Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

رایکا

نگاهی به کتاب:
در به آرامی باز شد ، دختری با صورتی ظریف و بینی قلمی و ابروهای بلند و خوش حالت داخل شد و روبروی او ایستاد. رایکا به صندلی چرمی اش تکیه داد و درحالیکه خودنویس داخل دستش را تکان می داد، به مغزش فشار آورد تا چهره دختر را بیاد آورد . اما هرچه اندیشید بی نتیجه بود .به همین خاطر بار دیگر به برگه های روی میز روبرویش خیره شد و با بی توجهی پرسید:
- بفرمایید..... امرتون
دختر جوان من من کنان گفت:
- ببخشید سرمدی هستم، رزا سرمدی
رایکا بی توجه به او، باز هم کلماتی را روی کاغذهای روبرویش یادداشت کرد و پرسید:
- اسم شما باید چیزی رو بیاد من بیاره؟
دختر با لحنی آرام گفت:
- بله، من از امروز قراره بعنوان مترجم شرکت................

حق تکثیر:
تهران; شقایق , ۱۳۸۹

» کتابناکهای مرتبط:
خاله نوشا عاشق بود
س‍ر و ته یک کرباس
دراکولا

نسخه ها
4 / 5
با 283 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 26
۱۳۸۸/۰۳/۰۹


پاسخنگارش دیدگاه
sara vampi
Member
جالب بود من که خیلی خوشم اومد
نقل قول  
vahid khob
Member
من که نمی خواستم دانلودش کنم. می خواستم ببینم چی:
نقل قول  
shamim_13
Member
منم دانلود نمیکنم
نقل قول  
چلچراغ
Member
عشق این همه ارزش داره؟بدک نبود
نقل قول  
farmen
Member
خوب بود در نوع خودش داستانیه که جذب میکنه
نقل قول  
amitis1
Member
خدای من.این عبرتی بود برای سایر نویسنده ها. چرت و پرت بود. وحشتناک بود. غیر واقعی بود. اگه دنبال یه رمان با ارزش ادبی می گردین طرف رایکا نرید. توجه کنید گفتم ارزش ادبی نگفتم ارزش ادبی بالا! اصلا این کتاب فاقد ارزش ادبی بود. همه چیز تکراری. اسلوبش هم قرضی از نویسنده های دیگه. نویسنده هم خیلی بی رحم بود. زندگی با همه بدی هاش انقدر حماقت آور نیست. یه عده آدم پولدار تو داستان به نمایش گذاشته شدن که اصلا شباهتی به فرهنگ غالب نداره! و آدماش کاری به کار هیچی ندارن و مهم ترین مسئله براشون عشقه. هیچ وقت شخصیت هاش گرسنه نشدن گرسنه نه به معنی خالی بودن معده، یعنی هیچ وقت سختی غیر از عشق براشون متصور نبوده؟ ولی اعتماد به نفس فهمیه سلطانی قابل تقدیره . فول می زنه بابا. اصلا خدای اعتماد به نفسه که همچین چیزی را چاپ کرده!
اسمش رو می ذارم بازی با شعور خواننده ها.
نقل قول  
LEila_vafa
Member
آقااا من بخونمش یا نه؟؟چقدر نظراتون متفاوته
نقل قول  
mino22027
Member
یه جاهایی احساس میکردم داستان باید بازتر میشد اغراق و رویاگرایی هم توش بود اما در کل ارزش خوندن داشت همین که آخرش اعصابتو بهم نمی ریخت خوب بود.
نقل قول  
212
Member
پایان داستان میتونست خیلی بهتر باشه !
یه کم غیر واقعی بود .
مرسی.
نقل قول  
sama_s222000
Member
اولين كتابي بود كه اينقدرمزخف بود
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You