Hiweb

ریشه در باد

نویسنده : مسعود نجفی اردبیلی

تک نگاری درباره تئاتر نرگس سیاه

"ریشه در باد" را پنج سالی پیش از این تمام کردم. چند ماهی از عمرم به باد دادم تا به سرمنزل رسید. روایت من است از "تئاتر نرگس سیاه" و سال هایی که از من بر باد داد. در نگارش، مرارت زیاد کشیدم. نامهربانی زیاد دیدم. روی زخم هایی دست گذاشته بودم که چندی از هنرمندان گروه را خوش نمی آمد؛ چندی از طرفداران آن ها را که نام برده ام نیز. اجازه انتشار نیافت؛ دو بار. چندی پیش شنیدم که در چاپخانه است، بدون عکس. "نرگس سیاه"، "حامد محمد طاهری" و پدیدآورندگانش در همان سال ها به حیات خود پایان داده بودند. شنیدم که ققنوسی از آن خاکستر سر برآورده و خود را نماینده آن چه می داند که در جهان "تئاتر فیزیکال" می خوانند؛ نخستین شان در ایران نیز. باز پروانه ای در دلم به هم پیچید. نخستین بودن در ایران، پس از "کارگاه نمایش"، دل شیر می خواهد. دیدم هنردوستان زیادی باز عمری بر باد خواهند داد تا دریابند. اکنون که دوستی تازه یافته ام و لطفش آن قدر زیاد است و نیت بر انتشار دارد؛ نوشته ام را خاک برگرفتم. ریشه در باد از شخصی ترین نوشته های من است. واژه ای را هم نمی توانم جا به جا کنم. ساختارش با خودش آفریده شد؛ یکپارچه. همین طور که هست بماند برای شما. شما که از پی می آیید و داوران واقعی هستید. دست هایی را می بوسم که در نگارش متن پشتم را خالی نکردند. از آوردن هر نامی ناتوانم، خود از من این طور می خواستند.

مسعود نجفی اردبیلی
شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه شمسی


» کتابناکهای مرتبط:
واگویه های خیال

نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
تعداد صفحات: 24
4.3 / 5
با 30 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 1
۱۳۸۹/۰۷/۰۲


پاسخنگارش دیدگاه
mojtaba T
Member
با تشكر از شما.مي خوانم تا ببينم اين گله هاي درد الود از كجا نشات مي گيره تا شايد با انتقال مفهوم اين قلم نوشته پيامش را بدانم.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You