرد کهن ایرانی می دانند کوروش کبیر را به راستی همان ذوالقرنین می دانند


البته مرحوم طباطبایی تا جایی که خاطرم یاری می کند؛ حدود ۳۹ شخصیت را محتمل می دانستند که یکی از آن ها کورش هخامنشی است. شخصیت هایی از قبیل آتیلا رهبر هون ها؛ شمر یرعش؛ تسن چی هوانگ تی و نیز اسکندر مقدونی هم جزو این شخصیت های احتمالی هستند که البته به نظر می رسد احتمال کورش بیشتر باشد. ضمن اینکه هیچ درکی نسبت به کسانی که شاه باستانی ایران را -علی رغم تجاوزهای بدیهی وی به سرزمین های دیگر- هویت ایران - و نه بخشی از آن- می دانند؛ ندارم؛ نمی توانم درک کنم که چگونه کسی می تواند فردوسی و نظامی را بدلیل ذوالقرنین دانستن اسکندر مقدونی؛ غرض ورز و بی ریشه بداند.

کورش هخامنشی -بخوانید ثرئتئونه یا فریدون- نه ابتدای ایران است که دیاآکو -بخوانید دیوکوس؛ کوی کوات یا کیقباد- سلطنت مادی را در سرتاسر ایران گسترش داد؛ نه برجسته ترین و عادل ترین شخصیت قدرتمند ایران است که کی آخسارو -بخوانید کیخسرو؛ کیاکسار؛ هوخشثره یا هئوسروه Hausravah- بهتر از او بود؛ و نه انتهای ایران که تا اکنون ادامه یافته است.

تقدس بخشی افراطی و ناضرور به شاهی باستانی -ضمن ستایش اقدامات برجسته وی- و نماد و سمبل ایران دانستن ایشان؛ بیشتر به پارادایمی مبتذل و سطحی می ماند.
نقل قول  
norhana
Member
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان و بسیاری دیگر از علما که نه تنها غرض ورزی نسبت به ایران مزدایی و خرد مغان ندارند بلکه ریشه های خرد ورزی دینی را در جاودان خرد کهن ایرانی می دانند کوروش کبیر را به راستی همان ذوالقرنین می دانند
نقل قول  
iranmade
Member
نقل قول از کامل غلامی:
گر از یونانیان بپرسبم؟میگن اسکندر
اگر از رومیان بپرسیم ؟میگن سزار
اگه از پدر تاریخ هردوت یا کزنفون بپرسیم؟میگن هر که پول زیادی داد
به نظر من باید فقط در باره ذوالقرنین از سخنان دانیال نبی بهره بردو100%این لقب کوروش بزرگ است زیرا:
معنی ذوالقرنین:گرفته شده از چیزی شبیه به دو شاخ قوچ
دانیال نبی به قومش ظهور یک منجی راوعده داد زیرا در خواب خود دیده فردی انسان نما با دو شاخ از سمت شرق خواهد امد واز هر شاخ شاخه هایی بلند که بر تمام دنیا سایه می افکند که همانا این سایه ازادی است .
من یک دلیل محکم برای این مسله دارم که اگر این حرف دروغ است پس چرا دانیال وقومش تا به امروز کوروش را میپرستنند ودانیال تا اواخر عمر خود را مرید کوروش دانسته وهمانگور هم که میدانید ارامگاه او شوش روبروی کاخ اپادانا میباشد
پس نه تنها ذوالقرنین برازنده اوست بلکه کوروش بزرگ فرستاده خدا وپیام اور ازادی میباشد ونشانه او هم همان منشور اوست
پس همانگونه که یک یهودی خبر امدن پیامبر اسلام را داده ؟ایا دانیال نبی از ان شخص کمتر بوده؟
پس باز هم اگر ادمهایه بدون اصل ونصب دوست دارنند ذوالقرنین لقب یکی دیگر است پس بدانند که برای ما اصلامهم نیست زیرا اگر کوروش بزرگ چنگیز مغول باشد باز انقدر بزرگ ومقدس میباشد که هر لحظه همانند پروانه به گرد او میگردم وجانم را تقدیم او خواهم کرد

.

علامه امینی در کتاب المیزان و همچنین آیت الله عظمی مکارم شیرازی کوروش بزرگ را ذوالقرنین دانسته اند. البته بی ریشگان می توانند کسی همچون اسکندر را نوکری کنند که به کشورشان دست درازی کرد ، خواهران و مادرانشان را به کنیزی گرفت و پدرانشان را از دم تیغ گذراند. ریشه که نباشد ، هیچ چیز نمی ماند.
نقل قول  
iranmade
Member
نقل قول از کامل غلامی:
نقل قول از sigarian:پیشنهاد میکنم که سخنرانی استاد رائفی پور در مورد ذوالقرنین را نیز گوش کنید

ایشان با تحقیقی که انجام داده بررسی میکند که آیا ذوالقرنین اسکندر است یا کوروش یا اینکه ......
گوش کردن این سخنرانی خالی از لطف نیست!

ممنون .
لینک دانلود سخنرانی
علامه امینی در کتاب المیزان و همچنین آیت الله عظمی مکارم شیرازی کوروش بزرگ را ذوالقرنین دانسته اند. البته بی ریشگان می توانند کسی همچون اسکندر را نوکری کنند که به کشورشان دست درازی کرد ، خواهران و مادرانشان را به کنیزی گرفت و پدرانشان را از دم تیغ گذراند. ریشه که نباشد ، هیچ چیز نمی ماند.

.
نقل قول  
iranmade
Member
علامه امینی در کتاب المیزان و همچنین آیت الله عظمی مکارم شیرازی کوروش بزرگ را ذوالقرنین دانسته اند. البته بی ریشگان می توانند کسی همچون اسکندر را نوکری کنند که به کشورشان دست درازی کرد ، خواهران و مادرانشان را به کنیزی گرفت و پدرانشان را از دم تیغ گذراند. ریشه که نباشد ، هیچ چیز نمی ماند.
نقل قول  
iranmade
Member
نقل قول از sigarian:
پیشنهاد میکنم که سخنرانی استاد رائفی پور در مورد ذوالقرنین را نیز گوش کنید

ایشان با تحقیقی که انجام داده بررسی میکند که آیا ذوالقرنین اسکندر است یا کوروش یا اینکه ......
گوش کردن این سخنرانی خالی از لطف نیست!

علامه امینی و همچنین آیت الله عظمی مکارم شیرازی کوروش بزرگ را ذوالقرنین دانسته اند. البته بی ریشگان می توانند کسی همچون اسکندر را نوکری کنند که به کشورشان دست درازی کرد ، خواهران و مادرانشان را به کنیزی گرفت و پدرانشان را از دم تیغ گذراند. ریشه که نباشد ، هیچ چیز نمی ماند.
نقل قول  
hasti amiri
Member
پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر .

کوروش کبیر
نقل قول  
hasti amiri
Member
اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید .

"کوروش کبیر"
نقل قول  
hasti amiri
Member
انان که با افکاری پاک و فطرتی زیبا در قلب دیگران جای دارند را هرگز هراسی از فراموشی نیست چرا که جاودانند


کوروش کبیر
نقل قول  

هر چند ظاهرا متقاعد شده اید ولی این را هم بشنوید بد نیست :

بزرگی ِ کوروش به وسیله ی تاریخ نویسان یونانی و یهودی مثل هرودوت، کتزیاس و گزنفون هم ثبت شده است.

نمونه‌ای از کتاب های یهودیان در مورد کوروش : کتاب دوم تواریخ ایام ، کتاب عزرا کتاب اشعیا و کتاب دانیال

موفق باشید و هوشیار !

.

نقل قول  
نقل قول از sigarian:
پیشنهاد میکنم که سخنرانی استاد رائفی پور در مورد ذوالقرنین را نیز گوش کنید

ایشان با تحقیقی که انجام داده بررسی میکند که آیا ذوالقرنین اسکندر است یا کوروش یا اینکه ......
گوش کردن این سخنرانی خالی از لطف نیست!


ممنون .
لینک دانلود سخنرانی

.
نقل قول  
sigarian
Member
پیشنهاد میکنم که سخنرانی استاد رائفی پور در مورد ذوالقرنین را نیز گوش کنید

ایشان با تحقیقی که انجام داده بررسی میکند که آیا ذوالقرنین اسکندر است یا کوروش یا اینکه ......
گوش کردن این سخنرانی خالی از لطف نیست!
نقل قول  


به کتاب ذوالقرنین نوشته «ابوالکلام آزاد» رجوع کنید

.
نقل قول  
گر از یونانیان بپرسبم؟میگن اسکندر
اگر از رومیان بپرسیم ؟میگن سزار
اگه از پدر تاریخ هردوت یا کزنفون بپرسیم؟میگن هر که پول زیادی داد
به نظر من باید فقط در باره ذوالقرنین از سخنان دانیال نبی بهره بردو100%این لقب کوروش بزرگ است زیرا:
معنی ذوالقرنین:گرفته شده از چیزی شبیه به دو شاخ قوچ
دانیال نبی به قومش ظهور یک منجی راوعده داد زیرا در خواب خود دیده فردی انسان نما با دو شاخ از سمت شرق خواهد امد واز هر شاخ شاخه هایی بلند که بر تمام دنیا سایه می افکند که همانا این سایه ازادی است .
من یک دلیل محکم برای این مسله دارم که اگر این حرف دروغ است پس چرا دانیال وقومش تا به امروز کوروش را میپرستنند ودانیال تا اواخر عمر خود را مرید کوروش دانسته وهمانگور هم که میدانید ارامگاه او شوش روبروی کاخ اپادانا میباشد
پس نه تنها ذوالقرنین برازنده اوست بلکه کوروش بزرگ فرستاده خدا وپیام اور ازادی میباشد ونشانه او هم همان منشور اوست
پس همانگونه که یک یهودی خبر امدن پیامبر اسلام را داده ؟ایا دانیال نبی از ان شخص کمتر بوده؟
پس باز هم اگر ادمهایه بدون اصل ونصب دوست دارنند ذوالقرنین لقب یکی دیگر است پس بدانند که برای ما اصلامهم نیست زیرا اگر کوروش بزرگ چنگیز مغول باشد باز انقدر بزرگ ومقدس میباشد که هر لحظه همانند پروانه به گرد او میگردم وجانم را تقدیم او خواهم کرد

.
نقل قول  

برای اطلاعات کامل می توانید به کتاب "قصه های قرآن"اثر آیت الله مکارم شیرازی رجوع کنید ص475تا ص485در این کتاب تمامی شواهد به ثبت رسیده است

.
نقل قول  
تاکیدی بر یگانگی شخصیت کوروش و ذی القرنین نوشته محمد کاظم توانگرزمین انتشارات نوید شیراز

با نگاهی به آیات مربوط به ذی القرنین میتوان چند مشخصه اصلی فرد مذکور را دریافت که بعدا با مقایسه بین این مشخصات و مستندات تاریخی تا حد زیادی به شخصیت واقعی وی نزدیک شد 1-مکنت در زمین 2-ایمان به پروردگار عالم و روز جزا3-حرکت به سوی غرب تا جائی که خورشید در چشمه ای تار غروب میکند 4-حرکت به سوی شرق تا آنجا که مردمی را دید که میان آنها و آفتاب ساتری نبود5-ساختن یک سد دفاعی بین دو سد طبیعی6-احسان و دادگری و پرهیز از ظلم و ستم 7-رعیت پروری و انجام وظایف حکومتی از خزانه حکومت نه از کیسه مردم 8-شرکت دادن مردم در کارهای عام المنفعه9-اداره و انجام امور بر اساس مدیریت قوی و تصمیم گیری صحیح و سریع و بر اسا س طرحهای عاقلانه
با مطالعه کتاب مذکور که به علت طولانی شدن مطالب چند سطری از آن را نوشتم پی خواهید برد که کوروش حتی در زمان خود و از طرف یهوه به عنوان لوقرائیم شناخته شد .یکی از اولیا الهی که هزاران سال مظلوم و خاموش در پهن دشت پاسارگاد و در حوادث زمان نظاره گر اقوال مختلف درباره خویش است.روزی آؤامگاه او را به عنوان مقبره مادر حضرت سلیمان زیارت کردند و روزی او را بانی استکبار و تفرعن معرفی کرده و بر مزار او خطبه آسوده بخواب خواندند و امیدوارم روزی بر مزار این حاکم حکیم و این شاه فرزانه با عنوان واقعی او یعنی کوروش ذی القرنین فاتحه بخوانند.
کوروش به استناد تمامی مدارک تاریخی نمونه کامل یک حاکم الهی یک شاه فرزانه که با آسمان در ارتباط بود نه به لحاظ وحی رسیدن و الهامات غیبی بلکه از نظر انجام اعمل صحیح و منطقی(کوروش کبیر /ابوالکلام آزاد/ترجمه استادباستانی پاریزی)

.
نقل قول  
==> ادامه :

قدم سوم در شمال
و بنای سد یاجوج و ماجوج

4. قدم سوم حمله به منطقه کوهستانی شمال و جلوگیری از خرابکاری قومی به نام یا جوج و ماجوج و بنای سدی است . این اقدام در حدود دریای خزر شروع می شود و به کوهستان های قفقاز می رسد، در آنجا بین دو کوه دره ای است که سد در آنجا بنا می شود.
قرآن در این باره می فرماید:« حتی اذا بلغ بین السدین وجد من دونهما قوما لایکادون یفقهون قولا»یعنی قومی کوهستانی و وحشی بودند که از مدنیت و فهم و سخنگویی نصیبی نداشتند.
مقصود از دو سد در اینجا دو دیواره ای است که به شکل کوه بلند در قفقاز قرار دارد . در مشرق قفقاز، دریای خزر راه عبور به شمال را سد می کند، در مغرب نیز دریای سیاه مانع از عبور به طرف شمال است ، در وسط این دو دریا نیز سلسله جبال بسیار بلند و مرتفعی است که در حکم یک دیوار طبیعی بین جنوب وشمال محسوب می شود.
قبایل شمال برای هجوم به نواحی جنوب هیچ راهی نداشتند جز تنگه ای که در میان این رشته کوه ها وجود دارد، وحشی ها از این تنگه به نواحی جنوبی هجوم برده و به قتل و غارت می پرداختند . کوروش در این تنگه سدی آهنین بنا کرد و بدین وسیله جلو مهاجمین را گرفت.
نه تنها مردم قفقاز با ساختن این سد از هجوم قبایل شمالی راحت شدند، بلکه تمام نواحی آسیای غربی و شمال مصر نیز از آسیب آنان در امان ماند.
به نقشه نگاه کنیم ، آسیای غربی در پایین دریای خزر است و دریای سیاه بالای آن قرار دارد و کوه های قفقاز نیز بین دو دریا دیواری سد مانند ایجاد نموده است . این سد طبیعی صدها میل طول دارد و هیچ خللی نیز بدان وارد نمی شود، طوائف شمالی چنانکه گفتیم فقط از یک دره تنگ می توانستند به ج نوب سرازیر شوند، کوروش با بنای سدی آهنین، این سد طبیعی را استحکام بخشید و در حقیقت بدین وسیله دروازه آسیای غربی را و نواحی شمالی را قفل نمود.
اما طوائفی که ذوالقرنین در آنجا یافت و گفته می شود که دور از تمدن بودند، احتمال دارد همان قومی باشند کهمورخین یو نانی به نام«کوسی»خوانده و داریوش نیز در کتیبه خود به کوسیا1 از آنان نام می برد و همین ها هستند. که به کوروش از قوم یاجوج و ماجوج و هجوم آنها شکایت بردند و چون تمدنی نداشتند در قرآن به «لایکادونیفقهون قولا»توصیف شده اند یعنی حرف نمی فهمیدند.

.
نقل قول  
آیا آنچه درباره ذوالقرنین در قرآن آمده است با احوال کوروش مطابقت می کند یا نه؟ هم اکنون به شر ح آن مطلب خواهیم پرداخت:

1. درباره ذوالقرنین در قرآن آمده : انا مکنا له فی الارض و آتیناه من کل شی سببا ( 84 )، یعنی به او قدرت و توانایی اداره کشور را بخشیدیم و همه گونه طرق را که برای بنیاد نهادن حکومت و فتوحات خود لازم داشت برایش فراهم ساختیم.
نخستین کار بزرگ

2.پس از آن آیه، قرآن ، سه کار بزرگ برای ذوالقرنین برمیشمارد که نخستین آن متوجه«مغرب الشمس» است که مسلم است غرض از مغرب الشمس جهتی است که در آن غروب خورشید باشد، چه چنین مکانی طبیعتا وجود ندارد، از این نظر کلیه جملاتی که در این آیات مغرب الشمس و مطلع الشمس دارد باید به مشرق ومغرب ترجمه شود.
در «عهد عتیق»هم چنین تعبیراتی می یابیم، مثلا در کتاب زکریا خداوند می فرماید : بندگانم را از سرزمینی که خورشید از آنجا برمی آید و سرزمینی که خورشید در آن فرو می رود نجات می دهم ( 7:8 )، در این آیه مقصود این است که مردم بیت المقدس را از چنگ مصر و بابل نجات داده است : این یک امر واضحی است که مصر برای فلسطین در حکم مغرب و بابل برای فلسطین حکم مشرق را دارد. بعض مفسرین که کوشش دارند مطالب را با عجایب و وقایع پیچیده و غیر عادی درآمیزند، در این باب نیز گمان
برده اند که ذوالقرنین به جایی رفت که خورشید در آن محو و نابود می شود!!
در هر حال، نخستین کار بزرگ، در مغرب صورت گرفته است . در اینجا مسلم است که اولین هجوم کوروش متوجه لیدی گردید که در جنوب آسیای صغیر واقع است، اگر از ایران شمالی به طرف آسیای صغیر راه بپیماییم همه جا به سوی مغرب خواهیم رفت. هنوز کوروش تاج کشور متحد پارس و ماد را بر سر نگذاشته یکباره متوجه می شویم که با پادشاه آسیای صغیرموسوم به کرزوس روبه رو می شود.
قدم دوم در مشرق

3. قدم دوم را ذوالقرنین در جهت «مشرق الشمس»یعنی محلی که خورشید طلوع می کند برمی دارد . هرودوت و کتِزیاس هر دو از اقدامی که کوروش پس از فتح لیدی و قبل از فتح بابل برای خواباندن شورش های مشرق نمود نام می برند.
این دو مورخ گویند : طغیان بعض قبایل وحشی در بیابان مشرق کوروش را وادار به حمله به مشرق نمود و این با آنچه در قرآن آمده است مطابقت دارد:« حتی اذا بلغ مطلع الشمس وجدها تطلع علی قوم لم نجعل لهم من دونها سترا»یعنی وقتی به انتهای مشرق رسید، دید خورشید بر قومی می تابد که حتی وسایلی برای حفظ خود از تابشآن ندارند .یعنی این طایفه از قبایل کوچ نشین بودند که در شهر ها منزل نکرده و طبعا خانه نداشتند و دیوار بستی که خویشتن را از آفتاب بدان بپوشند.

این قبایل کدامند؟ از آنچه مورخین یونان نقل می کنند برمی آید که باید همان قبایل باکتَریا و گدوزیا باشند، وقتی که روی نقشه دقت کنیم، متوجه می شویم که بلخ در حکم شرق دور ایران است، زیرا از بلخ دیگر کوه ها یکبارهارتفاع گرفته و راه را می بندند، کوروش به طرف مشرق متوجه شد و تا بلخ تاخت . مقصود از گیدروسیا که مورخین یونانی نام می برند، همان سرزمینی است که امروز به نام مکران و بلوچستان خوانده می شود(گویا کوروش تا قندهار رفته است.)

.
نقل قول  

شان نزول آیاتی درباره ی ذوالقرنین

ظاهر آیات گویای این معنی است که از حضرت رسول درباره ی ذوالقرنین پرسشی شده و این آیات در جواب سوال فوق به حضرت نازل آمده است.
ترمذی و نسایی و امام احمد روایت می کنند که به اشاره ی یهود ، یک نفر از قریش درباره ی بعضی مطالب که یکی از آنها ذوالقرنین بود از حضرت پرسید: این شخص که بوده و چه کرده است؟
قرطبی چنین نقل می کند : یهود به حضرت گفتند:« درباره پیغمبری که خداوند جز یک بار در تورات از او نام نیاوردهاست به ما خبری باز گوی»حضرت گفت : کدام پیغمبر؟ گفتند:« ذوالقرنین»
مشخصاتی که در قرآن برای ذوالقرنین آمده است

1. کسی که درباره ی او از حضرت رسول پرسش هایی شده است قبلا به ذوالقرنین معروف بوده، یعنی این نام یا لقب را قرآن به او نداده، کسانی که پرسیده اند خود این نام یا لقب را بر او نهاده اند، از اینجاست که در قرآنمی آید:« و یسئلونک عن ذوالقرنین»یعنی از تو درباره ی ذوالقرنین می پرسند.

2. خداوند کشوری را بکف کفایت او سپرده و وسایل حکمرانی و سلطنت را برای او فراهم ساخته است.

3. کارهای عمده ی او عبارت است از سه جنگ بزرگ : اول در غرب تا انجا که به حد مغرب رسیده است وآنجا را هم که خورشید غروب می کند به چشم دیده است . دوم در جنگ مشرق، تا آنجا رسیده است که دیگرجز صحرایی خشک و بدون آبادی ندیده است و ساکنین آن نیز بدوی بوده اند . کار سوم که شاهکار اوسترسیدن به تنگه و دره ای صعب العبور بوده که از ورای آن تنگه عده ای مرتبا به ساکنین این منطقه هجوم میآورده اند و آنان را غارت می کرده اند . ساکنین ا ین منطقه قوم مزبور را «یاجوج و ماجوج»نامیده بودند، قوم مذکور وحشی و بدون تربیت و فرهنگ بوده اند.

4. سلطان (ذوالقرنین )در برابر هجوم این قوم سدی بنا کرده است.

5. سد مذکور نه تنها از سنگ و آجر بوده بلکه آهن و پولاد در آن نیز به کار رفته استو چنان عظیم و سدید بود که از هجوم غارت کنندگان جلوگیری کامل نمود.

6. . پادشاه، عادلو رعیت نواز بوده و از خونریزی جلوگیریکرده و قوم مغلوب را آزار و قتل عام نمی نمودهاست. وقتی که به قوم مغرب استیلا پیدا کرد مغلوبین گمان کردند که مثل سایر فاتحین مورد شکنجه و بیدادقرار خواهند گرفت . اما پادشاه چنین نکرد و گفت که نیکوکاران و رجال قوم از آسیب محفوظ خواهند بود واو کوشش خواهد کرد که به داد و دهش قلوب آنان را تسخیر کند.

.
نقل قول  
آیا کوروش بزرگ همان ذوالقرنین است که در قرآن به آن اشاره شده ؟!

اعظام طباطبایی در تفسیر المیزان ، مطهری ، صانعی و دیگر بزرگان و علمای دینی
ذوالقرنین را همان کوروش کبیر می دانند.
البته :
مرحوم علامه ی طباطبائی (ره) با استناد به سخن «ابوالکلام آزاد» احتمال ذولقرنین بودن کورش را بیشتر از گزینه های دیگر می دانند.
استاد مطهری و آیت الله صانعی - و دیگر بزرگان و علمای دینی - هم احیانا با استناد به سخنان علامه ی طباطبائی کورش را ذوالقرنین دانسته اند.
نه اینکه خودشان به این نتیجه رسیده باشند.

ذو=صاحب
قرن=شاخ
ین در پس کلمه قرن به جمع آن کلمه(قرن) مربوط می شود
ذوالقرنین=صاحب دو شاخ یا صاحب شاخ ها
اگر پاسارگاد رفته باشید حتماً انسان بالدار را که گفته شده همان تصویر کوروش بزرگ است دیده اید که روی سر آن دو شاخ قرار دارد.

.
نقل قول  

غربی ها دنبال یک تکه سنگ میگردند که به اصالتشون نسبت بدان بگن ما اصیل هستیم اینم نشونه اش !

ولی ما که تو هر شهرمون حداقل یک بنای تاریخی به قدمت هزاران سال وجود داره داریم میگیم دروغه و انکارش میکنیم!

دوست من کوروش دروغ نبوده و این حرف های شما نتیجه ی ورود اعتقادات خرافاتی ِ اعراب به کشورمونه !

لطفا آگاه باشید !!!

.
نقل قول  
niyoshaps
Member
اسم کوروش ب استعاره از جمشید ک بروی تخت طلا نشسته است در شاهنامه قید شده است
نقل قول  
niyoshaps
Member
نقل قول از nostalgia:
عجیب نیست
میتونست 100نفر باشن
ولی دعا میکنم با اسکندر جان محشور بشن
این دوستان
دوست عزیز اگر کورووش مدعی خدا بودن داشت چرا خداوند در کتاب اسمانیش اسم از کوروش اورده؟؟؟؟؟
سطح مطالعاتتو ببر بالا و اطلاعات اشتباه منتقل نکن لطفا
نقل قول  
niyoshaps
Member
سادیس دوست عزیز ....کجای تخت جمشد چندتا اسم کوروش نوشته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اسم تخت جمشید در زمان حمله اعراب ب ایران روی شهر پارسه قرار گرفته ک اعراب جمشید رو شخصی بزرگ و باقدرت میدونستن یا شهر مادر سلیمان. روس سر فرشته بالدار هیچ شاخی نیست فقط یک تاج مدور.
هخامنشیان فقط یک الهه اب بنام اناهیتا داشتند ک اسمش هم توی کاخ شاپور قید شده است.


این دیدگاه در تاریخ 1392/11/12 توسط گیلدخت ویرایش شده است

نقل قول  
behdad1970
Member
وقتی در باره مختار راست یا دروغ فیلم می سازند ما که ازشون سند و مدرک نمی خوایم اما وقتی در مورد کوروش که ذره ذره خاک ایران پر از اسناد هخامنشیان هست مطلبی چاپ میشه فریادشون به آسمان میره که اینا دروغ هست!!! جل الخالق
نقل قول  
niyoshaps
Member
نقل قول از vasekara:
معلوم نیس نویسنده خیالپرداز این کتاب از کدوم کتیبه معتبر تاریخی این همه حرف از کوروش نقل کرده.

ما که سالهاس داریم تو کتیبه های موجود می پلکیم این حرفارو تو هیچ کدوم از کتیبه ها ندیده ایم.

اصلا کتیبه ای که تو ایران بشه پیدا کرد و نام کوروش توش باشه کجاس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این سوال رو جدی می پرسم و دوستان برن بگردن اگه کتیبه ای با ین مشخصات پیدا کردن به ما هم خبر بدن.

خیال پردازی و دروغ به دیگران نسبت دادن هم حدی داره.

اصلا کسی از تورات شاهد نیاره که یه قرون هم ارزش نداره.

فقط کتیبه. لطفا
دوست عزیز هر کتابی اجازه انتشار نداره.تخت جمشید و کوروش فکرنکنم معمای ساده ای باشه ک شما اینطوری درموردش حرف میزنین
نقل قول  
niyoshaps
Member
سلام.کوروش ابتدا پاسارگاد یا پارسه گاد را تآسیس می کند بعد تخت جمشید که توسط 3پادشاه سعی در اتمام ساخت دارند که موفق نمی شوند.کوروش روی ستون های شهرپاسارگاد و جرزهای کاخ pدر تخت جمشید نام کوروش و روش ساخت و فرشته بالدار قید شده است.در تخت جمشید روی پای پله کاخ اپادانا نام کوروش و روش ساخت و قرارداد ها با کارگران قید شده است.قوانین کوروش روی تکه سنگی مدور نوشته شده ک در موزه لوور نگهداری می شود.برروی تمامی ستون ورودی کاخ ها نام کوروش دایوش خشایارشاه قید شده است. قابل توجه دوستان اگر سنگ نوشته ای نبوده پس نویسندگان و پوروفسور پوپ دروغ میگویند.کسی ک نوشتهاش دروغ باشه ک اجاذه نشر کتاب نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نقل قول  
solooook
Member

بزرگی شخصیت کوروش رو نمی شه انکار کرد
نقل قول  
solooook
Member

یعنی می گین کتیبه ای به نام کوروش وجود نداره؟
نقل قول  
vasekara
Member
این تیکه هایی که دوستان تو کامنتاشون گذاشتن و توی وب پره از این جمله های احساساتی---- از کوروشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از کجا این ها رو میارن؟؟؟؟؟؟

یکی بگه ما هم بدونیم......
نقل قول  
vasekara
Member
معلوم نیس نویسنده خیالپرداز این کتاب از کدوم کتیبه معتبر تاریخی این همه حرف از کوروش نقل کرده.

ما که سالهاس داریم تو کتیبه های موجود می پلکیم این حرفارو تو هیچ کدوم از کتیبه ها ندیده ایم.

اصلا کتیبه ای که تو ایران بشه پیدا کرد و نام کوروش توش باشه کجاس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این سوال رو جدی می پرسم و دوستان برن بگردن اگه کتیبه ای با ین مشخصات پیدا کردن به ما هم خبر بدن.

خیال پردازی و دروغ به دیگران نسبت دادن هم حدی داره.

اصلا کسی از تورات شاهد نیاره که یه قرون هم ارزش نداره.

فقط کتیبه. لطفا.
نقل قول  
vasekara
Member
من موندم

بعضیا چقدر دراماتیست ان!

از قول کوروش هم مطلب مینویسن و کتاب چاپ میکنن.

بنده از طرف آقای کوروش از زحمات این عزیزان صمیمانه تشکر میکنم.
نقل قول  
koohsar62
Pro Member
سرانجام کسی خواب مرا خواهد دید
سرانجام کسی اندیشه های مرا باز خواهد سرود
و من نشانی های بسیاری از پی روزگاران بازنهاده ام
راه ها گشوده
آتش ها افروخته
کارها کرده
بهره ها رسانده ام .

این دعای من است
کودکان تان شیرین زاد ,
خواب هاتان خوش ,
رمه هاتان بسیار ,
رودهاتان جاری ,
و جهان تان روشن باد .
نقل قول  
soheila zx
Member
زنده باد کوروش بزرگ درود بر روح پاکش
نقل قول  
soheila zx
Member
خیلی خیلی کتاب عالی و زیبایی
نقل قول  
تردید
Member
از اندوه و از عزا به دور باد سرزمین من
از پلشت و از پلیدی به دور باد روان ادمی
از کراهت و از مرگ به دور باد زندگانی زمین
و از گول و از گزند
از کژدم و اژدها
از دیو و درنده
به دور باد خان و مان ادمیان

تا هست
خنده شادی خیز کودکان خوش باد
تا هست
شهریاری بانوان و اواز خنیاگران خوش باد
تا هست رمه ها بسیارتر
رودها بسیارتر و
بسیار ....بسیارتر باد

تا هست
هرگز دلتنگی به دیدارتان نیاید
تا هست اندوه ادمیان مرده باشد
تنگدستی و تاریکی مرده باشد

از فرازند تا فروشد خورشید
از کاهلی بگریزید
زیرا تن اسایی سراغاز تسلیم است
تسلیم سر اغاز تاریکی است
و تاریکی سراغاز تباهی است
و این بایسته سرزمین من و ملت من نبوده نیست و نخواهد بود
نقل قول  
تردید
Member
سرانجام کسی خواب مرا خواهد دید
سرانجام کسی اندیشه های مرا باز خواهد سرود
ومن نشان های بسیاری از پی روزگاران باز نهاده ام
راه ها گشوده
اتش ها افروخته
این دعای من استکودکانتان شیرین زاد
خواب هاتان خوش
رمه هاتان بسیار
رودهاتان جاری
وجهانتان روشن باد.

نقل قول  
yalda_fa9
Member
دوستی که با نام سوشیالیسم نظرشون رو نوشته بودن.تا اونجایی که من می دونم لرد به معنی خدا نیست.به معنی یک مقام سلطنتی و رسمیه.حتی شهریار هم معنی نمی شه چه برسه به خدا.من تو تمام کتاب هایی که در مورد تاریخ باستان مطالعه کردم هیچ وقت ندیدم که کوروش ادای خدایی بکنه.شما این حرف رو بر چه اساسی می زنید نمی دونم؟!
نقل قول  
atosa71
Member
دودورودودو کوروش دودورودودو کوروش
نقل قول  
نقل قول:
البته معنیِ اصلیِ کتاب : منم کوروش شهریار روشنایی ها نیست!!!

I Cyrus the Lord of the Light

من .. کوروش .. خدایِ نور (روشنایی)

که البته این به یه نظریه برمیگرده .. که خوش ندارم .. اینجا توضیحش بدم .. اما راجع به ادعایِ خداییِ کوروش ست!!!

شاید در همین جا یا جایی دیگر .. اما در زمانی دیگر .. به تفصیل توضیح دادم!!


آره دیگه

تجدیدِ خاطره شد
@
نقل قول  
p1360
Member
درود بر كوروش كبير
نقل قول  
vahidsameni
Member
درود بر ایران
درود بر اسلام

هزاران درود بر کوروش کبیر
ذوالقرنین

به امید ایرانی سربلند وپیشرفته اسلامی
نقل قول  
mpayvar
Member
درود بر خرد و آگاهی فرهنگ و گذشت و احترام به همنوع
نقل قول  
Mammaty
Member
درود بر کوروش
زنده وپاینده باد ایران زمین
درود بر کتابناک
نقل قول  
iran 4 ever
Member
دارا جهان ندارد سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد

کارون زچشمه خشکیدالبرزلب فروبست
حتی دل دماوند آتش فشان ندارد

دیو سیاه دربند آسان رهید وبگریخت
رستم در این هیاهو گرز گران ندارد

روز وداع خورشید زاینده رودخشکید
زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد

بر نام پارس دریا نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما تیر و کمان ندارد

دریای مازنی ها بر کام دیگران شد
نادر زخاک برخیز میهن جوان ندارد

دارا کجای کاری دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند اینجا خدا ندارد

آییم به داد خواهی فریادمان بلند است
اما چه سود که اینجا نوشیروان ندارد

سرخ وسپید وسبزست این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس شیر ژیان ندارد

کو آن حکیم توسی شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

هرگز نخواب کوروش ای مهرآریایی
بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد


درود بر ائین پاک اریایی
نقل قول  
sahandgahar
Member
دورود بر شما. من می خواستم در درجه اول از شما به خاطر سایت پر بارتان تشکر کنم. چرا که بیشتر کتابهایی که دنبالش بودم و نمی توانستم از سایتهای دیگر دانلود کنم از سایت شما دانلود کردم. دوم اینکه همان طوری که انسان ذاتا به دنبال آزادی و آزادگی است بنابراین از آزاد مردان استقبال میکند و بارزترین انسان آزادی خواه و دموکراتیک کوروش کبیر است. در نهایت یک خواهش از شما داشتم و آن اینکه اگر برایتان ممکن است داستانهای صوتی با صدای آقای محمدرضا سرشار ( قصه گوی برنامه سابق رادیو با عنوان قصه ظهر جمعه با شما ) هم در سایت خود بگنجانید تا بتوانیم گوش بدهیم. باور کنید از بس که در سایتها جستجو کردم خسته شده ام.
نقل قول  
rabienhood
Member
درود بر شما دوستان
زمانی در یک شرکت نفتی با یک فرانسوی مشغول به کار بودم به او گفتم بهترین آرزویت چیست ؟گفت دیدن پرسپولیس زمانی که او را به این مکان بردم به محض رسیدن به دروازه ملل گریه کرد گفتم چرا گریه میکنی گفت این مکان فقط متعلق به شما ایرانیان نیست این یک تمدن است و متعلق به تمام انسانهای روی زمین است چرا اینگونه رها شده است !
نقل قول  
در تصاوير حكاكي شده بر سنگهاي تخت جمشيد هيچكس عصباني نيست. هيچكس سوار بر اسب نيست. هيچكس را در حال تعظيم نميبينيد. هيچكس سر افكنده و شكست خورده نيست .هيچ قومي بر قوم ديگر برتر نيست و هيچ تصوير خشني در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ايرانيان اين است كه هيچگاه برده داري در ايران مرسوم نبوده است در بين صدها پيكره تراشيده شده بر سنگهاي تخت جمشيد حتي يك تصوير برهنه و عريان وجود ندارد.
نقل قول  
Moly_7008
Member
كوروش كبير
ايران عزيز ، ايراني بدون عرب ، ايراني آريايي
نقل قول  
کورش اسمی به بزرگی همه عالم
افتخار همه پادشاهان
نقل قول  
کورش اسمی به بزرگی همه عالم
نقل قول  
saniz
Member
ا اینهم پیام من کوروش پدر ایرانیان الگویی جهانیان. همیشگان درود بر انوشه پاک و اهورایش باد
نقل قول  
yosefvataha
Member
درو بر کوروش کبیر
نقل قول  
msdi
Member
این هم شعری از شاعر باذوق "صادق علی حق پرست" که منشور کوروش را به نظم کشیده است.

جهان در سیاهی فرو رفته بود
به بهبود گیتی امیدی نبود

نه شایسته بودی شهنشاه مرد
رسوم نیاکان فراموش کرد

بناکرد معبد به شلاق و زور
نه چون ما برای خداوند نور

پی کار ناخوب دیوان گرفت
خلاف نیاکان به قربان گرفت

نکرده اراده به خوبی مهر
در اویخت با خالق این سپهر

در آواز مردم به جایی رسید
که کس را نبودی به فردا، امید

به درگاه مردوک یزدان پاک
نهادند بابل همه سر به خاک

شده روزمان بدتر از روز پیش
ستمهای شاهست هر روز بیش

خداوند گیتی و هفت آسمان
ز رحمت نظرکرد بر حالشان

برآن شد که مردی بس دادگر
به شاهی گمارد در این بوم وبر

چنین خواست مردوک تا در جهان
به شاهی رسد کوروش مهربان

سراسر زمینهای گوتی وماد
به کوروش شه راست کردار داد

منم کوروش و پادشاه جهان
به شاهی من شادما ن مردمان

منم شاه گیتی شه دادگر
نیاکان من شاه بود و پدر

روان شد سپاهم چو سیلاب و رود
به بابل که در رنج و آزار بود

براین بود مردوک پروردگار
که پیروز گردم در این کارزار

سرانجام بی جنگ و خون ریختن
به بابل درآمد ، سپاهی ز من

رها کردم این سرزمین را زمرگ
هم امید دادم همی ساز وبرگ

به بابل چو وارد شدم بی نبرد
سپاه من آزار مردم نکرد

اراده است اینگونه مردوک را
که دلهای بابل بخواهد مرا

مرا غم فزون آمد از رنجشان
ز شادی ندیدم در آنها نشان

نبونید را مردمان برده بود
به مردم چو بیدادها کرده بود

من این برده داری برانداختم
به کار ستمدیده پرداختم

کسی را نباشد به کس برتری
برابر بود مسگر ولشکری

پرستش به فرمانم آزاد شد
معابد دگر باره آباد شد

به دستور من صلح شد برقرار
که بیزار بودم من از کارزار

به گیتی هر آن کس نشیند به تخت
از او دارد این را نه از کار بخت

میان دو دریا در این سرزمین
خراجم دهد شاه و چادر نشین

ز نو ساختم شهر ویرانه را
سپس خانه دادم به آواره ها

نبونید بس پیکر ایزدان
به این شهر آورده از هر مکان

به جای خودش برده ام هر کدام
که دارند هر یک به جایی مقام

ز درگاه مردوک عمری دراز
بخواهند این ایزدانم به راز

مرا در جهان هدیه آرامش است
به گیتی شکوفایی دانش است

غم مردمم رنج و شادی نکوست
مرا شادی مردمان آرزوست

چو روزی مرا عمر پایان رسید
زمانی که جانم ز تن پر کشید

نه تابوت باید مرا بر بدن
نه با مومیایی کنیدم کفن

که هر بند این پیکرم بعد از این
شود جزئی از خاک ایران زمین

درود بر کوروش کبیر که باعث افتخار ایران زمین و تمام آزاد اندیشان سراسر گیتی است
نقل قول  
msdi
Member

گزیده ای از مشهورترین بخشِ
منشور کوروش کبیر
منم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهار گوشه جهان، پسر كمبوجیه، شاه بزرگ... نوه كوروش شاه بزرگ... نبیره چیش پیش، شاه بزرگ...
آنگاه كه بدون جنگ و پیكار وارد بابل شدم، همه مردم گام هاى مرا با شادمانى پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریارى نشستم، مردوك خداى بزرگ دل هاى پاك مردم بابل را متوجه من كرد... زیرا من او را ارجمند و گرامى داشتم.
ارتش بزرگ من به صلح و آرامى وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزارى به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلى بابل و جایگاه هاى مقدس اش قلب مرا تكان داد... من براى صلح كوشیدم. من برده دارى را برانداختم، به بدبختى آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خداى خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم كه هیچ كس اهالى شهر را از هستى ساقط نكند.
مردوك خداى بزرگ از كردار من خشنود شد... او بركت و مهربانى اش را ارزانى داشت. ما همگى شادمانه و در صلح و آشتى مقام بلندش را ستودیم...
من همه شهرهایى را كه ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایى كه بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهاى خود بازگرداندم. همه مردمانى كه پراكنده و آواره شده بودند را به جایگاه هاى خود برگرداندم و خانه هاى ویران آنان را آباد كردم. همه مردم را به همبستگى فرا خواندم. همچنین پیكره خدایان سومر و اكد را كه نبونید بدون واهمه از خداى بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودى مردوك خداى بزرگ و به شادى و خرمى به نیایشگاه هاى خودشان بازگرداندم.
باشد دل ها شاد گردد. بشود، خدایانى كه آنان را به جایگاه هاى مقدس نخستین شان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خداى بزرگ برایم زندگانى بلند خواستار باشند. بشود كه سخنان پربركت و نیكخواهانه برایم بیابند. بشود كه آنان به خداى من مردوك بگویند: "به كوروش شاه، پادشاهى كه تو را گرامى مى دارد و پسرش كمبوجیه، جایگاهى در "سراى سپند" ارزانى دار."
من براى همه مردم جامعه اى آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامى مردم اعطا كردم.
نقل قول  
hastiba
Member
درود بر بچه های کتابناک
و درود فراوان بر دوستداران پدر ایران کوروش بزرگ
نقل قول  
utab
Member
برگرفته از کتاب کوروش خورشید ایران زمین نوشته گی راشه نویسنده و محقق فرانسوی

در نخستین ساعات جلوس کوروش بر تخت شاهی ؛بزرگان ماد و پارس برای عرض تبریک به تالار بزرگ آمدند و در برابر کوروش سر فرود آوردند و او را پادشاه بزرگ پارس و ماد و همه اقوام ایرانی خواندند.کوروش در جواب آنها گفت :از همه شما سپاسگزارم اما می خواهم از این پس مرا پادشاه ایران زمین بخوانید چون ماد و پارس و همه اقوام ایرانی ؛ از یک نژاد و تبارند ؛ و با هم برادر و برابرند .و هیچ کدام از آنها بر دیگران برتری ندارند .

کوروش ؛پادشاه ایران زمین ؛جنگاوران ما اژدهاک را که قصد فرار داشت به بند کشیده و از من خواسته اند از تو بپرسم که با او چه کار باید کرد ؟
کوروش در جواب گفت :اژدهاک قصد کشتن مرا داشت ؛اما اهورا مزدای بزرگ تقدیرش این بود که من زنده بمانم و به جای او به تخت بنشینم .به هرحال او پدر بزرگ من است .بگو که دست و پای او را باز کنند .اژدهاک می تواند از این پس در قصر شاهی با عزت و احترام و با خدمتکاران خود زندگی کند .من هم در همه حال احترام او را نگاه خواهم داشت .
اژدهاک که مجذوب بزرگواری کوروش شده بود گفت :کوروش !حقیقت همین است که می گویی مادر برابر اهورامزدا غباری بیش نیستیم .غرور و خودخواهی در تمام این سالها نمی گذاشت که حقیقت را ببینم .بسیاری از پادشاهان و قدرتمندان بزرگ دنیا اسیر همین غرور جنون آمیزند .من همیشه فکر می کردم اهورا مزدا من را بر تخت پادشاهی نشانده ؛و مرا آزاد گذاشته که به دلخواه خود هر کاری می خواهم بکنم .و حالا که به این روز افتاده ام می فهمم که حقیقت چیز دیگری بوده است .اما تو فرزند عزیز من !از سرنوشت من عبرت بگیر و مگذار که غرور جنون آمیز قدرت چشم تو را به روی حقیقت ببندد که وقتی آدمی بر روی تخت می نشیند و همه در برابر او تعظیم می کنند و از او تملق می گویند ؛خواه ناخواه مغرور می شود و گمان می کند که حاکم جان و مال مردم است و به هیچ کس اجازه نمی دهد که برخلاف میل او حرفی بزند و قدمی بردارد.


نقل قول  
من عاشق کوروش کبیرم و براش خیلی احترام قائلم.
ممنون از کتابی که گذاشتین.
نقل قول  
کوروش خواهد آمد و مرا نجات خواهد داد "دانیال نبی"
نقل قول  
utab
Member
لوحی که غیب شد
یازده سال پیش بود؛ یکی از باستان شناسان برای مطالعه روی الواح زرین و سیمین هخامنشی به موزه ملی رفته بود که متوجه شد یکی از آنها نیست!!!!! این موضوع سرآغاز پی بردن به یکی از غم انگیزترین اتفاقات باستان شناسی ایران، یعنی معدوم کردن یکی از این لوح ها بود؛ لوحی که به همراه 3 لوح طلا و نقره دیگر از مهم ترین اسناد تاریخی این سرزمین بود و قیمتی برای هیچ کدام از آنها متصور نیست. اما این لوح از کجا آمد و چه اتفاقی برایش افتاد؟

4 لوح طلا و نقره که در دوره هخامنشیان زیر خاک های کاخ آپادانا دفن شده بود، 2500 سال بعد در همان نقطه یافت شد. ماجرا به آخرین روزهای شهریور ماه سال 1312 برمی گردد؛ یعنی زمانی که سرپرست کاوش های باستان شناسی وقت تخت جمشید، پروفسور "ارنست هرتسفلد" برای مرخصی به آلمان رفت و دستیار او پروفسور "فردریک کِر ِفتر" به همراه سرپرست ایرانی کاوش و چند کارگر عرب در تخت جمشید ماندند. کرفتر که از ابتدای کاوش در کاخ آپادانا به دنبال شباهت هایی مابین این اثر هخامنشی با آنچه پیش از آن در بین النهرین دیده بود می گشت، رفتن هرتسفلد را فرصت مناسبی دید تا فکرش را به مرحله عمل درآورد؛ یک چاله چهارگوش به اندازه تقریبی نیم متر در نیم متر و به ارتفاع نزدیک به 15 سانتی متر که در زاویه شمال غربی تالار مرکزی آپادانا بود، توجه کرفتر را جلب کرده بود. او حدس می زد که باید در این چاله سند مهمی از دوره هخامنشیان مدفون باشد، برای همین دستور حفاری داد. پس از چندی در عمق 80 سانتی متری خاک و پس از برداشتن تخته سنگ ناهموار و بزرگی، جعبه سنگی چهارگوش، زیبا و منظمی را دیدند که درون آن 2 لوح (یکی زرین و دیگری سیمین) به خط میخی قرار داشت. همچنین زیر جعبه و درون خاک 4 سکه طلا و 2 سکه نقره مربوطه به دوره هخامنشی هم دیده می شد. 2 روز بعد یعنی 30 شهریور ماه ، به دستور کرفتر گوشه جنوب شرقی تالار مرکزی آپادانا هم مورد کاوش قرار گرفت که مجدداً جعبه سنگی دیگری پیدا شد که درون آن هم 2 لوح زرین و سیمین و 6 سکه هخامنشی قرار داشت.

رضا خان که از مضمون نوشته الواح مطلع می شود، اعلام می کند که این الواح قباله کشور ایران است و با آثار مکشوفه از تخت جمشید نباید مثل حفاری باستان شناسی شوش رفتار شود. در آن زمان طبق قراردادی میان فرانسوی ها با دولت ایران، هرآنچه از حفاری در شوش به دست می آمد به صورت مساوی میان فرانسه و ایران تقسیم می شد (چه عادلانه!!!). پس از آن 2 لوح زرین و سیمین راهی موزه ملی می شود و و 2 لوح دیگر به موزه سلطنتی کاخ گلستان سپرده می شود. با ساخته شدن برج آزادی تهران، به دستور محمدرضا پهلوی، 2 لوح زرین و سیمین موزه کاخ گلستان به موزه آزادی برده می شوند و تا انقلاب اسلامی همان جا می مانند. پس از آن ، هر دو لوح به موزه ایران باستان فرستاده می شوند اما شماره ثبت الواح تازه وارد با دو شی ء دیگر تداخل پیدا می کند و یک نفر از این موضوع آگاه می شود: ن.م، باستان شناس!! رئیس اسبق موزه ملی ایران و امین اموال وقت الواح زرین و و سیمین هخامنشی.
داریوش شاه می گوید: "این کشوری است که من دارم از سکستان تا آن سوی سغد و تا کوشا (حبشه) و از هند تا اسپارت، که اهورامزدا به من بخشیده است. اهورامزدا مرا و خاندانم را پاس دار." این متن، بخشی از ترجمه متنی بود که به 3 زبان پارسی باستانی، ایلامی و بابلی روی لوح نوشته شده بود. درازا و پهنای هر لوح 33 سانتی متر و قطر آن یک و نیم میلی متر بوده است.
نقل قول  
vahidalavi
Member
سلام.چو ایران مباشد تنه من مباد
نقل قول  
شاید سالهای سال باشد که اتش امپراتوری پارس خاکستر شده باشد.اما روزی فرا خواهد رسید که ز خاکستر ها ققنوس برخیزد و ان هنگام اتش سالهای سال سکوت مردم ایران زبانه خواهد کشید و بار دیگر مردمی از سرزمین پارس از شرق تا چین واز غرب تا دروازه های روم حکمرانی میکنند و تمام دشمنان این مرز وبوم در اتش قهر ایران خواهند سوخت.ان روز نزدیک است...
نقل قول  
A Behrooz
Member
با مایی؛رفتی ولی خونت در خاک ایران و جانمان میجوشد؛و بدان بیشتر از هر زمان افسوس نبودنت را میخوریم؛
نقل قول  
atut2
Member
آسوده بخواب کوروش که ما هم همه خوابیم
نقل قول  
hasan mansori
Member
همواره نگهبان کیش یزدان باش اما هیچ قومی را وادار مکن که از کیش تو پیروی کنند وپیوسته به خاطر داشته باش که هر کسی ازاد است که از هر کیش که میل دارد پیروی کند کورش کبیر
نقل قول  
hasan mansori
Member
به نام کورش به عشق داریوش به یاد کاوه تورا ای کهن بوم وبر دوست دارم ممنون
نقل قول  
مسعود N
Member
باران باش و ببار و نگو کاسه های خالی از آن کیستهمین کافی ست
نقل قول  
Saddist
Member
البته معنیِ اصلیِ کتاب : منم کوروش شهریار روشنایی ها نیست!!!


I Cyrus the Lord of the Light

من .. کوروش .. خدایِ نور (روشنایی)

که البته این به یه نظریه برمیگرده .. که خوش ندارم .. اینجا توضیحش بدم .. اما راجع به ادعایِ خداییِ کوروش ست!!!

شاید در همین جا یا جایی دیگر .. اما در زمانی دیگر .. به تفصیل توضیح دادم!!
نقل قول  
KuRoSh66
Member
مرسی عزیز
کوروش بزرگ مرد جهان
نقل قول  
mahd69218
Member
ما ایرانیان هر چه داریم از بزرگ مردان تاریخ مثل کورش کبیر و دیگر بزرگان داریم.
(همیشه بزرگ خواهند ماند)
فقط نمیدانم چرا در این دوره از انها کمتر یادمیشه وکم کم دارند این بزرگان رو از تاریخ ما بیرون میکنند/شاید به نفعشونه؟
نقل قول  
sina_cyrus
Publisher
بعضي ها ميگن cyrus لقب بوده!!!!!
اينكه كوروش بزرگ كوروش دوم شكي نيست اما لقب نبوده
اسم اون اشخاص بوده
حتما گزنفون كه تو محضر كوروش بوده نفهميده كه لقبه؟!!!وگرنه تو كتاب سيرت كوروش بزرگ مينوشت
درباره ذوالقرنين هم بد نيست كتاب تفسير الميزان رو بخونين ببينين چه موشكافي كردن استاد
ميگين آيين زرتشت اختراع نشده بوده؟مگه دين هم اختراع ميشه؟!!!!!
بعضي ها هم ميگن اين كتابا غير مستندن؟!
اگه شرح كتاب رو بخونين ميبينين كه (این کتاب نتیجه ی باز خوانی الواح و کتیبه های کهن بویژه سنگ نبشته های دوره ی هخامنشی است که توسط سید علی صالحی بازسرائی شده. کوروش مصلح ترین و دانا ترین رهبر ایران باستان است...این مجموعه متشکل از 4 منشور کوروش هخامنشی به نامهای 1.منشور پارسوماش 2.منشور پرشیا 3.منشور شوشیانا و 4.منشور پاسارگاد است.)
لابد عقلشون هم نميرسه كه 7آبان رو روز جهاني كوروش بزرك كردن
نفهميدن كه اسم نيست و لقبه!!!!!!!وگرنه اسمشو پيدا ميكردن و ميگفتن
يكم مطالعه بد نيست
تنها با پاورقي 2و3 تا كتاب نميشه نظر داد
نقل قول  
Saddist
Member
سلام
دوستان شاید برخی از شما ندونید که کوروش یا cyrus در دوران هخامنشیان یک جور لقب برای شاهان به حساب میامده.پس میشه گفت نام اصلی کوروش اول هخامنشی cyrus I ,یا همون کوروش کبیر,چیز دیگری بوده.اصلاً توی همین سلسلهء هخامنشی خودمون سه چهارتا یاشاید بیشتر کوروش داشتیم که چندتا از اونا حتی از درجهء یک فئودال محلی هم بالاتر نرفته و هرگز شاه نشده اند.
(به تاریخ هرودوت مراجعه کنید)
البته این نظر منه که طی تحقیقات به اون رسیدم :
در زمان کوروش کبیر یعنی 500 تا 600 قبل از میلاد که آیین زردشت هنوز اختراع نشده بوده,و چون منشاء تمدن آریاییان هند و ایران در یک منطقه شکل گرفته, از این رو ایرانیان به خدایان هندویان یا خدایان مشترک اعتقاد داشتند.که یکی از اونا yama یا ییما خدای مرگ در مذهب برهماست که اتفاقاً دوتا شاخ خوشگل هم روی سرش داره.
به نظر من میتونه منشاء نام گزاری ییما-خشتریه یا جمشید-شاه (ییما همون جم یا جمشید در زبان فارسی میانه) و (خشتریه همان کشتریا یا شاه ,اولی به زبان هندی و دومی به فارسی میانه) در اسطورهء حکیم فردوسی باشه.
و صدالبته که کوروش کبیر از نظر بسیاری از تاریخ شناسان که با رویکرد اسطوره شناسانه به تاریخ نگاه میکنن (مثل ابوالکلام آزاد) همون ذوالقرنین به حساب میاد که البته تاجی رو بر سر میگزاشته که به خاطر دوشاخ طلایی روی اون تدائی کنندهء ییما خدای مرگ و زندگی در اساطیر هندوئیسم هست.
متاسفانه جا واسه اطلاعات بیشتر نیست . . .
نقل قول  
nostalgia
Member
عجيب نيست
ميتونست 100نفر باشن
ولي دعا ميكنم با اسكندر جان محشور بشن
اين دوستان
نقل قول  
nostalgia
Member
من کوروش هستم ، شاه هخامنشي
اي مردي که هر که هستي و از هر کجا مي آيي
زيرا ميدانم که خواهي آمد
من کوروش هستم که به ايرانيان شاهنشاهي بخشيد .با من مشاجره مکن يگانه چيزي که هنوز براي من باقي مانده است
يک مشت خاک ايران است که پيکر مرا پوشانده.
نقل قول  
sina_cyrus
Publisher
مورد تنفر 10 نفر؟؟؟!!!!!
اخه چرا؟
به نظرتون كتابو خوندن؟
نقل قول  
sina_cyrus
Publisher
اگه کتاب سیرت کوروش بزرگ رو که نوشته ی گزنفون حکیم یونانی است رو بخونین بهتر هم میشناسینش-چون خود گزنفون تو رکاب کوروش بزرگ بوده و دیده هاشو نوشته
از کودکیش تا رحلتش رو نوشته
نقل قول  
titijaan
Member
mitradata
میتراداتای عزیز
سلام
فرموده اید:
"...و چون بین زمان سرایش شاهنامه و دوره ظهور هخامنشیان بیش از 1000 سال فاصله بوده و از طرفی منابع تاریخی ایرانیان هم بر اثر تهاجمات اقوام بیگانه (مقدونیها و اعراب ) از بین رفته بود بنا براین طبیعی بوده که مردم از وجود کوروش و اصولا سلسله هخامنشیان اطلاعی نداشته اند."

به جنابعالی توصیه می کنم یک بار دیگر شاهنامه را دقیقاً تورقی بفرمایید.

چگونه است که نام اسکندر مقدونی با تعظیم و تکریم تمام در شاهنامه آمده است (نامه باستان-ویرایش و گزارش شاهنامه فردوسی- دکتر میر جلال الدین کزازی- جلد هفتم- از پادشاهی اسکندر تا پادشاهی بهرام گور) اما از کوروش کبیر هیچ و هیچ و هیچ؟

چگونه است که از پیش از اشکانیان (ورود سپاه خونخوار و غارتگر اسکندر) هم به تفصیل تمام توصیف می شود (البته نه با طعن و لعن- بلکه با تعظیم و تکریم) ولی از قبل از آن هیچ و هیچ و هیچ؟

این چگونه فراموشی است که دقیقاً آن جایی را که به هخامنشیان و علت سقوط این سلسله مربوط می شود نشانه رفته است؟

چه دلیل یا دلایلی باعث این فراموشی مدیریت شده گردیده است؟

می دانیم اسکندر مقدونی به ایران یورش آورد و طومار سلسله ی هخامنشیان را درهم پیچید.

نباید شگفت دانست که اسکندر را به یاد داشته اند ولی هیچ یادکردی نمی شود از شاهی که به دست همین اسکندر از تخت بزیر کشیده شد؟

این موضوع واقعاً این قدر ساده و طبیعی است که دوستان را به شگفت نمی آورد؟

اگر پاسخی هست بفرمایید بهره مند شویم.

موفق و خوش باشید.

(لطفاً حیطه ی بحث را به وادی اهانت و هتاکی و بدزبانی و انگ زدن نکشانیم تا بتوانیم به پرسش های یکدیگر- مودبانه و محققانه پاسخ دهیم)

نقل قول  
pooyan b
Member
7 ابان روز جهانی کوروش گرامی باد
همه ی دنیا فهمیدن کوروش کی بوده اون وقت ما حتی تو تقویم هم اسمی ازش نداریم
یاد یه شعری میافتم
در ایران تا بود ملا و مفتی به روز بدتر از این هم بیافتی
نقل قول  
بیاین ایرانمان را همچون گذشته سرافراز و سربلند کنیم وباعث بالیدن نیاکانمان به خودمان باشیم ایران با امید زنده است با امید دشمنان را ناامید کنیم ودوستدارملل جهان باشیم
نقل قول  
mehradd
Member
فرمان دادم بدم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزای بدنم خاک ایران را تشکیل دهد کوروش کبیر
نقل قول  
jingelbert11
Member
روزي كوروش در حال نيايش با خدا گفت: خدايا به عنوان كسي كه عمري پربار داشته وجز خدمت به بشر هيچ نكرده از تو خواهشي دارم. آيا مي توانم آن را مطرح كنم؟خدا گفت: البته!

- از تو ميخواهم يك روز، فقط يك روز به من فرصتي دهي تا ايران امروز رابررسي كنم.سوگند مي خورم كه پس از آن هرگز تمنايي از تو نداشته باشم.

- چرا چنين چيزي را ميخواهي؟ به جز اين هرچه بخواهي برآورده ميكنم، اما اين را نخواه.

- خواهش مي كنم. آرزو دارم در سرزمين پهناورم گردش كنم و از نتيجه سالها نيكي و عدالت گستري لذت ببرم. اگر چنين كني بسيار سپاسگذار خواهم بود واگر نه، باز هم تو را سپاس فراوان مي گويم.

خداوند يكي از ملائك خود را براي همراهي با كوروش به زمين فرستاد و كوروش را با كالبدي، از پاسارگاد بيرون كشيد. فرشته در كنار كوروش قرار گرفت.كوروش گفت: «عجب!اينجا چقدر مرطوب است!» و فرشته تاسف خورد.

- ميتواني مرا بين مردم ببري؟ ميخواهم بدانم نوادگان عزيزم چقدر به ياد من هستند.

و فرشته چنين كرد. كوروش براي اينكار ذوق و شوق بسياري داشت اما به زودي نااميدي جاي اين شوق را گرفت. به جز عده ي اندكي، كسي به ياد او نبود.كوروش بسيار غمگين شد اما گفت: اشكالي ندارد. خوب آنها سرگرم كارهاي روزمره ي خودشان هستند. فرشته تاسف خورد.

در راه مي شنيد كه مردم چگونه يكديگر را صدا ميزنند: عبدالله! قاسم! …

- هرگز پيش از اين چنين نام هايي نشنيده بودم!

فرشته گفت: اين اسامي عربي هستند و پس از هجوم اعراب به ايران مرسوم شدند.

- اعراب؟!

- بله. تو آنها را نمي شناسي. آن موقع كه تو بر سرزمين متمدن و پهناورايران حكومت مي كردي و حتي چندين قرن پس از آن، آنها از اقوام كاملا وحشي بودند.

كوروش برافروخت: يعني مي گويي وحشي ها به ميهنم هجوم آورده و آن را تصرف كردند؟!پس پادشاهان چه مي كردند؟!

فرشته بسيار تاسف خورد.

سكوت مرگباري بين آنها حاكم شده بود. بعد از مدتي كوروش گفت: تو مي داني كه من جز ايزد يكتا را نمي پرستيدم. مردم من اكنون پيرو آييني الهي هستند؟

- در ظاهر بله!

كوروش خوشحال شد: خداي را سپاس! چه آييني؟

- اسلام

- چگونه آييني است؟

- نيك است

و كوروش بسيار شاد شد. اما بعد از چندين ساعت معني در ظاهر بله را فهميد …

- نقشه فتوحات ايران را به من نشان مي دهي؟ مي خواهم بدانم ميهنم چقدر وسيع شده.
وفرشته چنين كرد.

- همين؟!

كوروش باورش نمي شد. با نا باوري به نقشه مي نگريست.

- پس بقيه اش كجاست؟ چرا اين سرزمين از غرب و شرق و شمال و جنوب كوچك شده است؟!

و فرشته بسيار زياد تاسف خورد.

- خيلي دلم گرفت ، هرگز انتظار چنين وضعي را نداشتم. مي خواهم سفر كوتاهي به آنسوي مرزها داشته باشم و بگويم ايران من چه بوده شايد اين سفر دردم راتسكين دهد.

فرشته چنين كرد، تازه به مقصد رسيده بودند كه با مردي هم كلام شدند. پس ازچند دقيقه مرد از كوروش پرسيد: راستي شما از كجا مي آييد؟ كوروش با لبخندي مغرورانه سرش را بالا گرفت و با افتخار گفت:

ايران!

لبخند مرد ناگهان محو شد و گفت : اوه خداي من، او يك تروريست متحجّر است!

عكس العمل آن مرد ابدا آن چيزي نبود كه كوروش انتظار داشت. قلب كوروش شكست…

- مرا به آرامگاهم باز گردان.

فرشته بغض كرده بود: اما هنوز خيلي چيزها را نشانت نداده ام، وضعيت اقتصادي، فساد، پايمال كردن …

كوروش رو به آسمان كرد و گفت: خداوندا مرا ببخش كه بيهوده بر خواسته ام پافشاري كردم، كاش همچنان در خواب و بي خبري به سر مي بردم.
نقل قول  
hesam_hma
Member
پیامبر من کوروش است .
نقل قول  
angil
Member
به کوروش بنازید ای فرزندان ایران زمین...
نقل قول  
persianking
Publisher
این هم یکی از مغلطه های آشنای ایران ستیزان است. چرا نام کوروش در شاهنامه نیامده؟ پس کوروش وجود خارجی ندارد!!!
در لینک زیر پاسخی مستدل به این ادعای نادرست داده شده است:
http://www.kohandezhngo.blogfa.com/post-100.aspx
نقل قول  
mmedi2011
Member
باسلام
پيشاپيش سالروز قيام ملي " كاوه آهنگر " بر ضحاك تازي .. 16 مهر "جشن مهرگان" بر تمامي تاريخ دوستان عزيز را شاد باش

رض مي نمايم . مهرگانتان شاد باد ..
نقل قول  
mitradata
Member
titijan عزیز جوابش خیلی ساده س به خاطر اینکه ارتباط تاریخی بین ایرانیان در صدر اسلام و حتی در زمان ساسانیان با گذشته تاریخی خودشون (تاریخ هخامنشیان قطع شده بود )تذکر اینکه اون موقع نه علم باستان شناسی داشتیم و نه پژوهشهای تاریخی گسترده بنا براین بیشتر وقایع تاریخی سینه به سینه و شفاهی بین مردم نقل میشده و چون بین زمان سرایش شاهنامه و دوره ظهور هخامنشیان بیش از 1000 سال فاصله بوده و از طرفی منابع تاریخی ایرانیان هم بر اثر تهاجمات اقوام بیگانه (مقدونیها و اعراب ) از بین رفته بود بنا براین طبیعی بوده که مردم از وجود کوروش و اصولا سلسله هخامنشیان اطلاعی نداشته اند.
نقل قول  
titijaan
Member
دوستان!

یک پرسش مهم


نام کوروش چند مرتبه در شاهنامه آمده است؟


پاسخ: هیچ مرتبه


چرا؟ نمی دانم.

هر کدام از دوستان علت اش را می دانند بفرمایند بهره مند بشیم.
نقل قول  
arya58
Member
خوندن این کتاب رو به همه دوستان توصیه میکنم افتخار کنید به هویتتون که عزیزان ایرنی
نقل قول  
filis
Member
اي كاش نوشته هاي پرويز رجبي و ناصر پورپيرار را نميخواندم تا از سر كنجكاوي پي آن را بگيرم و تحقيق و مطالعه كنم تا ديگر نتوانم مثل قبل به كوروش افتخار كنم.
نقل قول  
pedrammardep
Member
به امید ظهور ایرانشهر سوم
نقل قول  
farvehar
Member
عشق است ایران ...
نقل قول  
elhams
Member
کورش تو نخواب که ملتت در خواب است
آرامگهت غرقه به زیر آب است
این بار نه بیگانه که دشمن ز خود است
صد ننگ به ما که روح تو بی تاب است
نقل قول  
elhams
Member
باید خوشحال بود که کورش بزرگ ما الان در بین مانیست تا ننگی رو که بر پیشانی ایران و ایرانی زده شده ببینه.....
ای کاش همه ی مردمان ایران همانند کورش روح بزرگ و اندیشه ی والا داشتند تا ایران همچنان که در زمان او بود باقی می ماند....
نقل قول  
matinmatin
Member
چه بودیم و چه شدیم - خوش بحال گذشته و افسوس بر امروز ما
نقل قول  
parisa10
Member
سلام
خيلي خرسندم كه دوستان گرامي اين چنين شيفته ي پيشينه ي پرافتخار كشورشون هستند .
اي كاش امروز به جاي افسوس خوردن و آه كشيدن ، كمي به خودمون ميومديم و ميديدم كجا بوديم و چي شديم .
و به جاي ايستادن و پشت سر رو تماشا كردن ، گامي به جلو بر ميداشتيم ....
از نويسنده ي گرامي براي نگارش اين كتاب سپاسگزاري ميكنم .
نقل قول  
silla
Member
درود بر اريايي و ايراني
جاري باشيد
نقل قول  
reza1354
Member
کوروش مایه افتخار هر ایرانی در سراسر دنیا تا قیامت خواهد بود
نقل قول  
AVIN 2
Member
به ایران باستان و پادشاه جهانی کوروش میبالیم
نقل قول  
namas saba
Member
کتابهای اینچنینی واسه جامعه امروزی ضروریند تامردم بخونن بفهمن بدونن گذشته های ما چی بودن؟؟؟
به کجا داریم میریم ما..........
نقل قول  
چو ایران نباشد تن من مباد
به این بوم و بر زنده یک تن مباد

نقل قول  
بنظر من نسل جوان ايراني بايد دنبال گنجينه باستاني و اجدادي خود باشد
نقل قول  
hosseinr608
Member
عالیه حرف نداشت مرسی
نقل قول  
سروش55
Member
بسيار عالي بود ، اميد است گذشته غرور آفرين ما انگيزه كار و تلاش براي آباداني اين سرزمين اهورايي را دوچندان كند.
نقل قول  
pedar
Member
خیلی کتاب خوبیه.
نقل قول  
skeptic ism
Member
در شرایط امروزهیچ چیزخطرناکترازدل بستن به کامیابیهای دیروزنیست .تافلر

آدم خوش بین درهرمصیبتی ، فرصتی رامی بیند وآدم بدبین درفرصتی ، مصیبتی را !
نقل قول  
hamid101860
Member
كتاب زيباييست پر از نكات ارزنده براي ايرانيهاي عزيز كه به يادآوري بزرگي ايرانزمين علاقه دارند.
اميدوارم فقط خواندن تنها نباشد و درس هم بگيريم و براي مجد ايرانزمين بكوشيم.
نقل قول  
saeedehkfa
Member
نسخه موبایلش اگه بود خیلی خوب میشد
نقل قول  
kazi
Member
من ایرانی ام ازنسل داریوش و کوروش که ایران را ساختند ولی اکنون از یادها رفته اند. کاش امروز هم یک ایرانی واقعی مثل داریوش یا کوروش یا . . . درجایگاه هدایت بود.

زنده باد ایران و ایرانی
نقل قول  
mmatin
Member
بسیار عالی است- سپاسگذار
نقل قول  
m_rabani
Member
ممنون وتشکر
نقل قول  
kany1353
Member
لطف کنید کتاب آموزش خط های باستانی را در سایت کتابناک قرار دهید تا استفاده نمائیم.ممنون از لطف شما
نقل قول  
bardia_ezadmehr
Pro Member
نزدیکترین جشن: امردادگان 7 مرداد.
نقل قول  
bardia_ezadmehr
Pro Member
بیاید جشن های ایران باستانو وارد تقویم کنیم شکوه اجدادو بیاد بیاریم بیایید کمک
نقل قول  
ashaa
Pro Member
ز دهقان و از ترك و از تازيان نژادي پديد آيد اندر ميان

نه دهقان نه ترك و نه تازي بود سخنها به كردار بازي بود

گروهي از ايشان بپوشند سياه ز ديبا نهند از بر سركلاه

نه تخت و نه تاج و نه زرين كفش نه افسر نه گوهر نه بر سر درفش

زپيمان بگردند و از راستي گرامي شود كژي و كاستي

كشاورز جنگي شود بي هنر نژاد و بزرگي نيايد ببر

شود بنده ي بي هنر شهريار نژاد و بزرگي نيايد بكار

بريزند خون از پي خاسته شود روزگار بد آراسته

زيان كسان از پي سود خويش بجوبند و دين اندر آيند پيش

قضا چون ز گردون فرو هشت حد همه عاقلان كور شوند و كر

چو ايران نباشد تن من مباد بدين بوم و بر زنده يك تن مباد ....

نقل قول  
Ashvazdangahe
Member


به کوروش چه خواهیم گفت اگر سر برآرد ز خاک
اگر باز پرسد ز ما ، چه شد دین زرتشت پاک؟
چه شد ملک ایران زمین؟ کجایند مردان این سرزمین؟
چرا حال ایران زمین ناخوش است؟ چرا دشمنش این چنین سرکش است؟
چرا ملک تاراج می شود؟ جوانمرد محتاج می شود؟
بگو کیست این ناپاک مرد؟ که بر تخت من این چنین تکیه کرد؟
نقل قول  
samira8270
Member
چرا با وجود چنين اجدادي ، كار ما به اينجا كشيده ؟؟؟؟؟!!! .......متاسفانه پند شهريار بزرگ رو نفهميديم : هوشيار و زيرك نبوديم و كردار نيك ما را دزديدند!
نقل قول  
Roya-ru70
Pro Member
درست بر عكس وضعيت فعلي



زنده بااااااااااااااااااااااااااااد كوروش
نقل قول  
Roya-ru70
Pro Member
تنها زيره سايه كوروش ملت ايران طعم اقتدار و چشيدن



نقل قول  
jingelbert11
Member
سلام
قبلا خونده بودم پیشنهاد می کنم بخونید و ببینین 2500 سال پیش پدرمون چه طرز فکری داشت

و در جواب تو دوست عزیز کتابناکیم
shasa8053

بله متاسفانه تاریخ هخامنشی تو کتابای درسی فقط چند خط جا داره بقیه اش بر میگرده به قاجار های با کفایت که واقعا ترکوندن مملکت داری رو

به امید سوشیانت. . . .
نقل قول  
Mahsaa
مدير ارشد
واقعا تاریخ هخامنش از کتابهای درسی مدارس حذف شده یا شایعه است ؟؟؟
نقل قول  
zeus2
Member
عالیه
barik!!!
نقل قول  
كوروش خواهد امد و ما را نجات خواهد خواهد داد
نقل قول  
nasim255
Member
ما باید از کوروش یاد بگیریم. کوروش مثل پیامبران است.
نقل قول  
hamedk2
Member
عالی بود
نقل قول  
بازه
Member
دوستانی که علاقه مند به گذشته درخشان این مرز و بومند حتما کتاب سرزمین جاوید را مطالعه کنند.
نقل قول  
بازه
Member
فقط باید گفت سپاس
نقل قول  
hadim
Member
عالی است ممنون
نقل قول  
iran0631
Member
دورود وسپاس
خوبه گاهی ببینیم از کجا آمده ایم
نقل قول  
nomokgarma
Member
khub ast mersi.
نقل قول  
poneh
Member
سلام لطفا در مورد تاریخ های اولیه هم کتاب بگذارید
نقل قول  
roshanak89
Member
عالیه . واقعا لذت بردم.
دستتون درد نکنه
نقل قول  
faith
Member
كوروش، پدر پاک پایمردان پیروز ایران پاینده.
نقل قول  
sharzeb2000
Member
کورش بزرگترین مرد قابل احترام تاریخ ایرانه...دوستت دارم کورش.کاش دوباره تکرار می شد
نقل قول  
samaneh1368
Member
بینهایت متشکرم.من دیوونه ی هخامنشیان هستم و کورش کبیر رو به حد پرستش دوست دارم.اون قهرمان منه
نقل قول  
gulfofpersia
Publisher
شهنشاها سر از خاک بردار ایران ببین
که بی تو خراب است ملک ایران زمین
(به کوروش بزرگ)
نقل قول  
yasserzapata
Member
اگه روزی ازدواج کنم اسم پسرمو می زارم کوروش . من کوروش کبیرو خیلی دوست درم.
نقل قول  
aramesh
Member
مرسی از کتابی که گذاشتین عزیز. میشه در مورد تفکرات کوروش بیشتر موضوع بزارین.. بازم مرسی
نقل قول  
sara-sina
Publisher
یکی از مفاخر تاریخ ما بی شک دوران شکوهمند هخامنشی است . افسوس !!!
نقل قول  
Roya-ru70
Pro Member
فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت دفن کنند

تا ذره ذره ی بدنم خاک ایران را تشکیل دهد
نقل قول  
melena
Pro Member
کوروش آرام بگیر در بستر
ملک ما بی تو گشت خاکستر
سد به راه تمدن ما بستند
بی تمدن چه فرق بااستر
نقل قول  
saeedhadiloo
Member
ایران ابادو سر بلند خواهد به دست جوانان این خاک پاک
نقل قول  
mansoor2010
Member
پاینده باد ایران زمین درود برشما
نقل قول  
gryphon1372
Member
درود بر کوروش
نقل قول  
3ydal
Member
همه جان و تنم وطنم وطنم وطنم وطنم
نقل قول  
pari3380
Member
كاش عقايد و آرمانهاي كورش كبير هم اكنون در ايران اجرا ميشد
نقل قول  
jamzari
Member
پاینده ایران
نقل قول  
loder110
Member

زنده باد ایرانی
پاینده باد آبادانی
درود بر آزادگان ایرانی
نقل قول  
_sarmadireza
Member
جاوید سرزمین پارس - خشنود روح بزرگ کوروش
نقل قول  
kheyli bahal
Member
كوروش بزرگ: خداوندا مملكت مرا از خشكسالي؛دشمن و دروغ حفظ بفرما
نقل قول  
hr_mostafavi
Member
واقعا انسان از خواندن كتابهاي مربوط به داريوش و كوروش لذت ميبرد .
نقل قول  
sanna
Member
مرسی ، خیلی عالی بود .
به نظرم کوروش باعث افتخار هر ایرانیه .

" و اینحا زادرود بزرگ من است
و ما را و خان ومان ما را گزندی نخواهد رسید
مگر به روز نادانی
مگر به روز غفلت
مگر به روز ریا ... " کوروش شهریار روشنایی ها

نقل قول  
AKBAR-ABBASI
Member
سربازی که فرصت تفکر نداشته باشد همیشه یک سر باز باقی می ماند(کوروش کبیر)
نقل قول  
kheyli bahal
Member
تاريخ پيش از اسلام خوندن داره
نقل قول  
ممنون خیلی عالی بود
وقتی کتابهایی درباره کورش وداریوش می خوانم بیشتر از همیشه به ایرانی بودن خودم افتخار میکنم
نقل قول  
لتکا
Member
ممنون خیلی عالی بود
وقتی کتابهایی درباره کورش وداریوش می خوانم بیشتر از همیشه به ایرانی بودن خودم افتخار میکنم
نقل قول  
fsemsarha
Member
ایران را دوست دارم
نقل قول  
vahidoranium
Member
خيلي ممنون متشكرم
نقل قول  
مریم-مهر
Pro Member
خانم soli 67 کتابتون خیلی قشنگه. من عاشق این کتابها هستم.
عالی بود. ممنون
نقل قول  
shide
Member
soli67
کتاب هاتون عالین.
نقل قول  
shide
Member

فرمان دادم
بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند
تا
اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد.
نقل قول  
minerva
Member
ممنون خیلی زیاد
نقل قول  
arashk7781
Member
کاش تمام جوانان کشورمان به تاریخ غنی خود آگاهی پیدا کنند. از شما ممنون
نقل قول  
خوب
Member
خواهشمندم کتاب های بیشتری در مورد تاریخ کشورمان ایران در سایت قرار دهید.
نقل قول  
shahab2005
Pro Member
ممنون از این کتاب . .
نقل قول  
sia_1362
Member
کتاب جالبی بود دست فرستندش درد نکنه.
نقل قول  
ametis
Member
اي كاش كتابهاي بيشتري در مورد تاريخ خودمان داشتم واقعا جاي تاسف دارد كه نسل امروزي چيزي در مورد تاريخ كهن خودمان نمي‌دانه
نقل قول  
bahooneh
Pro Member
معركه بود سولي...
ممنون
نقل قول  
idehpardazan
Member
کوروش مصلح ترین و دانا ترین رهبر ایران باستان است...
روحش شاد
نقل قول  
idehpardazan
Member
با سلام
با تقدیم احترام به همه دوستان، تشکر ویژه از فرستنده کتاب دارم که به پیشینه و تاریخ پرافتخار این مرز و بوم پرداخته و دل تمامی میهن دوستان رو شاد کرده. برای ایشون و همه عزیزان آرزوی موفقیت دارم
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You