Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

منم کوروش، شهریار روشنایی‌ها(ملهم از کتیبه‌های کهن)

منم کوروش، شهریار روشنایی‌ها(ملهم از کتیبه‌های کهن)

نویسنده:
این کتاب نتیجه ی باز خوانی الواح و کتیبه های کهن بویژه سنگ نبشته های دوره ی هخامنشی است که توسط سید علی صالحی بازسرائی شده. کوروش مصلح ترین و دانا ترین رهبر ایران باستان است...این مجموعه متشکل از 4 منشور کوروش هخامنشی به نامهای 1.منشور پارسوماش 2.منشور پرشیا 3.منشور شوشیانا و 4.منشور پاسارگاد است.

کوروش خواهد آمد و مرا نجات خواهد داد "دانیال نبی"

به هرسرانجام این باز سرایی آزاد ، مولود تعبیر من از حیات و حضور و عظمت انسانی است که ستم ستیز بود ، مصلح بود ، عدالت طلب بود و آزادی خواه او پسر ماندانا و کمبوجیه ، جز شکوه و سرافرازی مردم و میهن و مدنیت جهان خویش ، دغدغه ی دیگری نداشت

حق تکثیر :
تهران:انتشارات ابتکار نو، ‏‫‏‏چاپ سوم ۱۳۸۹.

» کتابناکهای مرتبط:
یونانیان و بربرها ( جلد 1 و 2 )
تاریخ تمدن ایران ساسانی
کوروش نامه

نسخه ها
4.6 / 5
با 1605 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 249
۱۳۸۸/۰۴/۰۹


پاسخنگارش دیدگاه
ctr2006
Member
پاسخ های شما همگی با صرف زمان بسیار و دقیقا بر اساس پرسش مطرح شده از طرف شما در صفحات مختلف این سایت موجود است.
می توانید دوباره آنرا بخوانید.
درضمن آن شکلک هم اصلا خنده دار نبود بیشتر شبیه رقص و شادی بعد از اعدام ایران دوستان بود که نمونه آن در این چهل ساله فراوان است نمیگم این قصد رو داشتید ولی دیدن شکلک ها برای من حس بدی داشت.
پیشتر هم به شما برای دموکراسی خواهی ملیون گفته شده و اپوزسیون های مختلف ملی برنامه های خودشون رو برای دوران گذار مطرح کردند می توانید منشور آنان را بخوانید.
نقل قول:
به سعدی و حافظ و شعرا و فلاسفه ایران افتخار می کنم و حتی اگر کوروش مرتکب رفتاری پسندیده شده آن هم مورد تایید است


کاش چنین باشه و ملیون چیزی جز این نمی گن
بدرود.
نقل قول  
siawash110
Member
آری ، ایکاش به جای این فرار کردن از واقعیتها ( به قول معروف: فرار به جلو که در تخصص مذهبی ها و شماهاست ) ایکاش ، مرد و مردانه می آمدی و فقط پاسخ یکی

از سئوالات بیشمار من را می دادی . . ولی خوب ، چون پاسخی نداری مجبوری به روش های مغالطه آمیز دست بزنی ( تخریب حریف و کشاندن بحث به سوی امور حاشیه ای و . . . )

براستی ، یعنی حقیقت این قدر تلخ و ناگوار است که انسان به جای پذیرش آن ، مرتکب هزار و یک روش غیر انسانی می شود ولی یک کلمه نمی تواند بگوید :

آقا درست است حق با شماست . . .
نقل قول  
siawash110
Member
متاسفانه شما نیز مرا ناخودآگاه به یاد کسانی می اندازید که با تمسک به اموری غیر اخلاقی سعی در کوبیدن حریف دارند مثلا از سر و ته یک جمله زدن ، یکی از این روش های کثیف و ناپسند

است که توسط حکومت های تمامیت خواه ، انجام می شود و شما نیز ناخواسته مرتکب آن شدید ، شما به عمد یا غیر عمد ، جمله بعد از آن را ذکر نکردید که من نوشتم ، منظور من :

برخورد با توهمات شیطانی است و نه برخورد خشونت بار فیزیکی و جسمی . . . متاسفانه ، تعصب چه از نوع مذهبی و چه از نوع ملی ، باعث ندیدن

واقعیات می شود و باعث می شود ، انسان فقط آنچه را دوست دارد ببیند . . . (( هر چند کل جمله یک مزاح بود ! ولی متاسفانه شما آن شکلک های خنده دار آخر جمله را نیز متوجه نشدی ! ! ! ))

و دیکتاتور بودن و متعصب شدن ، هیچ نیازی به داشتن یا نداشتن کتاب آسمانی ندارد ( فکر کنم هیتلر یا استالین فاقد کتاب آسمانی بوده اند ! )

در خصوص ندیدن واقعیات نیز شما به جملات مکرر من که بارها و بارها نوشتم که : به سعدی و حافظ و شعرا و فلاسفه ایران افتخار می کنم و حتی اگر کوروش مرتکب رفتاری پسندیده شده آن هم مورد تایید است

آری شما باز هم این جملات را ندیدی ( یا نخواستی یا نتوانستی به خاطر همان پرده های تعصبات ملی گرایی ) من نوشتم که نام خودم ایرانی است و به آن افتخار می کنم ولی باز هم نتوانستی ببینی ! ! !

( متوجه می شوی که چقدر شبیه برادر دو قلوی ناتنی خودتان : مذهبی ها هستید ؟ آن وقت می گویی اگر کشور به دست شما بیفتد به سوی استبداد و قداره کشی و شکنجه و اعدام نمی ورد ؟ ! ! ! !)

راست می گویید ، ادامه بحث بی فایده است و شما و امثال شما ظاهرا ، فقط زمانی متوجه وخامت اوضاع می شوید که چکمه های کوروش پرستان ، روی گردنتان فرو رفته باشد . . . .
نقل قول  
ctr2006
Member
همانقدر که فاشیسم ناپسند هست ایران ستیزی و تحقیر مظاهر ملی امری ناپسند هست و عواقب خوبی برای کشور و همبستگی ملی نخواهد داشت.
در پیشتر هم عرض کردم بین کوروش دوستی و باور مذهبی تفاوت عمیقی هست کوروش کتاب و آیینی ندارد که به دورن جامعه تزریق شود و این کشور حتی زمانی که به جوانب ملی اهمیت می داد هیچگاه فاشیسزم را تجربه نکرده است
برخی حضرات (کلی عرض میکنم) هستند که طرز فکری چون خلخالی و استالین دارند بدشنان نمی آیند با لودر همه آثار و میراث تاریخی یک کشور را نابود کنند.

نقل قول:
به تمامی دوستان توصیه می کنم به محض مشاهده هر گونه مارمولک

به خصوص از نوع ایدئولوگ یا ایسم ها و پان ها و . . . ( در کل هر آنچه اندیشه را به حصار خود می کشد ) با سرعت هر چه تمامتر ،‌دمپایی خود را در آورده و در مغز

آن مارمولک بکوبند

ناخودآگاه با خواندن این قسمت از نظر شما یاد پیشوا امام خمینی افتادم
زمانی که می گفت ما به مسلم نیاز داریم نه یک فرد ملی
زمانی که شیر و خورشید را منحوس خواند
زمانی که از امت اسلام بجای ملت ایران سخن گفت
سیاوس گرامی امیدوارم روزی قدرت کوفتن دمپایی بر سر اسلامیست ها و داعشی های وطنی داشته باشی
ادامه این بحث بی فایده هست
من نیز با ایران دوستی و تاکید بر جلوه های خوب تاریخ ایرانیان تائید دارم و مفتخرم که وظیفه را در قبال میهنم انجام می دهم و هرگاه بیتی از شاعر ایرانی شنیدم یا بنایی ساخته شده توسط نیاکانم دیدم غرق در نفرت و کینه نمی شوم

نقل قول  
siawash110
Member
واقعا درست می فرمایید . . . خود من نیز دیگر داشت حالم به هم می خورد !‌!‌!‌!‌ ولی باور بفرمایید این منطقه خاورمیانه و کشورهایی که در اینجا گیر افتاده اند

دارای چنان محیط مستعد و عجیبی است که در آن به آسانی و با سرعت ، : یک مارمولک ، امکان اژدها شدن پیدا می کند . . .

به همین دلیل (‌با اینکه من واقعا عاشق حیوانات و مخالف سرسخت حیوان آزاری هستم ) به تمامی دوستان توصیه می کنم به محض مشاهده هر گونه مارمولک

به خصوص از نوع ایدئولوگ یا ایسم ها و پان ها و . . . ( در کل هر آنچه اندیشه را به حصار خود می کشد ) با سرعت هر چه تمامتر ،‌دمپایی خود را در آورده و در مغز

آن مارمولک بکوبند


( البته منظورم برخورد با توهمات شیطانی است و نه برخورد فیزیکی و خشونت بار جسمی !‌ )
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از siawash110:
... ولی از دیگر سو می توان : تاریخ 2500 سال پیش را که غرق در افسانه و شبهه و زوایای تاریک است را برای امروز ایران مطرح کرد و با افکار پوسیده گذشته گان بر سر مخالفان کوفت ! ! ! آن هم صرفا به قصد بهره برداری های سیاسی ...

سیاوش گرامی، تمامی صحبت همین است که اشاره کردید. همانطور که دوست دیگری مطرح کردند، اطلاعات چندانی در ارتباط با دوره‌ی زمانی مورد بحث وجود نداره و درستش اینه که از چپ و راست زدن‌های بی‌اساس پرهیز کرد. اگر علاقمندی بیش از اندازه به این مباحث بیشتر شده البته می‌دانیم که واکنشی است به حاکمیت فعلی و بیشتر احساسی است تا عقلی. آن‌هایی هم که دانسته و آگاهانه بر طبل میهن‌پرستی و ناسیونالیسم افراطی می‌کوبند شماری اندک هستند که همیشه از این نوع افراد در دوره‌های تاریخی هستند و خواهند بود و طبعا با هیچ بحث و گفتگوی مخالف نیز همراهی نخواهند داشت.
به گمانم گفتنی‌ها از هر طرف بیان شده و ادامه‌ی این صحبت‌ها بار مثبتی در بر نخواهد داشت و بهتر آن که زمان محدود خود رو مفید‌تر استفاده کنیم. در واقعیت امر، کتاب مذکور نیز فقط یک نوشته‌ی ادبی است و نمی‌تواند مبنایی برای گفتگوهای جدی باشد.
نقل قول  
sorry
Member
کوروش بیدار شو دارن اذان صبح میگن
نقل قول  
Kimiya_z_777
Member
کوروش با چفیه رهبر!
نقل قول  
siawash110
Member
مطالب زیر نیز از وبلاگ یکی از عاشقان کوروش نقل می شود : ( وبلاگ سوگند آریان ) قسمت تاریخ خاموش :

برای زرتشیان فراری و آواره از میهن، هیچ جا مناسب‌تر از هند نبود. زیرابه سوی مردمی روی می‌بردندکه با فرهنگ و تمدن گذشته خودشان،نقاط مشترک فراوانی داشت و اصلا در زمانه ای با هم از نواحی سردسیر شمالی دست به مهاجرتی بزرگ به سه سوی عالم زده بودند. مهاجرتی که در شاهنامه به نام مهاجرت فرزندان فریدون : سلم و تور و ایرج نام گذاری شده است .
ساکنین این دو سرزمین، از همان روزگاران بسیار دور، در بسیاری از شئون، از قبیل زبان، مذهب، آداب و اخلاق با هم مشترک بودند و پس از جدائی نیز،‌محل سکونتشان از هم دور نبوده است. داستان این مهاجرت را موبدی پارسا که نامش بهمن پورکیقباد پورهرمز دیار و اهل سنجان بود در سال 969 یزدگردی برابر با 1008 خورشیدی و برابر 1600 میلادی، تحت عنوان «قصه سنجان» به گونه ای شعر مانند نوشته است.
نقل قول  
siawash110
Member
به همین دلیل توصیه می کنم : اگر کسی قصد دارد ، بیسوادی خودش را ( در کنار بیشعوری و بی ادبی خودش ) برای عالمیان به نمایش بگذارد بدون ذره ای مطالعه ، در این سایت حاضر شده

و هر فکر چرندی که به مخ پوکش می رسد را به همراه مسخره گی و توهین برای دیگران جار بزند !‌!‌!‌

به هواداران کوروش نیز صمیمانه ، توصیه می کنم ، این افراد را از جمع خودشان بیرون کنند تا همین یک ذره آبروی باقی نمانده از نژاد پرستی ، بر باد فنا نرود . . . .
نقل قول  
siawash110
Member
۶- کلمات مشترک از سانسکریت و اوستایی در زبان فارسی و هندی:

آب – آش- اشتر- ابر- ایزد- برخ- بازو( باهو)- پدر- ترازو- چرخ- جشن- خسور(پدر زن) خواهر- نام اکثر اعداد شمارشی – مانند یک – دو – پنج- صد – بیست …. اسامی بیشتر حیوانات مانندببر- پیل- کبک – کبوتر – شطرنگ – زم (سرد) نام بسیاری از گلها و گیاهان و … .

*** کتابهای خطی فرهنگ های واژگان فارسی .

در هند گنجیه عظیمی از کتابهای خطی فارسی وجود دارد. که فقط از تعدادی از آنها میکرو فیلم تهیه شده است. اما بخش زیادی از آنها ممکن است در اثر بی توجهی از میان رفته باشد.

زبان فارسی یکی از زبانهایی است که ایجاد واژگان نامه برای آن کهنت درازی دارد. و از زمانهای باستان واژگان نامه‌هایی نوشته شده که اکنون از آنها خبری نیست.

بنیاد زبان امروزی فارسی بر پایه زبان پارسی باستان در سده اول اسلام گذاشته شد و در مدت یکصد سال شعر فارسی رشد کرد و بپایه کمال رسید.در سده سوم هجری ابو حفص سغدی بمنظور کمک بتورانیان‏ در فهم دقائق شعر فارسی فرهنگی نوشت که امروز از نام و نشان آن کسی را آگاهی نیست.بلکه‏ جمال الدین حسین انجو در فرهنگ جهانگیری و محمد قاسم سروری در کتاب “مجمع الفرس” که هر دو در اوائل سده یازدهم تالیف شده و شمس الدین قیس رازی در کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم‏ تالیف اوائل قرن هفتم و ابو نصر فارابی در سال موسیقی خود از این کتاب یاد می‏کنند
نقل قول  
siawash110
Member
کلمات و ترکیبات فارسی که تلفظ آنها تغییر کرده و یا در معنای همسان با معنی آن در فارسی بکار نمی روند و یا آنکه در فارسی امروز دیگر چنین کاربردی رایج نیست:

هم زلف= (باجناق) هـ = هست – نهه = نیست- ناتراش = (بی ادب)- همجات (هم طبقه) – صاف (پاک)- دستخط(امضا)- نم خانه یا نه خانه=(زیر زمین) – مهربانی(تشکر) خوب صورت (زیبا)- ریگستان(بیابان) سیر(گردش تفریح)- شادی=(عروسی)- ماهول(طبیعت) آدینه(جمعه)شیشه به معنی قلیان و شاشه به معنی صفحه شیشه تلویزیون- درگاه- بارگاه (حرم آرامگاه) زورکی بارش (باران تند)- نستعلیق (ادبی) – نانوا- نانبا- ناپخته یعنی بی تجربه- بهلا= بهره- بهلا منس= بهره مند(فرد مودب ) حیران ره = متعجب- بد تمیز= بدحالت – خوب تمیز = خوش حالت- سلیقه = فن خانه داری- تعلق= رابطه – فیصله = تمام کردن – مالی = باغبان- چهوده = چهارده- ابهت= زیاد- مصروف(مشغول) – امیر و غریب(ثروتمند و فقیر)- مزیدار= خوشمزه- پسند = خواستن- گوجه به معنی هویج – تعمیر به معنی ساختن – صاف گو = رک گو- لازم به معنی اجبارا – چالاک به معنی زرنگ و فعال. ناشتا = به معنی صبحانه.

در معنی متضاد یا غیر همسان مانند: گند ( کند(قند)) در فارسی امروز به معنی بوی بد است اما در پارسی کهن به معنی عسل و بوی خوش که در زبان هندی به همان معنی قدیمی بوی خوش بکار می رود.
نقل قول  
siawash110
Member
در شاهنامه بیشتر از ۹۰ بار نام هند و هندوستان و سند برده شده است و شرح چند نزاع یا جنگ مربوط به ایران و هند است و این خود نشانگر پیوندهای قدیمی دو فرهنگ است.

در کتاب” فرهنگ تطبیقی واژگان مشترک زبان فارسی و هندی” که پایان نامه دکترای آقای سوبهاش کومار است وی حدود ۱۸۵۰ کلمه فارسی در زبان هندی را معرفی کرده است که به عنوان اولین قدم کار جالبی است اما کاستی هایی دارد و این تعداد همه کلمات مشترک نیستند شاید حدود نیمی از کلمات مشترک را در برگیرند و ضمن اینکه نویسنده کلمات عربی و یا عربی فارسی را تفکیک نکرده است و در ضمن همه کلمات مشترک عربی و فارسی و هندی را هم نیاورده و اصولا این مجموعه بخشی از کلمات مشترک است و بهتر بود نویسنده کلمات را بصورت زیر تفکیک می کرد:

۱- کلمات و ترکیباتی که از فارسی گرفته شده اند و در زبان هندی نیز دقیقا در همان معنی بکار می روند. مانند: – آئینه- آرمان- آسان- آواز- آزادی- اندوه – انگور- بازار- باهو(بازو) – اگر- بادام- زیره – بخشش – بد رنگ – برابر- بزرگی- برف- بندر- بهار- بی آبرو- بی باک- بیگناه- تاج – پیغمبر- پیغام – پیام- تازه- ترازو- تماشاگر- توت- جادوگر- جگری- جوجه- بچه – چادر- چالاک – چشمه – چهره – چوب- خزانه چی – خمیر- خوب صورت(زیبا) خوش آمد- خوش دل- خونخوار- دامدار- دانه دار- دردناک- درستی- دربان – دروازه بان- درگاه – دلبر- روزگار- زبردست- زندگانی- رنگ – ساده – شاباش= شادباش- شاگرد- شمشیر- شیشه- شروع – حمله – طاق- کارخانه- کاغذ- کارگر- گاوکشی- گلشن- گلوبند- گنج- گنگ- گمشده- گران- لگام- مردانگی- میهمان- نادان- نامرد- نعل- نوکر- نیزه- هر هفته- هنر- هوش و هواس – یاری – هزار – هرگز- کمر درد- و ….

یک برگ از منظومه فارسی خسرو و شیرین قرن شانزدهم گورکانیان هند.
نقل قول  
siawash110
Member
آن کس که نفهمد و نخواهد که بفهمد

هوچی گری و مسخره گی ، پیشه نماید

آن کس که نفهمد و نفهمد که نفهمد

زیر عَلَم کوروش ، خود را بچپاند !

آن کس که ندارد : شرف و شرم و هویت

ناچار ،‌ شود لایق افسار و خریت !‌!‌!‌!‌
نقل قول  
Amin4ty
Member
این تیکه رو یادم رفت: یک افرادی هم تاریخ خودشون رو دوست دارن و یک عده با برچسب های مختلف مثل سیاسی بودن (که برادران بسیجی این مکانیزم رو دارن) می خوان فرهنگی را به همه غالب کنند. خیلی هاشون لیبرال هستند و قاعدتا دوست ندارن جامعه شون زرتشتی بشه فقط می خوان تاریخشون فراموش نشه و بر عکس بعضی ها میدونن چند هزارسالی گذشته. (البته یک نوکری مثل تو شاید نفهمه) و زیر سلطه فرهنگ جامعه ایی که عمرا به خردگرایی برسه نرن. خب دیگه خدانگهدار ! در نادانی خوش بگذاره
نقل قول  
Amin4ty
Member
چه دلایل منطقی هندوستان پس زبان مشترک با ما داشته پس ما مثل هم هستیم و چون زرتشتی ها به اونجا رفتن ریشه شون مشترک هست ( جفتش مغالطه تقسیم). اولا گویش های ما متفاوت بوده و دین ما ثنویت گرا (حالا بعضی ها قبول ندارن میگن یکتا پرستی!) نه چند خداپرستی؛ جلو گاو و موش سر خم نمی کنیم و بوسه بر آلت ... هر چند جزئی خیلی کمی از افسانه های دین ما مثل هم بوده. یکی از مهم ترین دلایلی که روح تاریخی ما با آن ها فرق می کند این است آن ها به دلیل زیادی فرقه های گوناگون به عقاید هم احترام میزارن و مثلا نمیان مانی یا باب رو بکشن همونطور که گورو نانک رو نکشتن. کاست یک مفهوم در علم انسان شناسی است نه یک واژه مشترک و در خیلی از ملت ها بوده و از بین رفته اون هم نه بدست عرب ها اگر می دونستی کاست چیه این قدر اینجا تکرارش نمی کردی. برو بین آل سعود مهاجر می پذیز عجم گرامی هنوز نرفتی نوکر خوبی هستی هرچند هم کسی که از ایرانی بودن خودش خجالت بکشه بعید نیست ازش، متاسفانه بعضی ها ذهن بسته و دهن باز دارن و با کمال بی سوادی و هوچی گری و مغالطه راه انداختن، نمی تونن حقارتشوتو جبران کنن و آن قدر بی هویت هستن که از خانواده شان که سهل هست و از نیاکانشان عقده داشته باشن. امیدوارم ژنتیکی اینطوری باشی نه خانواده ات تربیت کرده باشن. مثل بزرگواران دیگر گویا حرف حق به خوردت نمیره .... مثل بقیه باید بی محلت بکنم.

آنکس که نداند و نداند که نداند/در جهل مرکب ابدالدهر بماند.
نقل قول  
siawash110
Member
فقط برای روشن شدن دیگران ( که قصد دارند بر شعور خود اضافه کنند نه بر هتاکی و پرده دری های خودشان )

- هندوستان که قرن ها با ایران مرز مشترک داشته ( پاکستان در تاریخ معاصر از هندوستان جدا شد ) هندوستانی که آن چنان قرابتی با ایران داشته که زرتشتیان ایرانی ، پس از حمله اعراب به هندوستان مهاجرت کرده و تا کنون نیز در آنجا به سر برده اند . هندوستانی که ریشه های زبانی مشترکی با ما دارد و . . . آنگاه همین هندوستان را نمی توان با ایران مقایسه کرد . . . ( منظور : قیاس کاست کثیف طبقاتی در هندوستان و ایران است که امروزه در هندوستان همچنان پابرجاست ولی در ایران وجود ندارد )

ولی از دیگر سو می توان : تاریخ 2500 سال پیش را که غرق در افسانه و شبهه و زوایای تاریک است را برای امروز ایران مطرح کرد و با افکار پوسیده گذشته گان بر سر مخالفان کوفت ! ! ! آن هم صرفا به قصد بهره برداری های سیاسی ( و گرنه کوروش و داریوش ، بهانه ای بیشتر نیست برای هتاکی و فحاشی و کوبیدن مخالفین و خالی کرده عقده های دوران کودکی و بی هویتی و بی شخصیتی فعلی )
نقل قول  
Amin4ty
Member
نقل قول از siawash110:
- پاسخ ابلهان : خاموشی است . . . . ( آن کس که نداند و نخواهد که بفهمد ! - مانند خری ، خود را در گل بتپاند ! ) ... [بقیه اش با Ctr2006 بوده]

اون خط اول و بیت دزدی که مصرع دومش وزن نداشت (*را* اضافه است) اصلا جواب نیست ها معلوم شد وقتی کسی جواب در انکار حقیقت نداره خاموش هم باید باشه پس دیگه بحث من تموم شد.
.
.
.
حالا یک عده کوروش و تاریخ کشورشون رو دوست دارن چون از تمدن هایی است که بربریت پایه اش نمی باشد و تحمیل به کسی هم نمی کنن که حتما باید کوروش رو دوست داشته باشه وگرنه باید از بین بره، چه ربطی به کسی داره؟ از نظر من کسانی که به سلیقه دیگران، چون با سلیقه خودشون فرق داره پرخاش می کنند و بخوان با حقیر نشون دادنش نابودش کنند، مستعد دیکتاتور شدن هستن.

نقل قول  
siawash110
Member
1- پاسخ ابلهان : خاموشی است . . . . ( آن کس که نداند و نخواهد که بفهمد ! - مانند خری ، خود را در گل بتپاند ! )

2- در پاسخ ctr2006 که گفته بودید : من چون با بسیجی ها مناظره کرده ام ، پس حتما ، نظرات آنها را قبول دارم ! ! ! آقای محترم ، من اینجا هم دارم با شما مناظره می کنم ، آیا نظرات شما با من و نظرات من با شما ، یکسان است ؟ ! ! ! این چه توهمیست ؟

3- خیلی جالب است که در همین گفتگوهای کوتاه ، مدارک زیادی ، دال بر تشابه میان ملی گرایی افراطی و مذهب به چشم می خورد . شما می گویید ما کوروش پرست نیستیم و کوروش دوست هستیم و به همین دلیل ، استدلال : کوروش پرستان امروز = بسیجیان فردا ، استدلال غلطی است . . . خوب ، مذهبی ها نیز همیشه گفته اند و هم اینک نیز می گویند که : ما که علی پرست و حسین پرست نیستیم . . ما فقط ، ائمه را دوست داریم . . . . و دیر نیست که خواهید دید ، کوروش دوستی ملی گراها نیز ، به چه بیغوله هایی ختم نخواهد شد . . .

باران که در لطافت طبعش ، خلاف نیست / در باغ ، لاله روید و در شوره زار ، خس

می پنداری ، درشوره زار فرهنگ ایرانی ، از تخم مذهب ، درخت استبداد ، می روید ولی اگر در همین شوره زار ، تخم ملی گرایی بکاری ، از آن ، نهال آزادی خواهد رویید ؟ !!!
زهی خیال باطل . . .

بسیاری از این حضرات ، سنگ دوران شاه و رضا شاه را به سینه می زنند ، ولی یک سئوال (( که محال است به جز توهین و ناسزا ، پاسخ دیگری برای آن داشته باشید ))

آموزش آن نظام شاهنشاهی ( صدا و سیما و روزنامه ها و کتابها و آموزش و پرورش و . . . ) و فضای موجود در جامعه با تمام مظاهر غربی و دموکراسی وار خود ، ختم شد به چنان مردمانی با چنان اعمالی و چنان توهماتی که فعلا در آن گیر کرده ایم

آن وقت شما ، انتظار داری ، مردمانی که دست پرورده حاکمان فعلی ( و نظام آموزشی و فرهنگی فعلی هستند ) ختم شوند به یک حکومت و جامعه ایده آل سکولار ناسیونالیست ؟ !!!!!!

می بینید ، دچار چه تناقض وحشتناکی هستید ؟ ! ! !

در یک کلام : فقط انقلاب و تغییری به بار می نشیند و موفق می شود که شعار ( واقعی و از صمیم دل ) مردمان آن : آزادی باشد ( مانند انقلاب آمریکا)

نقل قول  
Amin4ty
Member
نقل قول از vforw:
جناب سیاوش حتی اگر کورش هم آدم سنگدل و خونریزی بود بازهم شایسته احترام است. درست مانند چنگیز که جنایت هایش عیان است ولی مردم مغول مجسمه اش رو ساختند و بوی پدر لقب دادند ...

این جمله دقیقا خود "کوروش پرستی" است ولی سیاوش این رو ندید می گیره و حرفی بعدش رو می پذیره که دوستان دیگه گفتنش:
نقل قول از siawash110:
با تشکر از دوست بسیار عزیز و خوبم vforw که واقعا نشان دادند علاوه بر اطلاعات عمیق و جالب علمی ، دارای اصل و نسب خانوادگی محکم و ریشه داری هستند زیرا با کمال متانت و ادب صحبت کردند ( به قول معروف : از کوزه همان برون تراود که در اوست )
2- در مورد جنگ طلب بودن کوروش ( و تجاوز او به سایر ملل ) با مطالعه متن شما تا حدود زیادی قانع شدم

حالا چرا به خاطر این بیت:
نقل قول از siawash110:
آن کس نداند و نخواهد که بداند/حیف است که چنین جانوری زنده بماند

امیداورم حسابی متنبه شده باشه و از روی دل بگه (تا نباشد چوب تر ... ) ولی از پیام های بعدیش این بر نمی یاد (تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است ). دوباره اهانت به خانواده آدم می کنه یعنی این اگر عضو خانواده من بود خجالت می کشیدم؛ برای بار دوم معلوم شد چه کسی بی ادب هست. این روانشناسی ذهن بیمار یکی از تازی صفت های این صفحه بود که فقط دنبال تحقیر یک ملت و ارجحیت دادن یک فرهنگ به فرهنگ دیگر است. بنده مشکلم این نیست کسی به کوروش توهین کنه و راه من از کوروش پرست ها جدا است. مدرکش هم قصه و فیلمه شانس آوردیم از فیلم 300 برامون مدرک نمیاره دو ملت جدا یعنی هند و ایران که روح تاریخی جدایی دارن رو با هم می سنجه و مغالطه می کنه چون بین این دوتا کاست بوده ولی ویژگی کاست هندی خیلی شدیدتر و دیرینه تر و نژادپرستانه بوده نه اختلاف طبقاتی (هردوش بد هست). کاست در خیلی از کشورها وجود داشته حتی تو خاور دور، ولی الان نیست و با حمله اعراب از بین نرفته. در ضمن حکومت گورکانیان هند که مسلمان بودند و کل هند رو گرفته بودن و استقرارشون سه قرن بود، چرا نتونست کاست رو از بین ببره؟ اینم باز ویژگی های دهن بیمار مغالطه گر و متناقض گویش هست. تازه خیلی هم شوته همش داره از آینده خبر میده که فاشیست رو کار میاد و خبر از "حزب کبود"، "حزب سومکا" و "حزب آریا" نداره و نمی دونه ایلزه کخ هم جز لایکر ها هست و نمی دونه این *بسترها* ایجاد شده و هنوز هم نمی دونه فاشیست ها و نازی ها و ناسیونالیست ها، سایت و صفحه دارن.
نقل قول  
siawash110
Member
گفتم و بارها و بارهای دگر باز هم خواهم گفت ( البته اینکه پاسخ شما را می دهم شما حداقل مانند دیگران ناسزا نمی گویید ) مشکل من با کوروش و داریوش نیست

تمام سئوال من که شما از پاسخ دادن به آن طفره می روید این است که انقلاب ها از یک سری قانون کلی پیروی می کنند مانند :

هر انقلاب ، بچه های خودش را می خورد ( در انقلاب فرانسه و روسیه و ایران این اتفاق افتاد )

یا اینکه : اگر یک انقلاب بر مبنای ایدئولوژی ( هر چند زیبا مانند ناسیونالیست یا مذهب و . . . ) شکل بگیرد ، حکومت به صورت خودکار ، ایدئولوگ می شود ، و به مرور ، جنبه عقیدتی و مکتبی پیدا کرده و به مرور :

چماق ها و چوبه های دار برای منتقدین برافراشته می شود . اینکه در انقلاب آمریکا چنین اتفاقی نیفتاد ( یا در برخی از انقلاب های اروپای شرقی ) دلیلش این بود که در این کشورها سالهای طولانی

تمرین دموکراسی و آزاداندیشی وجود داشته و بسترهای آزادی بیان و دموکراسی و تحمل منتقدین از سالها قبل وجود داشته ( دموکراسی را مانند یک کالا نمی توان بسته بندی کرد و به کسی هدیه داد )

ولی شما در همین سایت کتابناک و از افرادی که یعنی روشنفکر و کتابخوان هستند به جای پاسخ منطقی ( البته به جز یک نفر ) جز توهین و ناسزا ، چیز دیگری نمی شنوی . آنگاه

این حضرات می خواهند ، وقتی که سوار خر قدرت شدند برای ما دموکراسی و آزادی خواهی به ارمغان بیاورند ؟ ؟ ! ! ! گفتم و بارهای دیگر باز هم خواهم گفت :پس از انقلاب ، قدرت از بازرگان ها می افتد دست خلخالی ها . . .

واقعا نمی دانم با چه زبانی بنویسم که شما متوجه شوید ؟ !!!!!

در یک کلام در فردای هر انقلابی ، آقایان فرصت طلب و زرنگ ، حکومت را به شما و دوست خوب و مودبمان نمی دهند . و فقط از نام کوروش و واژه ناسیونالیست و سایر مفاهیم و شعارهای

دهن پر کن برای تثبیت و تحکیم قدرت خود استفاده می کنند . در حقیقت کوروش و ایران پرستی بهانه ای می شود برای برقراری یک دیکتاتوری دیگر . . . .

اگر واقعا دلت برای ایران می سوزد نگاه کن چکار باید بکنی که :

1- تحمل و انتقاد پذیری و مدارا در میان توده مردم افزایش یابد . . . .

2- ساختارهای قدرت پس از تغییر به دست آدم های لات و لمپن و چاقو کش و قداره کش نیفتد . . .

3- فرد یا مکتب خاصی ( هر اندازه هم شعارهایش زیبا باشد ) تمام نهادهای قدرت را در اختیار و انحصار خودش نگیرد . . . .

از شما خواهشی دارم برو از پیرمردها و پیرزن هایی که می شناسی سئوال کن مردم 50 سال قبل با دیدن یک روحانی گویی خداوند را دیده اند . . . یک انسان مذهبی مرجع آلام و قبله مردم هر محله بود

مذهب و فرد مذهبی برای خودش اعتبار و احترامی فوق العاده داشت . . . ولی انحصار قدرت و برخی از ندانم کاری های دیگر ، باعث ایجاد تنفر شد !

حالا همین مدل را پیاده کن ، روی آدم های خوبی که در حال حاضر ، به عنوان وطن پرست و کوروش دوست ، می شناسی . . . شک نکن اگر بسترهایی که برشمردم ، در ایران ایجاد نشود ،

همین اتفاق و انزجار پس از تغییر و انقلاب در خصوص آنها هم واقع خواهد شد و من امیدوارم خداوند به هر دوی ما آنقدر طول عمر بدهد تا شما شاهد صحت ادعای من باشید . . . . ( موفق و پیروز باشید )

نقل قول  
ctr2006
Member
نقل قول:
دشمنان نخواهند توانست با این عبارات فریبنده و روشنفکرانه تعصب و وابستگی ملت ایران رو نسبت به ریشه هویت و سرزمین خود کم کنند
اتحادیه عرب.اتحادیه ترک.اتحادیه اروپا و......تشکیل میدهند اما اگه ما دم از اتحادیه پارسی زبانان یا ایرانی تباران بزنیم میشویم نژادپرست!!!!

مشکل اینجاست که عده ای با هر ایران دوستی و میهن خواهی مخالف هستند اگر از اشتراکات فرهنگی صحبت کنیم متهم به فاشیسم می شویم و اگر از کوروش تحت عنوان متحد کننده اقوام مختلف سخن بگوییم متهم به نژادپرستی و واپس گرایی می شویم
دست به خلط بحث می زنند و با بیانی حق به جانب از پرسش ها فرار می کنند و پاسخ های دقیقی که به آنان داده شده را انکار می کنند. سپس زبان به خلط بحث و مظلوم نمایی می گشایند.
نقل قول:
کوروش پرستان امروز = فاشیست ها و آدم کش ها و قداره بندهای فردا

زیرا به خداوندی خدا قسم ، من با بسیجی ها هم مناظره کرده ام و به ندرت از آنها چنین توهین های رکیک و زننده ای را شنیده ام . . . به هر حال خوش باشید ، که غول بزرگ تر در راه است

واقعا؟!
پس با بسیجی های زیادی مناظره کرده اید نظر این بسیجیان در مورد بهائیان و حجاب اجباری و اسرائیل و ایران دوستی و... چه بود؟! شاید علت اینکه از آنان توهین نشنیده ای این باشد که افکار و امیال ات با آنان همخوانی دارد.
خودم سال هاست در ایران زندگی میکنم و با برخورد حامیان حکومت آشنا هستم با تهدیدات و توهین ها و تهمت های آنان بسیار آشنا هستم. چشمان پر از نفرت و کینه حامیان رژیم را دیده ام و به عمق آتش درونشان که دلشان را در غذاب نگه می دارد آشنا هستم. با چشمان خویش دیده ام چهقدر از ایران و ایرانی و میراث این سرزمین کهن نفرت دارند.
کوروش پرست؟! به این جمله پاسخ داده شد و شما طبق معمول سخن خویش را بی اعتنا به پاسخ نوشته شده تکرار می کنید.
روزگاری ایران در عصر پهلوی با تمام مشکلات و ایرادات موجود کوروش دوست و سوگوار دوست درکنار هم زندگی می کردند افسوس که قداره به دست ها و ... خواهان تکثرگرایی و تحمل دگراندیشان نبودند و تیغ کشیدند و امروز خواهان حفظ وضعیت موجود هستند.
با تمام سنگ پراکنی ها، تحقیر ها، توهین ها ، تمسخر ها و ریشخند های حامیان حکومت ظلم و جور اسلامی امید دارم روزی ایران آزادی را در آغوش خواهد کشید. آنگاه قداره ها و آدمکش ها بی سلاح خواهند شد و دیکتاتوری در این عصر ارتباطات و تکثرگرایی نسل نو تکرار نخواهد شد.

در کتاب گلستان سعدی، باب هفتم در تأثیر تربیت نوشته شده است.

بزرگش نخوانند اهل خرد/که نام بزرگان به زشتی برد.
نقل قول  
siawash110
Member
با سپاس از وقتی که برای پاسخ گذاشتید . . .

سعی می کنم در اولین فرصت ممکن ، کتابهایی که فرمودید را مطالعه کنم . . .

امیدوارم . . . برخورد مناسب و مودبانه و همراه با منطق و دلیل شما ، سرمشقی باشد برای کسانی که توهین و افترا به مخالفین و کوبیدن آنها را راه حل آسان تری ، می پندارند . . . .
شما هم شاد و پیروز باشید و هیچگاه به دیگران اجازه ندهید که شما را وارد دنیای کثیف خودشان بکنند . . همینگونه پاک و مودب و منطقی باقی بمانید . . . .
نقل قول  
vforw
Member
سپاس از دوست بسیار خوبم سیاوش
ببینید دوست عزیز اینکه شما کوروش را با این موارد نقد میکنید نشان میدهد که شما مطالعات عمیقی ندارید من برایتان کتاب هایی پیشنهاد میکنم. تاریخ بابل لئونارد کینگ، ایران باستان حسن پیرنیا که تمام منابع درباره کورش را آورده است و تاریخ شاهنشاهی هخامنشی نوشته پیر بریان که البته درباره هخامنشیان است و در یک فصل به کورش میپردازد اما با دیدی جدید مینگرد که برای ذهن کنجکاو شما توصیه میشود.
خطاب به دوستان دیگر بگویم سیاوش جان فقط نظرش را گفته است و چه ایرادی دارد که کسی دگراندیش باشد. من نمیفهمم چرا ما که از دموکراسی و ازادی بیان دم میزنیم این اشخاص را سرکوب میکنیم. مطمئن باشید با این اعمال به دموکراسی نخواهیم رسید تا ابتدا اخلاق خودرا عوض نکنیم. ما نباید به اقلیت ظلم کنیم و جواب آنهارا نه با فحش بلکه با استدلال بیاوریم تا قانع شود و اگر به فحاشی بپردازیم مطمئن باشید او به کل از تاریخ ایران زده خواهد شد. بازهم تکرار میکنم که به علت فقدان منبع کورش قابل نقد نیست شاید درآینده باستان شناسان گوشه ای از زندگی او را مشخص کنند ولی فعلا این منابع برای نقد کافی نیست.
سپاس دوست گرامی
نقل قول  
siawash110
Member
ضمنا فراموش کردم :

روی سخن من ( و مخاطب ) من در تمامی این نوشته ها ، افراد بی ادب و بدون اصل و نسب خانوادگی نبوده و نیست . انسان ، نباید هم کلام هر کس و ناکسی شود (‌برای همین ، دیگر پاسخ آنها را نمی دهم )

من فقط می نویسم ، تا کسانی (‌بی طرف ) که صرفا به قصد اطلاع از دیدگاه های مختلف و متفاوت به سایت کتابناک مراجعه می کنند این فرصت را داشته باشند تا از نقطه نظرات متفاوت بهره مند شده ( و به قول معروف : فضای فاشیستی تک صدایی ، شکسته شود )
نقل قول  
siawash110
Member
و اما اصل مطلب یا جان کلام :

این که فلان مطلب درست است و یا فلان مطلب دروغ ، شاید تاثیر چندانی در اوضاع و احوال کنونی ما نداشته باشد ولی آنچه آینده ما را رقم می زند و بدون ذره ای تردید ، می تواند موجب تباهی و ویرانی ایران شود ، موارد زیر است :

1- اعراب ( گویا ) مثلی دارند : برای خراب کردن چیزی ، خوب به آن حمله نکن ،‌ بد از آن دفاع کن ! شک نکنید ، اگر ساختار قدرت به دست افراد لمپن و بی ادب و لات ( که ملی گرایی را

بهانه ای برای امیال پست و کمبودهای دوران کودکی خود می کنند ) بیفتد ، از ایرانی که اینهمه آنرا دوست دارید دیگر نام و نشانی باقی نخواهد ماند . مثال بارزش ،

همین مورد مذهب است ( برادر ناتنی ملی گرایی ) که هر گاه در تاریخ ، سوار خر قدرت شده ،‌ مردم ، دسته دسته از دین خارج شده اند . خوب . . . مجسم کنید

همین اتفاق می تواند در خصوص ملی گرایی و ناسیونالیست افراطی نیز واقع شود . آنگاه آیا فکر می کنید دیگر از ایران ، نام و نشانی باقی خواهد ماند ؟


2- بحث از خوب بودن یا بد بودن کوروش نیست . شما اگر خدا را هم بت کنید زیر لوای او می توان پدر مردم را درآورد !‌!‌!‌ مگر عیسی بد بود که کلیسای قرون وسطی به مدت 1000 سال ،

مردم بدبخت را به نام او آتش می زدند و خاکستر می کردند ؟ عیسی ، کجای انجیل گفته مردم را بکشید مگر او جز از عشق و صلح و صفا سخنی گفته بود ؟

به همین منوال ، کوروش کجای منشورش یا ( به قول شما رفتارش با ملل مغلوب ) بی ادب و بی حیا بوده ؟ ولی بیشتر هواداران او در قرن 21 چنین هستند .

( یعنی کوروش ، صرفا بهانه ای است برای جبران بی هویتی و بدبختی و عقده های دوران کودکی ) علی و حسین و امام صادق کجا با مخالفان عقیدتی و حتی سیاسی برخورد داشته اند

( مثلا حضرت علی در خصوص خوارج ، می گوید : تا دست به شمشیر نشده اند هم حقوق آنها از بیت المال را می دهیم و هم حق ورود به مساجد را دارند ) یا امام صادق که دهریون

( کمونیست های آن زمان )‌ به راحتی با ایشان گفتگو کرده و کسی حکم ارتداد آنها را صادر نمی کند ؟ مارکس کجای کتابهایش گفته که آقای استالین تو بیا و اردوگاه کار و هزاران اعدام

و جنایت مرتکب شو ؟ . . . نیچه ، جانش را بر سر دفاع از یک اسب گاری گذاشت آن وقت جناب هیتلر و حزب نازی می آید و مرتکب آنهمه جنایت تحت نام مکتب نیچه می شود .


3- در یک کلام : قصه ،‌قصه تیغ دادن در کف زنگی مست است . . . ما مردم ایران ، می دانیم چه نمی خواهیم ولی تصور و تصویر درستی از آنچه می خواهیم در ذهن خود نداریم

در یک کلام اگر در هر حکومتی به مخالفان ( حتی اگر یک نفر باشد ) اجازه آزادی بیان داده نشده و به جای پاسخ ،‌توهین و هتاکی و چماق برداشته شود ، محال است آن ملت روی خوشی و سعادت را ببیند . شک نکنید . . . . .

4- این قانون اکثر انقلاب های جهان است که در آن : بازرگان ها و مصدق ها و امیر کبیرها کنار گذاشته شده و خلخالی ها زمام امور را به دست می گیرند . . .
نقل قول  
siawash110
Member
1- با تشکر از دوست بسیار عزیز و خوبم vforw که واقعا نشان دادند علاوه بر اطلاعات عمیق و جالب علمی ، دارای اصل و نسب خانوادگی محکم و ریشه داری هستند زیرا با کمال متانت و ادب صحبت کردند ( به قول معروف : از کوزه همان برون تراود که در اوست )
2- در مورد جنگ طلب بودن کوروش ( و تجاوز او به سایر ملل ) با مطالعه متن شما تا حدود زیادی قانع شدم .( هر چند در آن مورد خاصی که گفتید بنا به درخواست مردم ، حمله کرد ، چندان قانع کننده نیست . هیتلر در شروع حمله خود که از اتریش شروع شد همین استدلال را داشت - نبرد گل ها)
3- در مورد کشتار شهر اپیس ،‌شک و شبهه همچنان باقیست . البته همین شک و شبهه در خصوص کشتار بنی قریظه به دست مسلمانان ( و بسیاری دیگر از وقایع تاریخی ) باقیست و دوستان یهود دوست ما بهتر است وقایع تاریخی را با یک عینک واحد تحلیل کنند . . .
4- در مورد کاست و شکاف طبقاتی ،‌ وجود آن در تمام دوران ها دال بر درست بودن آن نمی شود . ضمن اینکه پایه گذار آن و شروع آن د،‌از همین نظام شاهنشاهی است . ضمن اینکه پس از هجوم اعراب از شدت و ساختارمند بودن و قانونی بودن آن کاسته شد ( باز هم می گویم دلیل محکم آن وجود این کاست در هندوستان و عدم وجود آن در ایران است )
5- داستان فردوسی ممکن است افسانه باشد ولی در پس زمینه هر افسانه ای ، بارقه ای از حقیق وجود دارد ( به قول معروف تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها ) مثلا در فیلم های سینمای آمریکایی درست است که موضوع قصه و فیلم است ولی همین مواردی که نشان می دهد در جامعه آمریکا کما بیش وجو دارد ( منظورم فیلم های سیاه و سفید دهه 30 تا 60 است )
نقل قول  
Amin4ty
Member
نقل قول از siawash110:
هندوستان و ایران هر دو دارای کاست طبقاتی بوده اند . . . .

نظام شاهنشاهی در ایران ، با سلسله مراتب طبقاتی و کاست کثیف آن پس از هجوم اعراب (( و من می گویم : هجوم و تجاوز ، و نمی گویم : فتوحات و کشورگشایی ! !! ! )) در ایران از میان رفت ولی در هندوستان همچنان باقی است . . .

آقای محترم : دوستان شما استاد بحث انحرافی و مغالطه بازی هستند ، خوشبختانه و یا متاسفانه ، من این روش های کثیف را بلد نیستم . . . . .
آری نیکدوست محترم ( البته دقیقتر ، باید بگویم : توهین دوست ) اگر کاست طبقاتی در ایران ، هنوز وجود داشت سیستم اداری شاهنشاهی شما ، به طبقه نجس ها و گداها اجازه حضور در سایت کتابناک را نمی داد ( البته شاید هم کار خوبی بوده ؟ ! ! ! )

داستان کفشگر و انوشیروان را برو بخوان . . . حداقل شما ادعا می کنید که شاهنامه را قبول دارید . . انوشیروان ، حاضر می شود لشکرش را به فنا بدهد ولی به فرزند کفاش اجازه تحصیل ندهد . . این همان نکبتی است که شما و دوستانتان سنگ آنرا به سینه می زنید . . .
و هر گاه از این خواب خرگوشی بیدار شوید ، ساعت ها می نشینید و بر نکبتی که پیش از آن در آن بوده اید اشک می ریزید . . . .

چه فرقی داشت با برده شدن یک عده ایرانی هم به مراتب بدتر از سیستم کاست بود و هر دو تبعیض آمیز. جامعه خودش نواقصش را می تواند برطرف کند. انقلاب روسیه و انقلاب فرانسه و لغو برده داری در آمریکا به دست خود جامعه صورت گرفت یا حداقل شهرواندن بومی آن؛ هیچ دلیل قطعی وجود نداره که ما نمی توانستیم انقلاب کنیم و ساسانی را به زیر بکشیم همانطور که در تاریخ شورش و کودتا و انقلاب ها بوجود آمده اند. ضمنا در هند سیستم کاست رسمی نیست و دولت بارها سعی در سرکوبش داشته است و طرفدارانش هندو های متعصب هستند. آن بخشی هم که زیرش خط کشیدم مغالطه "توسل به احساسات از نوع ترحم" است که ببینی خودت مغالطه کار هستی نه ما. دیگه کسی از تعقل کم بیاره بعید نیست رو به تحریک احساسات بیاره. بیشتر از این هم با تو بحث کردن توهین به شعور خود هست. بیشتر از این پا رو دم سگ های تازی نزاریم چون بیشتر پارس می کنن. دیگر این آخرین حرفم بود چون همش یک چیز را تکرار می کنی و من هر دفعه پاسخ کامل تری می دم، بحث مان لوث شده است. این همه دلیل و مدرک هم بهت ارائه دادیم.

آن کس نداند و نخواهد که بداند/حیف است که چنین جانوری زنده بماند
نقل قول  
nikdoost
Member VIP
آقای siawash110 گرامی؛
عرض کردم قصد جسارت و مباحثه با شما ندارم، به بنده هرچه دلت می خواهد بگو ناراحت نمی شوم باور کنید باعث انبساط است،لازم نیست به خودتان فشار بیاورید و بگوئید؛ < برای هزارمین بارمی
گویم : اگر شرف دارید : یک جمله ( آری فقط یک جمله ) ازنوشته های من را به صورت موردی بیاورید و با دلیل و مدرک نقد کنید>،این چه طرز صحبت کردن است، پیشنهاد می کنم با مطالعه و هدفمند
و با انگیز و سودمند اظهار نظر کنید،چگونه به خود اجازه می دهید به نیاکان مورد احترام خود در میان تمام مردم جهان که از مفاخر بشر هستند اهانت کنید و آنان را کوچک بشـمارید، مطلقاً دیدگاه ها و
نوشتار و بینش شما علمی نیست و در سطحی نیست که نیاز به نقد داشته باشد، هرچه هست ادعای پوچ و خودبزرگ بینی است، گستاخانه وراجی کردن و پرگوئی نشان از بی خردی است
عیب است عظیم بَر کشیدن خود را
وز جمله ی خلق برگزیدن خود را
از مردمک دیده بباید آموخت
دیدن همه کس را و ندیدن خود را

نقل قول  
vforw
Member
جناب سیاوش حتی اگر کورش هم آدم سنگدل و خونریزی بود بازهم شایسته احترام است. درست مانند چنگیز که جنایت هایش عیان است ولی مردم مغول مجسمه اش رو ساختند و بوی پدر لقب دادند. من اصلا کوروش رو بدلیل اینکه در تورات آمده یا منشور حقوق بشر تالیف کرده است طرفدارش نیستم بلکه برای این طرفدارشم که ایران رو ساخت. او پدر ایران است. او بود که با اتحاد پارس ها و مادها و بعدها پارت ها ایران رو ساخت و به معنای واقعی کلمه سرزمین آریاییان را درست کرد. طبق گفته استرابون کوروش لباس مادی میپوشید و دربارش درباری مادی بود و حتی در یونان بعضی وقت ها پارس هارا ماد میخواندند. نمیدانم شما به پارسه (تخت جمشید) رفته اید یا نه ولی در یکی از سنگ نگاره ها به معنای واقعی کلمه ایران را نشان داد. همه اقوام امپراتوری با دادن پیشکش اتحادخودرا به شاهنشاه نشان میدادند که از پلاپیون های پیشکش ها معلوم بود آنها با میل خود به شاه آنهارا داده بودند و در آرامگاه اردشیر سوم نشان میداد همه اقوام در کنارهم تخت شاه که نماد امپراتوری بود را نگه میدارند و اگر انها نمیبودند امپراتوری فرو میریخت. از این نشان میدهد منظور داریوش از پاییدن قوم پارس همه امپراتوری بود که اگر آنهارا بپاید تختش مستحکم است. این نظم را او از کوروش گرفته است که به بابل میاید و خدای آنهارا میپرستد و زبان و دین و شهربان خودرا به انها تحمیل نمیکند و در لودیه از غارت سربازانش جلوگیری و مقام مشاورش را به کرزوس شاه سابق میدهد. سنگ نگاره ای در پاسارگاد است که نشان اتحاد اقوام را نشان میدهد. سنگ نگاره مرد بالدار که ردای خودرا از عیلام و تاج خودرا از ماد و بالهایش را از آشور و بابل و شاخ هایش را از مصر به عاریت گرفته است و فکر کنم دیگر نقش ها که محو شده است از پارت ها و لودیه که منظورش اتحاد همه اقوام در قالب کوروش است و کورش نماد اتحاد و قدرتمندی آن اقوام است. چیزی که هیچ شهریاری قبل و بعد او به اندیشه اش نبود. هیچ قومی از قوم دیگر برتر نبود و فقط در زمان داریوش و خشایارشا به علت اعتماد بیشترشان به پارسیان، آنها را در محافظت خود بکار نمیگرفتند که این بعدها در زمان اردشیر و اخلافش رفت. بنظرم اگه کسی کورش رو بخواطر منشورش بزرگ بدونه یک خائنه چون منشورش سال 1800 کشف شد و سالها زا یاد رفته بود اما کشورش ایران تا کنون با اقوام رنگینش باپرجاست.
نقل قول  
sorry
Member
دشمنان نخواهند توانست با این عبارات فریبنده و روشنفکرانه تعصب و وابستگی ملت ایران رو نسبت به ریشه هویت و سرزمین خود کم کنند
اتحادیه عرب.اتحادیه ترک.اتحادیه اروپا و......تشکیل میدهند اما اگه ما دم از اتحادیه پارسی زبانان یا ایرانی تباران بزنیم میشویم نژادپرست!!!!

نقل قول  
vforw
Member
من فهمیدیم شما اصلا کتاب هایی مثل ایران باستان نوشته حسن پیرنیا رو نخوانده اید زیرا کوچکترین چیزی درباره کورش نمیدانید یا حداقل کم میدانید و کتب غیاث آبادی را خوانده اید. طبق الواح بابلی مادها به کوروش حمله میکنند و کوروش دفاع میکند و قلمرو مادها و خود شاهشان بدست اشراف و سپاهیان مادی به کوروش داده میشود و با ازدواج با آمیتیس پادشاه قانونی میشود. لودیه هم خود نبردش را شروع میکند که به نابودی دولت لودیه می انجامد. بابل و مصر هم اتحادیه ای برعلیه پارسیان شکل دادند و قصد حمله داشتند که کورروش پیشدستی کرده است و مردم بابل هم از پادشاه نایلاقشان خسته شده بودند و بشرط خودمختاری شاه و کشورشان را دادند. اقوام سکایی هم بدلیل غارت های نواحی مرزی مورد تاخت و تاز قرار گرفتند.
حالا مرد اوپیس، هرودوت و مورخان یونانی فقط نام اوپیس را آورده اند و در رویدادنامه نبونید آمده است در ماه تشریتو هنگامی که کوروش در اوپا (اوپیس) با سپاه اکد جنگ انجام می‌داد، او «نیشو»‌های اکد را کشت. نیشو در بابل هم مردم و هم سرباز معنی میدهد و مشخص نیست مردم یا سپاهیان کشته شدند. و ازیاد نبریم این ترجمه بدلیل شکستگی های رویدادنامه کلی معنا شده است و ما اصل ماجرا را نمیدانیم. شاید شما ترجمه های قدیمی را خوانده اید که صحبت از قتل عام مردم میکند مانند اومستد: نزدیک به آغاز اکتبر، کوروش نبرد دیگری در اوپیس کنار دجله نمود، و مردم اکد را با آتش سوزاند، پس از این نمونه ترس آور، دشمنانش دلاوری از دست دادند، و در یازدهم اکتبر سیپار بدون نبرد گرفته شد. چیزی که اصلا در کتیبه نمیبینیم. اما درباره مردم اوپیس متنی نیست. در متن نیشوهای اکد یا سربازان کشور بابل امده است و چیزی از مردم اوپیس نیست چون اگر اینگونه بود نیشوهای اوپا میامد. ترجمه های دیگر و متحملتری آمده اند مثل ترجمه ارفعی: آنگاه که کوروش بر سپاه اکد در اوپا بر کناره رود دجله می‌تازد، باشندگان اکد سر به شورش برداشتند، اما نبونید باشندگان سردرگم را قتل عام کرد. که محتمل تر است زیرا مردم بابل از نبونید ناخرسند بودند. و لوح بابلی دیگری به نام منظوم این را تایید میکند: ظم از سوی او (=نبو-نائید) اجرا نمی‌شد. [او مردم عادی را با [نیـ]از [به نابودی کشاند]، بزرگ زادگان را در جنگ بکشت، بر بازماندگان راه را بست. ودر استوانه کوروش نیز از ظلم نبونید به مردمش میاید و مورد نفرین مردمش بود.
دربار شکاف طبقاتی زمان ساسانی باید گفت این شکاف در همه دوران وجود داشت و حتی پس از اسلام هم تا انقلاب سپید مانده بود و در اروپا و آمریکا هم بود حتی بسیار وحشتاک تر درمورد داستان کفشگر باید بگویم این هیچ سندیت تاریخی ندارد و اینها صرفا تبلیغات حاکمان خلفا بود تا نشان بدهند چقد ایرانیان خوش شنانس بودند اسلام آمد درست مثل امروز که حکومت وقت از پهلوی ها بد میگوید. فردوسی هم که مورخ نبود و صرفا چیزهایی که میشنید را مینوشت. مردم عادی درست است که آموزش نمیدیدند برای اینکه آن را لازم نمیدانستند و اهمیتی به آن نمیدادند و البته تعدادی از مردم عادی میتوانستند شانس آن داشته باشند مدرسه بروند.
نقل قول  
siawash110
Member
هندوستان و ایران هر دو دارای کاست طبقاتی بوده اند . . . .

نظام شاهنشاهی در ایران ، با سلسله مراتب طبقاتی و کاست کثیف آن پس از هجوم اعراب (( و من می گویم : هجوم و تجاوز ، و نمی گویم : فتوحات و کشورگشایی ! !! ! )) در ایران از میان رفت ولی در هندوستان همچنان باقی است . . .

آقای محترم : دوستان شما استاد بحث انحرافی و مغالطه بازی هستند ، خوشبختانه و یا متاسفانه ، من این روش های کثیف را بلد نیستم . . . . .
آری نیکدوست محترم ( البته دقیقتر ، باید بگویم : توهین دوست ) اگر کاست طبقاتی در ایران ، هنوز وجود داشت سیستم اداری شاهنشاهی شما ، به طبقه نجس ها و گداها اجازه حضور در سایت کتابناک را نمی داد ( البته شاید هم کار خوبی بوده ؟ ! ! ! )

داستان کفشگر و انوشیروان را برو بخوان . . . حداقل شما ادعا می کنید که شاهنامه را قبول دارید . . انوشیروان ، حاضر می شود لشکرش را به فنا بدهد ولی به فرزند کفاش اجازه تحصیل ندهد . . این همان نکبتی است که شما و دوستانتان سنگ آنرا به سینه می زنید . . .
و هر گاه از این خواب خرگوشی بیدار شوید ، ساعت ها می نشینید و بر نکبتی که پیش از آن در آن بوده اید اشک می ریزید . . . .
نقل قول  
siawash110
Member
چندش آور و تهوع آور : توهمات کسانی است که با ادعای روشنفکری و کتابخوانی ، انواع توهین هایی که خود سزاوار آنند را نثار دیگران می کنند . . . . شما هم خوب بود نوشته های من را دقیق می خواندی . . . بین تعصب و شخص پرستی و بت پرستی شما با تعصب و شخص پرستی و بت پرستی مذهبیون ، ذره ای تفاوت نیست و در عمل نیز هر دو دسته ، وقتی سوار خر قدرت شوند : فاشیست و نکبت و جنایت است که دامن جامعه را فرا می گیرد . . . .

دروغ می گویید که طرفدار کوروش هستید ، به قول خود شما او به تمامی ادیان و مذاهب ، احترام می گذاشت ( البته پس از به توبره کشیدن کشور و تمدن آنها ) البته اگر احترام و ادب او ، از نوع احترام و ادب شما باشد همان بهتر که طرفدارانی چون شما هم داشته باشد . . . .

می دانید چه کسانی به تاریخ پوشالین خود می بالند ؟ انسانهای بدبخت و مفلوک و بی مایه ای که در نکبت اکنون ، در حال دست و پا زدن هستند و آنگاه در تاریخ ، به دنبال هویت های کاذب می گردند . . .

برای هزارمین بار می گویم : اگر شرف دارید : یک جمله ( آری فقط یک جمله ) از نوشته های من را به صورت موردی بیاورید و با دلیل و مدرک نقد کنید

البته هوچی بازی و توهین و سفسطه و تخریب ، بسیار آسان تر از ارائه دلیل و منطق است . . . .

در دنیای پوشالین خود شاد باشید . . . .
نقل قول  
Amin4ty
Member
نگاه کن سیا، حتی نیک دوست هم می فهمه
نقل قول  
nikdoost
Member VIP
آقای siawash110 گرامی؛
اعزاز و گرامی داشت کورش کبیـر، بزرگ مرد تاریخ بشریت, سرآمد حاکمان عدالت گسـتر در طول تاریخ نوشته و نانوشته ی بشر در جهان, بت سـازی و بت پرستی نیست, نخوت و تنگ نظـری در تفکر
شما است که مدام بر طبل سفاهت خود می کوبید و کور کورانه سرچشمه ی نور عدالت و افتخار عظیم ایران را تاریک می نگرید و مهملات مهوع به هم می بافید, کورش را نمی شناسید, پس حد اقل
چند صفحه از همین کتاب را بخوانید و بیهوده قضـاوت نادرست بلاهت بار و چندش آور ارائه ندهید, گفتـار نادرست شـما از بزرگی و جلالت و شـکوه کورش ذرّه ای کم نمی کند امّا دلم برای خودتـان می
سوزد که خود را سبک مغز و یاوه سرا معرفی می کنید, هرگز قصد توهین به شما و هیچ کس دیگری را ندارم, فقط طرز فکر و کوته بینی شما را در این مورد بخصوص تقبح می کنم.
در صفحات آغازین این کتاب می خوانیم؛ این منم کوروش, پسـر ماندانا و کمبوجیه, پادشاه جهان, پادشاه پهناورترین سـرزمین های آدمی, از بلندی های پارسوماش تا بابلِ بزرگ, این منم پیشـوای خرد,
خوشی, پاکی و پارسائی, نواده ی بی بدیل نور, توتیای ترانه, سـرآمدِ سلطنت, شکوه ملّتِ خویشـم, من پیام آورِ برگزیده ی اَهورا و عدالتـم, که جز آزادی آوازِ دیگری نیاموختـه ام و جز آزادی آواز دیگری
نخواهم آموخت, پس شادمان باشید زیرا به یاری ستم دیدگانِ خسته خواهم آمد, من شریکِ درهم شکستگان سـرزمین شما هستم, زود از این ورطه برخواید خاست و من این شبِ وحشت را در هم
شکست و روز را به خاطر خاموشان باز خواهم خواند و آزادی آدمی را رقم خواهم زد و به خنیا گران خواهم گفت برای گوشه گیران و گمنامان بخوانند, من آمده ی عدالت و میزبان آزادی ام ......
به کاری که زیبا نباشد کسی
نبـاید که یــاد آورد زان بسی
که خود را بدان خیره رسوا کند
وگـر چند کردار والا کنـد
نقل قول  
Amin4ty
Member
نقل قول از siawash110:
1- با پراکنده بافی های آقای امین صحبتی نیست . . . می گذارم در همان دنیای کوچک خودش . . . شاد و دلخوش باشد . . .

2- در هندوستان ، هنوز ما شاهد کاست طبقاتی هستیم و امثال برخی از آقایان نژادپرست ( در ایران ) اگر پادشاهی ساسانی سقوط نکرده بود اکنون اجازه نداشتند از طبقه گداها و یا نجس ها ( یکی از طبقات فعلی در هندوستان ) وارد سایت کتابناک شده و اظهار فضل کنند ( البته هدف اعراب ، بر هم زدن کاست طبقاتی نبوده ، ولی یکی از نتایج طبیعی شکست ساسانی ، همین نکته بوده و کسی چه می داند ، شاید یکی از علل شکست امپراطوری ! ! نیز همین کاست طبقاتی و وجود مغان شکم گنده و فئودالهای زمین خوار بوده است ! براستی ، این چه امپراطوری بوده که با حمله یک مشت عرب پیزوری فرو می ریزد ؟ ! ! ! ! !

هند چه ربطی به بحث ما داره؟ اینجا مغالطه "نکته انحرافی" شده و بحث ما در مورد قدرت ایران نیست که دلیل میاری این هم مغالطه "دلیل نامربوط" بود. همه شاهد باشند نژاد پرست کیه ---> *یک مشت عرب پیزوری* اگه کسی در دنیای کوچک من نمی خواست عقایدش موهنش رو به من تحمیل کنه بعد ژست بگیره و بگه توهین نکنین و تهدید به مرگم نکنه عمرا با یکی مثل تو دهن به دهن می شدم. اگر شماها گند به جامعه نمی زدید، بحث کردن با شما به اندازه ای ابلهانه بود که بزرگسال با خردسال و عاقل با دیوانه کنه. تو هم خجالت بکش به عرب ها توهین نکن، حضرت محمد (ص) و 13 معصوم دیگر همه عرب بودند
نقل قول  
siawash110
Member
آفتاب آمد دلیل آفتاب :

شما عقیده دارید این سخن غلط است : کوروش پرستان امروز = بسیجیان فردا

نمونه ای از توهین های دوستان کوروش دوست یا کوروش پرست ، در همین صفحاتی که گذشت :

بی شرف - بی ناموس - بی هویت - نژادپرست عربی و . . . .

خوب ، اینها فقط نمونه ای کوچک است از سعه صدر و میزان تحمل و مدارای این آقایان با مخالفین ! تازه اینها روشنفکر و کتابخوان های وطن پرست و کوروش دوست هستند ( وای به حال اراذل و اوباش اینها ) و تازه : هنوز هم سوار خر قدرت نشده اند ! ! !

آنگاه دوست عزیز ، . . تو به من می گویی این سخن دروغ و اشتباه است :

کوروش پرستان امروز = بسیجیان فردا

البته قبول دارم ، اندکی در این تعبیر ، مسامحه شده . . . . درست تر است که بنویسیم :

کوروش پرستان امروز = فاشیست ها و آدم کش ها و قداره بندهای فردا

زیرا به خداوندی خدا قسم ، من با بسیجی ها هم مناظره کرده ام و به ندرت از آنها چنین توهین های رکیک و زننده ای را شنیده ام . . . به هر حال خوش باشید ، که غول بزرگ تر در راه است
نقل قول  
siawash110
Member
اینکه گفتم رفتار کوروش پس از پیروزی خوب است ( نه اینکه مانند شما شروع به جنگ و نبرد و تجاوز او را تایید کرده باشم ) بلکه جدا از بحث تجاوز ، با توجه به شرایط آن روز بگویم باز هم بهتر از سایر پادشاهان بوده ولی این توجیه کننده شروع به تجاوز نمی شود
نقل قول  
siawash110
Member
1- شرافت شما هم وقتی داری زیر چکمه های کوروش پرستان ، آه و ناله می کنی معلوم می شود . . . خود کرده را تدبیر نیست . . .

2- چند تا جمله از من را کپی پیست کرده ای که مثلا مچ گیری کنی ! ! ! ! . . . کجایش تناقض است ؟

3- افتخار می کنم که بازرگان را دوست دارم ولی من مانند شما : قدیس ساز و بت پرست نیستم که هر چه او نوشته است را قبول داشته باشم
نقل قول  
siawash110
Member
1- با پراکنده بافی های آقای امین صحبتی نیست . . . می گذارم در همان دنیای کوچک خودش . . . شاد و دلخوش باشد . . .

2- در هندوستان ، هنوز ما شاهد کاست طبقاتی هستیم و امثال برخی از آقایان نژادپرست ( در ایران ) اگر پادشاهی ساسانی سقوط نکرده بود اکنون اجازه نداشتند از طبقه گداها و یا نجس ها ( یکی از طبقات فعلی در هندوستان ) وارد سایت کتابناک شده و اظهار فضل کنند ( البته هدف اعراب ، بر هم زدن کاست طبقاتی نبوده ، ولی یکی از نتایج طبیعی شکست ساسانی ، همین نکته بوده و کسی چه می داند ، شاید یکی از علل شکست امپراطوری ! ! نیز همین کاست طبقاتی و وجود مغان شکم گنده و فئودالهای زمین خوار بوده است ! براستی ، این چه امپراطوری بوده که با حمله یک مشت عرب پیزوری فرو می ریزد ؟ ! ! ! ! ! )

3- از شما دوست عزیز vforw نهایت تشکر را دارم که برای اولین بار در سایت کتابناک ، شاهد برخورد مودبانه و منطقی از سمت مخالفین هستم . و اتفاقا ملی گراها باید به وجود امثال شما افتخار کنند و من آرزو می کنم انسانهای مودب و منطقی مانند شما بیشتر شوند ( آنگاه خود من شک نکنید یکی از طرفداران سفت و سخت کوروش خواهم شد ) ولی دوست عزیز :

4- کوروش قابل نقد است . به عنوان مثال در یک کتیبه بابلی ، نوشته : کوروش ( ظاهرا با نفتی که از کرکوک آورده بود ) شورش مردم شهر اپیس را در نطفه خفته کرده و این شهر را در آتش می سوازند . البته دوستان ملی گرا دلائل متعددی می آورند که این حادثه دروغ است ، ولی به هر حال باید نقطه نظر موافق و مخالف را شنید . در خصوص یهود بنی قریظه نیز مسلمانان دلائلی می آورند که این واقعه و گردن زدن آن تعداد زیاد از یهود دروغ بوده . . . باز هم تکرار می کنم من کاری ندارم که این وقایع تاریخی راست است یا دروغ . . . تمام سخن من ( جان کلام من ) این است که حکومت باید دست افرادی مانند vforw بیفتد که خیلی منطقی و مودب سخن می گویند و به دیگران نیز اجازه بیان می دهند و به جای سفسطه و توهین کردن و مزه پراندن و آسمان ریسمان بافتن ( مانند آن دوستی که ماجرای گذشت ! ) و زیر سئوال بردن شخصیت افراد ، دقیقا به نقد خود سخن بپردازند . . . موفق و پیروز باشید
نقل قول  
E R S
Publisher
سیاوش در ۱۳۹۸/۰۳/۱۶ - ۱۰:۲۴
نقل قول:
رفتار پس از پیروزی ، پشیزی ارزش ندارد!

همان سیاوش در ۱۳۹۸/۰۳/۱۸ - ۱۲:۴۲
نقل قول:
من می گویم رفتار خوب ( مثلا کوروش ) را تایید کنید و اشتباهات او را رد کنید . مثلا منشور او و رفتار او با ملل مغلوب بسیار خوب و پسندیده است


-----------------------------------------

سیاوش در ۱۳۹۸/۰۳/۱۸ - ۰۷:۳۴
نقل قول:
مذهب و ملی گرایی ( از نوع افراطی و نژاد پرستانه ) در حقیقت دو روی یک سکه است و ریشه های مشترک زیادی دارد : هر دو وقتی در مناظره گیر می افتند به جای پاسخ ، سعی در سفسطه و توهین و فرافکنی و کولی بازی و مظلوم نمایی می کنند !

مجدداً سیاوش در ۱۳۹۸/۰۳/۱۸ - ۱۲:۴۲ در پاسخ به نقد نظراتش:
نقل قول:
شمای کتاب خوان روشنفکر ، هنوز سوار کار نشده تهمت می زنید وای به روز که سواتر خر قدرت هم بشوید . . . خوب معلوم است قبل از برداشتن چماق ، باید اول تهمت زد ! ! !


سیاوش جان، مشکل شما این نیست که اشتباه فکر میکنی، مشکل شما اینه که اصولا فکر نمیکنی! وگرنه این مقدار از تناقض گویی رو در چند خط نوشته بروز نمیدادی. البته ما هم از کسی که شخصیت مورد علاقه اش بازرگان است (نویسنده کتاب "عشق و پرستش یا ترمودینامیک انسان" !! ) انتظار قوت استدلال و منطق نداریم. از وقتی که در این سایت عضو شدم شما مشغول گفتن دقیقا همین حرف ها درباره کوروش هستی. سال هاست همین حرف ها رو تکرار میکنی و بحث هایت رو دقیقا با همین الگو جلو میبری. اشکالی هم نداره. حالا به هر دلیلی از کوروش دل خوشی نداری. ولی آقا سیاوش، محض اطلاع، وقتی میایی اینجا مینویسی:
نقل قول:
کوروش پرستان امروز = بسیجیان فردا ! ! ! !

علاوه بر فهم و درک، شرافتت هم زیر سوال میره.
خوش باش.
نقل قول  
vforw
Member
دوستانی که کتاب کاملو میخوان برن سایت لی لی بوک یا تاریخ ما که کتاب کاملو گذاشتن. من نمیدونم برای چی کتابناک حذفش کرده وقتی اینا گذاشتن.
نقل قول  
vforw
Member
نقل قول از siawash110:
در نهایت این بحث ها اهمیت چندانی ندارد یا من کاملا در اشتباهم و یا در برخی از موارد صحیح می گویم . بدبختی اینجاست که عده ای دارند کوروش را بت می کنند و امیدوارم هر دوی ما زنده باشیم تا از نزدیک شاهد باشید که بت پرستی به دنبال خود سانسور و خفقان می آورد . زیرا شک نیکند این آقایا ندر صورت به دست گرفتن قدرت ( مثلا ابتدا اجازه نقد کوروش را نمی دهند مانند چاپ کتاب و . . . و سپس اجازه نقد پادشاهی را نمی دهند و یکی دو سال که گذشت شما می بینید عجب کلاه گشادی سرتان رفته است دیگر اجازه نقد حکومت فعلی را هم نمی دهند . . ریشه یابی می کنید و می رسید به جناب کوروش . . . البته کوروش بهانه ای بیشتر نبوده برای بستن دهن مخالف و منتقد . اول بت را می سازند و بعد زیر این بتی که ساخته اند اندیشه ها را ذبح می کنند و سر می برند .

مشکل اینه که یک عده نقدرو با فحش خوارمادر اشتباه میگیرند (منظورم شما نیستید) و نقدهای الکی که جوابش مشخصه میگیرن نمونه اش سایت مشرقه که از هر روشی برای ضربه به کوروش استفاده میکنه. داداش ما که درباره کوروش و اندیشه هاش چیزی نمیدونیم که نقدش کنیم جز گفته های یونانی. نقد بکنید ولی توهین نکنید، این خطاب به همه است. درسته کوروش نقدپذیره ولی چیشو نقد میکنند؟ اندیشه و تفکراتش؟ ما حتی دینشم نمیشناسیم. مگه کوروش مثل امام خمینی و لنین کتاب منتشر میکرد و سخنرانی داشت که بتونیم نقدش کنیم.
نقل قول  
Amin4ty
Member
نقل قول از siawash110:
خدا را شکر که : دزد حاضر و بز هم حاضر . . . بی ادبی را شما شروع کردید . دوستان می توانند به نوشته های دو طرف مراجعه کنند و خودشان قضاوت کنند . تازه من حرف خودتان را تکرار کردم و حرف اضافه تری نزدم ( اگر هم این چنین نیستید یعنی با قساوت و قتل و غارت و اعدام آزادی خواهان مخالف هستید پس روی سخن من با شما نبوده و نیست . . . پس چرا ناراحت شدید ؟ مگر اینکه در ضمیر ناخودآگاهتان اینگونه باشید ! ! ! که واقعا جای تاسف دارد ) . . . ضمنا من کی و کجا قساوت و وحشیگری اعراب را تایید کردم . . . من چون تعصبی روی هیچ چیز خاصی ندارم هم قساوت اعراب را محکوم می کنم و هم قساوت پادشاهان خودمان را . اول بحث هم گفتم که نزد دوستان نژادپرست ما :
- حمله دیگران به خاک ما نامش : تجاوز و قتل و غارت است
- حمله ما به خاک دیگرن نامش : فتوحات و کشورگشایی

و چنین تفکراتی است که وحشی گری و بی ناموسی را در سطح جامعه نهادینه کرده و باعث روی کار آمدن حکومت هایی مانند نازیسم و هیتلر می شود و آنگاه است که دستان چنان کسانی که چنین اندیشه های نژادپرستانه ای را منتشر کرده اند در خون بی گناهان شریک می شود . . . .

آن لفظ که به کار بردی به پدر و مادر کسی بر می گردد و خصوصا از نظر شما که مسلمان هستید زنا کار بدی هست. شاید پدر و مادر یکی مثل هیتلر انسان خوبی بوده باشد، نباید رفتار یک نفر را به پای خانواده کسی بزاری، برای همین بهت گفتم بی ادب نه در مخالفت با آن جمله ایی که کسی دارد می گوید که تو کشورش مشکلی ندارد فقط دیده قرائتی که دوست داره از دینش اجراء نمی شود. آن جمله در جواب *خصوص تبادل فرهنگی ، مسلمانان نیز در حمله به ایران* بود و گفتم که هیچ مزیتی برای ایران نداشت و آن سه تا چیزهم انقدر مسخره مثال زدی که نیازی ندیدم جواب بدهم. ولی الان میگم تا بفهمی ارزیابی من یک طرفه نبوده چون وقتی یک دور دیگر خواندم دیدم احتمال دارد مغالطه برداشت شود: وقتی کاست ایرانی از بین رفت تبعیض نژادی بین عجم و عرب بوجود اومد. راه بازرگانی در هر کشوری همیشه بوده، خصوصا جاده ابریشم هم داشتیم و چندتا کتاب ترجمه شده به وسیله یک عرب مثل الکندی کار مهمی نیست؛ خصوصا به احتمال قوی بعدها خودمون ترجمه می کردیم، الان کتاب های کانت رو اعراب برای ما ترجمه نکردن!) مگر اینکه بعضی از مسلمان ها فکر کنند چون اعراب به ایران حمله کردند دارای دین کنونی شان هستند و به خاطر جبر جغرافیایی است نه با اراده خودشان و از روی اختیار و خرد این دین را پذیرفتن بله اون موقع این چیزها اصلا مهم نیست آن مزیت های دورغین که تاکید کردی در حمله اعراب به ایران آمده است از راه خون و اشک یک ملت بود و اگر آن ها را برای ایران مزیت بدانی باید این کارهای اعراب را هم مزیت بدانی چون آن همه توحش باعث آن مزیت های دروغین شدن. مثل خودت هم میشه جواب بدم شاید ناخودآگاه ... این حرف آخر بنده بود من دیگر حرفی با شما عرب پرست ها ندارم چون هر چه بیشتر با تو حرف می زنم بیشتر حالم بهم خوره. بقیه حرف هات هم با ملی گرا ها بود که من نیستم. شانس آوردیم تو عرب نبودی وگرنه عجب نژادپرست عربی می شدی برا خودت
نقل قول  
siawash110
Member
در نهایت این بحث ها اهمیت چندانی ندارد یا من کاملا در اشتباهم و یا در برخی از موارد صحیح می گویم . بدبختی اینجاست که عده ای دارند کوروش را بت می کنند و امیدوارم هر دوی ما زنده باشیم تا از نزدیک شاهد باشید که بت پرستی به دنبال خود سانسور و خفقان می آورد . زیرا شک نیکند این آقایا ندر صورت به دست گرفتن قدرت ( مثلا ابتدا اجازه نقد کوروش را نمی دهند مانند چاپ کتاب و . . . و سپس اجازه نقد پادشاهی را نمی دهند و یکی دو سال که گذشت شما می بینید عجب کلاه گشادی سرتان رفته است دیگر اجازه نقد حکومت فعلی را هم نمی دهند . . ریشه یابی می کنید و می رسید به جناب کوروش . . . البته کوروش بهانه ای بیشتر نبوده برای بستن دهن مخالف و منتقد . اول بت را می سازند و بعد زیر این بتی که ساخته اند اندیشه ها را ذبح می کنند و سر می برند .
نقل قول  
siawash110
Member
- مذهبی ها نیز مانند شما تا سوار خر قدرت نشده بودند از این ادعاهای زیبا زیاد می کردند ولی شعار یک چیز است و عمل چیز دیگر . . . البته منظور من شخص شما نیستید . . . بدون شک اگر شریعتی و بازرگان و گلسرخی زنده می شدند بسیاری از روش های فعلی را قبول نداشتند و شما نیز اگر از تاریخ ، درس عبرت نگیرید ( که به نظر می رسد نمی خواهید چنین درسی بگیرید ) شما به خودتان نگاه نکنید که مثلا من کوروش پرست نیستم و فقط او را دوست دارم و سایر دلایل مشابه . . . شما به همین مردم احساساتی و لمپن و متعصب نگاه کنید که دیروز بر اثر تعصب مذهبی چنان کردند و فردا روز بر اثر تعصبات ملی چه خواهند کرد . . . می گویید کتاب ندارند . . . . یعنی نداشتن کتاب باعث می شود طرف جنایتکار نشود ؟ براستی کتاب چنگیز و یا اسکندر چه بود ؟
- شما بر اساس توهمات خود به من تهمت مذهبی و حزب الله و بسیجی و . . می زنید که البته این را واگذار می کنم به وجدان خودتان که خیلی از آن دم می زنید . . شمای کتاب خوان روشنفکر ، هنوز سوار کار نشده تهمت می زنید وای به روز که سواتر خر قدرت هم بشوید . . . خوب معلوم است قبل از برداشتن چماق ، باید اول تهمت زد ! ! ! من بارها و بارها پیش از این گفته ام که دین را قبول دارم و نه مذهب را . . . و تفاوت میان دین و مذهب از زمین تا آسمان است . . .
- شما و دوستان شما چرا به جای کلی گویی و پرداختن به موضوعات متفرقه دیگر و یا پرداختن به شخص من ( که ربطی به سخن من ندارد ) دقیقا سخنان و نوشته های مرا به چالش نمی کشید ؟ آیا این کار خیلی دشواری است . یک خط از نوشته های من را بیاورید و بگویید این جا و این جای این سخن شما به این دلیل ، اشتباه است . باور کنید اگر دلایل شما منطقی بود ، من به راحتی قبول می کنم . . .
- مثلا من کجا به تاریخ و هویت ایرانی توهین کردم ؟ من نوشتم ( ولی شما نخواستید و نتوانستید ببینید چون تعصب چشم شما را بسته است ) که شعرا و فلاسفه این مرز و بوم و نوشته های آنها مایه افتخار است و البته باید به آن عمل کرد . آداب و رسومی که مایه اتحاد اقوام می شود ( مانند دید و بازدید عید و سیزده بدر ) خیلی هم خوب است . اسم خودم ایرانی است و واقعا نامردی است اگر کسی نام غیر ایرانی بر فرزند خود بگذارد . . .
- من می گویم رفتار خوب ( مثلا کوروش ) را تایید کنید و اشتباهات او را رد کنید . مثلا منشور او و رفتار او با ملل مغلوب بسیار خوب و پسندیده است ولی نفس شروع به جنگ و تجاوز کار اشتباهی است و اگر شرایط خاص آن زمان و دلایل دیگر را برای توجیه این فتوحات ! !! ! بیان می کنید اعراب و مسلمان ها نیز از این دست ماله کشی ها زیاد دارند . از شما دوستان اهل مطالعه بعید است که با تعصب مسائل را تحلیل کنید شروع به جنگ و تجاوز به سایر ملل ، در 2500 سال پیش بنا به دلائلی موجه بوده ولی در 1400 سال قبل و با حمله اعراب موجه نبوده است . . . انسان باید برای خودش اصولی واحد داشته باشد و بر اساس ملیت و احساس قضاوت و تحقیق نکند . جنگ در قدیم یا موجه بوده یا غیر موجه . . . نمی شود که برای ملل آریایی موجه بوده و برای غیر آریایی ها غیر موجه صرفا به این ادعای بچه گانه که رفتار ما با ملل مغلوب خوب بوده ( البته نمونه هایی از رفتار اشتباه پس از فتح هم زیاد دارم ولی چون دوستان ناراحت می شوند از ذکر آن خوددرای می کنم )
- در نهایت این بحث ها اهمیت چندانی ندارد یا من کاملا در اشتباهم و یا در برخی از موارد صحیح می گویم . بدبختی اینجاست که عده ای دارند کوروش را بت می کنند و امیدوارم هر دوی ما زنده باشیم تا از نزدیک شاهد باشید که بت پرستی چه بلاها که سر یک ملت خواهد آورد . . . .
نقل قول  
ctr2006
Member
نقل قول:
کوروش پرستان امروز = بسیجیان فردا

سخن ناروا و دروغی بزرگ است
پیشتر به این مغلطه پاسخ دادم
سخنم را تکرار می کنم
در ابتدا عرض کنم واژه پرستش به معنی عبد است و پرستیدن آیین های عبادتی (نماز و روزه و غسل و وضو و.... ) دارد من هیچ کوروش دوستی رو ندیدم نوعی برنامه عبادتی برای کوروش داشته باشد نهایتا سالی یکبار برخی ایرانی دوستان با ساز و آواز برای شادی و حفظ ارزش های ملی و نوعی اعتراض با لب های خندان و برای ایجاد هبستگی بیشتر بین اقوام مختلف ایرانی گرداگرد مقبره کوروش جمع می شوند و عکس یادگاری و سلفی می گیرند خبری هم از آش نذری و نماز جماعت هم نیست صرفا با ساز و آواز و رقص های فرهگنی و موسیقی محلی خوش هستند پس لطفا در انتخاب واژگان دقت کنید کوروش پرستی وجود ندارد و در این جمعیت هشتاد میلیونی اگر فردی کوروش را بپرستد موضوعی کلی که قابل تعمیم دادن به همه کوروش دوستان و ایرانی دوستان باشد نیست.

به موضوع اصلی می پردازم بسیجیان دیروز یا دقیق تر بگویم چماق داران و کمیته ای های دیروز کتابی آسمانی داشتند که معتقد بودند کتابشان وحی ملزم است و زمان و مکان برایش فرقی ندارند و بسیجیان امروز با ایجاد بدبینی و ایران هراسی سعی در حفظ وضعیت موجود دارند آنان با دست زدن به این توطئه کثیف که این وضعیت بد را تحمل کنید و منفعل بمانید بدترین خیانت را برای ایران و ایرانی انجام می دهند. اینان حتی تحمل یک روز در سال برای بزرگداشت یک شخص ملی ندارند.

پیشتر هم خدمت شما عرض کردم فرق کوروش با پیامبر بسیار زیاد است
زیرا پیامبر شما مدعی بود خاتم النبیا و فرستاده الله و معصوم و اولوالعزم است ولی کوروش دوستان معتقد هستند کوروش شخصی بود که در زمانه خویش عمل نیکو انجام داده طبیعتا هرگز معیارهای حقوق بشر امروز با 2500 سال پیش یکی نیست و هرگز معیارهای حقوق بشر 2500 سال بعد با امروز یکی نیست (بگذریم که معیارهای حقوق بشر اسلام بسیار عقب تر از چیزی است که در منشور کوروش وجود دارد)
روزگاری در یونان باستان دموکراسی بود همین دموکراسی چراغ هدایت اروپاییان در آینده شد امروز دیگر از دیکتاتوری نژادپرستی و تبعیض های جنسیتی در دموکراسی های بزرگ دنیا خبری نیست کسی هم نمی گوید یونان باستان چون برده داشته و تبعیض جنسینی و نژادپرستی داشته پس دموکراسی نداشته است.
جورج واشنگتن به ملت آمریکا خدمت زیادی کرد امروز برده داری زمان وی و ساخت ساختمان کنگره آمریکا توسط برده ها در دوران وی را محصول زمان می دانند و جورج واشنگتن در نزد اشخاص منصف، فردی آزادی خواه و خیرخواه است

شما در نظر اخیر خود مدعی شدید مذهب و نژادپرستی هر دو بین انسان ها فاصله می اندازد
ولی من گمان می کنم شما بسیار به اصول مذهبی پایبند هستید و هرگونه ایران دوستی را تحقیر می کنید.
کوروش را دوست دارم زیرا در زمان وی نژادپرستی از بین رفت و اقوام با زبان های مختلف در کنار هم برادر و برابر شدند. ادعاها هایی با اعتقادات فاشیستی که به کوروش دوستان نسبت دادید آرزوهای شماست نه واقعیت موجود.

می دانم بسیجیان امروز ابتدا سعی می کنند بگویند گذشته مثل امروز بوده به همین حکومت دلخوش باشید و سپس به سمت کشورهای غربی می روند و با نمایش یک عکس از خشونت پلیس (حالا اصل ماجرا چه بوده بماند) می گویند آنجا خبری نیست آسمان آنجا هم مثل آسمان ایران است.
نقل قول  
ctr2006
Member
برای من کوروش دوست و ایرانی دوست اهمیت ندارد لباس دختر کوروش چه مدلی بوده آنرا حجاب برتر برای زنان اعلام کنم برای من ایرانی دوست اهمیت ندارد نظام حقوقی و قضایی 2500 سال پیش چگونه بوده عینا آنرا در زمان حال خواستار باشم اما آیا برای یک بسیجی مسلمان مهم نیست قوانین شرعی اسلام در 1400 سال پیش چه بوده و خواستار اجرای آن بدون در نظر گرفتن زمان و مکان در همه جا باشد؟
صادقانه بگویم تجربه من از دشمنان ایران در سه گروه خلاصه می شود اول تندروهای مذهبی که تحمل برتری کوروش نسبت به پیغمبر اسلام را ندارند دوم مارکسیسم ها و توده ای ها که فرقه ضد ایرانی خود را دارند سوم فاشیست های قومی که تحت تبلیغات شوروی و دیگر دشمنان ایران قرار گرفته اند
ایران باستان برای ما ایرانیان یادآور آن است که کشوری بزرگ با مردمان بزرگ بوده ایم و مقایسه ایران امروز با ترس از سوریه شدن از طرف بسیجیان امروز برای ما ایرانیان مقایسه منصفانه ای نیست


آخرین اعدام در فرانسه در نوزدهم شهریورماه 1356 هجری شمشی ( برابر با ۱۰ سپتامبر ۱۹۷۷ میلادی ) رخ داد یک تبعه تونسی به نام حمیدا جاندوبی در۱۰ سپتامبر به جرم قتل یک زن جوان و تجاوز به یک دختر نوجوان اعدام شد که آخرین اعدام در اروپای غربی بود او با گیوتین گردن زده شد.
شاپور دوم در 325 بعد ار میلاد زندگی می کرد در دوره وی اعراب به ایران حمله کردند عده زیادی را کشتند و خرابی بسیار به راه انداختند شاپور حمله آنان را دفع کرد (خاطرنشان می کنم ایران همیشه اعرابی در جنوب و جنوب غرب داشته است گروه مذکور مهاجم از مناطق شبهه جزیره عربستان برای تهاجم به خاک ایران آمده بودند) شاپور دوم حمله اعراب را دفع کرد بعدها اعراب به وی لقب ذوالاکتاف ( به معنی صاحب شانه ها) دادند برخی گویند چون شانه های بزرگی داشته و برخی می گویند چون بند از میان شانه های دزدهای سرگردنه و متجاوزین بیگانه رد می کرده با این حال در منابع و سنگ نبشته و تصاویر حجاری شده زیادی که از شاپور دوم در دست است هیچ یک چنین موضوعی را تصدیق نمی کند هرچند که ما در مورد 325 میلادی سخن می گویم
متاسفانه شما با ایران ستیزی که دارید فرض رو بر این گرفتید که وی حتما بند از شانه ها رد کرده و بعد با مقایسه قوانین امروز از وی شخصیتی سفاک ارائه می دهید از وی چا انتظاری داشتید؟ بگذریم که به لطف بسیجیانی چون شما امروز در قرن بیست و یکم ایران اعدام در ملاءعام فراوان و قطع ید و شلاق بسیار است از موجود بودن قوانین سنگسار اسلامی در ایران قرن بیست و یک هم بگذریم

خوشبختانه حکایت دادخواهی مردم یمن از انوشیروان حکایتی مشهور است و خوشبختانه پادشاهی ساسانی در ایران باستان نسبت به ملت یمن بی تفاوت و منفعل نبود و وظیفه اخلاقی خود را در قبال خاورمیانه انجام داد و از وظایف خود قصور نکرد معلوم نبود اگر امپراطوری روم موفق به اشغال یمن میشد خاورمیانه چه آشوب هولناکی گرفتار می شد از نتایج و پیشرفت یمن در روزگار ساسانی پیشتر برای شما گفتم امروزه نیز خوشبختانه آمریکا کره جنوبی را در مقابل شوروی تنها نذاشت و از ژاپن و آلمان بعد از جنک حمایت کرد (این رو برای مثال گفتم حامی تمام کارهایی که قدرتهای بزرگ شرقی و غربی می کنند نیستم)
متاسفانه شما نوعی کینه نسبت به کشور خود دارید هیچ ایران دوستی و میهن دوستی از جنایت حمایت نمی کند و خواهان بازگشت به گذشته نیستند ولی می دانند این کشور گذشته ای داشته و مخالف انکار گذشته و تحقیر سرزمین خویش هستند و خواهان حفظ میراث و فرهنگ خویش با نگاه به معیارهای روز و پیشرفت و دموکراسی هستند چیزی که بسیجیان امروز و دیروز مخالف آن هستند
در مورد کوروش هم پیشتر گفتم شما بابل و آشور رو با کوروش مقایسه کن تفاوت از عرش تا فرش است و خوشبختانه در دنیای مدرن امروزی کشورهای پیشرفته (مثل اسکاندیناوری) حقوق بشر بسیار بهتری نسبت به 2500 سال پیش دارند و افسوس که ما همان حقوق را امروز به لطف بسیجیان دیروز و امروز و حامیان آنان نداریم
نقل قول  
sorry
Member
نقل قول از vforw:
خطاب به سیاوش
ما کجا به پادشاهان خونریز افتخار میکنیم، ملت ما آغامحمدخان رو هبچوقت شاه ننامید بدلیل این کشتاراش. ما به پادشاهانی افتخار میکنیم که عادل بودند. کوروش رو باید با معیارهای زمان خودش بسنجیم نه معیارهای امروز نمونه اش کتیبه آشورپانیال رو میارم که حدود پنجاه سال قبل از کوروش بود (از حافظه میگم ولی فکر نکنم از صدسال بیشتر باشه): من، شوش، شهر بزرگ و مقدس را به خواست خدایان آشور گشودم. من وارد کاخ‌های معبد شوش شدم و هر آنچه از سیم و زر و مال فراوان بود، همه را به غنیمت برداشتم. من همه آجرهای زیگورات شوش را که با سنگ لاجورد تزئین شده بود، شکستم. من تمامی معابد عیلام را با خاک یکسان کردم، شهر شوش را به ویرانه‌ای تبدیل کردم و بر زمینش نمک پاشیدم. من همه دختران و زنان را به اسارت گرفتم. از این پس دیگر کسی، صدای شادی مردم و سم اسبان را در عیلام نخواهد شنید. حالا اینو با منشور کوروش مقایسه کنید
البته، هر ملت طبیعتا از ملل متجاوز متنفره ولی بلاخاره اون متجاوران متجاوز مثل چنگیز خان یک پدر برای مردم آن کشور است و ما نمیتوانیم اینرا انکار کنیم که چنگیز برای مغولان چه خدمت هایی کرده است و اگه چنگیز نبود الان شاید مغولستانی نبود. این طبیعیه که هر ملت به فتوحاتش افتخار و به شکستاش حسرت بخوره و نشانه فاشیستی نیست.
موافقم اما همه چی نژاد و تاریخ نیست. نمونه اش کشورخودمان و امپراتوری های کهن که به بهانه اسلام هزاران نفر را میکشتند. یا بریتانیا که به هانه متمدن کردن و آوردن دموکراسی هزاران نفر را کشته و کشورهای زادی را استعمار کرده است یا آمریکا امروزی یا شوروی به بهانه گسترش کمونیسم. داداش همه چیز نژاد نیست. هرچیزی افراط بشه دودش به چشم همه میره.
2- دوست عزیز فرهنگ یک چیزه تمامیت ارزی یک چیز دیگه. اگه تمامیت ارزی و امنیت و شکوفایی و پادشاهان عدل نباشه بدون هیچدام از این شعرا ظهور نمیکردند. البته استثنا هم دارد مثل زمان قبل از سلاجقه که شعرا با وجود نبود ایرانی، نام ایران را در اشعارشان بکار میبردند.
سیاوش جان تاریخ یک علمه و کسی که چندتا کتاب خونده نمیتونه راحت همه اش رو فرا بگیره. باید بطور مفصب درسشو خوند و درکش کرد نه اینکه با کتاب های درسی و پروپاگاندا تاریخ خوند. البته تاریخ های قبلی همه به نوعی پروپاگاندا بودند اما امروزه خوشبختانه دیگه میتونیم تاریخ رو از هر طرف بفهمیم مخصوصا امروزه که زبان انگلیسی زبان بین الملیه.



بله هر فردی نباید هویتشو ازیاد ببره خیلی ظالمه هست که به کسایی که به هویت و تاریخ و تمدن خودشون افتخار میکنن برچسپ فاشیست زده بشه اونم تمدنی که زبانزد تاریخ بوده و هست
تمامی جنگ ها بر سر عقیده بوده از اسکندر مقدونی گرفته که که به غارت ایران پرداخته تا حمله اعراب که بدترین تاثیرو بر ایران در طول تاریخ گذاشته همه اینها برای مردم خودشون سنبل شکوه و شجاعت بودن ولی برای ایرانیان محور شرارت و خونریزی این قضیه به طور متقابل هم صدق میکه

نقل قول  
vforw
Member
خطاب به سیاوش
ما کجا به پادشاهان خونریز افتخار میکنیم، ملت ما آغامحمدخان رو هبچوقت شاه ننامید بدلیل این کشتاراش. ما به پادشاهانی افتخار میکنیم که عادل بودند. کوروش رو باید با معیارهای زمان خودش بسنجیم نه معیارهای امروز نمونه اش کتیبه آشورپانیال رو میارم که حدود پنجاه سال قبل از کوروش بود (از حافظه میگم ولی فکر نکنم از صدسال بیشتر باشه): من، شوش، شهر بزرگ و مقدس را به خواست خدایان آشور گشودم. من وارد کاخ‌های معبد شوش شدم و هر آنچه از سیم و زر و مال فراوان بود، همه را به غنیمت برداشتم. من همه آجرهای زیگورات شوش را که با سنگ لاجورد تزئین شده بود، شکستم. من تمامی معابد عیلام را با خاک یکسان کردم، شهر شوش را به ویرانه‌ای تبدیل کردم و بر زمینش نمک پاشیدم. من همه دختران و زنان را به اسارت گرفتم. از این پس دیگر کسی، صدای شادی مردم و سم اسبان را در عیلام نخواهد شنید. حالا اینو با منشور کوروش مقایسه کنید
البته، هر ملت طبیعتا از ملل متجاوز متنفره ولی بلاخاره اون متجاوران متجاوز مثل چنگیز خان یک پدر برای مردم آن کشور است و ما نمیتوانیم اینرا انکار کنیم که چنگیز برای مغولان چه خدمت هایی کرده است و اگه چنگیز نبود الان شاید مغولستانی نبود. این طبیعیه که هر ملت به فتوحاتش افتخار و به شکستاش حسرت بخوره و نشانه فاشیستی نیست.
موافقم اما همه چی نژاد و تاریخ نیست. نمونه اش کشورخودمان و امپراتوری های کهن که به بهانه اسلام هزاران نفر را میکشتند. یا بریتانیا که به هانه متمدن کردن و آوردن دموکراسی هزاران نفر را کشته و کشورهای زادی را استعمار کرده است یا آمریکا امروزی یا شوروی به بهانه گسترش کمونیسم. داداش همه چیز نژاد نیست. هرچیزی افراط بشه دودش به چشم همه میره.
2- دوست عزیز فرهنگ یک چیزه تمامیت ارزی یک چیز دیگه. اگه تمامیت ارزی و امنیت و شکوفایی و پادشاهان عدل نباشه بدون هیچدام از این شعرا ظهور نمیکردند. البته استثنا هم دارد مثل زمان قبل از سلاجقه که شعرا با وجود نبود ایرانی، نام ایران را در اشعارشان بکار میبردند.
سیاوش جان تاریخ یک علمه و کسی که چندتا کتاب خونده نمیتونه راحت همه اش رو فرا بگیره. باید بطور مفصب درسشو خوند و درکش کرد نه اینکه با کتاب های درسی و پروپاگاندا تاریخ خوند. البته تاریخ های قبلی همه به نوعی پروپاگاندا بودند اما امروزه خوشبختانه دیگه میتونیم تاریخ رو از هر طرف بفهمیم مخصوصا امروزه که زبان انگلیسی زبان بین الملیه.
نقل قول  
siawash110
Member
احساس هویت و داشتن ریشه و افتخار به گذشته می تواند دو حالت داشته باشد :

1- افتخار به پادشاهان سفاک و خونریز و جنگها و نبردهای آنها و فتوحات ( یا همان تجاوزات ) آنها / ایجاد تمایز و برتری نژادی که مثلا نژاد و زبان من بهتر از سایر اقوام و ملیت هاست / و مواردی از این دست که شیوع آن در سطح یک جامعه در نهایت به روی کار آمدن حکومت های فاشیستی ختم شده و دودش در نهایت به چشم کل جامعه می رود !

2- افتخار به شعرا و فلاسفه و اندیشمندان و نویسندگان و نوع اندیشه آنها و احترام به نوشته های ( صحیح آنها ) / سعی در توجه به ریشه های مشترک قومی ( مانند سیزده به در و یا دید و بازدید عید و زبان فارسی ) و مواردی از این دست که موجب سعادت و اتحاد و اعتلای یک کشور می شود . سخنم را با این شعر زیبای سعدی به پایان می رسانم :
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عصوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت آدمی بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

( که صد البته ، منظور سعدی به زبان حال ، می شود همین آقایان نژادپرست . . . البته اگر سعدی را محکوم به حرف زشت و ناپسند نکنند ! ! ! )
نقل قول  
siawash110
Member
مذهب و ملی گرایی ( از نوع افراطی و نژاد پرستانه ) در حقیقت دو روی یک سکه است و ریشه های مشترک زیادی دارد :

1- هر دو فقط خودشان را خوب و بر حق می دانند ( هنر نزد ایرانیان است و بس ! )
2- هر دو گذشته پرستند و در تاریخ گیر کرده اند .
3- هر دو تاب تحمل نقد دروغ های تاریخی خودشان را ندارند !
4- هر دو وقتی در مناظره گیر می افتند به جای پاسخ ، سعی در سفسطه و توهین و فرافکنی و کولی بازی و مظلوم نمایی می کنند !
5- هر دو فرد پرست و قدیس ساز و بت تراشند !
6- هر دو در بین اقوام و مذاهب ایجاد تفرقه و کینه توزی می کنند .
7- تقریبا اکثر نبردهای جهان ، زیر سر یکی از این دو دیو بوده است ( مذهب یا نژاد پرستی و ملی گرایی توهمی )
8- هواداران هر دو در برج عاج کبریایی از توهمات طولانی بوده به هیچ وجه تحمل انتقاد را ندارند .
9- و در کمال تعجب هر دو در ظاهر با هم دشمن و به خون هم تشنه اند ولی مانند دو لبه یک قیچی ، یک کارکرد واحد را دنبال می کنند .
10- هر دو دارای اماکن خاص و مقدسی هستند که قبله گاه آمال آنهاست !
و . . . . .
نقل قول  
siawash110
Member
خدا را شکر که : دزد حاضر و بز هم حاضر . . . بی ادبی را شما شروع کردید . دوستان می توانند به نوشته های دو طرف مراجعه کنند و خودشان قضاوت کنند . تازه من حرف خودتان را تکرار کردم و حرف اضافه تری نزدم ( اگر هم این چنین نیستید یعنی با قساوت و قتل و غارت و اعدام آزادی خواهان مخالف هستید پس روی سخن من با شما نبوده و نیست . . . پس چرا ناراحت شدید ؟ مگر اینکه در ضمیر ناخودآگاهتان اینگونه باشید ! ! ! که واقعا جای تاسف دارد ) . . . ضمنا من کی و کجا قساوت و وحشیگری اعراب را تایید کردم . . . من چون تعصبی روی هیچ چیز خاصی ندارم هم قساوت اعراب را محکوم می کنم و هم قساوت پادشاهان خودمان را . اول بحث هم گفتم که نزد دوستان نژادپرست ما :
- حمله دیگران به خاک ما نامش : تجاوز و قتل و غارت است
- حمله ما به خاک دیگرن نامش : فتوحات و کشورگشایی

و چنین تفکراتی است که وحشی گری و بی ناموسی را در سطح جامعه نهادینه کرده و باعث روی کار آمدن حکومت هایی مانند نازیسم و هیتلر می شود و آنگاه است که دستان چنان کسانی که چنین اندیشه های نژادپرستانه ای را منتشر کرده اند در خون بی گناهان شریک می شود . . . .
نقل قول  
Amin4ty
Member
نقل قول از siawash110:
البته یک بدون ناموس نیز آتش زدن شهر اپیس و سوراخ کردن شانه اعراب و مستعمره کردن یمن و زیر پای فیل انداختن نعمان و کشتن بزرگمهر و اعدام مانی و قباد را می تواند تایید کند.

بر منکرش لعنت البته هر چند به نظر من بک وحشی بیشتر تایید می کند. متاسفانه اینجا مغالطه "تو هم چنینی" یا "توسل به ریاکاری" شد با اینکه من طرفدار هرکاری که گذشتگان این کشور کردن نیستم. این هم گفتم تا بقیه اشتباه از من برداشت نکنن وگرنه با بی ادب ها حرف نزنیم بهتره
نقل قول  
siawash110
Member
البته یک بدون ناموس نیز آتش زدن شهر اپیس و سوراخ کردن شانه اعراب و مستعمره کردن یمن و زیر پای فیل انداختن نعمان و کشتن بزرگمهر و اعدام مانی و قباد را می تواند تایید کند.
نقل قول  
Amin4ty
Member
جمله خدمات متقابل ایران با اسلامی که عمر آورد تجاوز به زنان مثل همان جنگ مسلمان با کفار با توجه شرایط و احکام آن در قرآن، برده گیری ایرانیان و خارج کردن از موطن شان مثل پیروز نهاوندی با توجه به شرایط و احکام آن در قرآن و همچنین نابود کردن فرهنگ و زبان یک کشور مثل نابودی کتاب های ما به دلیل هر آنچه باشد در قرآن آمده است و به وجود آوردن یک سیستم نژاد پرستانه عرب و عجم ، تنها یک بدون غیرت و بدون ناموس از نظر من از این چیز ها را مزیت می داند (فرقی ندارد ایرانی یا غیر ایرانی باشد). در ضمن کسانی که فردپرستی بدشون میاد نباید مسلمان باشند چون حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) یک انسان معصوم است و حرفش وحی منزل. البته این ها کار عمر بود و نه اسلام زیرا اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که داریم از مسلمانی ماست . بعضی ها یاد بگیرند با ادب باشند و بنده هم علاقه ایی به بحث با بی ادب ها ندارم. میگن آدمو سگ یا برق بگیره ولی جو نگیره ...
نقل قول  
siawash110
Member
راستی فراموش کردم بگویم :

من حاضرم از گرسنگی بمیرم ، ولی تحت الحمایه هیچ حرامزاده ای نباشم ! ! ! آزادی برای من از نان شب هم واجب تر است . . .
نقل قول  
siawash110
Member
1- حالا چرا اینقدر عصبانی ؟ !!! به قول توماس پین : حقیقت ، از پرسش و تحقیق ، ترس و اکراه ندارد ، این باطل است که از تحقیق و بررسی ، می ترسد !

2- دقیقا حق با شماست ، ملی گرایی در گذشته ، شباهتی با ملی گرایی در امروز نداشته . ولی من کی و کجا گفتم شباهت داشته ؟ ! ! !اتفاقا ایراد من نیز همین است که دوستان ، مثلا کوروش را ملی گرا می دانند !!!!

3- با عرض معذرت ، رفتار پس از پیروزی ، پشیزی ارزش ندارد ! مثل دزدی که با زور ، وارد خانه شما شده و لوازم شما را دارد می برد و بعد به شما می گوید : نگاه کن ، من تو را نکشتم و کتک نزدم و با تو مودب و مهریان بودم و خانه تو را هم آتش نزدم ! ! ! ( شاید هم ، دزد ما زرنگ است و می خواهد بار دیگر هم که برای دزدی آمد ، شما با او برخورد شدیدی نکنی ! ! ! )

4- فتح مناطق کوچکی در کنار امپراطوری ! ! ! این هم شد استدلال ! خوب ، مشخص است که برای تجاوز و قتل و غارت در نقاط دورتر ، باید از همین نزدیک مرزهای خودمان شروع کنیم . آن روزها که مثل حالا بمب افکن و ناو جنگی نبوده . کوروش خاک 33 کشور را به توبره می کشد و بدون شک ، چون نمی توانسته پرواز کند ، از مرزهای خودش شروع کرده ! ! ! ضمنا شما دوستان بشردوست همیشه می گویید چه یک نفر کشته شود چه هزار نفر . . . در نوع جنایت فرقی نمی کند . چطور شد که اینجا تجاوز و غارت مناطق کوچک همجوار ، می شود بی اهمیت ! ! !

5- یمن ، آن چنان هم نزدیک نبوده . حداقل ، آب های خلیج فارس و بعد از آن : صحاری سوزان عربستان ، ما بین ایران و یمن فاصله انداخته است .

6- در خصوص تبادل فرهنگی ، مسلمانان نیز در حمله به ایران ، همین استدلال شما را می آورند ( البته هر استدلالی صرفا باید مطابق ذوق و سلیقه شما باشد و گرنه ، شما آنرا قبول نمی کنید ! ) : نهضت ترجمه کتب یونانی ، از میان رفتن کاست کثیف طبقاتی در ایران ، فروریختن مرزهای میان غرب و شرق و مبادلات تجاری و فرهنگی و . . . .

7- من با تاریخ و فرهنگ کشورم مشکلی ندارم و اتفاقا سالهای سال است که دارم چوب نامم که ایرانی اصیل است را می خورم . مشکل من با فردپرستی است و بت شدن افراد ( زنده یا مرده ) حالا چه تحت نام مذهب باشد چه تحت نام ملی گرایی . . . من از آینده و ظهور فاشیست های نژادپرست می ترسم . به قول دوستی که مختصر و زیبا و عالی می گفت :

کوروش پرستان امروز = بسیجیان فردا ! ! ! !
نقل قول  
ctr2006
Member
نقل قول:
البته سخن از رفتار پس از فتح و پیروزی نیست . . . بلکه سخن از نفس جنگ و حمله به خاک سایر ملل و تمدن هاست و اینکه چگونه کسی به خودش اجازه جنگ و کشت و کشتار می دهد . . . . . .

افسوس که وقت مباحثه ندارم مگرنه استدلال بسیار است

اول اینکه ملی گرایی در گذشته هیچ شباهتی به مفهوم ملی گرایی امروز نداشته است
دوم رفتار پس از فتح و پیروزی و شکست موضوع مهمی هست ارتش چنگیزخان و پیغمبر اسلام در اشغال بنی قریظه با ارتش کوروش یکی نیست و نبود
سوم در گذشته مناطق کوچک در کنار امپراطوری ها منافع خود را می خواستند و بر طبق منافع خود عمل می کردند ( با اینکه ملی گرایی امروز و دیروز مثل هم نبود ولی چیزی مثل جنگ سرد قرن بیستم در گذشته حاکم بوده)

مثلا به همین یمن نگاه کنید
یمن در عهد امپراطوری ساسانی نزدیک به خاک امپراطوری بود و از نظر فرهنگی شرقی بود نه غربی
با تحت الحمایت قرار گرفتن یمن توسط امپراطوری ساسای امنیت یمن در برابر رومی ها تضمین شد امنیت و آرامش منطقه هم تضمین شد و اقتصاد یمن بسیار شکوفا شد
آنقدر شکوفا شد که حتی شهرهای پرت جهان و جوامع ای با فرهنگ های بدوی در مکه و مدینه از این اقتصاد شکوفا سود می بردند.

یا در عهد کوروش که فاتحین نسل کل مردان شهر مغلوب را منقرض می کردند زنان را به کنیزی می بردند و با پوست بدن پسر بچه ها لوازم مورد نیاز خود را می ساختند در کتیبه های آشوری و بابلی این قبیل اعمال بسیار زیاد است
بگذریم که سازوکار امپراطوری که اختراع ایرنیان بود تمدن بشر را به پیش برد
چیزی که در فنقیه اختراع شده بود در باختر مورد استفاده قرار می گرفت و چیزی که در بین النهرین برای زندگی بهتر بشر مناسب بود در مصر و آشور و ایران هم کاربرد پیدا می کرد
برای اولین بار در تاریخ انسان ها بدون درنظر گرفتن نژاد خود و مذهب خود با برابری و برادری نسبی ( در مورد گذشته حرف می زنیم) زندگی کردند
امروزه در شهر سیدنی استرالیا تندیس کوروش نصب شده به نشان اولین جامعه چند فرهنگی و چند مذهبی و زبانی با احترام از کوروش یاد شده

جنگ در بین بشریت متاسفانه همیشه بوده و هست و کشورهای مختلف بر اساس منافع خود رفتار می کردند برخی بی رحم و وحشی بودند و برخی در کنار منافع خود به دیگر کشورها سود می رساندند
همین گذشته نزدیک را نگاه کنید ژاپن و آلمان نازی کشوری یاغی و فاشیست و خون خوار در جهان بودند امروزه تحت الحمایت و متحد آمریکا هستند یا کره شمالی و ایران تحت نفوذ روسیه و چین هستند آیا این دو یکی است؟ (بگذریم که ایران به لطف مذهبی ها بیشتر به یک مستعمره شبیه هست)

آیا یمن تحت الحمایت ساسانیان و کارتاژ زیر تاخت و تاز رومیان مردمش یک اندازه رفاه و آسودگی داشتند؟ هرگز امنیت و آستایش یمن و کارتاژ قابل قیاس با هم نبود

عده ای هستند چنان از فرهنگ و کشور خود نفرت دارند که در یک گذشته باستانی هم فتح بابل توسط کوروش رو محکوم می کنند (حالا کار ندارند بابل و امثالهم یک دولت متخاصم داشتند و بابل دیر یا زود خودش به ایران حمله می کرد و هزاران مورد دیگر) براشون شرایط گذشته مهم نیست مثلا کار ندارند همین دولت بابل و غیره خودشون چطور نسل یهودیان رو داشتند منقرض می کردند (البته شاید این دوستان مذهبی نسل کشی یهودیان حس خوبی بهشون بده) یا کار ندارند همین بابل به محض قدرتمند شدن چه بلایی ممکن بود سر ایران بیاره و موقع پیروزی بابل بر ایران به انتصاب یک حاکم نماینده اکتفا نمی کردند فقط هرچه واژه منشا گرفته از نفرت قلبی به کشور و تاریخ و فرهنگ خویش دارند در دایره می ریزند.
و بگذریم این اشخاص عمدتا ذوب شده در فرهنگ بدوی اسلام یا ویرانگر کمونیزیم هستند که خود امتحان پس داده اند و حتی با در نظر گرفتن شرایط زمانی عصر خودشان از روسیاهان تاریخ هستند
زیر این کتاب پاسخ شما را دیگر نخواهم داد زیرا بارها و بارها تک به تک به این شبهات پاسخ دادم و در انتهای بحث بدون اعتنا به پاسخ های وارد شده همین سخنان باطل را می زنید.
بدرود
نقل قول  
siawash110
Member
در زمان خسرو انوشیروان ، کار یمن یکسره شد و در رقابت میان ایران و روم، ایران پیروزی یافت . با چیرگی ایران بر جنوب عربستان در سال ۵۹۸-۵۹۷ میلادی یمن نیز به‌وسیله‌ی شاهنشاهان ساسانی به تصرف ایران درآمد و تا ظهور اسلام مستعمره ایران بود. شَهرَب (ساتراپ) ساسانیان در کل منطقه جنوب عربستان، باذان بود . . .
البته مثال ها و نمونه های فراوان دیگری هم وجود داشت ولی اینکه من از یمن نام بردم ، علت خاصی دارد که فکر نمی کنم درک آن برای دوستان فرهیخته چندان دشوار باشد ! ! ! !

البته انسان جاهل و یا احساساتی ، به جای درس عبرت گرفتن از تاریخ ، فریاد می کشد : آقا ، تمام دنیا به مفاخرشان و تاریخ گذشته خودشان ، ارج می گذارند شما چرا وطن پرست نیستید ؟ ولی او نمی فهمد که وطن پرست واقعی ، کسی است که نقاط ضعف و کاستی ها را نشان می دهد تا مبادا تاریخ بدبختی این مرز و بوم ، دوباره تکرار شود . . . . ( ضمن اینکه اینجا بحث داخلی است و فردی خارجی و اجنبی میان ما وجود ندارد ! ! ! )
نقل قول  
siawash110
Member
خلاصه ای از تاریخ منطقه :
1- اعراب و اسکندر مقدونی و چنگیز خان مغول به ایران تجاوز کردند . . .

2- ولی پادشاهان ایرانی : کشورگشایی کرده و سایر کشورها را فتوحات کردند ! ! ! !

البته سخن از رفتار پس از فتح و پیروزی نیست . . . بلکه سخن از نفس جنگ و حمله به خاک سایر ملل و تمدن هاست و اینکه چگونه کسی به خودش اجازه جنگ و کشت و کشتار می دهد . . . . . .
نقل قول  
mt1397
Member
با سلام و درود.

در اثبات سخن دوست ارجمند و عزیزم، بنگرید به ۶ انعام، ۳۱ مومنون، ۳۶ ق و...
در این آیه ها نیز از "قرن" بهره برده شده و می شود آن را "نسل، امت، ملت..." برگردان داد.
در این آیه ها ترجمه "شاخ" هیچ معنی ندارد. هرچند، اگر شاخ هم ترجمه شود، باز جای احتمال
بسیار به ذوالقرنین بودن کوروش هخامنشی هست؛ چرا که در آیین یهود آمده که وی نجات دهنده
این قوم از دست شاه بابل بوده و در رویای حضرت دانیال نبی (ع) به شکل یک قوچ دو شاخ آمده.
با توجه با تندیسی از کوروش هخامنشی که در مُرغاب مشهد در جنوب ایران پیدا شد، نشان می‌دهد که
بر کلاهخود ایشان دو شاخ قرار دارد. این هم به دور نیست و جای اندیشه و تاویل دارد.

و اما واژه ذَا الْقَرنَیْن. ذَا به معنی صاحب/دارنده/دارای می‌باشد، که حالت منصوب آن ذا، حالت مجرورش
ذی و مرفوعش ذو و مونثش ذات است. القرنین هم که جمع قرن است.
و روی هم یعنی "دارنده دو ملت". و این می تواند به ملت ماد و پارس اشاره داشته باشد.
در سوره مبارکه کهف از این نام ها یاد شده.

مانا و به‌روز باشید.
نقل قول  
Khwanirath
Member
فی الحال که مشغول تماشای تفسیر آقای بازرگان بودم؛ در سوره کهف و در ذیل داستان ذوالقرنین؛ به نکته ای اشاره کردند که در تفاسیر دیگر نخواندم و بنده هم تا اکنون به آن متوجه نبودم.

اینکه "قرن" در قرآن به معنای ملت آمده و ذوالقرنین؛ به معنای صاحب دو ملت و یا برآمده از دو ملت است. که البته باز هم شاه هخامنش را محتمل تر می نماید.

مفسران دیگر قرن را به معنای شاخ گرفته اند.
نقل قول  
mt1397
Member
در پیام پیشین، سخنی نوشتم که اکنون در اینجا به آن می‌پردازم که خدایی نکرده خوانندگان دچار اشتباه نشن.
همسران ضحاک دخترهای جمشید بودن که من به اشتباه دخترِ ضحاک آوردم.
ضحاک (=آژی‌دهاک) پس از پیروزی بر جمشید، دو دختر وی را به همسری در می‌آورد. وانگهی، پس از پیروزی فریدون
بر ضحاک، همسران وی را به همسری برمی‌گزیند. (شاهنامه، بخش ضحاک، تصحیح خالقی مطلق، نیویورک: ۱۳۶۶)

و اکنون روایت هرودوت، هرودوت آستیاگ را پدربزرگ مادریِ کورش می‌داند، ولی همسر کورش هخامنشی را
کاساندان دخترِ فرناسپ که یکی از بزرگانِ پارس بوده، آورده و به تک همسری وی هم اشاره کرده.
(تاریخ هرودوت، کتاب ۲، بند ۱)

آن هم‌سنگی که من آوردم، برای روایت کتزیاس بود.
کتزیاس درباره همسر وی چنین می‌گوید:
کورُش، دختر آستیاگ، آمی‌تیس را نخست با احترامی شایسته یک مادر پذیرا شد، سپس او به همسری کورش برگزیده شد.
(کتزیاس، کتاب ۲، بند ۵)
دقت داشته باشید که کتزیاس در بند ۱ یادآوری می‌کند که کوروش با آستیاگ هیچ نسبت خانوادگی نداشته.

گزنفون هم در کوروش‌نامه می‌گوید با دختردایی‌اش ازدواج کرده.
آن موردی که بنده آوردم، با روایت کتزیاس هم‌داستان است، نه با روایت هرودوت.
در اینجا اشتباه نکنید.


البته این هم قابل توجه اون کسانی که بدون هیچ آگاهی می‌گویند کوروش با خاله‌اش ازدواج کرده!!!
دو روایت هرودوت و کتزیاس را در هم آمیختن و یک خاله دروغکی ازش بیرون کشیدن!
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از norhana:


اسکندر فردوسی و اسکندر نظامی را اگه مطالعه کنید نه آن اسکندر متجاوز تاریخ بلکه یک ریشه ی ایرانی برای آن متصور شده اند که این نوع داستان سرایی تاریخی نه ضد تاریخ است نه نشان از بی ریشگی دارد این صنعت داستان سرایی تاریخی بسیار متداول است به ویزه نزد ملل خاور دور و هیچ تناقضی هم با امثال آرای علامه طباطبایی ندارد بلکه دو روش کاملا موازی است.

آرای امثال علامه هم هیچ ربطی به ناسیونالیست های افراطی ندارد و برعکس نادیده گرفتن آن نابخردانه است.

ستودگی کوروش بزرگ هم نه ربطی دارد به این که قدمتش از بسیاری از پادشاهان مادی و شاهان پیشا مادی ایرانی کمتر است بلکه اساسا برجستگی او از جنس سنت اولین و نقطه تلاقی آیین پهلوانی و حکمت مغانی است. و ضمنا یک پادشاه واقعی با انبوه رویدادنامه های همزمان با رخداد است نه صرفا گمانه زنی با یک پادشاه اساطیری مانند کیخسرو که در جایگاه خودش قابل ستایش است اما اسناد تاریخ شناسی ندارد بدررود


ضمن احترام؛ اینجا با دو مسئله روبرو می شویم. یا اسکندر ریشه ای ایرانی داشته و این بزرگواران بدان پرداخته اند که در این صورت هر کسی که اسکندر را ذوالقرنین بداند بی ریشه نیست. یا ریشه ایرانی نداشته و فردوسی و نظامی به اشتباه یا به عمد او را ایرانی تبار دانستند که در شق نخست چون ناآگاه بودند شما ایشان را بی ریشه نمی دانید و در شق دوم که اصلا بی اخلاقی کردند و دروغ گفته اند. از این ها گذشته؛ به تاریخ و اسطوره به نظرم نباید از دریچه تعصبات نگاه کرد. حال اگر یک محققی اسکندر را ذوالقرنین دانسته و وی را ایرانی تبار نداند؛ باید او را غرض ورز و بی ریشه دانست؟

با یک علامت سوال مواجه شدم. کورش هخامنشی و نقطه تلاقی آیین پهلوانی و حکمت مغانی؟ چون تا بدانجا که بنده می دانم آیین پهلوانی به عصر اشکانیان و بالاخص بلاش یکم که گردآورنده متون زند و اوستا بوده باز می گردد. نقش کورش را در این میان متوجه نمی شوم.

فکر می کنم تاریخ ماد دیاکونوف می تواند کیخسرو را برای شما از اسطوره خارج کرده و به تاریخ بکشاند. رستگار باشید.
نقل قول  
norhana
Member
نقل قول از Khwanirath:
نقل قول از norhana:علامه طباطبایی در تفسیر المیزان و بسیاری دیگر از علما که نه تنها غرض ورزی نسبت به ایران مزدایی و خرد مغان ندارند بلکه ریشه های خرد ورزی دینی را در جاودان خرد کهن ایرانی می دانند کوروش کبیر را به راستی همان ذوالقرنین می دانند

البته مرحوم طباطبایی تا جایی که خاطرم یاری می کند؛ حدود ۳۹ شخصیت را محتمل می دانستند که یکی از آن ها کورش هخامنشی است. شخصیت هایی از قبیل آتیلا رهبر هون ها؛ شمر یرعش؛ تسن چی هوانگ تی و نیز اسکندر مقدونی هم جزو این شخصیت های احتمالی هستند که البته به نظر می رسد احتمال کورش بیشتر باشد. ضمن اینکه هیچ درکی نسبت به کسانی که شاه باستانی ایران را -علی رغم تجاوزهای بدیهی وی به سرزمین های دیگر- هویت ایران - و نه بخشی از آن- می دانند؛ ندارم؛ نمی توانم درک کنم که چگونه کسی می تواند فردوسی و نظامی را بدلیل ذوالقرنین دانستن اسکندر مقدونی؛ غرض ورز و بی ریشه بداند.

کورش هخامنشی -بخوانید ثرئتئونه یا فریدون- نه ابتدای ایران است که دیاآکو -بخوانید دیوکوس؛ کوی کوات یا کیقباد- سلطنت مادی را در سرتاسر ایران گسترش داد؛ نه برجسته ترین و عادل ترین شخصیت قدرتمند ایران است که کی آخسارو -بخوانید کیخسرو؛ کیاکسار؛ هوخشثره یا هئوسروه Hausravah- بهتر از او بود؛ و نه انتهای ایران که تا اکنون ادامه یافته است.

تقدس بخشی افراطی و ناضرور به شاهی باستانی -ضمن ستایش اقدامات برجسته وی- و نماد و سمبل ایران دانستن ایشان؛ بیشتر به پارادایمی مبتذل و سطحی می ماند.



اسکندر فردوسی و اسکندر نظامی را اگه مطالعه کنید نه آن اسکندر متجاوز تاریخ بلکه یک ریشه ی ایرانی برای آن متصور شده اند که این نوع داستان سرایی تاریخی نه ضد تاریخ است نه نشان از بی ریشگی دارد این صنعت داستان سرایی تاریخی بسیار متداول است به ویزه نزد ملل خاور دور و هیچ تناقضی هم با امثال آرای علامه طباطبایی ندارد بلکه دو روش کاملا موازی است.

آرای امثال علامه هم هیچ ربطی به ناسیونالیست های افراطی ندارد و برعکس نادیده گرفتن آن نابخردانه است.

ستودگی کوروش بزرگ هم نه ربطی دارد به این که قدمتش از بسیاری از پادشاهان مادی و شاهان پیشا مادی ایرانی کمتر است بلکه اساسا برجستگی او از جنس سنت اولین و نقطه تلاقی آیین پهلوانی و حکمت مغانی است. و ضمنا یک پادشاه واقعی با انبوه رویدادنامه های همزمان با رخداد است نه صرفا گمانه زنی با یک پادشاه اساطیری مانند کیخسرو که در جایگاه خودش قابل ستایش است اما اسناد تاریخ شناسی ندارد بدررود
نقل قول  
mt1397
Member
به نکته‌های نیکی اشاره کردید.

با توجه به روایتی که هرودوت از زادن کورش هخامنشی آورده، چه بسا
یادآوری چند نکته نیک بیفتد. نام مادر کورش که همان ماندانا باشد، با
فرانک در سانسکریت به یک چَم می‌باشد: شاد، شادمان
کورُش و فریدون که همان ثراِتئونه باشد، به چَم رود سیلابی است،
در باره این چَم، باید داستان هرودوت را یادآور شد که درباره رویای نخست
آستیاگ روایت می‌کند که در خواب می‌بیند از زیر پای دخترش ماندانا آبی روان
می‌شود و جهان را فرامی‌گیرد. در اوستا ثراتئونه آمده که همان چَم رود نیرومند را
دارد. داستان های حماسی در جایی نام فریدون، فریتون به چَم جاری‌شونده نیرومند
می‌آورد. استرابون نیز آن را آ-ئوغرَ-داتَ آورده که همان چَمِ سیلاب تیزپو را دارد.
هرودوت روایت می‌کند زمانی که آستیاگ پی میبرد وزیرش هارپاگ به قولش وفا نکرده و
ماموریت کشتن نوه‌اش را که کورش باشد، انجام نداده، پسر هارپاگ را کشته و آن را می‌پزد
و به خورد پدر می‌دهد. در شاهنامه می‌خوانیم که پورِ کاوه خوراکِ مارهای ضحاک (اژی‌دهاک)
می‌شود. اینجاست که شباهت‌هایی پیدا می‌شود. هر دوی اینها در برابر ستمگر می‌شورند و می‌تازند.
من چند هم‌سنگی می‌آورم:
ازدواج فریدون با دختر ضحاک = ازدواج کورُش با دختر آستیاگ
فریدون ضحاک را در کوه دماوند به زنجیر می‌کشد = کورُش آستیاگ را اسیر می‌کند
(هرودوت در اینجا می‌گوید که کورُش آستیاگ را زنده نگه داشته و به کاخش میبرد)
فریدون فرمانروایی ضحاک را برمی‌اندازد = کورش آستیاگ را
و چند نمونه دیگر که آوردن‌شان، سخن را به درازا می‌کشاند.
فریدون نیز همانند کورش میان‌رودان و هتا بیت‌المقدس را میگیرد
(شاهنامه، ج ۱، برگ ۷۴، تصحیح خالقی مطلق، نیویورک، ۱۳۶۶)

در نسک‌های تاریخ‌نویس‌های پس از اسلام، همچون یعقوبی، طبری، ابن بلخی، مسعودی،
ابن عربی، ابن خلدون، ابن مسمویه، ابن اثیر و... نام‌های گوناگونی از کورُش آوردن.
مثلا درباره همان بخت نصری که گفتید، طبری چنین روایت کرده:
《بخت نصر (بخت نرسیه، بخت نرسی) شهر و هیکل را به ویرانی داد و بنی اسرائیل را اسیر کرد
و با شاه اسیر به بابل برد و آنجا ببودند تا کورش به بیت المقدس بازشان برد.》
(تاریخ طبری، ج ۲، برگ ۴۵۲، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: اساطیر ۱۳۷۵)

قرار نیست نوشته‌های فردوسی و حکیم توسی تهی از اشتباه باشند.
اینان نیز مانند هر نویسنده و روایتگر دیگری اشتباهاتی دارند.
نقل قول  
Khwanirath
Member
تا فراموش نکردم عرض کنم که آژی دهاکَه به آژی دَهاک و آژی دهاک به اَژدَهاک و اژدهاک به دهاک و دهاک به دهّاک و دَهّاک به زهاک تبدیل شده و به جهت شباهت به ضحاک عربی به معنای خندان؛ صورت نوشتاری جدیدی یافته است و همین صورت عربی؛ منجر به اشتباه فردوسی در تازی دانستن وی شده است.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از mt1397:
سپاسگزارم. بنده آن مجموعه نسک را نخواندم، ولی از کسانی که خوانده‌اند،
شنیده ام که اشتباهات هم دارد. باید خودم بخوانمش.


البته که ایراد هم دارد و خود ایشان هم در ویرایش های جدیدتر؛ تصحیحاتی لحاظ کردند.

به احتمال بسیار قوی؛ فریدون همان کورش است. آژی دهاکه به معنای مار مرد یا مرد مارگونه است و نامواژه آن مشابه آستیاگ است که پدر بزرگ مادری کورش هخامنشی است. این نکته را هم عنایت کنید که در گرشاسپ نامه-بر خلاف شاهنامه که زرتشت را همزمان با گشتاسپ می داند- همزمانی زرتشت و فریدون را متذکر می شود. اگر چنین باشد زرتشت سپیتمان-مطابق نظریه هرتسفلد- همان سپیتاک سپیتمه؛ برادرخوانده -و به قولی پسر خوانده- کورش می شود. از جمله دلایل دیگر این است که سپیتاک به معنای درخشنده رو است و زرتشت هم در واقع همان زاراتوشترا یعنی کسی که پیشانی زرین دارد می باشد.

همچنین گشتاسپ؛ در اوستا بصورت ویشتاسپ Vishtaspa آمده است که پدر داریوش هخامنشی است. نکته جالب تر اینکه در تاریخ طبری اشاره شده که بهمن اسفندیار (که البته آقای مفرد کهلان اسفندیار -Spenta Data اسپنته داته یعنی آفریده مقدس را همان زرتشت می داند) فرماندهی به نام کورش را به نواحی غربی ایران گسیل کرد و کورش یکی از فرماندهان بهمن بوده است.

علاوه بر این در مجمل التواریخ و القصص-اگر اشتباه نکنم- اشاره شده که فی المثل بُخت النَصَّر همان بُخت نَرسیه - و به قولی رهام پسر گودرز- فرمانده لهراسپ بوده است که یهود را بدلیل زرتشتی نبودن به بابل کوچانید.
نقل قول  
mt1397
Member
سپاسگزارم. بنده آن مجموعه نسک را نخواندم، ولی از کسانی که خوانده‌اند،
شنیده ام که اشتباهات هم دارد. باید خودم بخوانمش.

بنده مقاله‌های خالقی مطلق را خواندم که ایشان نیز دیدگاه‌های استواری در این باره
دارند، و نیز آثارالباقیه بیرونی، با توجه به اینکه زمان زندگانی ابوریحان به فردوسی
نزدیک‌تر است، جای اندیشیدن دارد.
ناگفته نماند که همین فریدون شاهنامه را نیز کوروش دانستن.

فعلا روی این دو فرد متمرکز شدن.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از mt1397:
ابوریحان بیرونی که به نام پژوهشگر بی‌طرف شناخته میشود چنین می‌گوید:
کی‌خسرو که همان کوروش است...
(آثارالباقیه بیرونی، ص ۱۴۳، ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیر کبیر۱۳۸۶)

فردوسی در شاهنامه تاریخ و استوره را در هم آمیخته و بدان شاخ و برگ‌هایی نیز داده،
چیز شگرفی نیست که نام‌ها در شاهنامه دگرگون شدن و به گونه‌ای که در آن زمان مرسوم
بوده، درآمده. بیرونی در آثارالباقیه کوشیده که کیانیان را با هخامنشیان پیوند دهد و نسب‌نامه
درستی به دست دهد.
پروفسور خالقی مطلق هم نوشته ای درباره "کیخسرو و کوروش" دارد که در بهار ۱۳۷۴ منتشر
شد و به شباهت این دو پرداخته.
بهروز باشید.


من پیش از این با نظریات کریستین سن و سرکار خانم آموزگار و مرحوم تفضلی در مورد تطابق اسطوره و تاریخ هم عقیده بودم. منتها مدت ها پیش بطور اتفاقی با آقای جواد مفرد کهلان هم صحبت شدم-که اتفاقا کتاب تاریخ تطبیقی ایران باستان ایشان در همین تارنگار قابل دریافت هست- و اینکه ایشون اسطوره شناس هستند. به عنوان مخالف گفتگو کردیم و در نهایت اینکه در بسیاری موارد نظریات ایشان را منطقی و قانع کننده یافتم. کیخسرو یا همان کی آخسارو یا همان کیاکسار پادشاه ماد است و اسم دیگر وی هوخشثره است که در اوستا Hausravah نامیده شده است و توران زمین را ویران می کند. اتفاقا حکومت آشور نیز توسط وی سرنگون می گردد. پدر وی فره ور تیش نیز در مازندران محاصره می گردد (مقایسه کنید با محاصره پدر بزرگ کیخسرو؛ یعنی کی کاووس در مازندران). باز سپردن شاهنشاهی کیانیان به لهراسپ نوذری نیز تغییر سلسله شاهنشاهی از مادها به پارسیان است. البته استدلال های ایشان در کتاب های ایشان است.
نقل قول  
mt1397
Member
سلام و درود.
من نیز چند نکته را یادآوری کنم، آتیلا رهبر هون‌ها را یکی از خشن‌ترین و جنگجوترین شاهان تاریخ
دانستند که بلای جان رومی‌ها بود. اسکندر مقدونی پسر فیلیپ هم که دیگر روشن است. ولی از آیه قرآن
ذوالقرنین فردی دادگر برداشت می‌شود.
فعلا تنها کسی که به ذوالقرنین قرآن نزدیک است همان کوروش هخامنشی است، ولی نه این‌که بگوییم
۱۰۰٪ این شخص است. شادروان علامه طباطبایی هم یک احتمال داده، نگفته که بی‌گمان همین فرد است.
ابوریحان بیرونی که به نام پژوهشگر بی‌طرف شناخته میشود چنین می‌گوید:
کی‌خسرو که همان کوروش است...
(آثارالباقیه بیرونی، ص ۱۴۳، ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیر کبیر۱۳۸۶)

فردوسی در شاهنامه تاریخ و استوره را در هم آمیخته و بدان شاخ و برگ‌هایی نیز داده،
چیز شگرفی نیست که نام‌ها در شاهنامه دگرگون شدن و به گونه‌ای که در آن زمان مرسوم
بوده، درآمده. بیرونی در آثارالباقیه کوشیده که کیانیان را با هخامنشیان پیوند دهد و نسب‌نامه
درستی به دست دهد.
پروفسور خالقی مطلق هم نوشته ای درباره "کیخسرو و کوروش" دارد که در بهار ۱۳۷۴ منتشر
شد و به شباهت این دو پرداخته.
از اینها که بگذریم، قدیس‌تراشی را به شدت رد میکنم! در اینکه بن‌مایه‌های تاریخی درباره کوروش هخامنشی
ستایش‌هایی آوردن، درش هیچ گمانی نیست، ولی ما بزرگان دیگری نیز داشتیم که باید یادشان گرامی داشته
شود. دوست گرامی‌مان به "هووخشتره" اشاره کردن که یک نمونه از شاهان نیک و خردمند تاریخ ایران هستند.
چرا نباید از وی ستایش کرد و او را گرامی داشت!
شوربختانه، میانه‌رویی رعایت نمی‌شود، هخامنشی‌ها هم افراد کژ و بد داشتن، ولی نباید با خوب‌هاشون یکی دانست.
مردم گمان می‌کنن چون فلان حکومت دو تا خوب داشتن، هرآینه آن حکومت بی برو برگرد گل سرسبد بودن.
پیامبرزاده که نبودیم!

بهروز باشید.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از norhana:
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان و بسیاری دیگر از علما که نه تنها غرض ورزی نسبت به ایران مزدایی و خرد مغان ندارند بلکه ریشه های خرد ورزی دینی را در جاودان خرد کهن ایرانی می دانند کوروش کبیر را به راستی همان ذوالقرنین می دانند


البته مرحوم طباطبایی تا جایی که خاطرم یاری می کند؛ حدود ۳۹ شخصیت را محتمل می دانستند که یکی از آن ها کورش هخامنشی است. شخصیت هایی از قبیل آتیلا رهبر هون ها؛ شمر یرعش؛ تسن چی هوانگ تی و نیز اسکندر مقدونی هم جزو این شخصیت های احتمالی هستند که البته به نظر می رسد احتمال کورش بیشتر باشد. ضمن اینکه هیچ درکی نسبت به کسانی که شاه باستانی ایران را -علی رغم تجاوزهای بدیهی وی به سرزمین های دیگر- هویت ایران - و نه بخشی از آن- می دانند؛ ندارم؛ نمی توانم درک کنم که چگونه کسی می تواند فردوسی و نظامی را بدلیل ذوالقرنین دانستن اسکندر مقدونی؛ غرض ورز و بی ریشه بداند.

کورش هخامنشی -بخوانید ثرئتئونه یا فریدون- نه ابتدای ایران است که دیاآکو -بخوانید دیوکوس؛ کوی کوات یا کیقباد- سلطنت مادی را در سرتاسر ایران گسترش داد؛ نه برجسته ترین و عادل ترین شخصیت قدرتمند ایران است که کی آخسارو -بخوانید کیخسرو؛ کیاکسار؛ هوخشثره یا هئوسروه Hausravah- بهتر از او بود؛ و نه انتهای ایران که تا اکنون ادامه یافته است.

تقدس بخشی افراطی و ناضرور به شاهی باستانی -ضمن ستایش اقدامات برجسته وی- و نماد و سمبل ایران دانستن ایشان؛ بیشتر به پارادایمی مبتذل و سطحی می ماند.
نقل قول  
norhana
Member
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان و بسیاری دیگر از علما که نه تنها غرض ورزی نسبت به ایران مزدایی و خرد مغان ندارند بلکه ریشه های خرد ورزی دینی را در جاودان خرد کهن ایرانی می دانند کوروش کبیر را به راستی همان ذوالقرنین می دانند
نقل قول  
iranmade
Member
نقل قول از کامل غلامی:
گر از یونانیان بپرسبم؟میگن اسکندر
اگر از رومیان بپرسیم ؟میگن سزار
اگه از پدر تاریخ هردوت یا کزنفون بپرسیم؟میگن هر که پول زیادی داد
به نظر من باید فقط در باره ذوالقرنین از سخنان دانیال نبی بهره بردو100%این لقب کوروش بزرگ است زیرا:
معنی ذوالقرنین:گرفته شده از چیزی شبیه به دو شاخ قوچ
دانیال نبی به قومش ظهور یک منجی راوعده داد زیرا در خواب خود دیده فردی انسان نما با دو شاخ از سمت شرق خواهد امد واز هر شاخ شاخه هایی بلند که بر تمام دنیا سایه می افکند که همانا این سایه ازادی است .
من یک دلیل محکم برای این مسله دارم که اگر این حرف دروغ است پس چرا دانیال وقومش تا به امروز کوروش را میپرستنند ودانیال تا اواخر عمر خود را مرید کوروش دانسته وهمانگور هم که میدانید ارامگاه او شوش روبروی کاخ اپادانا میباشد
پس نه تنها ذوالقرنین برازنده اوست بلکه کوروش بزرگ فرستاده خدا وپیام اور ازادی میباشد ونشانه او هم همان منشور اوست
پس همانگونه که یک یهودی خبر امدن پیامبر اسلام را داده ؟ایا دانیال نبی از ان شخص کمتر بوده؟
پس باز هم اگر ادمهایه بدون اصل ونصب دوست دارنند ذوالقرنین لقب یکی دیگر است پس بدانند که برای ما اصلامهم نیست زیرا اگر کوروش بزرگ چنگیز مغول باشد باز انقدر بزرگ ومقدس میباشد که هر لحظه همانند پروانه به گرد او میگردم وجانم را تقدیم او خواهم کرد

.

علامه امینی در کتاب المیزان و همچنین آیت الله عظمی مکارم شیرازی کوروش بزرگ را ذوالقرنین دانسته اند. البته بی ریشگان می توانند کسی همچون اسکندر را نوکری کنند که به کشورشان دست درازی کرد ، خواهران و مادرانشان را به کنیزی گرفت و پدرانشان را از دم تیغ گذراند. ریشه که نباشد ، هیچ چیز نمی ماند.
نقل قول  
iranmade
Member
نقل قول از کامل غلامی:
نقل قول از sigarian:پیشنهاد میکنم که سخنرانی استاد رائفی پور در مورد ذوالقرنین را نیز گوش کنید

ایشان با تحقیقی که انجام داده بررسی میکند که آیا ذوالقرنین اسکندر است یا کوروش یا اینکه ......
گوش کردن این سخنرانی خالی از لطف نیست!

ممنون .
لینک دانلود سخنرانی
علامه امینی در کتاب المیزان و همچنین آیت الله عظمی مکارم شیرازی کوروش بزرگ را ذوالقرنین دانسته اند. البته بی ریشگان می توانند کسی همچون اسکندر را نوکری کنند که به کشورشان دست درازی کرد ، خواهران و مادرانشان را به کنیزی گرفت و پدرانشان را از دم تیغ گذراند. ریشه که نباشد ، هیچ چیز نمی ماند.

.
نقل قول  
iranmade
Member
علامه امینی در کتاب المیزان و همچنین آیت الله عظمی مکارم شیرازی کوروش بزرگ را ذوالقرنین دانسته اند. البته بی ریشگان می توانند کسی همچون اسکندر را نوکری کنند که به کشورشان دست درازی کرد ، خواهران و مادرانشان را به کنیزی گرفت و پدرانشان را از دم تیغ گذراند. ریشه که نباشد ، هیچ چیز نمی ماند.
نقل قول  
iranmade
Member
نقل قول از sigarian:
پیشنهاد میکنم که سخنرانی استاد رائفی پور در مورد ذوالقرنین را نیز گوش کنید

ایشان با تحقیقی که انجام داده بررسی میکند که آیا ذوالقرنین اسکندر است یا کوروش یا اینکه ......
گوش کردن این سخنرانی خالی از لطف نیست!

علامه امینی و همچنین آیت الله عظمی مکارم شیرازی کوروش بزرگ را ذوالقرنین دانسته اند. البته بی ریشگان می توانند کسی همچون اسکندر را نوکری کنند که به کشورشان دست درازی کرد ، خواهران و مادرانشان را به کنیزی گرفت و پدرانشان را از دم تیغ گذراند. ریشه که نباشد ، هیچ چیز نمی ماند.
نقل قول  
hasti amiri
Member
پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر .

کوروش کبیر
نقل قول  
hasti amiri
Member
اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید .

"کوروش کبیر"
نقل قول  
hasti amiri
Member
انان که با افکاری پاک و فطرتی زیبا در قلب دیگران جای دارند را هرگز هراسی از فراموشی نیست چرا که جاودانند


کوروش کبیر
نقل قول  

هر چند ظاهرا متقاعد شده اید ولی این را هم بشنوید بد نیست :

بزرگی ِ کوروش به وسیله ی تاریخ نویسان یونانی و یهودی مثل هرودوت، کتزیاس و گزنفون هم ثبت شده است.

نمونه‌ای از کتاب های یهودیان در مورد کوروش : کتاب دوم تواریخ ایام ، کتاب عزرا کتاب اشعیا و کتاب دانیال

موفق باشید و هوشیار !

.

نقل قول  
نقل قول از sigarian:
پیشنهاد میکنم که سخنرانی استاد رائفی پور در مورد ذوالقرنین را نیز گوش کنید

ایشان با تحقیقی که انجام داده بررسی میکند که آیا ذوالقرنین اسکندر است یا کوروش یا اینکه ......
گوش کردن این سخنرانی خالی از لطف نیست!


ممنون .
لینک دانلود سخنرانی

.
نقل قول  
sigarian
Member
پیشنهاد میکنم که سخنرانی استاد رائفی پور در مورد ذوالقرنین را نیز گوش کنید

ایشان با تحقیقی که انجام داده بررسی میکند که آیا ذوالقرنین اسکندر است یا کوروش یا اینکه ......
گوش کردن این سخنرانی خالی از لطف نیست!
نقل قول  


به کتاب ذوالقرنین نوشته «ابوالکلام آزاد» رجوع کنید

.
نقل قول  
گر از یونانیان بپرسبم؟میگن اسکندر
اگر از رومیان بپرسیم ؟میگن سزار
اگه از پدر تاریخ هردوت یا کزنفون بپرسیم؟میگن هر که پول زیادی داد
به نظر من باید فقط در باره ذوالقرنین از سخنان دانیال نبی بهره بردو100%این لقب کوروش بزرگ است زیرا:
معنی ذوالقرنین:گرفته شده از چیزی شبیه به دو شاخ قوچ
دانیال نبی به قومش ظهور یک منجی راوعده داد زیرا در خواب خود دیده فردی انسان نما با دو شاخ از سمت شرق خواهد امد واز هر شاخ شاخه هایی بلند که بر تمام دنیا سایه می افکند که همانا این سایه ازادی است .
من یک دلیل محکم برای این مسله دارم که اگر این حرف دروغ است پس چرا دانیال وقومش تا به امروز کوروش را میپرستنند ودانیال تا اواخر عمر خود را مرید کوروش دانسته وهمانگور هم که میدانید ارامگاه او شوش روبروی کاخ اپادانا میباشد
پس نه تنها ذوالقرنین برازنده اوست بلکه کوروش بزرگ فرستاده خدا وپیام اور ازادی میباشد ونشانه او هم همان منشور اوست
پس همانگونه که یک یهودی خبر امدن پیامبر اسلام را داده ؟ایا دانیال نبی از ان شخص کمتر بوده؟
پس باز هم اگر ادمهایه بدون اصل ونصب دوست دارنند ذوالقرنین لقب یکی دیگر است پس بدانند که برای ما اصلامهم نیست زیرا اگر کوروش بزرگ چنگیز مغول باشد باز انقدر بزرگ ومقدس میباشد که هر لحظه همانند پروانه به گرد او میگردم وجانم را تقدیم او خواهم کرد

.
نقل قول  

برای اطلاعات کامل می توانید به کتاب "قصه های قرآن"اثر آیت الله مکارم شیرازی رجوع کنید ص475تا ص485در این کتاب تمامی شواهد به ثبت رسیده است

.
نقل قول  
تاکیدی بر یگانگی شخصیت کوروش و ذی القرنین نوشته محمد کاظم توانگرزمین انتشارات نوید شیراز

با نگاهی به آیات مربوط به ذی القرنین میتوان چند مشخصه اصلی فرد مذکور را دریافت که بعدا با مقایسه بین این مشخصات و مستندات تاریخی تا حد زیادی به شخصیت واقعی وی نزدیک شد 1-مکنت در زمین 2-ایمان به پروردگار عالم و روز جزا3-حرکت به سوی غرب تا جائی که خورشید در چشمه ای تار غروب میکند 4-حرکت به سوی شرق تا آنجا که مردمی را دید که میان آنها و آفتاب ساتری نبود5-ساختن یک سد دفاعی بین دو سد طبیعی6-احسان و دادگری و پرهیز از ظلم و ستم 7-رعیت پروری و انجام وظایف حکومتی از خزانه حکومت نه از کیسه مردم 8-شرکت دادن مردم در کارهای عام المنفعه9-اداره و انجام امور بر اساس مدیریت قوی و تصمیم گیری صحیح و سریع و بر اسا س طرحهای عاقلانه
با مطالعه کتاب مذکور که به علت طولانی شدن مطالب چند سطری از آن را نوشتم پی خواهید برد که کوروش حتی در زمان خود و از طرف یهوه به عنوان لوقرائیم شناخته شد .یکی از اولیا الهی که هزاران سال مظلوم و خاموش در پهن دشت پاسارگاد و در حوادث زمان نظاره گر اقوال مختلف درباره خویش است.روزی آؤامگاه او را به عنوان مقبره مادر حضرت سلیمان زیارت کردند و روزی او را بانی استکبار و تفرعن معرفی کرده و بر مزار او خطبه آسوده بخواب خواندند و امیدوارم روزی بر مزار این حاکم حکیم و این شاه فرزانه با عنوان واقعی او یعنی کوروش ذی القرنین فاتحه بخوانند.
کوروش به استناد تمامی مدارک تاریخی نمونه کامل یک حاکم الهی یک شاه فرزانه که با آسمان در ارتباط بود نه به لحاظ وحی رسیدن و الهامات غیبی بلکه از نظر انجام اعمل صحیح و منطقی(کوروش کبیر /ابوالکلام آزاد/ترجمه استادباستانی پاریزی)

.
نقل قول  
==> ادامه :

قدم سوم در شمال
و بنای سد یاجوج و ماجوج

4. قدم سوم حمله به منطقه کوهستانی شمال و جلوگیری از خرابکاری قومی به نام یا جوج و ماجوج و بنای سدی است . این اقدام در حدود دریای خزر شروع می شود و به کوهستان های قفقاز می رسد، در آنجا بین دو کوه دره ای است که سد در آنجا بنا می شود.
قرآن در این باره می فرماید:« حتی اذا بلغ بین السدین وجد من دونهما قوما لایکادون یفقهون قولا»یعنی قومی کوهستانی و وحشی بودند که از مدنیت و فهم و سخنگویی نصیبی نداشتند.
مقصود از دو سد در اینجا دو دیواره ای است که به شکل کوه بلند در قفقاز قرار دارد . در مشرق قفقاز، دریای خزر راه عبور به شمال را سد می کند، در مغرب نیز دریای سیاه مانع از عبور به طرف شمال است ، در وسط این دو دریا نیز سلسله جبال بسیار بلند و مرتفعی است که در حکم یک دیوار طبیعی بین جنوب وشمال محسوب می شود.
قبایل شمال برای هجوم به نواحی جنوب هیچ راهی نداشتند جز تنگه ای که در میان این رشته کوه ها وجود دارد، وحشی ها از این تنگه به نواحی جنوبی هجوم برده و به قتل و غارت می پرداختند . کوروش در این تنگه سدی آهنین بنا کرد و بدین وسیله جلو مهاجمین را گرفت.
نه تنها مردم قفقاز با ساختن این سد از هجوم قبایل شمالی راحت شدند، بلکه تمام نواحی آسیای غربی و شمال مصر نیز از آسیب آنان در امان ماند.
به نقشه نگاه کنیم ، آسیای غربی در پایین دریای خزر است و دریای سیاه بالای آن قرار دارد و کوه های قفقاز نیز بین دو دریا دیواری سد مانند ایجاد نموده است . این سد طبیعی صدها میل طول دارد و هیچ خللی نیز بدان وارد نمی شود، طوائف شمالی چنانکه گفتیم فقط از یک دره تنگ می توانستند به ج نوب سرازیر شوند، کوروش با بنای سدی آهنین، این سد طبیعی را استحکام بخشید و در حقیقت بدین وسیله دروازه آسیای غربی را و نواحی شمالی را قفل نمود.
اما طوائفی که ذوالقرنین در آنجا یافت و گفته می شود که دور از تمدن بودند، احتمال دارد همان قومی باشند کهمورخین یو نانی به نام«کوسی»خوانده و داریوش نیز در کتیبه خود به کوسیا1 از آنان نام می برد و همین ها هستند. که به کوروش از قوم یاجوج و ماجوج و هجوم آنها شکایت بردند و چون تمدنی نداشتند در قرآن به «لایکادونیفقهون قولا»توصیف شده اند یعنی حرف نمی فهمیدند.

.
نقل قول  
آیا آنچه درباره ذوالقرنین در قرآن آمده است با احوال کوروش مطابقت می کند یا نه؟ هم اکنون به شر ح آن مطلب خواهیم پرداخت:

1. درباره ذوالقرنین در قرآن آمده : انا مکنا له فی الارض و آتیناه من کل شی سببا ( 84 )، یعنی به او قدرت و توانایی اداره کشور را بخشیدیم و همه گونه طرق را که برای بنیاد نهادن حکومت و فتوحات خود لازم داشت برایش فراهم ساختیم.
نخستین کار بزرگ

2.پس از آن آیه، قرآن ، سه کار بزرگ برای ذوالقرنین برمیشمارد که نخستین آن متوجه«مغرب الشمس» است که مسلم است غرض از مغرب الشمس جهتی است که در آن غروب خورشید باشد، چه چنین مکانی طبیعتا وجود ندارد، از این نظر کلیه جملاتی که در این آیات مغرب الشمس و مطلع الشمس دارد باید به مشرق ومغرب ترجمه شود.
در «عهد عتیق»هم چنین تعبیراتی می یابیم، مثلا در کتاب زکریا خداوند می فرماید : بندگانم را از سرزمینی که خورشید از آنجا برمی آید و سرزمینی که خورشید در آن فرو می رود نجات می دهم ( 7:8 )، در این آیه مقصود این است که مردم بیت المقدس را از چنگ مصر و بابل نجات داده است : این یک امر واضحی است که مصر برای فلسطین در حکم مغرب و بابل برای فلسطین حکم مشرق را دارد. بعض مفسرین که کوشش دارند مطالب را با عجایب و وقایع پیچیده و غیر عادی درآمیزند، در این باب نیز گمان
برده اند که ذوالقرنین به جایی رفت که خورشید در آن محو و نابود می شود!!
در هر حال، نخستین کار بزرگ، در مغرب صورت گرفته است . در اینجا مسلم است که اولین هجوم کوروش متوجه لیدی گردید که در جنوب آسیای صغیر واقع است، اگر از ایران شمالی به طرف آسیای صغیر راه بپیماییم همه جا به سوی مغرب خواهیم رفت. هنوز کوروش تاج کشور متحد پارس و ماد را بر سر نگذاشته یکباره متوجه می شویم که با پادشاه آسیای صغیرموسوم به کرزوس روبه رو می شود.
قدم دوم در مشرق

3. قدم دوم را ذوالقرنین در جهت «مشرق الشمس»یعنی محلی که خورشید طلوع می کند برمی دارد . هرودوت و کتِزیاس هر دو از اقدامی که کوروش پس از فتح لیدی و قبل از فتح بابل برای خواباندن شورش های مشرق نمود نام می برند.
این دو مورخ گویند : طغیان بعض قبایل وحشی در بیابان مشرق کوروش را وادار به حمله به مشرق نمود و این با آنچه در قرآن آمده است مطابقت دارد:« حتی اذا بلغ مطلع الشمس وجدها تطلع علی قوم لم نجعل لهم من دونها سترا»یعنی وقتی به انتهای مشرق رسید، دید خورشید بر قومی می تابد که حتی وسایلی برای حفظ خود از تابشآن ندارند .یعنی این طایفه از قبایل کوچ نشین بودند که در شهر ها منزل نکرده و طبعا خانه نداشتند و دیوار بستی که خویشتن را از آفتاب بدان بپوشند.

این قبایل کدامند؟ از آنچه مورخین یونان نقل می کنند برمی آید که باید همان قبایل باکتَریا و گدوزیا باشند، وقتی که روی نقشه دقت کنیم، متوجه می شویم که بلخ در حکم شرق دور ایران است، زیرا از بلخ دیگر کوه ها یکبارهارتفاع گرفته و راه را می بندند، کوروش به طرف مشرق متوجه شد و تا بلخ تاخت . مقصود از گیدروسیا که مورخین یونانی نام می برند، همان سرزمینی است که امروز به نام مکران و بلوچستان خوانده می شود(گویا کوروش تا قندهار رفته است.)

.
نقل قول  

شان نزول آیاتی درباره ی ذوالقرنین

ظاهر آیات گویای این معنی است که از حضرت رسول درباره ی ذوالقرنین پرسشی شده و این آیات در جواب سوال فوق به حضرت نازل آمده است.
ترمذی و نسایی و امام احمد روایت می کنند که به اشاره ی یهود ، یک نفر از قریش درباره ی بعضی مطالب که یکی از آنها ذوالقرنین بود از حضرت پرسید: این شخص که بوده و چه کرده است؟
قرطبی چنین نقل می کند : یهود به حضرت گفتند:« درباره پیغمبری که خداوند جز یک بار در تورات از او نام نیاوردهاست به ما خبری باز گوی»حضرت گفت : کدام پیغمبر؟ گفتند:« ذوالقرنین»
مشخصاتی که در قرآن برای ذوالقرنین آمده است

1. کسی که درباره ی او از حضرت رسول پرسش هایی شده است قبلا به ذوالقرنین معروف بوده، یعنی این نام یا لقب را قرآن به او نداده، کسانی که پرسیده اند خود این نام یا لقب را بر او نهاده اند، از اینجاست که در قرآنمی آید:« و یسئلونک عن ذوالقرنین»یعنی از تو درباره ی ذوالقرنین می پرسند.

2. خداوند کشوری را بکف کفایت او سپرده و وسایل حکمرانی و سلطنت را برای او فراهم ساخته است.

3. کارهای عمده ی او عبارت است از سه جنگ بزرگ : اول در غرب تا انجا که به حد مغرب رسیده است وآنجا را هم که خورشید غروب می کند به چشم دیده است . دوم در جنگ مشرق، تا آنجا رسیده است که دیگرجز صحرایی خشک و بدون آبادی ندیده است و ساکنین آن نیز بدوی بوده اند . کار سوم که شاهکار اوسترسیدن به تنگه و دره ای صعب العبور بوده که از ورای آن تنگه عده ای مرتبا به ساکنین این منطقه هجوم میآورده اند و آنان را غارت می کرده اند . ساکنین ا ین منطقه قوم مزبور را «یاجوج و ماجوج»نامیده بودند، قوم مذکور وحشی و بدون تربیت و فرهنگ بوده اند.

4. سلطان (ذوالقرنین )در برابر هجوم این قوم سدی بنا کرده است.

5. سد مذکور نه تنها از سنگ و آجر بوده بلکه آهن و پولاد در آن نیز به کار رفته استو چنان عظیم و سدید بود که از هجوم غارت کنندگان جلوگیری کامل نمود.

6. . پادشاه، عادلو رعیت نواز بوده و از خونریزی جلوگیریکرده و قوم مغلوب را آزار و قتل عام نمی نمودهاست. وقتی که به قوم مغرب استیلا پیدا کرد مغلوبین گمان کردند که مثل سایر فاتحین مورد شکنجه و بیدادقرار خواهند گرفت . اما پادشاه چنین نکرد و گفت که نیکوکاران و رجال قوم از آسیب محفوظ خواهند بود واو کوشش خواهد کرد که به داد و دهش قلوب آنان را تسخیر کند.

.
نقل قول  
آیا کوروش بزرگ همان ذوالقرنین است که در قرآن به آن اشاره شده ؟!

اعظام طباطبایی در تفسیر المیزان ، مطهری ، صانعی و دیگر بزرگان و علمای دینی
ذوالقرنین را همان کوروش کبیر می دانند.
البته :
مرحوم علامه ی طباطبائی (ره) با استناد به سخن «ابوالکلام آزاد» احتمال ذولقرنین بودن کورش را بیشتر از گزینه های دیگر می دانند.
استاد مطهری و آیت الله صانعی - و دیگر بزرگان و علمای دینی - هم احیانا با استناد به سخنان علامه ی طباطبائی کورش را ذوالقرنین دانسته اند.
نه اینکه خودشان به این نتیجه رسیده باشند.

ذو=صاحب
قرن=شاخ
ین در پس کلمه قرن به جمع آن کلمه(قرن) مربوط می شود
ذوالقرنین=صاحب دو شاخ یا صاحب شاخ ها
اگر پاسارگاد رفته باشید حتماً انسان بالدار را که گفته شده همان تصویر کوروش بزرگ است دیده اید که روی سر آن دو شاخ قرار دارد.

.
نقل قول  

غربی ها دنبال یک تکه سنگ میگردند که به اصالتشون نسبت بدان بگن ما اصیل هستیم اینم نشونه اش !

ولی ما که تو هر شهرمون حداقل یک بنای تاریخی به قدمت هزاران سال وجود داره داریم میگیم دروغه و انکارش میکنیم!

دوست من کوروش دروغ نبوده و این حرف های شما نتیجه ی ورود اعتقادات خرافاتی ِ اعراب به کشورمونه !

لطفا آگاه باشید !!!

.
نقل قول  
niyoshaps
Member
اسم کوروش ب استعاره از جمشید ک بروی تخت طلا نشسته است در شاهنامه قید شده است
نقل قول  
niyoshaps
Member
نقل قول از nostalgia:
عجیب نیست
میتونست 100نفر باشن
ولی دعا میکنم با اسکندر جان محشور بشن
این دوستان
دوست عزیز اگر کورووش مدعی خدا بودن داشت چرا خداوند در کتاب اسمانیش اسم از کوروش اورده؟؟؟؟؟
سطح مطالعاتتو ببر بالا و اطلاعات اشتباه منتقل نکن لطفا
نقل قول  
niyoshaps
Member
سادیس دوست عزیز ....کجای تخت جمشد چندتا اسم کوروش نوشته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اسم تخت جمشید در زمان حمله اعراب ب ایران روی شهر پارسه قرار گرفته ک اعراب جمشید رو شخصی بزرگ و باقدرت میدونستن یا شهر مادر سلیمان. روس سر فرشته بالدار هیچ شاخی نیست فقط یک تاج مدور.
هخامنشیان فقط یک الهه اب بنام اناهیتا داشتند ک اسمش هم توی کاخ شاپور قید شده است.


این دیدگاه در تاریخ 1392/11/12 توسط گیلدخت ویرایش شده است

نقل قول  
behdad1970
Member
وقتی در باره مختار راست یا دروغ فیلم می سازند ما که ازشون سند و مدرک نمی خوایم اما وقتی در مورد کوروش که ذره ذره خاک ایران پر از اسناد هخامنشیان هست مطلبی چاپ میشه فریادشون به آسمان میره که اینا دروغ هست!!! جل الخالق
نقل قول  
niyoshaps
Member
نقل قول از vasekara:
معلوم نیس نویسنده خیالپرداز این کتاب از کدوم کتیبه معتبر تاریخی این همه حرف از کوروش نقل کرده.

ما که سالهاس داریم تو کتیبه های موجود می پلکیم این حرفارو تو هیچ کدوم از کتیبه ها ندیده ایم.

اصلا کتیبه ای که تو ایران بشه پیدا کرد و نام کوروش توش باشه کجاس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این سوال رو جدی می پرسم و دوستان برن بگردن اگه کتیبه ای با ین مشخصات پیدا کردن به ما هم خبر بدن.

خیال پردازی و دروغ به دیگران نسبت دادن هم حدی داره.

اصلا کسی از تورات شاهد نیاره که یه قرون هم ارزش نداره.

فقط کتیبه. لطفا
دوست عزیز هر کتابی اجازه انتشار نداره.تخت جمشید و کوروش فکرنکنم معمای ساده ای باشه ک شما اینطوری درموردش حرف میزنین
نقل قول  
niyoshaps
Member
سلام.کوروش ابتدا پاسارگاد یا پارسه گاد را تآسیس می کند بعد تخت جمشید که توسط 3پادشاه سعی در اتمام ساخت دارند که موفق نمی شوند.کوروش روی ستون های شهرپاسارگاد و جرزهای کاخ pدر تخت جمشید نام کوروش و روش ساخت و فرشته بالدار قید شده است.در تخت جمشید روی پای پله کاخ اپادانا نام کوروش و روش ساخت و قرارداد ها با کارگران قید شده است.قوانین کوروش روی تکه سنگی مدور نوشته شده ک در موزه لوور نگهداری می شود.برروی تمامی ستون ورودی کاخ ها نام کوروش دایوش خشایارشاه قید شده است. قابل توجه دوستان اگر سنگ نوشته ای نبوده پس نویسندگان و پوروفسور پوپ دروغ میگویند.کسی ک نوشتهاش دروغ باشه ک اجاذه نشر کتاب نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نقل قول  
solooook
Member

بزرگی شخصیت کوروش رو نمی شه انکار کرد
نقل قول  
solooook
Member

یعنی می گین کتیبه ای به نام کوروش وجود نداره؟
نقل قول  
vasekara
Member
این تیکه هایی که دوستان تو کامنتاشون گذاشتن و توی وب پره از این جمله های احساساتی---- از کوروشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از کجا این ها رو میارن؟؟؟؟؟؟

یکی بگه ما هم بدونیم......
نقل قول  
vasekara
Member
معلوم نیس نویسنده خیالپرداز این کتاب از کدوم کتیبه معتبر تاریخی این همه حرف از کوروش نقل کرده.

ما که سالهاس داریم تو کتیبه های موجود می پلکیم این حرفارو تو هیچ کدوم از کتیبه ها ندیده ایم.

اصلا کتیبه ای که تو ایران بشه پیدا کرد و نام کوروش توش باشه کجاس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این سوال رو جدی می پرسم و دوستان برن بگردن اگه کتیبه ای با ین مشخصات پیدا کردن به ما هم خبر بدن.

خیال پردازی و دروغ به دیگران نسبت دادن هم حدی داره.

اصلا کسی از تورات شاهد نیاره که یه قرون هم ارزش نداره.

فقط کتیبه. لطفا.
نقل قول  
vasekara
Member
من موندم

بعضیا چقدر دراماتیست ان!

از قول کوروش هم مطلب مینویسن و کتاب چاپ میکنن.

بنده از طرف آقای کوروش از زحمات این عزیزان صمیمانه تشکر میکنم.
نقل قول  
koohsar62
Pro Member
سرانجام کسی خواب مرا خواهد دید
سرانجام کسی اندیشه های مرا باز خواهد سرود
و من نشانی های بسیاری از پی روزگاران بازنهاده ام
راه ها گشوده
آتش ها افروخته
کارها کرده
بهره ها رسانده ام .

این دعای من است
کودکان تان شیرین زاد ,
خواب هاتان خوش ,
رمه هاتان بسیار ,
رودهاتان جاری ,
و جهان تان روشن باد .
نقل قول  
soheila zx
Member
زنده باد کوروش بزرگ درود بر روح پاکش
نقل قول  
soheila zx
Member
خیلی خیلی کتاب عالی و زیبایی
نقل قول  
تردید
Member
از اندوه و از عزا به دور باد سرزمین من
از پلشت و از پلیدی به دور باد روان ادمی
از کراهت و از مرگ به دور باد زندگانی زمین
و از گول و از گزند
از کژدم و اژدها
از دیو و درنده
به دور باد خان و مان ادمیان

تا هست
خنده شادی خیز کودکان خوش باد
تا هست
شهریاری بانوان و اواز خنیاگران خوش باد
تا هست رمه ها بسیارتر
رودها بسیارتر و
بسیار ....بسیارتر باد

تا هست
هرگز دلتنگی به دیدارتان نیاید
تا هست اندوه ادمیان مرده باشد
تنگدستی و تاریکی مرده باشد

از فرازند تا فروشد خورشید
از کاهلی بگریزید
زیرا تن اسایی سراغاز تسلیم است
تسلیم سر اغاز تاریکی است
و تاریکی سراغاز تباهی است
و این بایسته سرزمین من و ملت من نبوده نیست و نخواهد بود
نقل قول  
تردید
Member
سرانجام کسی خواب مرا خواهد دید
سرانجام کسی اندیشه های مرا باز خواهد سرود
ومن نشان های بسیاری از پی روزگاران باز نهاده ام
راه ها گشوده
اتش ها افروخته
این دعای من استکودکانتان شیرین زاد
خواب هاتان خوش
رمه هاتان بسیار
رودهاتان جاری
وجهانتان روشن باد.

نقل قول  
yalda_fa9
Member
دوستی که با نام سوشیالیسم نظرشون رو نوشته بودن.تا اونجایی که من می دونم لرد به معنی خدا نیست.به معنی یک مقام سلطنتی و رسمیه.حتی شهریار هم معنی نمی شه چه برسه به خدا.من تو تمام کتاب هایی که در مورد تاریخ باستان مطالعه کردم هیچ وقت ندیدم که کوروش ادای خدایی بکنه.شما این حرف رو بر چه اساسی می زنید نمی دونم؟!
نقل قول  
atosa71
Member
دودورودودو کوروش دودورودودو کوروش
نقل قول  
نقل قول:
البته معنیِ اصلیِ کتاب : منم کوروش شهریار روشنایی ها نیست!!!

I Cyrus the Lord of the Light

من .. کوروش .. خدایِ نور (روشنایی)

که البته این به یه نظریه برمیگرده .. که خوش ندارم .. اینجا توضیحش بدم .. اما راجع به ادعایِ خداییِ کوروش ست!!!

شاید در همین جا یا جایی دیگر .. اما در زمانی دیگر .. به تفصیل توضیح دادم!!


آره دیگه

تجدیدِ خاطره شد
@
نقل قول  
p1360
Member
درود بر كوروش كبير
نقل قول  
vahidsameni
Member
درود بر ایران
درود بر اسلام

هزاران درود بر کوروش کبیر
ذوالقرنین

به امید ایرانی سربلند وپیشرفته اسلامی
نقل قول  
mpayvar
Member
درود بر خرد و آگاهی فرهنگ و گذشت و احترام به همنوع
نقل قول  
Mammaty
Member
درود بر کوروش
زنده وپاینده باد ایران زمین
درود بر کتابناک
نقل قول  
iran 4 ever
Member
دارا جهان ندارد سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد

کارون زچشمه خشکیدالبرزلب فروبست
حتی دل دماوند آتش فشان ندارد

دیو سیاه دربند آسان رهید وبگریخت
رستم در این هیاهو گرز گران ندارد

روز وداع خورشید زاینده رودخشکید
زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد

بر نام پارس دریا نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما تیر و کمان ندارد

دریای مازنی ها بر کام دیگران شد
نادر زخاک برخیز میهن جوان ندارد

دارا کجای کاری دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند اینجا خدا ندارد

آییم به داد خواهی فریادمان بلند است
اما چه سود که اینجا نوشیروان ندارد

سرخ وسپید وسبزست این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس شیر ژیان ندارد

کو آن حکیم توسی شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

هرگز نخواب کوروش ای مهرآریایی
بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد


درود بر ائین پاک اریایی
نقل قول  
sahandgahar
Member
دورود بر شما. من می خواستم در درجه اول از شما به خاطر سایت پر بارتان تشکر کنم. چرا که بیشتر کتابهایی که دنبالش بودم و نمی توانستم از سایتهای دیگر دانلود کنم از سایت شما دانلود کردم. دوم اینکه همان طوری که انسان ذاتا به دنبال آزادی و آزادگی است بنابراین از آزاد مردان استقبال میکند و بارزترین انسان آزادی خواه و دموکراتیک کوروش کبیر است. در نهایت یک خواهش از شما داشتم و آن اینکه اگر برایتان ممکن است داستانهای صوتی با صدای آقای محمدرضا سرشار ( قصه گوی برنامه سابق رادیو با عنوان قصه ظهر جمعه با شما ) هم در سایت خود بگنجانید تا بتوانیم گوش بدهیم. باور کنید از بس که در سایتها جستجو کردم خسته شده ام.
نقل قول  
rabienhood
Member
درود بر شما دوستان
زمانی در یک شرکت نفتی با یک فرانسوی مشغول به کار بودم به او گفتم بهترین آرزویت چیست ؟گفت دیدن پرسپولیس زمانی که او را به این مکان بردم به محض رسیدن به دروازه ملل گریه کرد گفتم چرا گریه میکنی گفت این مکان فقط متعلق به شما ایرانیان نیست این یک تمدن است و متعلق به تمام انسانهای روی زمین است چرا اینگونه رها شده است !
نقل قول  
در تصاوير حكاكي شده بر سنگهاي تخت جمشيد هيچكس عصباني نيست. هيچكس سوار بر اسب نيست. هيچكس را در حال تعظيم نميبينيد. هيچكس سر افكنده و شكست خورده نيست .هيچ قومي بر قوم ديگر برتر نيست و هيچ تصوير خشني در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ايرانيان اين است كه هيچگاه برده داري در ايران مرسوم نبوده است در بين صدها پيكره تراشيده شده بر سنگهاي تخت جمشيد حتي يك تصوير برهنه و عريان وجود ندارد.
نقل قول  
Moly_7008
Member
كوروش كبير
ايران عزيز ، ايراني بدون عرب ، ايراني آريايي
نقل قول  
کورش اسمی به بزرگی همه عالم
افتخار همه پادشاهان
نقل قول  
کورش اسمی به بزرگی همه عالم
نقل قول  
saniz
Member
ا اینهم پیام من کوروش پدر ایرانیان الگویی جهانیان. همیشگان درود بر انوشه پاک و اهورایش باد
نقل قول  
yosefvataha
Member
درو بر کوروش کبیر
نقل قول  
msdi
Member
این هم شعری از شاعر باذوق "صادق علی حق پرست" که منشور کوروش را به نظم کشیده است.

جهان در سیاهی فرو رفته بود
به بهبود گیتی امیدی نبود

نه شایسته بودی شهنشاه مرد
رسوم نیاکان فراموش کرد

بناکرد معبد به شلاق و زور
نه چون ما برای خداوند نور

پی کار ناخوب دیوان گرفت
خلاف نیاکان به قربان گرفت

نکرده اراده به خوبی مهر
در اویخت با خالق این سپهر

در آواز مردم به جایی رسید
که کس را نبودی به فردا، امید

به درگاه مردوک یزدان پاک
نهادند بابل همه سر به خاک

شده روزمان بدتر از روز پیش
ستمهای شاهست هر روز بیش

خداوند گیتی و هفت آسمان
ز رحمت نظرکرد بر حالشان

برآن شد که مردی بس دادگر
به شاهی گمارد در این بوم وبر

چنین خواست مردوک تا در جهان
به شاهی رسد کوروش مهربان

سراسر زمینهای گوتی وماد
به کوروش شه راست کردار داد

منم کوروش و پادشاه جهان
به شاهی من شادما ن مردمان

منم شاه گیتی شه دادگر
نیاکان من شاه بود و پدر

روان شد سپاهم چو سیلاب و رود
به بابل که در رنج و آزار بود

براین بود مردوک پروردگار
که پیروز گردم در این کارزار

سرانجام بی جنگ و خون ریختن
به بابل درآمد ، سپاهی ز من

رها کردم این سرزمین را زمرگ
هم امید دادم همی ساز وبرگ

به بابل چو وارد شدم بی نبرد
سپاه من آزار مردم نکرد

اراده است اینگونه مردوک را
که دلهای بابل بخواهد مرا

مرا غم فزون آمد از رنجشان
ز شادی ندیدم در آنها نشان

نبونید را مردمان برده بود
به مردم چو بیدادها کرده بود

من این برده داری برانداختم
به کار ستمدیده پرداختم

کسی را نباشد به کس برتری
برابر بود مسگر ولشکری

پرستش به فرمانم آزاد شد
معابد دگر باره آباد شد

به دستور من صلح شد برقرار
که بیزار بودم من از کارزار

به گیتی هر آن کس نشیند به تخت
از او دارد این را نه از کار بخت

میان دو دریا در این سرزمین
خراجم دهد شاه و چادر نشین

ز نو ساختم شهر ویرانه را
سپس خانه دادم به آواره ها

نبونید بس پیکر ایزدان
به این شهر آورده از هر مکان

به جای خودش برده ام هر کدام
که دارند هر یک به جایی مقام

ز درگاه مردوک عمری دراز
بخواهند این ایزدانم به راز

مرا در جهان هدیه آرامش است
به گیتی شکوفایی دانش است

غم مردمم رنج و شادی نکوست
مرا شادی مردمان آرزوست

چو روزی مرا عمر پایان رسید
زمانی که جانم ز تن پر کشید

نه تابوت باید مرا بر بدن
نه با مومیایی کنیدم کفن

که هر بند این پیکرم بعد از این
شود جزئی از خاک ایران زمین

درود بر کوروش کبیر که باعث افتخار ایران زمین و تمام آزاد اندیشان سراسر گیتی است
نقل قول  
msdi
Member

گزیده ای از مشهورترین بخشِ
منشور کوروش کبیر
منم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهار گوشه جهان، پسر كمبوجیه، شاه بزرگ... نوه كوروش شاه بزرگ... نبیره چیش پیش، شاه بزرگ...
آنگاه كه بدون جنگ و پیكار وارد بابل شدم، همه مردم گام هاى مرا با شادمانى پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریارى نشستم، مردوك خداى بزرگ دل هاى پاك مردم بابل را متوجه من كرد... زیرا من او را ارجمند و گرامى داشتم.
ارتش بزرگ من به صلح و آرامى وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزارى به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلى بابل و جایگاه هاى مقدس اش قلب مرا تكان داد... من براى صلح كوشیدم. من برده دارى را برانداختم، به بدبختى آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خداى خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم كه هیچ كس اهالى شهر را از هستى ساقط نكند.
مردوك خداى بزرگ از كردار من خشنود شد... او بركت و مهربانى اش را ارزانى داشت. ما همگى شادمانه و در صلح و آشتى مقام بلندش را ستودیم...
من همه شهرهایى را كه ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایى كه بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهاى خود بازگرداندم. همه مردمانى كه پراكنده و آواره شده بودند را به جایگاه هاى خود برگرداندم و خانه هاى ویران آنان را آباد كردم. همه مردم را به همبستگى فرا خواندم. همچنین پیكره خدایان سومر و اكد را كه نبونید بدون واهمه از خداى بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودى مردوك خداى بزرگ و به شادى و خرمى به نیایشگاه هاى خودشان بازگرداندم.
باشد دل ها شاد گردد. بشود، خدایانى كه آنان را به جایگاه هاى مقدس نخستین شان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خداى بزرگ برایم زندگانى بلند خواستار باشند. بشود كه سخنان پربركت و نیكخواهانه برایم بیابند. بشود كه آنان به خداى من مردوك بگویند: "به كوروش شاه، پادشاهى كه تو را گرامى مى دارد و پسرش كمبوجیه، جایگاهى در "سراى سپند" ارزانى دار."
من براى همه مردم جامعه اى آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامى مردم اعطا كردم.
نقل قول  
hastiba
Member
درود بر بچه های کتابناک
و درود فراوان بر دوستداران پدر ایران کوروش بزرگ
نقل قول  
utab
Member
برگرفته از کتاب کوروش خورشید ایران زمین نوشته گی راشه نویسنده و محقق فرانسوی

در نخستین ساعات جلوس کوروش بر تخت شاهی ؛بزرگان ماد و پارس برای عرض تبریک به تالار بزرگ آمدند و در برابر کوروش سر فرود آوردند و او را پادشاه بزرگ پارس و ماد و همه اقوام ایرانی خواندند.کوروش در جواب آنها گفت :از همه شما سپاسگزارم اما می خواهم از این پس مرا پادشاه ایران زمین بخوانید چون ماد و پارس و همه اقوام ایرانی ؛ از یک نژاد و تبارند ؛ و با هم برادر و برابرند .و هیچ کدام از آنها بر دیگران برتری ندارند .

کوروش ؛پادشاه ایران زمین ؛جنگاوران ما اژدهاک را که قصد فرار داشت به بند کشیده و از من خواسته اند از تو بپرسم که با او چه کار باید کرد ؟
کوروش در جواب گفت :اژدهاک قصد کشتن مرا داشت ؛اما اهورا مزدای بزرگ تقدیرش این بود که من زنده بمانم و به جای او به تخت بنشینم .به هرحال او پدر بزرگ من است .بگو که دست و پای او را باز کنند .اژدهاک می تواند از این پس در قصر شاهی با عزت و احترام و با خدمتکاران خود زندگی کند .من هم در همه حال احترام او را نگاه خواهم داشت .
اژدهاک که مجذوب بزرگواری کوروش شده بود گفت :کوروش !حقیقت همین است که می گویی مادر برابر اهورامزدا غباری بیش نیستیم .غرور و خودخواهی در تمام این سالها نمی گذاشت که حقیقت را ببینم .بسیاری از پادشاهان و قدرتمندان بزرگ دنیا اسیر همین غرور جنون آمیزند .من همیشه فکر می کردم اهورا مزدا من را بر تخت پادشاهی نشانده ؛و مرا آزاد گذاشته که به دلخواه خود هر کاری می خواهم بکنم .و حالا که به این روز افتاده ام می فهمم که حقیقت چیز دیگری بوده است .اما تو فرزند عزیز من !از سرنوشت من عبرت بگیر و مگذار که غرور جنون آمیز قدرت چشم تو را به روی حقیقت ببندد که وقتی آدمی بر روی تخت می نشیند و همه در برابر او تعظیم می کنند و از او تملق می گویند ؛خواه ناخواه مغرور می شود و گمان می کند که حاکم جان و مال مردم است و به هیچ کس اجازه نمی دهد که برخلاف میل او حرفی بزند و قدمی بردارد.


نقل قول  
من عاشق کوروش کبیرم و براش خیلی احترام قائلم.
ممنون از کتابی که گذاشتین.
نقل قول  
کوروش خواهد آمد و مرا نجات خواهد داد "دانیال نبی"
نقل قول  
utab
Member
لوحی که غیب شد
یازده سال پیش بود؛ یکی از باستان شناسان برای مطالعه روی الواح زرین و سیمین هخامنشی به موزه ملی رفته بود که متوجه شد یکی از آنها نیست!!!!! این موضوع سرآغاز پی بردن به یکی از غم انگیزترین اتفاقات باستان شناسی ایران، یعنی معدوم کردن یکی از این لوح ها بود؛ لوحی که به همراه 3 لوح طلا و نقره دیگر از مهم ترین اسناد تاریخی این سرزمین بود و قیمتی برای هیچ کدام از آنها متصور نیست. اما این لوح از کجا آمد و چه اتفاقی برایش افتاد؟

4 لوح طلا و نقره که در دوره هخامنشیان زیر خاک های کاخ آپادانا دفن شده بود، 2500 سال بعد در همان نقطه یافت شد. ماجرا به آخرین روزهای شهریور ماه سال 1312 برمی گردد؛ یعنی زمانی که سرپرست کاوش های باستان شناسی وقت تخت جمشید، پروفسور "ارنست هرتسفلد" برای مرخصی به آلمان رفت و دستیار او پروفسور "فردریک کِر ِفتر" به همراه سرپرست ایرانی کاوش و چند کارگر عرب در تخت جمشید ماندند. کرفتر که از ابتدای کاوش در کاخ آپادانا به دنبال شباهت هایی مابین این اثر هخامنشی با آنچه پیش از آن در بین النهرین دیده بود می گشت، رفتن هرتسفلد را فرصت مناسبی دید تا فکرش را به مرحله عمل درآورد؛ یک چاله چهارگوش به اندازه تقریبی نیم متر در نیم متر و به ارتفاع نزدیک به 15 سانتی متر که در زاویه شمال غربی تالار مرکزی آپادانا بود، توجه کرفتر را جلب کرده بود. او حدس می زد که باید در این چاله سند مهمی از دوره هخامنشیان مدفون باشد، برای همین دستور حفاری داد. پس از چندی در عمق 80 سانتی متری خاک و پس از برداشتن تخته سنگ ناهموار و بزرگی، جعبه سنگی چهارگوش، زیبا و منظمی را دیدند که درون آن 2 لوح (یکی زرین و دیگری سیمین) به خط میخی قرار داشت. همچنین زیر جعبه و درون خاک 4 سکه طلا و 2 سکه نقره مربوطه به دوره هخامنشی هم دیده می شد. 2 روز بعد یعنی 30 شهریور ماه ، به دستور کرفتر گوشه جنوب شرقی تالار مرکزی آپادانا هم مورد کاوش قرار گرفت که مجدداً جعبه سنگی دیگری پیدا شد که درون آن هم 2 لوح زرین و سیمین و 6 سکه هخامنشی قرار داشت.

رضا خان که از مضمون نوشته الواح مطلع می شود، اعلام می کند که این الواح قباله کشور ایران است و با آثار مکشوفه از تخت جمشید نباید مثل حفاری باستان شناسی شوش رفتار شود. در آن زمان طبق قراردادی میان فرانسوی ها با دولت ایران، هرآنچه از حفاری در شوش به دست می آمد به صورت مساوی میان فرانسه و ایران تقسیم می شد (چه عادلانه!!!). پس از آن 2 لوح زرین و سیمین راهی موزه ملی می شود و و 2 لوح دیگر به موزه سلطنتی کاخ گلستان سپرده می شود. با ساخته شدن برج آزادی تهران، به دستور محمدرضا پهلوی، 2 لوح زرین و سیمین موزه کاخ گلستان به موزه آزادی برده می شوند و تا انقلاب اسلامی همان جا می مانند. پس از آن ، هر دو لوح به موزه ایران باستان فرستاده می شوند اما شماره ثبت الواح تازه وارد با دو شی ء دیگر تداخل پیدا می کند و یک نفر از این موضوع آگاه می شود: ن.م، باستان شناس!! رئیس اسبق موزه ملی ایران و امین اموال وقت الواح زرین و و سیمین هخامنشی.
داریوش شاه می گوید: "این کشوری است که من دارم از سکستان تا آن سوی سغد و تا کوشا (حبشه) و از هند تا اسپارت، که اهورامزدا به من بخشیده است. اهورامزدا مرا و خاندانم را پاس دار." این متن، بخشی از ترجمه متنی بود که به 3 زبان پارسی باستانی، ایلامی و بابلی روی لوح نوشته شده بود. درازا و پهنای هر لوح 33 سانتی متر و قطر آن یک و نیم میلی متر بوده است.
نقل قول  
vahidalavi
Member
سلام.چو ایران مباشد تنه من مباد
نقل قول  
شاید سالهای سال باشد که اتش امپراتوری پارس خاکستر شده باشد.اما روزی فرا خواهد رسید که ز خاکستر ها ققنوس برخیزد و ان هنگام اتش سالهای سال سکوت مردم ایران زبانه خواهد کشید و بار دیگر مردمی از سرزمین پارس از شرق تا چین واز غرب تا دروازه های روم حکمرانی میکنند و تمام دشمنان این مرز وبوم در اتش قهر ایران خواهند سوخت.ان روز نزدیک است...
نقل قول  
A Behrooz
Member
با مایی؛رفتی ولی خونت در خاک ایران و جانمان میجوشد؛و بدان بیشتر از هر زمان افسوس نبودنت را میخوریم؛
نقل قول  
atut2
Member
آسوده بخواب کوروش که ما هم همه خوابیم
نقل قول  
hasan mansori
Member
همواره نگهبان کیش یزدان باش اما هیچ قومی را وادار مکن که از کیش تو پیروی کنند وپیوسته به خاطر داشته باش که هر کسی ازاد است که از هر کیش که میل دارد پیروی کند کورش کبیر
نقل قول  
hasan mansori
Member
به نام کورش به عشق داریوش به یاد کاوه تورا ای کهن بوم وبر دوست دارم ممنون
نقل قول  
مسعود N
Member
باران باش و ببار و نگو کاسه های خالی از آن کیستهمین کافی ست
نقل قول  
Saddist
Member
البته معنیِ اصلیِ کتاب : منم کوروش شهریار روشنایی ها نیست!!!


I Cyrus the Lord of the Light

من .. کوروش .. خدایِ نور (روشنایی)

که البته این به یه نظریه برمیگرده .. که خوش ندارم .. اینجا توضیحش بدم .. اما راجع به ادعایِ خداییِ کوروش ست!!!

شاید در همین جا یا جایی دیگر .. اما در زمانی دیگر .. به تفصیل توضیح دادم!!
نقل قول  
KuRoSh66
Member
مرسی عزیز
کوروش بزرگ مرد جهان
نقل قول  
mahd69218
Member
ما ایرانیان هر چه داریم از بزرگ مردان تاریخ مثل کورش کبیر و دیگر بزرگان داریم.
(همیشه بزرگ خواهند ماند)
فقط نمیدانم چرا در این دوره از انها کمتر یادمیشه وکم کم دارند این بزرگان رو از تاریخ ما بیرون میکنند/شاید به نفعشونه؟
نقل قول  
sina_cyrus
Publisher
بعضي ها ميگن cyrus لقب بوده!!!!!
اينكه كوروش بزرگ كوروش دوم شكي نيست اما لقب نبوده
اسم اون اشخاص بوده
حتما گزنفون كه تو محضر كوروش بوده نفهميده كه لقبه؟!!!وگرنه تو كتاب سيرت كوروش بزرگ مينوشت
درباره ذوالقرنين هم بد نيست كتاب تفسير الميزان رو بخونين ببينين چه موشكافي كردن استاد
ميگين آيين زرتشت اختراع نشده بوده؟مگه دين هم اختراع ميشه؟!!!!!
بعضي ها هم ميگن اين كتابا غير مستندن؟!
اگه شرح كتاب رو بخونين ميبينين كه (این کتاب نتیجه ی باز خوانی الواح و کتیبه های کهن بویژه سنگ نبشته های دوره ی هخامنشی است که توسط سید علی صالحی بازسرائی شده. کوروش مصلح ترین و دانا ترین رهبر ایران باستان است...این مجموعه متشکل از 4 منشور کوروش هخامنشی به نامهای 1.منشور پارسوماش 2.منشور پرشیا 3.منشور شوشیانا و 4.منشور پاسارگاد است.)
لابد عقلشون هم نميرسه كه 7آبان رو روز جهاني كوروش بزرك كردن
نفهميدن كه اسم نيست و لقبه!!!!!!!وگرنه اسمشو پيدا ميكردن و ميگفتن
يكم مطالعه بد نيست
تنها با پاورقي 2و3 تا كتاب نميشه نظر داد
نقل قول  
Saddist
Member
سلام
دوستان شاید برخی از شما ندونید که کوروش یا cyrus در دوران هخامنشیان یک جور لقب برای شاهان به حساب میامده.پس میشه گفت نام اصلی کوروش اول هخامنشی cyrus I ,یا همون کوروش کبیر,چیز دیگری بوده.اصلاً توی همین سلسلهء هخامنشی خودمون سه چهارتا یاشاید بیشتر کوروش داشتیم که چندتا از اونا حتی از درجهء یک فئودال محلی هم بالاتر نرفته و هرگز شاه نشده اند.
(به تاریخ هرودوت مراجعه کنید)
البته این نظر منه که طی تحقیقات به اون رسیدم :
در زمان کوروش کبیر یعنی 500 تا 600 قبل از میلاد که آیین زردشت هنوز اختراع نشده بوده,و چون منشاء تمدن آریاییان هند و ایران در یک منطقه شکل گرفته, از این رو ایرانیان به خدایان هندویان یا خدایان مشترک اعتقاد داشتند.که یکی از اونا yama یا ییما خدای مرگ در مذهب برهماست که اتفاقاً دوتا شاخ خوشگل هم روی سرش داره.
به نظر من میتونه منشاء نام گزاری ییما-خشتریه یا جمشید-شاه (ییما همون جم یا جمشید در زبان فارسی میانه) و (خشتریه همان کشتریا یا شاه ,اولی به زبان هندی و دومی به فارسی میانه) در اسطورهء حکیم فردوسی باشه.
و صدالبته که کوروش کبیر از نظر بسیاری از تاریخ شناسان که با رویکرد اسطوره شناسانه به تاریخ نگاه میکنن (مثل ابوالکلام آزاد) همون ذوالقرنین به حساب میاد که البته تاجی رو بر سر میگزاشته که به خاطر دوشاخ طلایی روی اون تدائی کنندهء ییما خدای مرگ و زندگی در اساطیر هندوئیسم هست.
متاسفانه جا واسه اطلاعات بیشتر نیست . . .
نقل قول  
nostalgia
Member
عجيب نيست
ميتونست 100نفر باشن
ولي دعا ميكنم با اسكندر جان محشور بشن
اين دوستان
نقل قول  
nostalgia
Member
من کوروش هستم ، شاه هخامنشي
اي مردي که هر که هستي و از هر کجا مي آيي
زيرا ميدانم که خواهي آمد
من کوروش هستم که به ايرانيان شاهنشاهي بخشيد .با من مشاجره مکن يگانه چيزي که هنوز براي من باقي مانده است
يک مشت خاک ايران است که پيکر مرا پوشانده.
نقل قول  
sina_cyrus
Publisher
مورد تنفر 10 نفر؟؟؟!!!!!
اخه چرا؟
به نظرتون كتابو خوندن؟
نقل قول  
sina_cyrus
Publisher
اگه کتاب سیرت کوروش بزرگ رو که نوشته ی گزنفون حکیم یونانی است رو بخونین بهتر هم میشناسینش-چون خود گزنفون تو رکاب کوروش بزرگ بوده و دیده هاشو نوشته
از کودکیش تا رحلتش رو نوشته
نقل قول  
titijaan
Member
mitradata
میتراداتای عزیز
سلام
فرموده اید:
"...و چون بین زمان سرایش شاهنامه و دوره ظهور هخامنشیان بیش از 1000 سال فاصله بوده و از طرفی منابع تاریخی ایرانیان هم بر اثر تهاجمات اقوام بیگانه (مقدونیها و اعراب ) از بین رفته بود بنا براین طبیعی بوده که مردم از وجود کوروش و اصولا سلسله هخامنشیان اطلاعی نداشته اند."

به جنابعالی توصیه می کنم یک بار دیگر شاهنامه را دقیقاً تورقی بفرمایید.

چگونه است که نام اسکندر مقدونی با تعظیم و تکریم تمام در شاهنامه آمده است (نامه باستان-ویرایش و گزارش شاهنامه فردوسی- دکتر میر جلال الدین کزازی- جلد هفتم- از پادشاهی اسکندر تا پادشاهی بهرام گور) اما از کوروش کبیر هیچ و هیچ و هیچ؟

چگونه است که از پیش از اشکانیان (ورود سپاه خونخوار و غارتگر اسکندر) هم به تفصیل تمام توصیف می شود (البته نه با طعن و لعن- بلکه با تعظیم و تکریم) ولی از قبل از آن هیچ و هیچ و هیچ؟

این چگونه فراموشی است که دقیقاً آن جایی را که به هخامنشیان و علت سقوط این سلسله مربوط می شود نشانه رفته است؟

چه دلیل یا دلایلی باعث این فراموشی مدیریت شده گردیده است؟

می دانیم اسکندر مقدونی به ایران یورش آورد و طومار سلسله ی هخامنشیان را درهم پیچید.

نباید شگفت دانست که اسکندر را به یاد داشته اند ولی هیچ یادکردی نمی شود از شاهی که به دست همین اسکندر از تخت بزیر کشیده شد؟

این موضوع واقعاً این قدر ساده و طبیعی است که دوستان را به شگفت نمی آورد؟

اگر پاسخی هست بفرمایید بهره مند شویم.

موفق و خوش باشید.

(لطفاً حیطه ی بحث را به وادی اهانت و هتاکی و بدزبانی و انگ زدن نکشانیم تا بتوانیم به پرسش های یکدیگر- مودبانه و محققانه پاسخ دهیم)

نقل قول  
pooyan b
Member
7 ابان روز جهانی کوروش گرامی باد
همه ی دنیا فهمیدن کوروش کی بوده اون وقت ما حتی تو تقویم هم اسمی ازش نداریم
یاد یه شعری میافتم
در ایران تا بود ملا و مفتی به روز بدتر از این هم بیافتی
نقل قول  
بیاین ایرانمان را همچون گذشته سرافراز و سربلند کنیم وباعث بالیدن نیاکانمان به خودمان باشیم ایران با امید زنده است با امید دشمنان را ناامید کنیم ودوستدارملل جهان باشیم
نقل قول  
mehradd
Member
فرمان دادم بدم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزای بدنم خاک ایران را تشکیل دهد کوروش کبیر
نقل قول  
jingelbert11
Member
روزي كوروش در حال نيايش با خدا گفت: خدايا به عنوان كسي كه عمري پربار داشته وجز خدمت به بشر هيچ نكرده از تو خواهشي دارم. آيا مي توانم آن را مطرح كنم؟خدا گفت: البته!

- از تو ميخواهم يك روز، فقط يك روز به من فرصتي دهي تا ايران امروز رابررسي كنم.سوگند مي خورم كه پس از آن هرگز تمنايي از تو نداشته باشم.

- چرا چنين چيزي را ميخواهي؟ به جز اين هرچه بخواهي برآورده ميكنم، اما اين را نخواه.

- خواهش مي كنم. آرزو دارم در سرزمين پهناورم گردش كنم و از نتيجه سالها نيكي و عدالت گستري لذت ببرم. اگر چنين كني بسيار سپاسگذار خواهم بود واگر نه، باز هم تو را سپاس فراوان مي گويم.

خداوند يكي از ملائك خود را براي همراهي با كوروش به زمين فرستاد و كوروش را با كالبدي، از پاسارگاد بيرون كشيد. فرشته در كنار كوروش قرار گرفت.كوروش گفت: «عجب!اينجا چقدر مرطوب است!» و فرشته تاسف خورد.

- ميتواني مرا بين مردم ببري؟ ميخواهم بدانم نوادگان عزيزم چقدر به ياد من هستند.

و فرشته چنين كرد. كوروش براي اينكار ذوق و شوق بسياري داشت اما به زودي نااميدي جاي اين شوق را گرفت. به جز عده ي اندكي، كسي به ياد او نبود.كوروش بسيار غمگين شد اما گفت: اشكالي ندارد. خوب آنها سرگرم كارهاي روزمره ي خودشان هستند. فرشته تاسف خورد.

در راه مي شنيد كه مردم چگونه يكديگر را صدا ميزنند: عبدالله! قاسم! …

- هرگز پيش از اين چنين نام هايي نشنيده بودم!

فرشته گفت: اين اسامي عربي هستند و پس از هجوم اعراب به ايران مرسوم شدند.

- اعراب؟!

- بله. تو آنها را نمي شناسي. آن موقع كه تو بر سرزمين متمدن و پهناورايران حكومت مي كردي و حتي چندين قرن پس از آن، آنها از اقوام كاملا وحشي بودند.

كوروش برافروخت: يعني مي گويي وحشي ها به ميهنم هجوم آورده و آن را تصرف كردند؟!پس پادشاهان چه مي كردند؟!

فرشته بسيار تاسف خورد.

سكوت مرگباري بين آنها حاكم شده بود. بعد از مدتي كوروش گفت: تو مي داني كه من جز ايزد يكتا را نمي پرستيدم. مردم من اكنون پيرو آييني الهي هستند؟

- در ظاهر بله!

كوروش خوشحال شد: خداي را سپاس! چه آييني؟

- اسلام

- چگونه آييني است؟

- نيك است

و كوروش بسيار شاد شد. اما بعد از چندين ساعت معني در ظاهر بله را فهميد …

- نقشه فتوحات ايران را به من نشان مي دهي؟ مي خواهم بدانم ميهنم چقدر وسيع شده.
وفرشته چنين كرد.

- همين؟!

كوروش باورش نمي شد. با نا باوري به نقشه مي نگريست.

- پس بقيه اش كجاست؟ چرا اين سرزمين از غرب و شرق و شمال و جنوب كوچك شده است؟!

و فرشته بسيار زياد تاسف خورد.

- خيلي دلم گرفت ، هرگز انتظار چنين وضعي را نداشتم. مي خواهم سفر كوتاهي به آنسوي مرزها داشته باشم و بگويم ايران من چه بوده شايد اين سفر دردم راتسكين دهد.

فرشته چنين كرد، تازه به مقصد رسيده بودند كه با مردي هم كلام شدند. پس ازچند دقيقه مرد از كوروش پرسيد: راستي شما از كجا مي آييد؟ كوروش با لبخندي مغرورانه سرش را بالا گرفت و با افتخار گفت:

ايران!

لبخند مرد ناگهان محو شد و گفت : اوه خداي من، او يك تروريست متحجّر است!

عكس العمل آن مرد ابدا آن چيزي نبود كه كوروش انتظار داشت. قلب كوروش شكست…

- مرا به آرامگاهم باز گردان.

فرشته بغض كرده بود: اما هنوز خيلي چيزها را نشانت نداده ام، وضعيت اقتصادي، فساد، پايمال كردن …

كوروش رو به آسمان كرد و گفت: خداوندا مرا ببخش كه بيهوده بر خواسته ام پافشاري كردم، كاش همچنان در خواب و بي خبري به سر مي بردم.
نقل قول  
hesam_hma
Member
پیامبر من کوروش است .
نقل قول  
angil
Member
به کوروش بنازید ای فرزندان ایران زمین...
نقل قول  
persianking
Publisher
این هم یکی از مغلطه های آشنای ایران ستیزان است. چرا نام کوروش در شاهنامه نیامده؟ پس کوروش وجود خارجی ندارد!!!
در لینک زیر پاسخی مستدل به این ادعای نادرست داده شده است:
http://www.kohandezhngo.blogfa.com/post-100.aspx
نقل قول  
mmedi2011
Member
باسلام
پيشاپيش سالروز قيام ملي " كاوه آهنگر " بر ضحاك تازي .. 16 مهر "جشن مهرگان" بر تمامي تاريخ دوستان عزيز را شاد باش

رض مي نمايم . مهرگانتان شاد باد ..
نقل قول  
mitradata
Member
titijan عزیز جوابش خیلی ساده س به خاطر اینکه ارتباط تاریخی بین ایرانیان در صدر اسلام و حتی در زمان ساسانیان با گذشته تاریخی خودشون (تاریخ هخامنشیان قطع شده بود )تذکر اینکه اون موقع نه علم باستان شناسی داشتیم و نه پژوهشهای تاریخی گسترده بنا براین بیشتر وقایع تاریخی سینه به سینه و شفاهی بین مردم نقل میشده و چون بین زمان سرایش شاهنامه و دوره ظهور هخامنشیان بیش از 1000 سال فاصله بوده و از طرفی منابع تاریخی ایرانیان هم بر اثر تهاجمات اقوام بیگانه (مقدونیها و اعراب ) از بین رفته بود بنا براین طبیعی بوده که مردم از وجود کوروش و اصولا سلسله هخامنشیان اطلاعی نداشته اند.
نقل قول  
titijaan
Member
دوستان!

یک پرسش مهم


نام کوروش چند مرتبه در شاهنامه آمده است؟


پاسخ: هیچ مرتبه


چرا؟ نمی دانم.

هر کدام از دوستان علت اش را می دانند بفرمایند بهره مند بشیم.
نقل قول  
arya58
Member
خوندن این کتاب رو به همه دوستان توصیه میکنم افتخار کنید به هویتتون که عزیزان ایرنی
نقل قول  
filis
Member
اي كاش نوشته هاي پرويز رجبي و ناصر پورپيرار را نميخواندم تا از سر كنجكاوي پي آن را بگيرم و تحقيق و مطالعه كنم تا ديگر نتوانم مثل قبل به كوروش افتخار كنم.
نقل قول  
pedrammardep
Member
به امید ظهور ایرانشهر سوم
نقل قول  
farvehar
Member
عشق است ایران ...
نقل قول  
elhams
Member
کورش تو نخواب که ملتت در خواب است
آرامگهت غرقه به زیر آب است
این بار نه بیگانه که دشمن ز خود است
صد ننگ به ما که روح تو بی تاب است
نقل قول  
elhams
Member
باید خوشحال بود که کورش بزرگ ما الان در بین مانیست تا ننگی رو که بر پیشانی ایران و ایرانی زده شده ببینه.....
ای کاش همه ی مردمان ایران همانند کورش روح بزرگ و اندیشه ی والا داشتند تا ایران همچنان که در زمان او بود باقی می ماند....
نقل قول  
matinmatin
Member
چه بودیم و چه شدیم - خوش بحال گذشته و افسوس بر امروز ما
نقل قول  
parisa10
Member
سلام
خيلي خرسندم كه دوستان گرامي اين چنين شيفته ي پيشينه ي پرافتخار كشورشون هستند .
اي كاش امروز به جاي افسوس خوردن و آه كشيدن ، كمي به خودمون ميومديم و ميديدم كجا بوديم و چي شديم .
و به جاي ايستادن و پشت سر رو تماشا كردن ، گامي به جلو بر ميداشتيم ....
از نويسنده ي گرامي براي نگارش اين كتاب سپاسگزاري ميكنم .
نقل قول  
silla
Member
درود بر اريايي و ايراني
جاري باشيد
نقل قول  
reza1354
Member
کوروش مایه افتخار هر ایرانی در سراسر دنیا تا قیامت خواهد بود
نقل قول  
AVIN 2
Member
به ایران باستان و پادشاه جهانی کوروش میبالیم
نقل قول  
namas saba
Member
کتابهای اینچنینی واسه جامعه امروزی ضروریند تامردم بخونن بفهمن بدونن گذشته های ما چی بودن؟؟؟
به کجا داریم میریم ما..........
نقل قول  
چو ایران نباشد تن من مباد
به این بوم و بر زنده یک تن مباد

نقل قول  
بنظر من نسل جوان ايراني بايد دنبال گنجينه باستاني و اجدادي خود باشد
نقل قول  
hosseinr608
Member
عالیه حرف نداشت مرسی
نقل قول  
سروش55
Member
بسيار عالي بود ، اميد است گذشته غرور آفرين ما انگيزه كار و تلاش براي آباداني اين سرزمين اهورايي را دوچندان كند.
نقل قول  
pedar
Member
خیلی کتاب خوبیه.
نقل قول  
skeptic ism
Member
در شرایط امروزهیچ چیزخطرناکترازدل بستن به کامیابیهای دیروزنیست .تافلر

آدم خوش بین درهرمصیبتی ، فرصتی رامی بیند وآدم بدبین درفرصتی ، مصیبتی را !
نقل قول  
hamid101860
Member
كتاب زيباييست پر از نكات ارزنده براي ايرانيهاي عزيز كه به يادآوري بزرگي ايرانزمين علاقه دارند.
اميدوارم فقط خواندن تنها نباشد و درس هم بگيريم و براي مجد ايرانزمين بكوشيم.
نقل قول  
saeedehkfa
Member
نسخه موبایلش اگه بود خیلی خوب میشد
نقل قول  
kazi
Member
من ایرانی ام ازنسل داریوش و کوروش که ایران را ساختند ولی اکنون از یادها رفته اند. کاش امروز هم یک ایرانی واقعی مثل داریوش یا کوروش یا . . . درجایگاه هدایت بود.

زنده باد ایران و ایرانی
نقل قول  
mmatin
Member
بسیار عالی است- سپاسگذار
نقل قول  
m_rabani
Member
ممنون وتشکر
نقل قول  
kany1353
Member
لطف کنید کتاب آموزش خط های باستانی را در سایت کتابناک قرار دهید تا استفاده نمائیم.ممنون از لطف شما
نقل قول  
bardia_ezadmehr
Pro Member
نزدیکترین جشن: امردادگان 7 مرداد.
نقل قول  
bardia_ezadmehr
Pro Member
بیاید جشن های ایران باستانو وارد تقویم کنیم شکوه اجدادو بیاد بیاریم بیایید کمک
نقل قول  
ashaa
Pro Member
ز دهقان و از ترك و از تازيان نژادي پديد آيد اندر ميان

نه دهقان نه ترك و نه تازي بود سخنها به كردار بازي بود

گروهي از ايشان بپوشند سياه ز ديبا نهند از بر سركلاه

نه تخت و نه تاج و نه زرين كفش نه افسر نه گوهر نه بر سر درفش

زپيمان بگردند و از راستي گرامي شود كژي و كاستي

كشاورز جنگي شود بي هنر نژاد و بزرگي نيايد ببر

شود بنده ي بي هنر شهريار نژاد و بزرگي نيايد بكار

بريزند خون از پي خاسته شود روزگار بد آراسته

زيان كسان از پي سود خويش بجوبند و دين اندر آيند پيش

قضا چون ز گردون فرو هشت حد همه عاقلان كور شوند و كر

چو ايران نباشد تن من مباد بدين بوم و بر زنده يك تن مباد ....

نقل قول  
Ashvazdangahe
Member


به کوروش چه خواهیم گفت اگر سر برآرد ز خاک
اگر باز پرسد ز ما ، چه شد دین زرتشت پاک؟
چه شد ملک ایران زمین؟ کجایند مردان این سرزمین؟
چرا حال ایران زمین ناخوش است؟ چرا دشمنش این چنین سرکش است؟
چرا ملک تاراج می شود؟ جوانمرد محتاج می شود؟
بگو کیست این ناپاک مرد؟ که بر تخت من این چنین تکیه کرد؟
نقل قول  
samira8270
Member
چرا با وجود چنين اجدادي ، كار ما به اينجا كشيده ؟؟؟؟؟!!! .......متاسفانه پند شهريار بزرگ رو نفهميديم : هوشيار و زيرك نبوديم و كردار نيك ما را دزديدند!
نقل قول  
Roya-ru70
Pro Member
درست بر عكس وضعيت فعلي



زنده بااااااااااااااااااااااااااااد كوروش
نقل قول  
Roya-ru70
Pro Member
تنها زيره سايه كوروش ملت ايران طعم اقتدار و چشيدن



نقل قول  
jingelbert11
Member
سلام
قبلا خونده بودم پیشنهاد می کنم بخونید و ببینین 2500 سال پیش پدرمون چه طرز فکری داشت

و در جواب تو دوست عزیز کتابناکیم
shasa8053

بله متاسفانه تاریخ هخامنشی تو کتابای درسی فقط چند خط جا داره بقیه اش بر میگرده به قاجار های با کفایت که واقعا ترکوندن مملکت داری رو

به امید سوشیانت. . . .
نقل قول  
Mahsaa
مدير ارشد
واقعا تاریخ هخامنش از کتابهای درسی مدارس حذف شده یا شایعه است ؟؟؟
نقل قول  
zeus2
Member
عالیه
barik!!!
نقل قول  
كوروش خواهد امد و ما را نجات خواهد خواهد داد
نقل قول  
nasim255
Member
ما باید از کوروش یاد بگیریم. کوروش مثل پیامبران است.
نقل قول  
hamedk2
Member
عالی بود
نقل قول  
بازه
Member
دوستانی که علاقه مند به گذشته درخشان این مرز و بومند حتما کتاب سرزمین جاوید را مطالعه کنند.
نقل قول  
بازه
Member
فقط باید گفت سپاس
نقل قول  
hadim
Member
عالی است ممنون
نقل قول  
iran0631
Member
دورود وسپاس
خوبه گاهی ببینیم از کجا آمده ایم
نقل قول  
nomokgarma
Member
khub ast mersi.
نقل قول  
poneh
Member
سلام لطفا در مورد تاریخ های اولیه هم کتاب بگذارید
نقل قول  
roshanak89
Member
عالیه . واقعا لذت بردم.
دستتون درد نکنه
نقل قول  
faith
Member
كوروش، پدر پاک پایمردان پیروز ایران پاینده.
نقل قول  
sharzeb2000
Member
کورش بزرگترین مرد قابل احترام تاریخ ایرانه...دوستت دارم کورش.کاش دوباره تکرار می شد
نقل قول  
samaneh1368
Member
بینهایت متشکرم.من دیوونه ی هخامنشیان هستم و کورش کبیر رو به حد پرستش دوست دارم.اون قهرمان منه
نقل قول  
gulfofpersia
Publisher
شهنشاها سر از خاک بردار ایران ببین
که بی تو خراب است ملک ایران زمین
(به کوروش بزرگ)
نقل قول  
yasserzapata
Member
اگه روزی ازدواج کنم اسم پسرمو می زارم کوروش . من کوروش کبیرو خیلی دوست درم.
نقل قول  
aramesh
Member
مرسی از کتابی که گذاشتین عزیز. میشه در مورد تفکرات کوروش بیشتر موضوع بزارین.. بازم مرسی
نقل قول  
sara-sina
Publisher
یکی از مفاخر تاریخ ما بی شک دوران شکوهمند هخامنشی است . افسوس !!!
نقل قول  
Roya-ru70
Pro Member
فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت دفن کنند

تا ذره ذره ی بدنم خاک ایران را تشکیل دهد
نقل قول  
melena
Pro Member
کوروش آرام بگیر در بستر
ملک ما بی تو گشت خاکستر
سد به راه تمدن ما بستند
بی تمدن چه فرق بااستر
نقل قول  
saeedhadiloo
Member
ایران ابادو سر بلند خواهد به دست جوانان این خاک پاک
نقل قول  
mansoor2010
Member
پاینده باد ایران زمین درود برشما
نقل قول  
gryphon1372
Member
درود بر کوروش
نقل قول  
3ydal
Member
همه جان و تنم وطنم وطنم وطنم وطنم
نقل قول  
pari3380
Member
كاش عقايد و آرمانهاي كورش كبير هم اكنون در ايران اجرا ميشد
نقل قول  
jamzari
Member
پاینده ایران
نقل قول  
loder110
Member

زنده باد ایرانی
پاینده باد آبادانی
درود بر آزادگان ایرانی
نقل قول  
_sarmadireza
Member
جاوید سرزمین پارس - خشنود روح بزرگ کوروش
نقل قول  
kheyli bahal
Member
كوروش بزرگ: خداوندا مملكت مرا از خشكسالي؛دشمن و دروغ حفظ بفرما
نقل قول  
hr_mostafavi
Member
واقعا انسان از خواندن كتابهاي مربوط به داريوش و كوروش لذت ميبرد .
نقل قول  
sanna
Member
مرسی ، خیلی عالی بود .
به نظرم کوروش باعث افتخار هر ایرانیه .

" و اینحا زادرود بزرگ من است
و ما را و خان ومان ما را گزندی نخواهد رسید
مگر به روز نادانی
مگر به روز غفلت
مگر به روز ریا ... " کوروش شهریار روشنایی ها

نقل قول  
AKBAR-ABBASI
Member
سربازی که فرصت تفکر نداشته باشد همیشه یک سر باز باقی می ماند(کوروش کبیر)
نقل قول  
kheyli bahal
Member
تاريخ پيش از اسلام خوندن داره
نقل قول  
ممنون خیلی عالی بود
وقتی کتابهایی درباره کورش وداریوش می خوانم بیشتر از همیشه به ایرانی بودن خودم افتخار میکنم
نقل قول  
لتکا
Member
ممنون خیلی عالی بود
وقتی کتابهایی درباره کورش وداریوش می خوانم بیشتر از همیشه به ایرانی بودن خودم افتخار میکنم
نقل قول  
fsemsarha
Member
ایران را دوست دارم
نقل قول  
vahidoranium
Member
خيلي ممنون متشكرم
نقل قول  
مریم-مهر
Pro Member
خانم soli 67 کتابتون خیلی قشنگه. من عاشق این کتابها هستم.
عالی بود. ممنون
نقل قول  
shide
Member
soli67
کتاب هاتون عالین.
نقل قول  
shide
Member

فرمان دادم
بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند
تا
اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد.
نقل قول  
minerva
Member
ممنون خیلی زیاد
نقل قول  
arashk7781
Member
کاش تمام جوانان کشورمان به تاریخ غنی خود آگاهی پیدا کنند. از شما ممنون
نقل قول  
خوب
Member
خواهشمندم کتاب های بیشتری در مورد تاریخ کشورمان ایران در سایت قرار دهید.
نقل قول  
shahab2005
Pro Member
ممنون از این کتاب . .
نقل قول  
sia_1362
Member
کتاب جالبی بود دست فرستندش درد نکنه.
نقل قول  
ametis
Member
اي كاش كتابهاي بيشتري در مورد تاريخ خودمان داشتم واقعا جاي تاسف دارد كه نسل امروزي چيزي در مورد تاريخ كهن خودمان نمي‌دانه
نقل قول  
bahooneh
Pro Member
معركه بود سولي...
ممنون
نقل قول  
idehpardazan
Member
کوروش مصلح ترین و دانا ترین رهبر ایران باستان است...
روحش شاد
نقل قول  
idehpardazan
Member
با سلام
با تقدیم احترام به همه دوستان، تشکر ویژه از فرستنده کتاب دارم که به پیشینه و تاریخ پرافتخار این مرز و بوم پرداخته و دل تمامی میهن دوستان رو شاد کرده. برای ایشون و همه عزیزان آرزوی موفقیت دارم
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You