Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی دوره رایگان رهایی از کمال گرایی

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

منم کوروش، شهریار روشنایی‌ها(ملهم از کتیبه‌های کهن)

منم کوروش، شهریار روشنایی‌ها(ملهم از کتیبه‌های کهن)

نویسنده:
این کتاب نتیجه ی باز خوانی الواح و کتیبه های کهن بویژه سنگ نبشته های دوره ی هخامنشی است که توسط سید علی صالحی بازسرائی شده. کوروش مصلح ترین و دانا ترین رهبر ایران باستان است...این مجموعه متشکل از 4 منشور کوروش هخامنشی به نامهای 1.منشور پارسوماش 2.منشور پرشیا 3.منشور شوشیانا و 4.منشور پاسارگاد است.

کوروش خواهد آمد و مرا نجات خواهد داد "دانیال نبی"

به هرسرانجام این باز سرایی آزاد ، مولود تعبیر من از حیات و حضور و عظمت انسانی است که ستم ستیز بود ، مصلح بود ، عدالت طلب بود و آزادی خواه او پسر ماندانا و کمبوجیه ، جز شکوه و سرافرازی مردم و میهن و مدنیت جهان خویش ، دغدغه ی دیگری نداشت

حق تکثیر :
تهران:انتشارات ابتکار نو، ‏‫‏‏چاپ سوم ۱۳۸۹.

» کتابناکهای مرتبط:
Ancient Persia: from 550 BC to 650 AD
تاریخ جامع ایران (جلد نهم)
تاریخ علم در ایران (جلد دوم)

آگهی
نسخه ها
4.6 / 5
با 1598 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 185
۱۳۸۸/۰۴/۰۹


پاسخنگارش دیدگاه
sigarian
Member
پیشنهاد میکنم که سخنرانی استاد رائفی پور در مورد ذوالقرنین را نیز گوش کنید

ایشان با تحقیقی که انجام داده بررسی میکند که آیا ذوالقرنین اسکندر است یا کوروش یا اینکه ......
گوش کردن این سخنرانی خالی از لطف نیست!
نقل قول  


به کتاب ذوالقرنین نوشته «ابوالکلام آزاد» رجوع کنید

.
نقل قول  
گر از یونانیان بپرسبم؟میگن اسکندر
اگر از رومیان بپرسیم ؟میگن سزار
اگه از پدر تاریخ هردوت یا کزنفون بپرسیم؟میگن هر که پول زیادی داد
به نظر من باید فقط در باره ذوالقرنین از سخنان دانیال نبی بهره بردو100%این لقب کوروش بزرگ است زیرا:
معنی ذوالقرنین:گرفته شده از چیزی شبیه به دو شاخ قوچ
دانیال نبی به قومش ظهور یک منجی راوعده داد زیرا در خواب خود دیده فردی انسان نما با دو شاخ از سمت شرق خواهد امد واز هر شاخ شاخه هایی بلند که بر تمام دنیا سایه می افکند که همانا این سایه ازادی است .
من یک دلیل محکم برای این مسله دارم که اگر این حرف دروغ است پس چرا دانیال وقومش تا به امروز کوروش را میپرستنند ودانیال تا اواخر عمر خود را مرید کوروش دانسته وهمانگور هم که میدانید ارامگاه او شوش روبروی کاخ اپادانا میباشد
پس نه تنها ذوالقرنین برازنده اوست بلکه کوروش بزرگ فرستاده خدا وپیام اور ازادی میباشد ونشانه او هم همان منشور اوست
پس همانگونه که یک یهودی خبر امدن پیامبر اسلام را داده ؟ایا دانیال نبی از ان شخص کمتر بوده؟
پس باز هم اگر ادمهایه بدون اصل ونصب دوست دارنند ذوالقرنین لقب یکی دیگر است پس بدانند که برای ما اصلامهم نیست زیرا اگر کوروش بزرگ چنگیز مغول باشد باز انقدر بزرگ ومقدس میباشد که هر لحظه همانند پروانه به گرد او میگردم وجانم را تقدیم او خواهم کرد

.
نقل قول  

برای اطلاعات کامل می توانید به کتاب "قصه های قرآن"اثر آیت الله مکارم شیرازی رجوع کنید ص475تا ص485در این کتاب تمامی شواهد به ثبت رسیده است

.
نقل قول  
تاکیدی بر یگانگی شخصیت کوروش و ذی القرنین نوشته محمد کاظم توانگرزمین انتشارات نوید شیراز

با نگاهی به آیات مربوط به ذی القرنین میتوان چند مشخصه اصلی فرد مذکور را دریافت که بعدا با مقایسه بین این مشخصات و مستندات تاریخی تا حد زیادی به شخصیت واقعی وی نزدیک شد 1-مکنت در زمین 2-ایمان به پروردگار عالم و روز جزا3-حرکت به سوی غرب تا جائی که خورشید در چشمه ای تار غروب میکند 4-حرکت به سوی شرق تا آنجا که مردمی را دید که میان آنها و آفتاب ساتری نبود5-ساختن یک سد دفاعی بین دو سد طبیعی6-احسان و دادگری و پرهیز از ظلم و ستم 7-رعیت پروری و انجام وظایف حکومتی از خزانه حکومت نه از کیسه مردم 8-شرکت دادن مردم در کارهای عام المنفعه9-اداره و انجام امور بر اساس مدیریت قوی و تصمیم گیری صحیح و سریع و بر اسا س طرحهای عاقلانه
با مطالعه کتاب مذکور که به علت طولانی شدن مطالب چند سطری از آن را نوشتم پی خواهید برد که کوروش حتی در زمان خود و از طرف یهوه به عنوان لوقرائیم شناخته شد .یکی از اولیا الهی که هزاران سال مظلوم و خاموش در پهن دشت پاسارگاد و در حوادث زمان نظاره گر اقوال مختلف درباره خویش است.روزی آؤامگاه او را به عنوان مقبره مادر حضرت سلیمان زیارت کردند و روزی او را بانی استکبار و تفرعن معرفی کرده و بر مزار او خطبه آسوده بخواب خواندند و امیدوارم روزی بر مزار این حاکم حکیم و این شاه فرزانه با عنوان واقعی او یعنی کوروش ذی القرنین فاتحه بخوانند.
کوروش به استناد تمامی مدارک تاریخی نمونه کامل یک حاکم الهی یک شاه فرزانه که با آسمان در ارتباط بود نه به لحاظ وحی رسیدن و الهامات غیبی بلکه از نظر انجام اعمل صحیح و منطقی(کوروش کبیر /ابوالکلام آزاد/ترجمه استادباستانی پاریزی)

.
نقل قول  
==> ادامه :

قدم سوم در شمال
و بنای سد یاجوج و ماجوج

4. قدم سوم حمله به منطقه کوهستانی شمال و جلوگیری از خرابکاری قومی به نام یا جوج و ماجوج و بنای سدی است . این اقدام در حدود دریای خزر شروع می شود و به کوهستان های قفقاز می رسد، در آنجا بین دو کوه دره ای است که سد در آنجا بنا می شود.
قرآن در این باره می فرماید:« حتی اذا بلغ بین السدین وجد من دونهما قوما لایکادون یفقهون قولا»یعنی قومی کوهستانی و وحشی بودند که از مدنیت و فهم و سخنگویی نصیبی نداشتند.
مقصود از دو سد در اینجا دو دیواره ای است که به شکل کوه بلند در قفقاز قرار دارد . در مشرق قفقاز، دریای خزر راه عبور به شمال را سد می کند، در مغرب نیز دریای سیاه مانع از عبور به طرف شمال است ، در وسط این دو دریا نیز سلسله جبال بسیار بلند و مرتفعی است که در حکم یک دیوار طبیعی بین جنوب وشمال محسوب می شود.
قبایل شمال برای هجوم به نواحی جنوب هیچ راهی نداشتند جز تنگه ای که در میان این رشته کوه ها وجود دارد، وحشی ها از این تنگه به نواحی جنوبی هجوم برده و به قتل و غارت می پرداختند . کوروش در این تنگه سدی آهنین بنا کرد و بدین وسیله جلو مهاجمین را گرفت.
نه تنها مردم قفقاز با ساختن این سد از هجوم قبایل شمالی راحت شدند، بلکه تمام نواحی آسیای غربی و شمال مصر نیز از آسیب آنان در امان ماند.
به نقشه نگاه کنیم ، آسیای غربی در پایین دریای خزر است و دریای سیاه بالای آن قرار دارد و کوه های قفقاز نیز بین دو دریا دیواری سد مانند ایجاد نموده است . این سد طبیعی صدها میل طول دارد و هیچ خللی نیز بدان وارد نمی شود، طوائف شمالی چنانکه گفتیم فقط از یک دره تنگ می توانستند به ج نوب سرازیر شوند، کوروش با بنای سدی آهنین، این سد طبیعی را استحکام بخشید و در حقیقت بدین وسیله دروازه آسیای غربی را و نواحی شمالی را قفل نمود.
اما طوائفی که ذوالقرنین در آنجا یافت و گفته می شود که دور از تمدن بودند، احتمال دارد همان قومی باشند کهمورخین یو نانی به نام«کوسی»خوانده و داریوش نیز در کتیبه خود به کوسیا1 از آنان نام می برد و همین ها هستند. که به کوروش از قوم یاجوج و ماجوج و هجوم آنها شکایت بردند و چون تمدنی نداشتند در قرآن به «لایکادونیفقهون قولا»توصیف شده اند یعنی حرف نمی فهمیدند.

.
نقل قول  
آیا آنچه درباره ذوالقرنین در قرآن آمده است با احوال کوروش مطابقت می کند یا نه؟ هم اکنون به شر ح آن مطلب خواهیم پرداخت:

1. درباره ذوالقرنین در قرآن آمده : انا مکنا له فی الارض و آتیناه من کل شی سببا ( 84 )، یعنی به او قدرت و توانایی اداره کشور را بخشیدیم و همه گونه طرق را که برای بنیاد نهادن حکومت و فتوحات خود لازم داشت برایش فراهم ساختیم.
نخستین کار بزرگ

2.پس از آن آیه، قرآن ، سه کار بزرگ برای ذوالقرنین برمیشمارد که نخستین آن متوجه«مغرب الشمس» است که مسلم است غرض از مغرب الشمس جهتی است که در آن غروب خورشید باشد، چه چنین مکانی طبیعتا وجود ندارد، از این نظر کلیه جملاتی که در این آیات مغرب الشمس و مطلع الشمس دارد باید به مشرق ومغرب ترجمه شود.
در «عهد عتیق»هم چنین تعبیراتی می یابیم، مثلا در کتاب زکریا خداوند می فرماید : بندگانم را از سرزمینی که خورشید از آنجا برمی آید و سرزمینی که خورشید در آن فرو می رود نجات می دهم ( 7:8 )، در این آیه مقصود این است که مردم بیت المقدس را از چنگ مصر و بابل نجات داده است : این یک امر واضحی است که مصر برای فلسطین در حکم مغرب و بابل برای فلسطین حکم مشرق را دارد. بعض مفسرین که کوشش دارند مطالب را با عجایب و وقایع پیچیده و غیر عادی درآمیزند، در این باب نیز گمان
برده اند که ذوالقرنین به جایی رفت که خورشید در آن محو و نابود می شود!!
در هر حال، نخستین کار بزرگ، در مغرب صورت گرفته است . در اینجا مسلم است که اولین هجوم کوروش متوجه لیدی گردید که در جنوب آسیای صغیر واقع است، اگر از ایران شمالی به طرف آسیای صغیر راه بپیماییم همه جا به سوی مغرب خواهیم رفت. هنوز کوروش تاج کشور متحد پارس و ماد را بر سر نگذاشته یکباره متوجه می شویم که با پادشاه آسیای صغیرموسوم به کرزوس روبه رو می شود.
قدم دوم در مشرق

3. قدم دوم را ذوالقرنین در جهت «مشرق الشمس»یعنی محلی که خورشید طلوع می کند برمی دارد . هرودوت و کتِزیاس هر دو از اقدامی که کوروش پس از فتح لیدی و قبل از فتح بابل برای خواباندن شورش های مشرق نمود نام می برند.
این دو مورخ گویند : طغیان بعض قبایل وحشی در بیابان مشرق کوروش را وادار به حمله به مشرق نمود و این با آنچه در قرآن آمده است مطابقت دارد:« حتی اذا بلغ مطلع الشمس وجدها تطلع علی قوم لم نجعل لهم من دونها سترا»یعنی وقتی به انتهای مشرق رسید، دید خورشید بر قومی می تابد که حتی وسایلی برای حفظ خود از تابشآن ندارند .یعنی این طایفه از قبایل کوچ نشین بودند که در شهر ها منزل نکرده و طبعا خانه نداشتند و دیوار بستی که خویشتن را از آفتاب بدان بپوشند.

این قبایل کدامند؟ از آنچه مورخین یونان نقل می کنند برمی آید که باید همان قبایل باکتَریا و گدوزیا باشند، وقتی که روی نقشه دقت کنیم، متوجه می شویم که بلخ در حکم شرق دور ایران است، زیرا از بلخ دیگر کوه ها یکبارهارتفاع گرفته و راه را می بندند، کوروش به طرف مشرق متوجه شد و تا بلخ تاخت . مقصود از گیدروسیا که مورخین یونانی نام می برند، همان سرزمینی است که امروز به نام مکران و بلوچستان خوانده می شود(گویا کوروش تا قندهار رفته است.)

.
نقل قول  

شان نزول آیاتی درباره ی ذوالقرنین

ظاهر آیات گویای این معنی است که از حضرت رسول درباره ی ذوالقرنین پرسشی شده و این آیات در جواب سوال فوق به حضرت نازل آمده است.
ترمذی و نسایی و امام احمد روایت می کنند که به اشاره ی یهود ، یک نفر از قریش درباره ی بعضی مطالب که یکی از آنها ذوالقرنین بود از حضرت پرسید: این شخص که بوده و چه کرده است؟
قرطبی چنین نقل می کند : یهود به حضرت گفتند:« درباره پیغمبری که خداوند جز یک بار در تورات از او نام نیاوردهاست به ما خبری باز گوی»حضرت گفت : کدام پیغمبر؟ گفتند:« ذوالقرنین»
مشخصاتی که در قرآن برای ذوالقرنین آمده است

1. کسی که درباره ی او از حضرت رسول پرسش هایی شده است قبلا به ذوالقرنین معروف بوده، یعنی این نام یا لقب را قرآن به او نداده، کسانی که پرسیده اند خود این نام یا لقب را بر او نهاده اند، از اینجاست که در قرآنمی آید:« و یسئلونک عن ذوالقرنین»یعنی از تو درباره ی ذوالقرنین می پرسند.

2. خداوند کشوری را بکف کفایت او سپرده و وسایل حکمرانی و سلطنت را برای او فراهم ساخته است.

3. کارهای عمده ی او عبارت است از سه جنگ بزرگ : اول در غرب تا انجا که به حد مغرب رسیده است وآنجا را هم که خورشید غروب می کند به چشم دیده است . دوم در جنگ مشرق، تا آنجا رسیده است که دیگرجز صحرایی خشک و بدون آبادی ندیده است و ساکنین آن نیز بدوی بوده اند . کار سوم که شاهکار اوسترسیدن به تنگه و دره ای صعب العبور بوده که از ورای آن تنگه عده ای مرتبا به ساکنین این منطقه هجوم میآورده اند و آنان را غارت می کرده اند . ساکنین ا ین منطقه قوم مزبور را «یاجوج و ماجوج»نامیده بودند، قوم مذکور وحشی و بدون تربیت و فرهنگ بوده اند.

4. سلطان (ذوالقرنین )در برابر هجوم این قوم سدی بنا کرده است.

5. سد مذکور نه تنها از سنگ و آجر بوده بلکه آهن و پولاد در آن نیز به کار رفته استو چنان عظیم و سدید بود که از هجوم غارت کنندگان جلوگیری کامل نمود.

6. . پادشاه، عادلو رعیت نواز بوده و از خونریزی جلوگیریکرده و قوم مغلوب را آزار و قتل عام نمی نمودهاست. وقتی که به قوم مغرب استیلا پیدا کرد مغلوبین گمان کردند که مثل سایر فاتحین مورد شکنجه و بیدادقرار خواهند گرفت . اما پادشاه چنین نکرد و گفت که نیکوکاران و رجال قوم از آسیب محفوظ خواهند بود واو کوشش خواهد کرد که به داد و دهش قلوب آنان را تسخیر کند.

.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You