رسته‌ها
با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.
امتیاز دهید
5 / 4.2
با 217 رای

اخبار حلاج

نویسنده:
گردآوری: ماسینیون و پ.کراوس

این کتاب نسخه ای کهن در زندگینامه حسین بن منصور حلاج است.
حلاج از مردم روستای «تور» در شمال شرق بیضای فارس بود. سهل بن عبدالله تستری، عمرو بن عثمان مکی و جنید بغدادی از استادان او بودند. او که از مهم‌ترین صوفیان دوران خود بود در حالت سکر عرفانی به گفتن «انا الحق» پرداخت و متشرعین او را به جرم «کفرگویی» ابتدا به قرمطی بودن متهم کردند و پس از هشت سال با کمک صوفیانی از سایر گروه‌های صوفیه او را اعدام نمودند. او سنگسار شد ولی جان نسپرد و به گفتن اذکار مشغول بود سپس مثله کردند ولی باز هم ذکر می‌گفت تا زبانش بریدند و آسمان بگرفت و آب دجله بالا آمد. بنابر وصیت‌اش خاکسترش را در رود ریختند تا رود آرام شد.

حق تکثیر:‏ ‫ت‍ه‍ران‌‬‏‫: اطلاع‍ات‌‬‏‫،چاپ نهم: ۱۳۹۴
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
آپلود شده توسط: syasara
۱۳۸۹/۰۴/۲۴
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
70
فرمت:
PDF
حق نشر:
اطلاع‍ات‌‬‏‫
ویرایش

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی اخبار حلاج

تعداد دیدگاه‌ها:
21
در گُهرش تیرگی گِل نماند
جُزو و کُلش حق شد و باطل نماند

محو شد و خرقهٔ جان کرد ،شق
گشت ز خود خالی و ،پُر شد ز حق

عشق چو بر کشور جانش گذشت
لفظ اناالحق به زبانش گذشت

بود زهستی نفسی همرش
دور فکند آن نفس از درگهش

عشق چو ره در دل حلاج یافت
دار و رَسن مایهٔ معراج یافت

حق چو دم از هستی مطلق زند
کیست بجز حق ،که اناالحق زند.
نقل است که حلاج در پنجاه سالگی گفت که:
تا کنون هیچ مذهبی نگرفته ام ،اما از هر مذهبی ،آنچه دشوارتر است بر نفس خود اختیار کردم،
وامروز که پنجاه ساله ام،نماز کرده ام و برای هر نمازی غسلی کرده ام.


و باز نقل است که یکی به نزدیک او آمد ،
و عقربی دید که گرد او میگشت، آن شخص قصد کشتن عقرب کرد،
حلاج گفت «دست از وی بدار ، زیرا دوازده سال است ،که او همدم وهم راز من است و گرد ما میگردد.

تذکرة اولیا جلد دوم
(ولحظه ای از نظر من پنهان نخواهد بود،تا جسم من در انوار ذات او متلاشی شود،
و آنگاه هیچ اثری ،هیچ نشانی ،هیچ خبری از من باقی نخواهد ماند.)
اخبار حلاج

دل من خون شد در آرزوی فهم درست
ای جگرنوبت توست.
جان به لب آمد و نشنید کسم،جان کلام
داد از دست عوام.
غم دل با که بگویم که دلم خون نکند
غمم افزون نکند.
سر فرو برد به چاه وغم دل گفت امام
داد از دست عوام.
خیلی جالبه!اون کسایی که حلاج رو اعدام کردن هم همین حرف هارو میگفتند....
نادانسته قضاوت نکنیم.
نقل قول از civil84:
در کتاب ریحانة الادب جلد 2 ص 61 مرحوم مدرس تبریزی می نویسد:
حلاج می گفت: (( من خدا هستم و در زیر عبای من بجز خدا وجود ندارد. من بودم که قوم نوح را غرق کردم. من بودم که قوم عاد و ثمود را هلاک و عذاب نمودم. ))مرجع . ماخد صدق گفته های شما خشک اندیشان و قشری گرایان و سطحی نگرها هستند که البته شما نیز در جرگه آنها میباشید.بهتر است شما داستانهای شمرو حر و ... را هزار باره بخانید که قدرت بینش شما در همان حد است........حلاج برسر دار این نکته خوش سراید........از شافعی مپرسید امثال این مسائل(حافظ)
کتاب یافت نشد!
لینک جدیدی اگر داشتید دریغ ندارید
من نمی دونم به جای اینکه بیایم از طرف مقابلمون کار های خوبشو بگیریم هی از این و اون جمله جمع می کنیم که فلانی ال کرد بل کرد... به زندگی مردم چی کار دارید ؟ شما اخرتتو بچسب ... اگرم می خوای کار خیری که اون کرد انجام بده یا اگر کاری بدی به نظرت کرد بر عکسشو انجام بده ( ادب از که اموختی از بی ادبان )...
در کتاب ریحانة الادب جلد 2 ص 61 مرحوم مدرس تبریزی می نویسد:
حلاج می گفت: (( من خدا هستم و در زیر عبای من بجز خدا وجود ندارد. من بودم که قوم نوح را غرق کردم. من بودم که قوم عاد و ثمود را هلاک و عذاب نمودم. ))
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل