رسته‌ها
انقلاب اسلامی ایران
امتیاز دهید
5 / 4.1
با 68 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.1
با 68 رای
از دروس عمومی بسیاری از رشته های دانشگاهی میباشد
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
Pir pesar
آپلود شده توسط: Pir pesar
۱۳۸۹/۱۱/۱۳
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
293
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی انقلاب اسلامی ایران

تعداد دیدگاه‌ها:
103
به نظر من آزادی رو مردم می تونم به وجود بیارن حالا هر نوع ازادیی ! چه سیاسیش چه... توی همین کتابناک که ما اینقدر صریح صحبت می کنیم نشأن دهنده یه نوع ازادیه فقط فقط هم به دلیل اینکه هیچ کس نه من رو می شناسه نه کسیدیگه رو .... خرده برده نداریم اما اگر می شناختیم همو و می فهمیدیم از چه دینی و چه نوع جهت گیری کنیم اینجوری حرف نمیزدیم خلاصه بگم: ما أدما منتظریم همدیگرو سرکوب کنیم البته اینجا هم همینطوره اما حداقلش اینکه باز می تونی جواب طرفو بدی که تو دنیای حاضر نمیشه ما ادما خودمون مشکل داریم .... اگر هرمي خودشو درست مي كرد ... دنیا بهشت میشد.... چون به قول یه آدمی ما أدما عادت داریم بقیه رو نصیحت کنیم و درست شون کنیم ولی عادت نداریم که از خودمون شروع کنیم
[quote='غروب بتان'] خب این چه ربطی به حرفای من داشت محمد جان؟ این که شما روشنفکری رو به مفهوم خودت تعریف میکنی ربطی به این نداره که این مفهوم واقعا معناش متفاوته. ضمنا ترس از صحبت کردن رو با فقدان آزادی بیان اشتباه نگیر. [/quote] داداش من جوابمو دادم اینکه ربطشو نفهمیدى دیگه به من مربوط نیست منم نگفتم معنى واقعى روشنفکرى و اونچه تو کتابا تعریف شده همونه که من گفتم من به کسى میگم روشنفکر که اون خصوصیات رو داشته باشه حالا تعریف رسمى و واقعیش هر چى میخواد باشه این که نتونى حرفت رو بزنى چون میترسى زندانت کنن این نفى ازادى نیست؟ فکر نکنم زیاد حرفهاى همو بفهمیم شب خوش
[quote='killer137212']نقل قول از غروب بتان: بله همه ی ما به نوبه ی خودمون درد کشیدیم. درد وزن و سبک سنگینی نداره که بگیم تو بیشتر کشیدی من کمتر کشیدیم. در مورد آزادی بیان و آزادی عقیده هم همین بس که مردمی که از ساعت 6 -7 صبح تا 9-10 میرن سرکار کی وقت برای ابراز عقیده و آزادی فکر دارن؟ مبحث آزادی اندیشه بیشتر مربوط به روشنفکران است که این روشنفکران ما متاسفانه هیچ یک از افکارشون متعلق به خودشون نیست و جز کپی برداری از اندیشه های صد سال پیش اندیشمندان غربی کاری بلد نیستن. روشنفکران ما آزادی نداشته باشن سنگین ترن چون شخصیتشون بیشتر حفظ میشه. به عقیده ى من روشن فکرى بستگى به نوع تفکر نداره،مثلا دلیل نمیشه چون شما پیرو مسیح یا اسلامید و از اونها تقلید میکنید روشنفکر نباشید،از نظر من روشنفکرى بیشتر تفکر روى عقیده هاى مخالف و ظرفیت پذیرش اون ها خلاصه میشه وگرنه نوع عقیده مهم نیست ازادى بیان و عقیده هم ربطى به زمان نداره مثلا همین که همون ادمى که از ساعت 7تا9 سر کاره،بتونه سر کارش در باره ى سیاست هاى موجود نظر بده بدون ترس از اخراج شدن،این موضوع مربوط به همه هست[/quote] خب این چه ربطی به حرفای من داشت محمد جان؟ این که شما روشنفکری رو به مفهوم خودت تعریف میکنی ربطی به این نداره که این مفهوم واقعا معناش متفاوته. ضمنا ترس از صحبت کردن رو با فقدان آزادی بیان اشتباه نگیر.
[quote='غروب بتان'] بله همه ی ما به نوبه ی خودمون درد کشیدیم. درد وزن و سبک سنگینی نداره که بگیم تو بیشتر کشیدی من کمتر کشیدیم. در مورد آزادی بیان و آزادی عقیده هم همین بس که مردمی که از ساعت 6 -7 صبح تا 9-10 میرن سرکار کی وقت برای ابراز عقیده و آزادی فکر دارن؟ مبحث آزادی اندیشه بیشتر مربوط به روشنفکران است که این روشنفکران ما متاسفانه هیچ یک از افکارشون متعلق به خودشون نیست و جز کپی برداری از اندیشه های صد سال پیش اندیشمندان غربی کاری بلد نیستن. روشنفکران ما آزادی نداشته باشن سنگین ترن چون شخصیتشون بیشتر حفظ میشه. [/quote] به عقیده ى من روشن فکرى بستگى به نوع تفکر نداره،مثلا دلیل نمیشه چون شما پیرو مسیح یا اسلامید و از اونها تقلید میکنید روشنفکر نباشید،از نظر من روشنفکرى بیشتر تفکر روى عقیده هاى مخالف و ظرفیت پذیرش اون ها خلاصه میشه وگرنه نوع عقیده مهم نیست ازادى بیان و عقیده هم ربطى به زمان نداره مثلا همین که همون ادمى که از ساعت 7تا9 سر کاره،بتونه سر کارش در باره ى سیاست هاى موجود نظر بده بدون ترس از اخراج شدن،این موضوع مربوط به همه هست
[quote='killer137212']نقل قول از غروب بتان: حرفهای شما کاملا درسته محمد جان ولی کسی باید از فقدان آزادی صحبت کنه که هیچ وقت نتونسته تجربه اش کنه. شما که خدارو شکر خیلی وضعت بهتر از خیلی از جوونای این کشوره. حرفهای شما کاملا درست ولی اجازه بدید که یک آدم دردمند این حرفها رو بزنه.مچکرم. میلاد جان،من دردهام رو کشیدم،درضمن این که شما نتونى به اون چه که میخواى فکر کنى و اونا ابراز کنى ربطى به درد نداره،اتفاقا درد و مشکلات تو همه جاى دنیا هست،من منظورم بیشتر در مورد ازادى بیان و عقیده بود[/quote] بله همه ی ما به نوبه ی خودمون درد کشیدیم. درد وزن و سبک سنگینی نداره که بگیم تو بیشتر کشیدی من کمتر کشیدیم. در مورد آزادی بیان و آزادی عقیده هم همین بس که مردمی که از ساعت 6 -7 صبح تا 9-10 میرن سرکار کی وقت برای ابراز عقیده و آزادی فکر دارن؟ مبحث آزادی اندیشه بیشتر مربوط به روشنفکران است که این روشنفکران ما متاسفانه هیچ یک از افکارشون متعلق به خودشون نیست و جز کپی برداری از اندیشه های صد سال پیش اندیشمندان غربی کاری بلد نیستن. روشنفکران ما آزادی نداشته باشن سنگین ترن چون شخصیتشون بیشتر حفظ میشه.
[quote='غروب بتان'] حرفهای شما کاملا درسته محمد جان ولی کسی باید از فقدان آزادی صحبت کنه که هیچ وقت نتونسته تجربه اش کنه. شما که خدارو شکر خیلی وضعت بهتر از خیلی از جوونای این کشوره. حرفهای شما کاملا درست ولی اجازه بدید که یک آدم دردمند این حرفها رو بزنه.مچکرم.[/quote] میلاد جان،من دردهام رو کشیدم،درضمن این که شما نتونى به اون چه که میخواى فکر کنى و اونا ابراز کنى ربطى به درد نداره،اتفاقا درد و مشکلات تو همه جاى دنیا هست،من منظورم بیشتر در مورد ازادى بیان و عقیده بود
[quote='killer137212']استقلالى که معنى اون تو انزواع تعریف شده که استقلال نیست ازادى:کى میگه ما ازادى نداریم تو کشور؟تا وقتى سرتو بندازى پایین،سرت تو کار خودت باشه هم ازادى هم خوشبخت هم اینجا میشه بهترین کشور برا زندگى،مشکل از جایى میاد که تو شروع میکنى به سوال کردن،به فکر کردن و ابراز کردن تفکراتت،تو تا زمانى ازادى که رو مبل خونت نشستى دارى خنده بازار میبینى یاد یه جمله از یه بزرگى افتادم که چه جالب میگه و چقدر قابل تامله،میگه:زندانی می خندید، شاید به زندانی بودن خویش و شاید به آزاد بودن ما، راستی زندان کدام سوی میله هاست؟ گاهى با خودم فکر میکنم شاید داخل میله ها به راستى ازادى باشى چرا که حداقل ازادى که چطور و به چه بیندیشى،ازادیى که براش چهارچوب از جنس مذهب تایین بشه بیشتر شبیه زندانه این طور نیست؟؟ جمهورى،چقدر این کلمه این روزها غریبه،ایران ما نیاز به یه تحول داره نه یه انقلاب دیگه،ما بارها انقلاب کردیم بارها کودتا کردیم حکومت هاى مختلفى اومدن و رفتن،در دوره هاى مختلف پسوند ها و پیشوندهایى به اصل ایران اضافى شد ولى اون چیزى که همیشه ثابت بوده و میمونه نام ایرانه،مشکل از جایى شروع شد که ما ایران رو فداى این پیشوند و پسوندها کردیم،در صورتى که نفهمیدیم (شایدم فهمیدیم و ساکت موندیم)که هیچ وقت اون کلمات واقعى نبودن فقط پوششى براى سیاست هاشون بود،پوششى که به وسیله ى اون بمانند و بخورند...[/quote] حرفهای شما کاملا درسته محمد جان ولی کسی باید از فقدان آزادی صحبت کنه که هیچ وقت نتونسته تجربه اش کنه. شما که خدارو شکر خیلی وضعت بهتر از خیلی از جوونای این کشوره. حرفهای شما کاملا درست ولی اجازه بدید که یک آدم دردمند این حرفها رو بزنه.مچکرم.
استقلالى که معنى اون تو انزواع تعریف شده که استقلال نیست ازادى:کى میگه ما ازادى نداریم تو کشور؟تا وقتى سرتو بندازى پایین،سرت تو کار خودت باشه هم ازادى هم خوشبخت هم اینجا میشه بهترین کشور برا زندگى،مشکل از جایى میاد که تو شروع میکنى به سوال کردن،به فکر کردن و ابراز کردن تفکراتت،تو تا زمانى ازادى که رو مبل خونت نشستى دارى خنده بازار میبینى یاد یه جمله از یه بزرگى افتادم که چه جالب میگه و چقدر قابل تامله،میگه:زندانی می خندید، شاید به زندانی بودن خویش و شاید به آزاد بودن ما، راستی زندان کدام سوی میله هاست؟ گاهى با خودم فکر میکنم شاید داخل میله ها به راستى ازادى باشى چرا که حداقل ازادى که چطور و به چه بیندیشى،ازادیى که براش چهارچوب از جنس مذهب تایین بشه بیشتر شبیه زندانه این طور نیست؟؟ جمهورى،چقدر این کلمه این روزها غریبه،ایران ما نیاز به یه تحول داره نه یه انقلاب دیگه،ما بارها انقلاب کردیم بارها کودتا کردیم حکومت هاى مختلفى اومدن و رفتن،در دوره هاى مختلف پسوند ها و پیشوندهایى به اصل ایران اضافى شد ولى اون چیزى که همیشه ثابت بوده و میمونه نام ایرانه،مشکل از جایى شروع شد که ما ایران رو فداى این پیشوند و پسوندها کردیم،در صورتى که نفهمیدیم (شایدم فهمیدیم و ساکت موندیم)که هیچ وقت اون کلمات واقعى نبودن فقط پوششى براى سیاست هاشون بود،پوششى که به وسیله ى اون بمانند و بخورند...
دکتر شریعتی:"هرگز تز دوباره جان گرفتنن ابلیس بی جان شده غافل مباش! که انفلاب,پس ار پیروزی هماره در خطر انهدام است. در خطر ضد انقلاب است.مارهای سرکوفته در گرمای فتح وغرور قدرت,باز سربرمیدارند رنگ عوض میکنند.نقاب دوست میزنند از درون منفجر میکنند غاصب همه دستاوردهای انقلاب میشوند و میراث خوار مجاهدان و تعزیه خوان شهیدان!!!
[quote='hgh_h986']نقل قول از tankamanee:نقل قول از nobleman:نقل قول از mosafer 17: تنکمانی جان مگه همه چی تو پول خلاصه میشه؟(البته نقش بسیار مهمی داره ،بله، وقتی از صبح تا شب مثل اسب باید بدوی دنبال چندرغاز، دیگه وقتی واسه هیچ رفتار انسانی ای نمی مونه) برادر من پول فقط درصدی از زندگیه، به قول پناهی: درد ما قویتر از مشروبه![/quote] باهاتون موافقم 'hgh_h986 عزیز من قسمتی گفتم ؛ولی خب متاسفانه قسمت اصلی زندگی کردن که هستش گفتم گرچه خودم از این مساله پیش آمده همیشه تاسف میخورم .. آخه کاوه جان من الان بخواهم یه چیز برات تعریف بکنم که ، بیخیال ما از خیر داستانمون گذشتیم ....
[quote='tankamanee']نقل قول از nobleman:نقل قول از mosafer 17:بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر بار دگر روزگار چون شکر آید... خیلی‌هامون توی این روزگار فقط داریم نفس می کشبم. امیدوارم یه روزی بیاد که در کنار نفس کشیدن بتونیم زندگی کردن رو هم تجربه کنیم. نوبل جان در تکمیل نظرت گرچه کاملا واضح هستش که فرمودی زندگی کردن یاد یه مصاحبه ای که چند سال پیش توی تلویزیون صورت گرفتش افتادم... این مصاحبه کننده ؛ از دوتا از مصاحبه شوندگان سوال پرسید که چه مقداردرآمد دارید . اولی گفتش که (دقیقا اون رقمی که گفت یادم نیستش) ولی به عنوان مثال گفتش که 300000تومن و از دومی پرسید که شما چقدر درآمد داری ، جواب دادش که نزدیک 1000000تومن ، مصاجبه کننده پرسید که راضی هستی و ایشون برگشت گفتش نه !!! گفتش که من از یه نفر دیگه پرسیدم گفتش که راضیم حتی مبلغش از شما کمتر بودش؛ برگشت مصاحبه شونده بهش گفتش که (اون اقا می خواهد زنده بمونه ولی من میخواهم زندگی بکنم)....[/quote] تنکمانی جان مگه همه چی تو پول خلاصه میشه؟(البته نقش بسیار مهمی داره ،بله، وقتی از صبح تا شب مثل اسب باید بدوی دنبال چندرغاز، دیگه وقتی واسه هیچ رفتار انسانی ای نمی مونه) برادر من پول فقط درصدی از زندگیه، به قول پناهی: درد ما قویتر از مشروبه!
[quote='محمد بیگ'] مسئله تعریف من از انقلاب است که حالت خاصی دارد اما با یک تعریف عامتر انقلاب است اما با تقسیم انقلاب ها به انقلاب 1.آگاهانه مثل مشروطه و اکتبر 2.ناآگاهانه 57[/quote] منظورتو از آگاهانه نمیفهمم.انقلاب بهمن 57 ایران از معدود انقلابهای تاریخ بود که یک رهبر کاملا مشخص داشت(امام).هدف تعیین شده داشت(حکومت اسلامی)وحتی مدل حکومتی به طور کلی طراحی شده بود(جمهوری اسلامی)و همه ی اینا رو میتونی توی شعارای مردم قبل از انقلاب ببینی،انقلاب نا آگاهانه یعنی انقلابات اخیر کشورای عربی که خودشونم نمیدونن چی میخوان و فقط میخواستن حکومتهای حاضر رو سرنگون کنن.برای بعدش برنامه و رهبری نداشتن و همین فرصت موج سواری قدرتای خارجی رو فراهم کرده.ولی انقلاب ایران یک فرآیند تدریجی اقلا 15 ساله بود. در مورد اینکه میگی چپ گراها و توده ای ها و...مگه دیوونه بودن انقلاب اسلامی کنن باید بگم توی هرجنبشی برای تغییر قدرت طبیعیه همه ی گروههایی که به هر دلیلی از چرخه ی قدرت کنارگذاشته شدن،حول هدف واحد تغییر شرایط فعلی جمع میشن.این گروهها هم به خیال امتیاز گرفتن ونزدیک شدن به قدرت بود که وارد انقلاب شدن.وقتی هم که انتظلراتشون برآورده نشد دیدیم که همه تغییر موضع دادن.
[quote='nobleman']نقل قول از mosafer 17:بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر بار دگر روزگار چون شکر آید... خیلی‌هامون توی این روزگار فقط داریم نفس می کشبم. امیدوارم یه روزی بیاد که در کنار نفس کشیدن بتونیم زندگی کردن رو هم تجربه کنیم.[/quote] نوبل جان در تکمیل نظرت گرچه کاملا واضح هستش که فرمودی زندگی کردن یاد یه مصاحبه ای که چند سال پیش توی تلویزیون صورت گرفتش افتادم... این مصاحبه کننده ؛ از دوتا از مصاحبه شوندگان سوال پرسید که چه مقداردرآمد دارید . اولی گفتش که (دقیقا اون رقمی که گفت یادم نیستش) ولی به عنوان مثال گفتش که 300000تومن و از دومی پرسید که شما چقدر درآمد داری ، جواب دادش که نزدیک 1000000تومن ، مصاجبه کننده پرسید که راضی هستی و ایشون برگشت گفتش نه !!! گفتش که من از یه نفر دیگه پرسیدم گفتش که راضیم حتی مبلغش از شما کمتر بودش؛ برگشت مصاحبه شونده بهش گفتش که (اون اقا می خواهد زنده بمونه ولی من میخواهم زندگی بکنم)....
[quote='mosafer 17']بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر بار دگر روزگار چون شکر آید...[/quote] خیلی‌هامون توی این روزگار فقط داریم نفس می کشبم. امیدوارم یه روزی بیاد که علاوه بر نفس کشیدن، زندگی کردن رو هم تجربه کنیم.
بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر بار دگر روزگار چون شکر آید...
[quote='محمد بیگ']نقل قول از tankamanee:نقل قول از محمد بیگ:نقل قول از tankamanee:تمامی نظریه پردازان انقلاب و اساتید دانشگاه اینو به خوبی میدونند که در ایران دوتا انقلاب شکل گرفته ؛ اول انقلاب مشروطه و دوم انقلاب اسلامی... من نمونه ای از رفتار امام آوردم ! باشه انقلاب بود اما انقلاب نا آگاهانه و بی هدف ! اگر هدف داشت لطف کن به من بگو!!!! امام اگر اشتباه نکنم، از سال 42 به بعد و در تدوین کتاب ولایت فقیه در شهر نجف، به تشکیل بالاضروه حکومت اسلامی نیز تاکید دارند و هدفش استقرار حکومت اسلامی میداند وبعضها هم حتی معتقدند که در کتاب کشف الاسرارش به مسئله حکومت اسلامی اشاره میکند (البته این نظر دیگران هستش وبنده هیچ ارتباطی ندارد).. این هم یک نوع رفتار امام محمدجان. این رفتار امام ربطی به انقلاب نداشته است یعنی امام نگفت ما بعد از انقلاب می خواهیم حکومت اسلامی تشکیل بدهیم چنان چه ابتدا هم به قم رفتند و از شرکت روحانیون در انتخابات ریاست جمهوری هم جلوگیری کردن که بهشتی نتوانست نامزد ریاست جمهوری شود! بعد هم اصل ولایت قبل از اصلاح قانون اساسی خیلی خوب بود و از تمرکز قدرت در رئیس جمهور جلوگیری می کرد اما بعد از اصلاح و حذف نخست وزیری و افزایش اختیارات ولی به طور غیر قابل انکاری باعث انحصار سیاسی شد ! هدف انقلاب از ابتدا تاسیس حکومت اسلامی نبود مگر توده ای ها و مجاهد ها و ملی گرا ها و چپ ها و روحانیون سنتی مغز خر خورده بودند که انقلاب کنند که خودشان را حذف کنند!!! [/quote] اول اینکه محمد جان هیچ کدام از این انسانها و رهبران مغز خر نخورده بودند!(گرچه باید نمیگفتم ولی من موضوع پایان نامه ام درمورد دوتن از این شخصیتهای خیلی محبوب و عزیز این احزاب هستش)... عزیزم امام بعد ازسخنرانی که سال 42 انجام میده یعنی اغاز کارش شروع میشه برای انقلاب و میدونست به غیر از انقلاب کردن هیچ کاری نمیتونه بکنه ((یعنی فقط از طریق انقلاب که میتونه به این هدفش دست پیدا بکنه...)) دیدار بازرگان ، بنی صدر از امام نیز خیلی واضح داره نشون میده که این افراد سرشناس از مساله ای که قرار اتفاق بیافته خبر و اگاهی دارند یعنی تشکیل حکومت اسلامی... شما که میگی انقلاب ایران بی هدف پس این توده ها و احزاب دیگر که رهبر خاص خودشان داشتند یعنی هم بی هدف بودند.. !! من دیگه بحثی در این مورد نمیکنم ، فقط پیشنهاد میکنم که واقعیت اتفاق افتاده سعی کنیم که منکر نباشیم و بپذیرمش...گرچه این واقعیت گاهی به ضررمان تمام بشود و البته باز هر فرد و شخصی از نظر خودش به واقعیت و حقیقت دست پیدا میکند.:x:xگرچه از نظر من حقیقت با واقعیت فرق میکند...:-)
ملت ما با اصلاحاتی جدی و بسیار زیاد درست و آباد میشود. نیاز به انقلاب وجود ندارد. از هخامنشیان تا به همین امروز هر وقت تو این مملکت انقلابی رخ داده وضعمون بدتر شده. چرا نمیخواهید متوجه بشید که دوره ی ارباب رعیتی گذشته؟؟؟ دوره دوره ی انسانیت و شعوره. دوره دوره ی احترام متقابل و حقوق بشره. دوره دوره ی روابط دیپلماتیکه نه زور و استعمار و پافشاری. هرچقدر هم که به قول عده ای به سمت یهودیسازیون دنیا پیش برویم باز هم پا در یک لنگه کفش کردن و کوتاه نیامدن مشکلی را حل نمیکند.
[quote='hgh_h986']محمد جان در کامنت قبلى هم به مصادره و هم به سواستفاده اشاره کردم! درضمن، آگاهى طبقاتى و سیاسى شرط صددرصدى یک انقلاب نیست تا با نبودش بتونیم کلا انقلاب بودن پدیده رو نفى کنیم... شما اگر به آغاز انقلاب کبیر فرانسه هم نگاه کنید، چندان اثرى از آگاهى و هدف درش نمیبینید...تصرف باستیل بیشتر ازروى خشم بود و بسیارى از مردم حتى به سرنگونى سلطنت فکر هم نمیکردند![/quote] مشکلی نیست من هم در انتها کامنت قبلی هم گفتم بهش بگیم انقلاب مشکلی ندارد مسئله تعریف من از انقلاب است که حالت خاصی دارد اما با یک تعریف عامتر انقلاب است اما با تقسیم انقلاب ها به انقلاب 1.آگاهانه مثل مشروطه و اکتبر 2.ناآگاهانه 57
[quote='tankamanee']نقل قول از محمد بیگ:نقل قول از tankamanee:تمامی نظریه پردازان انقلاب و اساتید دانشگاه اینو به خوبی میدونند که در ایران دوتا انقلاب شکل گرفته ؛ اول انقلاب مشروطه و دوم انقلاب اسلامی... من نمونه ای از رفتار امام آوردم ! باشه انقلاب بود اما انقلاب نا آگاهانه و بی هدف ! اگر هدف داشت لطف کن به من بگو!!!! امام اگر اشتباه نکنم، از سال 42 به بعد و در تدوین کتاب ولایت فقیه در شهر نجف، به تشکیل بالاضروه حکومت اسلامی نیز تاکید دارند و هدفش استقرار حکومت اسلامی میداند وبعضها هم حتی معتقدند که در کتاب کشف الاسرارش به مسئله حکومت اسلامی اشاره میکند (البته این نظر دیگران هستش وبنده هیچ ارتباطی ندارد).. این هم یک نوع رفتار امام محمدجان. [/quote] این رفتار امام ربطی به انقلاب نداشته است یعنی امام نگفت ما بعد از انقلاب می خواهیم حکومت اسلامی تشکیل بدهیم چنان چه ابتدا هم به قم رفتند و از شرکت روحانیون در انتخابات ریاست جمهوری هم جلوگیری کردن که بهشتی نتوانست نامزد ریاست جمهوری شود! بعد هم اصل ولایت قبل از اصلاح قانون اساسی خیلی خوب بود و از تمرکز قدرت در رئیس جمهور جلوگیری می کرد اما بعد از اصلاح و حذف نخست وزیری و افزایش اختیارات ولی به طور غیر قابل انکاری باعث انحصار سیاسی شد ! هدف انقلاب از ابتدا تاسیس حکومت اسلامی نبود مگر توده ای ها و مجاهد ها و ملی گرا ها و چپ ها و روحانیون سنتی مغز خر خورده بودند که انقلاب کنند که خودشان را حذف کنند!!!
محمد جان در کامنت قبلى هم به مصادره و هم به سواستفاده اشاره کردم! درضمن، آگاهى طبقاتى و سیاسى شرط صددرصدى یک انقلاب نیست تا با نبودش بتونیم کلا انقلاب بودن پدیده رو نفى کنیم... شما اگر به آغاز انقلاب کبیر فرانسه هم نگاه کنید، چندان اثرى از آگاهى و هدف درش نمیبینید...تصرف باستیل بیشتر ازروى خشم بود و بسیارى از مردم حتى به سرنگونى سلطنت فکر هم نمیکردند!
سلااااااام بر دوستاااان من امدم منم بحثثثثث کنم :D:D
[quote='محمد بیگ']نقل قول از tankamanee:تمامی نظریه پردازان انقلاب و اساتید دانشگاه اینو به خوبی میدونند که در ایران دوتا انقلاب شکل گرفته ؛ اول انقلاب مشروطه و دوم انقلاب اسلامی... من نمونه ای از رفتار امام آوردم ! باشه انقلاب بود اما انقلاب نا آگاهانه و بی هدف ! اگر هدف داشت لطف کن به من بگو!!!![/quote] امام اگر اشتباه نکنم، از سال 42 به بعد و در تدوین کتاب ولایت فقیه در شهر نجف، به تشکیل بالاضروه حکومت اسلامی نیز تاکید دارند و هدفش استقرار حکومت اسلامی میداند وبعضها هم حتی معتقدند که در کتاب کشف الاسرارش به مسئله حکومت اسلامی اشاره میکند (البته این نظر دیگران هستش وبنده هیچ ارتباطی ندارد).. این هم یک نوع رفتار امام محمدجان.
[quote='tankamanee']تمامی نظریه پردازان انقلاب و اساتید دانشگاه اینو به خوبی میدونند که در ایران دوتا انقلاب شکل گرفته ؛ اول انقلاب مشروطه و دوم انقلاب اسلامی...[/quote] من نمونه ای از رفتار امام آوردم ! باشه انقلاب بود اما انقلاب نا آگاهانه و بی هدف ! اگر هدف داشت لطف کن به من بگو!!!!
متاسفانه نمیشه زیاد در این رابطه حرف زد بدلیل حذف و ویرایش،کامنت دیشب من چیزی بود که این روزا در رسانه های عمومی زیاد راجع بهش صحبت میشه ولی نمیدونم چرا ویرایش شد،
این کتاب رو ترم اول دانشگاه گرفتم یادم می یاد همیشه بحث ها به سمت تنش می رفت و استاد همه تلاشش رو می کرد درسی بدهد و برود و دانشجوها فقط گوش کنند نمی تونم بگم کتاب بدی بود چون نکته های مفیدی داشت ولی صد در صد بیطرف نبود و جعلیات تاریخی زیاد داشت ولی برای جماعتی که هیچ چیز آگاهی ندارد برخی مطالبش جالب بود نمره من در این درس 18 شد یادم می آید اواخر به عنوان مهیمان به همراه دوستم که این واحد را گرفته بود وارد کلاس شدم جو به کلی تغییر کرده بود مثل اینکه از بالا به استاد گفته بودند اجازه بحث کردن را به دانشجوها بدهد بحث ها همراه با خود سانسوری زیاد و غیرمستقیم منظور را رساندن بود از نظر دوستان استفاده بردم من فقط یک نکته را اضافه می کنم به قول دوستی برای ترک بت پرستی شکستن بت ها کافی نیست باید خوبی بت پرستی را در خود شکسته باشی برای مثال نمی شود خواهان آزادی بود ولی خودمان آزادی دیگران را محدود کنیم یا هرجا یک قانون تبعیض آمیز به نفع ما بود آنرا تائید کنیم یاد دارم در فضای مجازی دوستی همیشه از آزادی می گفت و رهایی و عکس آواتارش را عکس نسرین ستوده مدافع حقوق بشر گذاشته بود روزی در زیر یکی از پست ها از قطع دست حمایت کرد و گفت قطع دست برای دزدی کاری بسیار خوب است (درحالی که عکس پروفایلش نسرین ستوده بود) به نظر شما این شخص خوی بت پرستی را در خود شکسته ست؟ به نظر من بت شکنی است که در آینده بت دیگری می سازد برای به دست آوردن آزادی اول باید بدانیم آزادی چیست اعلامیه جهانی حقوق بشر چه می گوید آیا خودمان تحمل قبول نظر و باور و عمل متضاد با باور خود را داریم؟ آیا واقعا آنقدر معنی آزادی را فهمیده ایم که از کسی در بند یا ممنوع القلم دفاع کنیم که حتی نظرش با نظر ما متضاد است؟! جامعه که نپذیرد فرد فرد اعضای جامعه اش ارزش های خاص خود را دارند و به پیروی از آن ارزش ها نیز محق اند، نه احترامی برای منزلت فرد قائل است و نه معنای آزادی را شناخته است جمله ای از فردریش هایک بود
[quote='محمد بیگ'] محسن جان یک جوری حرف می زنی که انگار تا به حال کار بی هدف از این موجودات دو پا ندیده ای!!![/quote] محمدجان از اخر شروع بکنیم به اول؛ من از این موجودات دوپا که شما اسم میبری که فراموش نکنیم ما خودمون هم انسان هستیم (پس این نقد برهمه وارد میشه )خیلی اشتباهات و خطاها خیلی بزرگ و متاسفانه جبران ناپذیر دیده ام که قابل شمارش نیست. (من دلم از شما پرتر خودت خیلی ناراحت نکن )... من تعجبم از حرف شماست که میگی انقلاب بی هدف! انقلاب ایران اصلا انقلاب نبوده!.... تمامی نظریه پردازان انقلاب و اساتید دانشگاه اینو به خوبی میدونند که در ایران دوتا انقلاب شکل گرفته ؛ اول انقلاب مشروطه و دوم انقلاب اسلامی...
هدف هر انقلاب در خودش هست یعنی تغییر ! و این درست است اما هر تغییر دارای دو جنبه است آنچه نباید باشد و آنچه باید باشد ! در 57 ما می دانیم چه باید نباشد اما نمی دانیم چه باید باشد که من این را اثبات می کنم! ام قبل از اثبات این موضوع یک چیزی بگویم همه تئوری های انقلابی را بریزید دور چون اصلا 57 انقلاب نبود صرفا وجود داشتن خشونت و خواهان تغییر سیستم بودن و سایر ویزگی ها انقلاب نیست آنچه انقلاب را انقلاب می کند نفس آگاهانه تغییر و افزایش آگاهی اجتماعی است که در 57 نیست (در مقابل انقلاب اکتبر و مشروطه انقلابند چون در آنها انقلابیون به خودآگاهی سیاسی رسیده اند) نمونه هایی از اینکه هدف انقلاب مشخص نبود را اینجا می گویم ! مثلا امام به عنوان رهبر انقلاب پیش نویس قانون اساسی را تایید می کند که نه تنها در آن از اصل ولایت فقیه خبری نیست حتی شیعه بودن برای رئیس جمهور الزامی نبود این یعنی ما نمی دانستیم چه می خواهیم حتی رهبر انقلاب! این مثال ساده ای است که 57 ببا نا آگاهی سیاسی نه در توده مردم بلکه در رهبران هم وجود دارد معلوم نیست مردم چه می خواهند و هدف انقلاب چیست! شاید هم بتوان انقلاب را به عنوان درگرگونی تعریف کرد که در آن صورت می توان به 2 قسمت آگاهانه و نا آگاهانه تقسیم کرد که مسلما اولی بسیار بهتر است !!!! محسن جان یک جوری حرف می زنی که انگار تا به حال کار بی هدف از این موجودات دو پا ندیده ای!!!
[quote='arura14']نقل قول: ویل دورانت در لذات فلسفه حرف باحالی میزند میگوید کسانی که بدنبال حقیقت هستند باید آمادگی این را داشته باشند که وقتی حقیقت را دیدند آن را بشناسند[/quote] دستت درد نکنه دوست گرامی نکته خوب و بسیار آموزنده ای را از ویل دورانت یاد آور شدی پیروز باشید
[quote='محمد بیگ']انقلابی که هدف ندارد و ک گام به جلو محسوب نمیشود انقلاب نیست یک هرج و مرج و جابه جایی ساده قدرت از فرد به فردی دیگر یا از طبقه و قشری به طبقه و قشر دیگر است! این دیدگاه در تاریخ 1391/11/17 توسط sara-sina ویرایش شده است[/quote] هدف انقلاب در معنی کلمه انقلاب هست و یعنی تغییر سیستم جاری،اما در اکثر انقلابها بعد ازاتمام انقلاب و استقرار سیستم جدید بدلیل تشتط آرا و نظرات بی نظمیهایی بوجود می آید و با گذر زمان این اختلاف نظرات نمود پیدا میکند و طرفداران هر عقیده ای هدف و نظر خود را برتر میدانند و یا طرفداران عقیده ای که در انجام انقلاب موثر بودند بکلی طرد می شوند، پس چگونه با این همه اختلاف قانونی جهت تثبیت سیستم جدید وضع شود،در نتیجه هر زمان که یک عقیده در اکثریت باشد قوانینی مطابق آن وضع میشود و یا قوانین با جهت گیری خاص اجرا می شود و حاصل آن این است که فکر می کنیم انقلاب هدف نداشته است.
[quote='محمد بیگ'] انقلابی که هدف ندارد و ک گام به جلو محسوب نمیشود انقلاب نیست یک هرج و مرج و جابه جایی ساده قدرت از فرد به فردی دیگر یا از طبقه و قشری به قشر دیگر است[/quote] محمد جان، اتفاقا انقلاب ایران همونطور که محسن خان گفتن، بر مبناى تمام تئورى هاى انقلاب و تعاریف امثال اسکاچپول و فوکو و...یک انقلاب کامل و تمام عیار بود. قضیه اینجاست که تماااام انقلابها ماهیتا با هرج و مرج و سردرگمى و در نهایت با خشونت و مصادره همراهه و به اصطلاح" فرزندان خودشو میخوره"! مگه تمام انقلابهاى بزرگ،از انقلاب کبیرفرانسه گرفته تا انقلاب اکتبر و انقلابها ى آمریکاى لاتین، نهایتا به خشونت و پاکسازى ختم نشدن؟؟؟ چیزى که مهمه شعورجمعى سیاسى اون ملت و جلوگیری از انحراف و سو استفاده بیش از حد و درنهایت اصلاحات هست...مثلا، احتمالا شنیدین. که به فرانسوی ها میگن "خیالباف ها"! ...این ملت درطول این سیصدوخورده اى سال چنان به انحراف از اصول دموکراسیشون واکنش نشون دادن همواره که دیگه شخص خاصى جرأت سواستفاده نداره! البته وقتى انقلابى در راسش یک رهبرى کاریزماتیک(و یک ایدئولوژى ریشه دار) داشته باشه، کار اصلاحات بسیار سخت و گاهى ناممکن میشه...که البته جاى بحثش اینجا. نیست چون خطر حذف نظر و پروفایل و خودمون! هست;-)
[quote='محمد بیگ']نقل قول از tankamanee:نقل قول از محمد بیگ:نقل قول از محمد بیگ: در مورد اتفاقات سال 57 (که به اختصار از این به بعد 57 ذکر می کنم)باید گفت آیا مردم به آگاهی سیاسی رسیده بودند یا نه! آیا انقلابیون می دانستند که چه می خواهند یا خیر ! و زمینه های ایجاد حرکت اعتراضی چه بود! چه بحرانی سبب شکلگیری انقلاب شد! در مورد بحرانهایی که باعث ایجاد 57 شد فکر کنیم! کاپیتولاسیون وقایع 15 خرداد و مدرسه فیضیه و لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و.. هیچ کدام از این وقایع که عملا باعث اعتراض رهبران انقلاب و ایجاد زمینه برای موج گسترده اعتراضات مردم شد پتانسیل آن را نداشت که مردم را بشوراند شاه هم با تمام دیکتاتوری اش مورد احترام مردم بود همچنان که رهبران کنونی در عربستان و مصر و روسیه و روسیه سفید ... مورد احترام قشر هایی از مردم اند و کسی هم به خاطر دیکتاتوری در این کشور ها به انقلاب دست نمی زند ! زمینه های انقلابی که موجب قیام مردم شود واقعا پوچ است باور کنید کسی به خاطر فرهنگ و مدهب(بر خلاف نظر فوکو) دست به انقلاب نمی زند! اگر مردم بدانند که هدف از انقلابشان چیست و زمینه های ایجاد ان چیست (مثل انقلاب مشروطه)مسلما باید در مقابل انحرافها بایستند و اما اگر مردم ندانند که چه می خواهند هر کسی که از راه می رسد می شود قیم انقلاب! ممکن است بگویید هدف انقلاب بدست آوردن مذهب بوده است(مثل فوکو)و اگر این را می گویید باید نشان دهید که شاه عملا کار هایی می کرده است باعث ایجاد تنگنا برای گروه های مذهبی می شده است این در حالی است که بسیاری از مراجع تقلید سنتی هموراه از شاه حمایت می کردند و مردم هم اغلب در انجام امور مذهبیشان آزاد بودند! انقلابی که هدف ندارد و ک گام به جلو محسوب نمیشود انقلاب نیست یک هرج و مرج و جابه جایی ساده قدرت از فرد به فردی دیگر یا از طبقه و قشری به طبقه و قشر دیگر است! این دیدگاه در تاریخ 1391/11/17 توسط sara-sina ویرایش شده است[/quote] راجع به انقلاب 57 که رخ داده است ؛ ابراهمیان نیز معتقد است که یکی ازعلتهای اصلی انقلاب ایران مذهب بوده ، برخلاف نظریه تدا اسکاکپل ثابت شده که باز یکی از دلایل انقلاب مذهب بوده، دکتر بشیریه نیز به علت انقلاب یعنی مذهب اشاره میکند.، جان فوران هم نیز به مذهب اشاره دارد .یعنی همگی بر این باورهستند که یکی ازعلتهای اصلی انقلاب مذهب(البته داخل پرانتز !!من میگم مذهب ؛ به طرفداری ازمذهب و روحانیون صحبت نمیکنم). آقای خمینی تا زمانی که مرحوم بروجردی بودند ایشان اجازه ندادند که به علما وارد عرصه سیاسی بشوند و خوشان هم نشدند، ولی درمورد آقای خمینی تا قبل از سال 42 به جناب محمدرضا شاه پیام میداد که ما میخواهیم شما شاه بمانید ایا خود شما این رانمیخواهید!! بعد از سال 42 علت اصلی اینکه روحانیون وعلما وارد عرصه سیاسی شدند به خاطر این بودش که محمدرضاشاه هم قصد کرده بودش که وارد عرصه مذهب بشود.. من هنوز نمیفهم که یعنی چی انقلاب ایران انقلاب نبوده ؛ تمام صاحبنظران بر این عقیده اند که انقلاب بوده است... انقلابی که هدف ندارد!!!جل الخالق.....
[quote='محمد بیگ']نقل قول از tankamanee:نقل قول از محمد بیگ:نقل قول از محمد بیگ: چگونه انقلاب را میشود از دیگر حرکت ها اجتماعی شناخت ! با شناختن ویژگی های انقلاب و اتفاقات قبل و بعد از آن! این دیدگاه در تاریخ 1391/11/17 توسط sara-sina ویرایش شده است[/quote] هرانقلابی در یک کشور که رخ میدهد، ویزگی وخصایص خودش رادارد.انقلاب امریکا به یک نحو ، انقلاب روسیه ، فرانسه و انقلابهای دیگر در زمان ومکانی که رخ داده اند ویژگی خاص خود را دارند ولی در کتاب کالبد شکافی 4انقلاب به درستی به این مساله اشاره شده هست که یکسری ویژگی ها در انقلابات رخ داده باهم مشترک هستند، البته نه همه.. خودشما بهتر از من میدانیدانقلاب فراتر از یک جنبش هستش، نتیجه یک انقلاب که تقریبا اتفاق نظر واجماع وجود داره اینه که ساختار یک حکومت و حاکمیت یک کشور سرنگون میشودو حاکمیت و حکومت جدید به راس کار میایید.
کتاب درسی دانشگاست .ترم قبل خوندم با استاد یعقوبی
[quote='tankamanee']نقل قول از محمد بیگ:نقل قول از محمد بیگ: فقط جمله اول را درست می کنم : انقلاب ایران انقلاب نیود مثل انقلاب مصر که اخوانی ها به کمک آمریکا روی کار آمدند ! که اتفاقا هر دو تا این انقلابها در 22 بهمن اتفاق افتاد!!! الان هم قصد امریکا روی کار آمدن اخوان سوریه است بنیادگرایی کنترل شده دست پرورده و بهانه آمریکا برای باقی ماندن در خاور میانه است و بزرگترین خدمت را به آمریکا این به اصطلاح دشمنش ایران می کند!! سلام محمدجان.. اینجا گفتی که انقلاب ایران انقلاب نبودش؟ (البته اگر من اشتباه برداشت میکنم توضیح بیشتر بده )... اگر منظورت اینکه انقلاب ایران واقعا انقلاب نبوده که اصلا قابل قبول نیستش . تدااسکاچپل و میشل فوکو (گرچه فیلسوف)و سایر نظریه پردازان انقلاب ، همگی اجماع نظر براین دارند که انقلاب که در لحظه و زمانی که رخ دادش یک انقلاب بودش.. ولی اگر منظورت اینه که در انقلاب ایران حزب حمهوری اسلامی به کار اومدش بحثش جدا است... [/quote] چگونه انقلاب را میشود از دیگر حرکت ها اجتماعی شناخت ! با شناختن ویژگی های انقلاب و اتفاقات قبل و بعد از آن! در مورد اتفاقات سال 57 (که به اختصار از این به بعد 57 ذکر می کنم)باید گفت آیا مردم به آگاهی سیاسی رسیده بودند یا نه! آیا انقلابیون می دانستند که چه می خواهند یا خیر ! و زمینه های ایجاد حرکت اعتراضی چه بود! چه بحرانی سبب شکلگیری انقلاب شد! در مورد بحرانهایی که باعث ایجاد 57 شد فکر کنیم! کاپیتولاسیون وقایع 15 خرداد و مدرسه فیضیه و لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و.. هیچ کدام از این وقایع که عملا باعث اعتراض رهبران انقلاب و ایجاد زمینه برای موج گسترده اعتراضات مردم شد پتانسیل آن را نداشت که مردم را بشوراند شاه هم با تمام دیکتاتوری اش مورد احترام مردم بود همچنان که رهبران کنونی در عربستان و مصر و روسیه و روسیه سفید ... مورد احترام قشر هایی از مردم اند و کسی هم به خاطر دیکتاتوری در این کشور ها به انقلاب دست نمی زند ! زمینه های انقلابی که موجب قیام مردم شود واقعا پوچ است باور کنید کسی به خاطر فرهنگ و مدهب(بر خلاف نظر فوکو) دست به انقلاب نمی زند! اگر مردم بدانند که هدف از انقلابشان چیست و زمینه های ایجاد ان چیست (مثل انقلاب مشروطه)مسلما باید در مقابل انحرافها بایستند و اما اگر مردم ندانند که چه می خواهند هر کسی که از راه می رسد می شود قیم انقلاب! ممکن است بگویید هدف انقلاب بدست آوردن مذهب بوده است(مثل فوکو)و اگر این را می گویید باید نشان دهید که شاه عملا کار هایی می کرده است باعث ایجاد تنگنا برای گروه های مذهبی می شده است این در حالی است که بسیاری از مراجع تقلید سنتی هموراه از شاه حمایت می کردند و مردم هم اغلب در انجام امور مذهبیشان آزاد بودند! انقلابی که هدف ندارد و ک گام به جلو محسوب نمیشود انقلاب نیست یک هرج و مرج و جابه جایی ساده قدرت از فرد به فردی دیگر یا از طبقه و قشری به طبقه و قشر دیگر است! [edit=sara-sina]1391/11/17[/edit]
[quote='arura14']نقل قول:انقلاب مصر که اخوانی ها به کمک آمریکا روی کار آمدند...... انقلاب باید آگاهانه باشد ..... ویل دورانت در لذات فلسفه حرف باحالی میزند میگوید کسانی که بدنبال حقیقت هستند باید آمادگی این را داشته باشند که وقتی حقیقت را دیدند آن را بشناسند[/quote] 8-)8-)8-)
انقلاب مصر که اخوانی ها به کمک آمریکا روی کار آمدند......
انقلاب باید آگاهانه باشد ، یعنی مردم بدونن به چه چیزی معترض اند و خواهان چه چیزی اند، نه اینکه به خیابان بریزند و اغتشاش کنند وقتی هم که دولتشان سقوط کرد تازه بنشینند فکر کنند که چه میخواستیم دیده شده خیلی ها انقلاب کردند و نمیدانستند کی انقلاب موفق شده ویل دورانت در لذات فلسفه حرف باحالی میزند میگوید کسانی که بدنبال حقیقت هستند باید آمادگی این را داشته باشند که وقتی حقیقت را دیدند آن را بشناسند
[quote='محمد بیگ']نقل قول از محمد بیگ: فقط جمله اول را درست می کنم : انقلاب ایران انقلاب نیود مثل انقلاب مصر که اخوانی ها به کمک آمریکا روی کار آمدند ! که اتفاقا هر دو تا این انقلابها در 22 بهمن اتفاق افتاد!!! الان هم قصد امریکا روی کار آمدن اخوان سوریه است بنیادگرایی کنترل شده دست پرورده و بهانه آمریکا برای باقی ماندن در خاور میانه است و بزرگترین خدمت را به آمریکا این به اصطلاح دشمنش ایران می کند!![/quote] سلام محمدجان.. اینجا گفتی که انقلاب ایران انقلاب نبودش؟ (البته اگر من اشتباه برداشت میکنم توضیح بیشتر بده )... اگر منظورت اینکه انقلاب ایران واقعا انقلاب نبوده که اصلا قابل قبول نیستش . تدااسکاچپل و میشل فوکو (گرچه فیلسوف)و سایر نظریه پردازان انقلاب ، همگی اجماع نظر براین دارند که انقلاب که در لحظه و زمانی که رخ دادش یک انقلاب بودش.. ولی اگر منظورت اینه که در انقلاب ایران حزب حمهوری اسلامی به کار اومدش بحثش جدا است... :-)
[quote='محمد بیگ']آقا می خوام یک بحث راه بندازم بعدش برم بخوام فردا صبح بیام و کامنت هایی دوستان را بخونم!!! انقلاب؟؟؟ ایران یک انقلاب نبود مثل انقلاب!!؟؟؟؟ مصر که اخوان سر کار اومدند ! این ها حرف هایی بود که فعلا بدون استدلال مصرف کنید تا فردا! اما در مورد رفتن از سایت این دوستان بهتر است بحث زیر کتاب ها نباشد تا بحث ها را مختل نکند مثلا یه نگاه به این کامنتها بندازید زیر کتاب جنجالی انقلاب به جای بحث چه حرفهایی می زنید ! خب دوستان قدیم رفتند اما دوستان جدید می توانند بیایند و فضای سایت هم کمی تغییر کند ! اما این روزها کتابناک خیلی سرده اصلا بحث توش را نمی افته !!! این دیدگاه در تاریخ 1391/11/16 توسط sara-sina ویرایش شده است[/quote] دوستان ناظر طوری پیام ویرایش داده اند که کلا جملات نا مفهوم شده اند ! فقط جمله اول را درست می کنم : انقلاب ایران انقلاب نیود مثل انقلاب مصر که اخوانی ها به کمک آمریکا روی کار آمدند ! که اتفاقا هر دو تا این انقلابها در 22 بهمن اتفاق افتاد!!! الان هم قصد امریکا روی کار آمدن اخوان سوریه است بنیادگرایی کنترل شده دست پرورده و بهانه آمریکا برای باقی ماندن در خاور میانه است و بزرگترین خدمت را به آمریکا این به اصطلاح دشمنش ایران می کند!!
چند لحظه پیش نظری دادم. مخاطبش آقای اشکانی عزیز نبود، طرف صحبتم انقلاب بود. اما مثل اینکه این نظرم برای انقلاب کمی دندان شکن بود. نظرم غیب شد. نمی دانم کجا رفت، اما هرجا که رفت خدا پشت و پناهش! در اینجا از دوست جدیدمون آقای فرهاد اشکانی و انقلاب به خاطر دیدگاه های تااندازه ای تند اما منطقی‌ام عذرخواهی می کنم.
قبلا یادمه نظر دوستان چند ثانیه ای زیر کتاب میموند بعد حذف میشد . الان یکی از دوستان عزیز ، نظر دادند ، اسمشون رو توی صفحه اصلی میبینم اما ذره بین انداختم هیچ اثری از نظرشون نیست . ماشا.. امون نمیدید به بچه ها
سلامی به گرمای خورشید میبینم که در نبود کاراگاه رد فلاور اتفاقات زیادی رخ داده. من هم از بازگشت بانو سراب بسیار خرسندم.8-)8-)8-):x:-* صحبتی دارم با دوست تازه ی عزیز کتابناک، مستر اشکانی. دوست عزیز شما سن کتابناکی چندان زیادی نداری چطور میتوانی این گونه جنجال آفرینی کنی و راجع به کاربران غایب این گونه سخن بگویی؟؟؟!هااا؟!! عجیب است ! با وجود سن بسیار کم کتابناکی خیلی زود با کتابناک به اصطلاح جور شده اید و از همه وقایع اخیر اطلاع دارید!!!! دوست عزیز رفتارتان کمی مشکوک است اگر پیامی دارید در پروفایلم بگذارید.
در دوره معاصر دو انقلاب در ایران شکل گرفت (مشروطه و انقلاب اسلامی) و کلی حرکت انقلابی و شورانگیز و تعجب که ما هنوز شور انقلابی داریم و جریاناتی از این دست رو خیلی دنبال می کنیم،ما هم گفتیم فضای بحث عوض بشه:D [edit=sara-sina]1391/11/16[/edit]
آقا می خوام یک بحث راه بندازم بعدش برم بخوام فردا صبح بیام و کامنت هایی دوستان را بخونم!!!:)):)) انقلاب؟؟؟ ایران یک انقلاب نبود مثل انقلاب!!؟؟؟؟ مصر که اخوان سر کار اومدند ! این ها حرف هایی بود که فعلا بدون استدلال مصرف کنید تا فردا! اما در مورد رفتن از سایت این دوستان بهتر است بحث زیر کتاب ها نباشد تا بحث ها را مختل نکند مثلا یه نگاه به این کامنتها بندازید زیر کتاب جنجالی انقلاب به جای بحث چه حرفهایی می زنید ! خب دوستان قدیم رفتند اما دوستان جدید می توانند بیایند و فضای سایت هم کمی تغییر کند ! اما این روزها کتابناک خیلی سرده اصلا بحث توش را نمی افته !!! [edit=sara-sina]1391/11/16[/edit]
دوستان محترم لطفا به هم توهین نکنید و اجازه بدین که این بحث همینجا تموم بشه... ان شالله همه چیز درست میشه. و لطفا زیر کتابا فضا رو برای نقد خود کتاب بگذاریم که این قضیه به شدت در دستور کار مدیریت سایت قرار گرفته.
جناب نوبلمن گرامی. حرف من و پیام من کاملا روشن و واضح بود. نیازی نمیبینم که دوباره گویی کنم. اما ظاهرا شما دنبال جرو بحث های فرسایشی هستید. الان تو این چند روزی که من عضو سایت شدم بیشتر از هرکس دیگری از این بازیهای مجازی و کسل کننده ی بی معنی کاربران سایت به ستوه اومدم. شاید بازم با اون ادبیات دندان شکنتون ! برگردید بگید این ناراحتی شما به ما ربطی نداره اما موضوع اینجاست که فضای سایت با این خاله خانباجی بازیا اولا ریخته بهم دوما که زیر کتابها جایی برای به بیراهه کشیدن بحث و پیش کشیدن مسئله ی دوستانی که به گرد عباشون برخورده و مثل دخترخانوم های کم سن و سال قهر کردن و رفتن نیست. در حالی که من میبینم تا میاییم چند کلوم بحث منطقی بکنیم ، یکی از راه میرسه و وانمود میکنه که یه مدیری یا ناظمی یا ناظری یه چیزی بهش گفته که ایشون خوشش نیومده. برای همین وسط بحث مهم میاد یه بدرود می گه و حال و روز کل سایت رو میریزه بهم. در پاسخ به دوست گرامی جناب سراب باید بگم که اصولا سن و سال ما برای به راه انداختن چنین خاله بازیایی بیش از حد زیاده. این حرف شما درسته اما این حرف مال دنیای واقعیه نه مال دنیای مجازی که معمولا و به نظر من انسانها در دنیای مجازی ( به شرط آنکه نقش بازی نکنند) واقعی تر از دنیای واقعی هستند. مثلا شما تو فیس بوک اگر به یه نفر توهین کنید خیلی بیشتر از اینکه تو دنیای واقعی بهش توهین کنید روش تاثیر می ذاره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حالا همه ی این حرفها رو زدم که بگم چند فرد کوته بین این بازی مسخره رو راه انداختن و شما آقای نوبلمن بهتره به جای اینکه جانماز به آب بکشید کمی هم زحمت دولا راست شدن را به آن کمرتان بدهید تا همگان به حسن نیتتان پی ببرند. خیلی مچکرم.
[quote='فرهاد اشکانی']فکر کنم این بدرود گفتن و خداحافظی کردن بسیاری از کاربران سایت جنبه ی نمایشی به خودش گرفته و کم کم این موضوع داره لوس و بی معنی میشه. یادم میاد ملا نصر الدین با سایت خداحافظی کرد اما بعد از چند روز بالای پروفایلشون آخرین بازدید از سایت را 1 ساعت قبل نمایش می داد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! کاربرانی که قصد خداحافظی با سایت را دارند لطف کنند کیفیت رفتنشون رو مشخص کنن تا دوستانی که قلب ضعیفی دارند به این زودی ها از بین ما البته برای همیشه نروند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![/quote] دوست عزیز ملا خودش گفت که من برای دانلود کتاب و... میام به سایت ولی دیگه تو بحث ها شرکت نمی کنم نه این که کلا نیاد.
[quote='saraab'] بله من هم با نظر شما کاملا موافقم..........ایشان نیز صحبت کنم و امیدوار که ایشان هم به جمع ما برگردند [/quote] مجرم به صحنه جرم برگشت! D:
فکر کنم این بدرود گفتن و خداحافظی کردن بسیاری از کاربران سایت جنبه ی نمایشی به خودش گرفته و کم کم این موضوع داره لوس و بی معنی میشه.
بله من هم با نظر شما کاملا موافقم... در خداحافظی هایمان هم باید مثل بقیه تصمیماتمان ثابت قدم باشیم .. اما شما مطمئن باشید که سن و سال خیلی از ما از این لوس بازیهایی که شما میفرمایید گذشته .... و اصولا هر کداممان انقدر غرق در زندگی و روزمره گی هستیم که فرصتی برای این بازیهای مجازی نمی ماند. بشخصه اگر پیگیریهای مدیریت , صبحتهای صادقانه یِ ایشان , پیغام و تماسهایشان برای ماندن من و فراهم کردن شرایط لازم حضور مجدد نبود , الان اینجا نبودم... گاهی ماندن ها و تغییر تصمیمات ما, اسیر دست رو دروایستی ها میشود ... مطمئن باشید ... *پورفر عزیز از شما بابت محبتتان به بنده چه در ایمیل و چه از طریق پیامهایتان بسیار ممنونم... اطلاعی از رفتن جناب خرتوخر نداشتم و از طریق شما خبردار شدم , سعی میکنم با ایشان نیز صحبت کنم و امیدوار که ایشان هم به جمع ما برگردند
[quote='فرهاد اشکانی']فکر کنم این بدرود گفتن و خداحافظی کردن بسیاری از کاربران سایت جنبه ی نمایشی به خودش گرفته و کم کم این موضوع داره لوس و بی معنی میشه. [/quote] خوب شما برا خودت بشین و نمایش رو نیگاه کن! اگر هم نمایش لوس و بی معنیه، دوستان قدیمی تر برای نقد این نمایش در اولویت قرار دارند، نه شما. [quote='فرهاد اشکانی']یادم میاد ملا نصر الدین با سایت خداحافظی کرد اما بعد از چند روز بالای پروفایلشون آخرین بازدید از سایت را 1 ساعت قبل نمایش می داد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! [/quote] فرهاد جان بودن ملا در کتابناک به رفتن و آمدهاش نیست. بودنش به اینه که بیاد و تو بحث ها مثل قبل شرکت کنه و دوستان از نظراتش استفاده کنن. از سر صداقتشه که زمان آخرین ورودش به کتابناک رو پنهان نکرده. شاید می خواد با اومدنش، تااندازه ای دوستانش رو دلگرم کنه به اینکه دوباره به جمع شون برمی گرده. [quote='فرهاد اشکانی']کاربرانی که قصد خداحافظی با سایت را دارند لطف کنند کیفیت رفتنشون رو مشخص کنن تا دوستانی که قلب ضعیفی دارند به این زودی ها از بین ما البته برای همیشه نروند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![/quote] شما غصه قلب ضعیف مابقی دوستان رو نخور. به فکر قلب خودت باش! از قرار معلوم چگالی قلبت رفته بالا.
فکر کنم این بدرود گفتن و خداحافظی کردن بسیاری از کاربران سایت جنبه ی نمایشی به خودش گرفته و کم کم این موضوع داره لوس و بی معنی میشه. یادم میاد ملا نصر الدین با سایت خداحافظی کرد اما بعد از چند روز بالای پروفایلشون آخرین بازدید از سایت را 1 ساعت قبل نمایش می داد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! کاربرانی که قصد خداحافظی با سایت را دارند لطف کنند کیفیت رفتنشون رو مشخص کنن تا دوستانی که قلب ضعیفی دارند به این زودی ها از بین ما البته برای همیشه نروند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نقل قول از khar tu khar
عزیزان . متاسفانه ما یک نفر بسیار زحمتکش و محترم را از دست دادیم . خانم سراب برای همیشه از سایت رفت . چند روز است که ایشان رفته اند و واقعا من از این بابت ناراحتم .
برچسب! :
کتابناک بدون سراب ، بی معناست -------------------- بدرود
پس از سلام، من نمی دانم این چه بیماری مسری ای است که به جان جامعه ی مجازی ما افتاده،و نفر به نفر پس از یکدیگر بدرود کنان از سایت می روند!؟ اول از همه بانوی ناظر همیشه حاضر ما سراب،بعد ملا،بعد آرمین جون،بعد تردید،حالا هم خرتوخر ... عجبا! کبیر اندر کبیر ،خر تو خر،با آن برچسب عجیبش سایت را بدرود کنان ترک می کند! خر تو خر برترین آپلود کننده کتابناک بود... او با آپلود بیش از 1000 عنوان کتاب،حتی گوی سبقت را از اسپارتاکوس هم ربود،و حالا با یک بدرود،به «طرز غریب و عجیبی» سایت را ترک کرده است! کسی که تاکنون شاید 500 کتاب آپلودیش هنوز بر روی سایت قرار نگرفته است.!! من نمی دانم چگونه باید تاسفم را از این قضیه اعلام کنم!؟ برادر عزیز و بزرگوار،کبیر اندر کبیر،که واقعا زحمت فراوانی کشیدی در سایت، اگر مشکل رفتنت را ترک کردن سایت توسط بانو سراب بود. . . باید بگویم خوشبختانه و خداروشکر ! که اکنون بانو سراب ناظر بازگشتند به سایت اکنون دیگر دلیل رفتنت که برچسبش کردی،برطرف شده است،پس: جان من این همه آدم را که برای کتابهای تو به سایت سر می زنند،نا امید نکن... تو را به خدایی که می پرستی...اکنون که سایت «با معنا» شده،دست از ترک سایت بردار... می دانم که تو خدمت کردن به کاربران سایت را دوست داشتی،و این را افتخار خویش می دانستی،پس خودت را از همین خدمت خالصانه و بی ریا محروم نکن.... منتظریم که برگردی دوست و برادر عزیز و پر تلاش:x امید که با برطرف شدن مشکل برچسبت،و خواهش دوستانت در سایت،روی ما را زمین نیندازی،و بار دیگر با بازگشت و کامنت گذاشتن و آپلود کتابهای بی نظیر به سایت کتابناک (که تاکید می کنم جامعه ی مجازی ماست!) به این محفل رونق بخشی . . .
بیا تا قدر یک دیگر بدانیم***که تا ناگه ز یک دیگر نمانیم چو مؤمن آینه مؤمن یقین شد***چرا با آینه ما روگرانیم کریمان جان فدای دوست کردند***سگی بگذار ما هم مردمانیم فسون قل اعوذ و قل هو الله***چرا در عشق همدیگر نخوانیم غرض‌ها تیره دارد دوستی را***غرض‌ها را چرا از دل نرانیم گهی خوشدل شوی از من که میرم***چرا مرده پرست و خصم جانیم چو بعد از مرگ خواهی آشتی کرد***همه عمر از غمت در امتحانیم کنون پندار مردم آشتی کن***که در تسلیم ما چون مردگانیم چو بر گورم بخواهی بوسه دادن***رخم را بوسه ده کاکنون همانیم خمش کن مرده وار ای دل ازیرا***به هستی متهم ما زین زبانیم مولوی
بسی هوا ناجوانمردانه سردهست...
این که جمله چسب قبلی من بود از م.امید درستش اینه:هوا بسی ناجوانمردانه سرد است(اشاره میکنه به اوضاع و خفقان موجود در جامعه در زمان شاعر)
کارگاه گل سرخ، شما نیز بهتر است در تصمیم گیری تان تجدیدنظر کنید. به نفع خودتان است!
مسیو ( تعریف از خود نباشد;-) ) اتفاقا من هم صلاحیت همه اینها را دارم ولی باشد هرچه شما بگویید .من نیز به درجه member خود راضیم.
[quote='neda300']شب زنده داران کتابناک! کجایید بیایید...اینجا هوا خیلی سرد است.[/quote] بسی هوا ناجوانمردانه سردهست.... [quote='neda300']نقل قول از tankamanee:الان موافقت کردی که من باید شبها تنها باشم دیگه اره !!!!!! من؟...موافقتم به خاطر اون بلاهه بود که به سرمون نازل شده![/quote] میدونم مزاح کردم:-):-)
شب زنده داران کتابناک! کجایید بیایید...اینجا هوا خیلی سرد است.
[quote='tankamanee']الان موافقت کردی که من باید شبها تنها باشم دیگه اره !!!!!! [/quote] من؟...موافقتم به خاطر اون بلاهه بود که به سرمون نازل شده!
[quote='tankamanee']نمیدونم این چی بلایی بودش به کتابناکمون نازل شده ... هییییییییییییییییییییییی ، هیچ عزیز و دوست عزیز و کاربر محترمی هم نیستش... فکر بکنم از این به بعد شبهای سرد و خفقان زمستان باید تنهایی در این کتابناکمون بگذرونممممممممممم.....[/quote] الان موافقت کردی که من باید شبها تنها باشم دیگه اره !!!!!!:D:D
نمیدونم این چی بلایی بودش به کتابناکمون نازل شده ...:((:(( هییییییییییییییییییییییی ، هیچ عزیز و دوست عزیز و کاربر محترمی هم نیستش... فکر بکنم از این به بعد شبهای سرد و خفقان زمستان باید تنهایی در این کتابناکمون بگذرونممممممممممم.....:((:((
خر تو خررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر...
[quote='red flower']ناظر به من بیشتر می آیدها!نه این که به کاراگاه ردفلاور مشهورم می توانم مچ کاربران چند پروفایلی را هم بگیرم[/quote] کارگاه گل سرخ محترم با توجه به خصایص شما ناظر بودن برازنده تان است. 8-) من با توجه به شناختی که نسبت به خودم دارم، صلاحیت احراز هر کدام از سمت های مدیر فنی، کتابدار و یا مدیر کتابها، ناظر و مدیر کل رو دارم. اما نه، مدیر فنی دردسرش زیاد است و از حیطه ی حوصله ی من خارج. از خیر این یکی گذشتم. :O کتابدار و مدیر کتابها هم نیاز به نظارت دقیق بر روی کتابها و شرایط حق‌تکثیر و مالکیت حقوقی شان دارد. این یکی هم دردسرش سر به فلک می کشد. از خیر این یکی هم گذشتم. :O اما ناظر، پست دهان پرکن و بانفوذی دارد. اما نه، این یکی هم هرقدر بخواهی طبق قوانین کتابناک پیش بروی، به جانبداری متهمت می کنند و حتی شاید برخی از اعضای فهیم کتابناک از سر خشم تهدید و بد و بیراه روانه مان سازند و دست آخر هم مجبور شوم قید کتابناک را بزنم. از خیر این یکی هم می گذرم. :O اما حقیقتاً پست مدیر کلی کتابناک وسوسه کننده است. این یکی را حتماً قبول می کنم. اما اگر نظری به آن روی سکه بیفکنیم، این یکی از همه شان بدتر است. اگر بخواهم مدیر کل شوم، باید نصف عمرم را پشت درب دادگاه ها به خاطر شکایت ناشران و نویسندگان محترم و محترمه بگذرانم. شاید در دادگاه، قاضی نیز پرونده ام را با پرونده یک قمه کش اشتباه بگیرد و به من حکم اعدام بدهد. راستش را بخواهید مدیر کل از تمام این پست ها و سمت ها اوضاعش خراب تر هست. همانطور که گفتم ممکن است جانم نیز در معرض خطر قرار بگیرد. با عرض پوزش، از خیر این یکی نیز می گذرم. :O سمت یک عضو معمولی کتابناک را حتی با پست مدیر کلی هم عوض نمی کنم. همانی که هستم از همه بهتر هست. حداقلش، نه دردسر زیادی دارم و نه اینکه مجبورم به خاطر بی موالاتی و بی معرفتی برخی از اعضاء دل از کتابناک برکنم. از همه بهتر، مجبور نیستم به خاطر شکایت ناشران و نویسندگان اکثر وقتم را در دادگاه ها تلف کنم. پس خوش به حال خودم که یک عضو معمولی کتابناک هستم. 8-) کارگاه گل سرخ، شما نیز بهتر است در تصمیم گیری تان تجدیدنظر کنید. به نفع خودتان است! ;-)
من نمیدونم این چه بلاییه گریبانگیر کتابناک شده،همه میخوان برن! همه قهر میکنن! بابا یه ذره محکم باشین زود جاخالی نکنین....بقای کتابناک بستگی به شما داره،مخصوصأ آپلود کننده ها! لااقل بخاطر دوستاتون بمونین،اوناییکه براتون یه ذره اهمیت میدن،ما که هیچ!
[quote='red flower'] د بیا!خر تو خر کبیر وسراب خانم هم که رفتند چقدر کتابناک مخوف شده هیچ کس نیس[/quote] مشکل سراب مگه خر تو خر بود که با رفتنش چیزی درست بشه؟! شاید سراب میخواد به زندگی واقعیش برسه و سر و سامونی بهش بده، بَردَمون نیست که! (: مدیریت و نظارت رو همچین مجموعه ی عظیمی با این همه کاربر که هر کدوم باز یه دنیایی رنگارنگی از عقیده و احساسات دارن سخته. بذارید یکم بگذره و تمدد اعصاب پیدا کنه باز میآد. [edit=sara-sina]1391/11/14[/edit]
[quote='khar tu khar']عزیزان . متاسفانه ما یک نفر بسیار زحمتکش و محترم را از دست دادیم . خانم سراب برای همیشه از سایت رفت . چند روز است که ایشان رفته اند و واقعا من از این بابت ناراحتم .[/quote] د بیا!خر تو خر کبیر وسراب خانم هم که رفتند :(( چقدر کتابناک مخوف شده هیچ کس نیس:O:O
یک پیشنهاد جناب پیامبر بشود ناظر ...... حالی می دهد .....دیگر نمی خواهد لینک بدهد ( یکی از مزایایش )
ناظر به من بیشتر می آیدها!نه این که به کاراگاه ردفلاور مشهورم می توانم مچ کاربران چند پروفایلی را هم بگیرم:D:D:D
کاش دروس عمومی بر پایه نیازهای روزمره زندگی میشد مثلا آموزش اینترنت نصب ویندوز یادگیری آشپزی و طریقه محاسبه کالری دریافتی و نوع تغذیه و آموزش دوست یابی
پس کلاس ششم دبستانو برای چی گذاشتن؟دارن همینارو یاد میدن.یه سری هاش هم تو مقطع راهنمایی دارن آموزش میدن. جدی تنظیم و حذف کردن؟!!!!!!!!!:O:O
تو دانشکده کسی از این درس و کلا درس های عمومی خوشش نمی اومد. پس از فارغ التحصیلی و ورود به بازار کار باز به این نتیجه رسیدم که اگه می خوای هر چیزی رو خراب کنی به سیاست آلوده کن . همون بلایی که امروز سر هر چیز و همه چیز اومده. من خودم رمان ، به ویژه رمان های خارجی رو به این جهت دوست دارم که از خوندن رمان به فرهنگ و جامعه و آرزو های مردم نقب می زنی
[quote='تردید'] یعنی حالا سایت شده : کتابناک سرزمین بی قانون دوستان من می خواهم رمان خوان بشوم از نوع خارجی .... حالا اگر دوستان لطف کنند رمانی را معرفی کنند که خوانند و خوششان امده سپاس گذار می شوم ( البته در پروفایلم ) [/quote] نه تردید عزیز ، همچین بى قانون هم نیست...همین چند ساعت پیش نظر بنده و یک دوست دیگر بلافاصله حذف شد...البته اشاره مستقیم سیاسى داشت و حذفش بجا بود( در این شرایط)... در مورد رمان هم اگر لایق بدانید، بنده 7-8 سالى هست که بسیار رمان خوانده ام، ژانر موردعلاقه تان را بفرمایید تا شاید بتوانم کمکى کنم...البته در پروفایل...
[quote='khar tu khar']عزیزان . متاسفانه ما یک نفر بسیار زحمتکش و محترم را از دست دادیم . خانم سراب برای همیشه از سایت رفت . چند روز است که ایشان رفته اند و واقعا من از این بابت ناراحتم .[/quote] یعنی حالا سایت شده : کتابناک سرزمین بی قانون ......می شود چیزی در مایعات ج. ا . ا یک پیشنهاد جناب پیامبر بشود ناظر ...... حالی می دهد .....دیگر نمی خواهد لینک بدهد ( یکی از مزایایش ) دوستان یک خواهش : من می خواهم رمان خوان بشوم از نوع خارجی .... حالا اگر دوستان لطف کنند رمانی را معرفی کنند که خوانند و خوششان امده سپاس گذار می شوم ( البته در پروفایلم ) در ضمن از دوما پدر نباشد.. مزخرف است .
[quote='khar tu khar']عزیزان . متاسفانه ما یک نفر بسیار زحمتکش و محترم را از دست دادیم . خانم سراب برای همیشه از سایت رفت . چند روز است که ایشان رفته اند و واقعا من از این بابت ناراحتم .[/quote] حیف که این عزیز و گرامی رفتند از سایت ... امیدوارم که ایشان برگردند...نمیدونم برای سایتمان چه اتفاقی افتاده است که عزیزهایمان دارند ترکمان میکنند..:((:(( ما که همیشه مزاحمشان میشدم همیشه باروی خوش و خیلی هم با متانت برخورد میکردند وجواب میدادند.. الان هم باید مراقب باشیم که این ناظر عزیز دیگرمان از سایت نروند و هوای ایشان را نگهداریم همانطور که ایشان نگه میدارند..:x:x
[quote='khar tu khar']عزیزان . متاسفانه ما یک نفر بسیار زحمتکش و محترم را از دست دادیم . خانم سراب برای همیشه از سایت رفت . چند روز است که ایشان رفته اند و واقعا من از این بابت ناراحتم .[/quote] آره خانم بسیار منصفی بود واقعا یه آدم خوش برخورد همه جا خوش برخورده امیدوارم هرجا که هستند موفق باشند
عزیزان . متاسفانه ما یک نفر بسیار زحمتکش و محترم را از دست دادیم . خانم سراب برای همیشه از سایت رفت . چند روز است که ایشان رفته اند و واقعا من از این بابت ناراحتم .
از دروس عمومی بیزارم اصلا بدردم نخوردن منظورم این کتاب نیست کلا عمومی ها جنبه چپوندنی دارن واسه همین میگم. کاش دروس عمومی بر پایه نیازهای روزمره زندگی میشد مثلا آموزش اینترنت نصب ویندوز یادگیری آشپزی و طریقه محاسبه کالری دریافتی و نوع تغذیه و آموزش دوست یابی همسریابی. مثلا بجای ادبیات و متون پیشرفته فارسی ادبیات سخن وری و آداب اجتماعی آموزش داده میشد دلمان به درس تنظیم خانواده خوش بود که آن هم بخاطر مواجهه شدن با کاهش رشد جمعیت از دایره علوم دانشگاهی حذف شد خدا به داد آخر عاقبت مان برسد فکر کنم دروس عمومی دانشگاهها در آینده مختص افکار فردی افرادی خاص!!! باشد متاسفانه دروس عمومی بیشتر مختص تاریخ و جامعه شناسی شده تا اینکه به روزمره گی مردم باشه!!. واقعا چه دنیای عجیبیه!!
امشب نمیدونم چرا نقل وقول کار نمیکنه!! ولی نقل و قول: از گاو که گنده تر نمیشوی می دوشنت و از اسب که دونده تر نمیشوی سوارت میشوند و از خر که قوی تر نمیشوی بارت میکنند. انها از فهمیدن تو میترسند. این جمله مرحوم دکتر شریعتی گفته است که در قبال مباحث غربی و موضع گیری در مقابل بعضی از موضوعات غرب. ولی خب این جمله میشود در هر دوره به راحتی در مورد خیلی از موضوعات و مباحث به کار برد . جالب خود شریعتی را معلم این انقلاب می دانند و معرفی کردند و در اصل یک تئورسین این انقلاب محسوب میشه. زمانی که بین مطهری و شریعتی اختلاف پیش امد و کمی راه یک دیگر از هم جدا کردند ، آقای خمینی نیز از هیچ عکس العملی از خود بین این دونشان نداد وحتی از سخنان شریعتی در سخنرانی های خود که در نجف بودند استفاده میکردند. ولی خب بعد از انقلاب سعی شده در کتب تاریخ مربوط به انقلاب که به عنوان درس عمومی در دانشگاه تدریس میشود یعنی همین نوع کتابها،عطای شریعتی به لقایش پیوسته شود. یادش بخیر ما این درس داشتیم جلسه ای نداشتیم که بچه ها با استاد درگیر لفظی نشند.. حتی یه بار بین استاد و یکی از بچه ها نزدیک بودش درگیر فیزیکی صورت بگیره .. من فکر کنم اینو 15 شدم . من خودم خیلی به بحث انقلاب به صورت عام نه "انقلابی خاص" علاقه وافری دارم.. خیلی بحث شیرینی دارد انقلاب. یک درسی داشتیم به نام تئورهای انقلاب چقدر لذت بخش بود برای من...:x:x
[quote='90865553']دوستان یه سری حرف هست که چند روزه خیلی درگیرم کرده.حالا که این جا همه جمعید بهتر دیدم بگم ببینم نظرتون چیه.گزینه 1:میگم شماهام احساس منو دارید یا نه.انگار چند نفری نیستند تو این سایت.بزرگان رو میگم ها.چند روزه نیستند.حالا نمیدونم ما همه خیلی بچه مثبت شدیم و داریم خیلی خوب مینویسیم یا جدی جدی نیستند؟[/quote] من فقط جواب این سوالتون رو میدم چون یک ربطی به انقلاب داره!!!!: فکر کنم انقلاب های مخملی! اثر کرده و تا حدودی شهریاران سایت تصمیم گرفته اند که به این رعیت بیچاره کمی آزادی دهند!
دوستان یه سری حرف هست که چند روزه خیلی درگیرم کرده.حالا که این جا همه جمعید بهتر دیدم بگم ببینم نظرتون چیه.
1-مگه نمیدونی؟کتابناک با کمبود ناظر مواجه شده:کسانی که مایل به همکاری به عنوان ناظر در کتابناک هستند ،نام، نام کاربری، سن و زمانهایی که میتوانند در کتابناک حاضر باشند را به ایمیل زیر ارسال فرمایند [email protected] 2-من که خودم سعی میکنم همه دوستان عزیز کتابناکو لایک کنم این چیزا برام مهم نیس:D 3-:((:(( :((:((:((:((:((:((:(( 4-پول؟؟؟پول چیه؟؟؟!ما والا پول نداریم هرکی داره به ما هم بده;-)
دوستان یه سری حرف هست که چند روزه خیلی درگیرم کرده.حالا که این جا همه جمعید بهتر دیدم بگم ببینم نظرتون چیه.:-) گزینه 1:میگم شماهام احساس منو دارید یا نه.انگار چند نفری نیستند تو این سایت.بزرگان رو میگم ها.چند روزه نیستند.حالا نمیدونم ما همه خیلی بچه مثبت شدیم و داریم خیلی خوب مینویسیم یا جدی جدی نیستند:-( گزینه 2:بعد اینکه این گزینه لایک رو میگم یه جورایی آدم ضایع کنه ها.آخه قبلا کسی نمیفهمید کی داره لایک می کنه.راحت بودیم.الان بدبختی نمیشه هر کسی رو لایک کرد.عالم و آدم میفهمن با کی هم رای هستی.:D گزینه 3:پس این ملا و آرمین جون چرا دیگه نمیان :((یعنی من موندم چقدر تحملشون بالا است ها.باور کنید.من کم آوردم ولی این ها :-( گزینه 4:میگن پولمون بی ارزش ترین پول دنیاست،بدبختی این که همین پول بی ارزش هم ما نداریم :(( کسی از این پولهای بی ارزش نداره ؟باور کنید خیلی بی ارزشه ها.می خواید چکار:Dبذارید این دهه فجر همتون رو دعا کنم.از هر نوع دعایی که دلتون بخواد.:D
[quote='90865553'] دوست عزیز آخه طبق نوشته های مفاتیح گفتم.آخه برای هر چیزی یه دعایی هست.مثلا سردرد.دعای چشم زخم،دعای باران،دعای گوش درد،...اینقدر گفته شده دعا رو درست بخونید تا درگیر بشه.خو من هم گفتم درست گفته بشه نکنه یه دف اشتباهی یه دعا درگیر شه.مثلا همه بشیم نابغه.اونوقت چکار کنیم با این همه نبوغ.[/quote] بهتر بود یه دعا میدادن که یه چکاب کاملی کنه! اینطوری نه لازم بود حفظیات زیادی به مخیله سپرده بشه نه اینکه اونور پرونده ها جابجا میشد... من بخوام این بحث و ادامه بدم آخرش به کفر کشیده میشه، نعوذ بالله! خلاصه اصلا خدا مولتی لنگوئیجه... چه کاریه که یاری بخوایم از زبانی مثل عربی یا...، همین فارسی هم بگید اثر میکنه. حالا البت اگه سیـدی چیزی آشنا دارید در و همسایه بگید اون سفارش کنه، چون بالخره اونورم روابط ارجحیت داره بر ضوابط! P:
[quote='red flower']این درسو برای ما حذف کردن جاش آشنایی با قانون اساسی ج ا ایران پاس کردیم. کتاب سختی به نظر میاد.[/quote] متاسفانه ! برای ما هم حذفش کردن ...گفتن چون علوم سیاسی هستید و چندین واحد انقلاب اسلامی و غیر اسلامی پاس کردید باید به جاش اندیشه سیاسی امام خمینی بردارید!
نگران نباشید... خدا انقدر ملا لغتی نیست. معلم املا نیست که، خداست!
دوست عزیز آخه طبق نوشته های مفاتیح گفتم.آخه برای هر چیزی یه دعایی هست.مثلا سردرد.دعای چشم زخم،دعای باران،دعای گوش درد،...اینقدر گفته شده دعا رو درست بخونید تا درگیر بشه.خو من هم گفتم درست گفته بشه نکنه یه دف اشتباهی یه دعا درگیر شه.مثلا همه بشیم نابغه.اونوقت چکار کنیم با این همه نبوغ.:D
[quote='90865553']نقل قول:آمین یا ارحم الراحمین دوست گرامی. آمین یا رب العالمین درسته درست بگید تا دعاتون هم بر آورده بشه خب[/quote] نگران نباشید... خدا انقدر ملا لغتی نیست. معلم املا نیست که، خداست!
دوست عزیز برای شما بسیار متاسفم . نصف عمرت برفناست . حتما مطالعه اش کنید . حیفه این کتاب ارزشمند رو از دست بدید . مطالب با ارزشی داره. تازه در آزمونهای استخدامی هم از شما سوالاتی ازین قبیل خواهد شد . معیار سنجش شما .....
جدی؟ پس برای اطلاعات عمومی هم خوبه . در جستجوی شغلم اگه خدا بخواد یه جایی استخدام شدم اون موقع میخونمش.;-)
آمین یا ارحم الراحمین
دوست گرامی. آمین یا رب العالمین درسته;-( درست بگید تا دعاتون هم بر آورده بشه خب;-)
این درسو برای ما حذف کردن جاش آشنایی با قانون اساسی ج ا ایران پاس کردیم.
دوست عزیز برای شما بسیار متاسفم . نصف عمرت برفناست . حتما مطالعه اش کنید . حیفه این کتاب ارزشمند رو از دست بدید . مطالب با ارزشی داره. تازه در آزمونهای استخدامی هم از شما سوالاتی ازین قبیل خواهد شد . معیار سنجش شما .....
این درسو برای ما حذف کردن جاش آشنایی با قانون اساسی ج ا ایران پاس کردیم. کتاب سختی به نظر میاد.:-(
هر چی شما بگید!! الان نظرم را بگم میشم ...:D
[quote='hgh_h986'] نه تنها قرن هفتم، بلکه کل تاریخ ما.... دوستان را به عنوان نمونه به کتاب"جامعه شناسى خودکامگى" نوشته على رضا قلى دعوت مى کنم.(البته اگر نخوندید)[/quote] دوست عزیز ما خودمون جزو ورقای همین کتابیم دیگه مگه فراموشتون شده
[quote='saeidborji']ظاهرا که این اوضاع توی قرن هفتم هم تکرار شده تاج ش ا ه ی همه بر کله خر میبینم [/quote] نه تنها قرن هفتم، بلکه کل تاریخ ما.... دوستان را به عنوان نمونه به کتاب"جامعه شناسى خودکامگى" نوشته على رضا قلى دعوت مى کنم.(البته اگر نخوندید)
ظاهرا که این اوضاع توی قرن هفتم هم تکرار شده چون حافظ بنده خدا هم مینالیده که: همه افاق پر از فتنه و شر میبینم تاج ش ا ه ی همه بر کله خر میبینم ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است قوت دانا همه از خون جگر میبینم و......تا بوده همین بوده کیمیاگر ز غصه مرده و رنج ===ابله اندر خرابه یافته گنج
استاد بزرگواری داشتیم که سر کلاس ازمون پرسید : میدونید بزرگترین نعمت خدا چیه ؟ - خیر استاد - خنگی . خنگی بزرگترین نعمت خداست . چون آدم خنگ چیزی نمیفهمه . بفهمه هم ککش نمیگزه . درد رو متوجه نمیشه و غصه نمیخوره بابت این همه سختی و رنج. خدایا به ما خنگی عطا بفرما ، تا نبینیم آنچه پیش می آید و اگر هم فهمیدیم باز دردمان نیاید . از گاو که گنده تر نمیشوی می دوشنت و از اسب که دونده تر نمیشوی سوارت میشوند و از خر که قوی تر نمیشوی بارت میکنند. انها از فهمیدن تو میترسند.
البته توصیه من به دوستان این هستش که از ورژن جدید کتاب استفاده کنن . چون ظاهرا تاریخ خیلی هم ثابت نمیمونه . مثلا در کتابهای دوره راهنمایی تا جاییکه من مطلع شدم ، تاریخ مربوط به پ ا د ش ا ه ا ن حذف شده . شاید هم مواردی در این کتاب تغییر داده شده غرض انتقال تجربیات اینجانب بود به سایر دوستان دانشگاهی . به امید روزی که همه این واحد را با نمره 20 پاس کنیم آمین
البته جلد کتاب ما این شکلى نبود..ولى خب مطالب همون بوده دیگه..تاریخ که عوض نمیشه! من که فکر کنم زیر دوازده شدم...چون با هزار بامبول نمره پاسى گرفتم! ولى به همه دوستان دانشجو توصیه میکنم بخونن تا این درسو بیست شن...چون فراگیرى تاریخ راستین انقلاب اسلامى عزیزمان از اوجب واجبات است...
استاد بزرگواری داشتیم که سر کلاس ازمون پرسید : میدونید بزرگترین نعمت خدا چیه ؟ - خیر استاد - خنگی . خنگی بزرگترین نعمت خداست . چون آدم خنگ چیزی نمیفهمه . بفهمه هم ککش نمیگزه . درد رو متوجه نمیشه و غصه نمیخوره بابت این همه سختی و رنج. خدایا به ما خنگی عطا بفرما ، تا نبینیم آنچه پیش می آید و اگر هم فهمیدیم باز دردمان نیاید . آمین یا ارحم الراحمین
دیروز صبح توی یکی از برنامه های تلویزیونی یکی از پزشکان اینطور فرمودن : که بینندگان عزیز حالا که توان خرید لبنیات رو ندارید ، برای پیشگیری از پوکی استخوان خواهش میکنم ازتون تا از قرصهای کلسیم استفاده کنید . اعتراف با این وضوح !! یا بقول یکی از بزرگان ... حالا که مرغ گران شده ، از گوشت استفاده کنید . صرفا توصیه های ایمنی بود که عرض کردم
بله یادمه ! این کتاب رو با چه اشتیاقی خوندم . از زیباترین کتابهای واحد های عمومی دانشگاه بود . تک تک جملاتش رو یادمه . فقط نمیدونم چرا نمره ام ..... . من که عاشق این کتاب و وقایعش بودم . خوندنش رو به همه دوستان توصیه میکنم . راستی دهه فجر برهمه مبارک . امیدوارم که بتونیم همگی از پیروان بر حق آن امام همام باشیم
واقعا ممنونم باعث شدید امتحانم خوب بشه
17 یا 18 شدم
من بیست گرفتم اما کتاب مزخرفی بود با استادی که سر کلاس همه حرف هاش رو به سخره می گرفتند بعد می گفت بحث نکنید
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.