رسته‌ها

مناظره هایی در باب وجود خداوند

مناظره هایی در باب وجود خداوند
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 15 رای
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 15 رای
با مقدمه ای از: زهیر باقری نوع پرست

در این کتاب سه مناظره میان فیلسوفان در رابطه با وجود خداوند به فارسی برگردانده شده است.
آیا علم خدا را به خاک سپرده است؟ / مناظره ریچارد داوکینز و جان لنکس
آیا خدا وجود دارد؟ / مناظره تئودور درینج و ویلیام لین کریگ
آیا خدایی وجود دارد؟ / مناظره پیتر سینگر و جان لنکس
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
relativist
آپلود شده توسط: relativist
۱۴۰۰/۰۳/۱۰
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
140
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی مناظره هایی در باب وجود خداوند

تعداد دیدگاه‌ها:
39
پس زنان انصار و مهاجر ( قبل از وجوب حجاب ) و اکثر زنان دنیا ( در حال حاضر ) بی عفت هستند ؟ ضمنا حتی اگر وجوب این آیه اثبات شود ( زیرا خطاب به زنان پیامبر و زنان مومن دارد و حرف از بنات یعنی دختران و حرف از زنان مسلمان در آن نیست ) آیا اجباری نمودن آن - به ضرب قانون - کار صحیحی است ؟ پس چرا نماز که مهمتر است - از نظر قانونی - را واجب نمی کنیم ؟
مناظره های خوبی ارائه شده و دو‌ دیدگاه درباره وجود و عدم وجود خداوند را مطرح کرده، به نظرم این مناظره ها باعث شناخت بیشتر مسئله میشن و همین مقدار افزایش شناخت نسبت به نظرات ارائه شده میتونه برای خواننده بسیار مفید باشه
1- موی سر در هیچ کجای دنیا تحریک کننده نیست . . . . 2- رعایت حجاب ، الزامی با رعایت عفت ندارد . هستند کسانی که بی حجاب ولی با عفتند و هستند کسانی که با حجاب ولی بی عفتند . . . 3- در جوامع عقب افتاده ، رابطه بسیار مستقیمی وجود دارد با رعایت حجاب و عدم آزار و اذیت زن توسط مردان ( یا بهتر بگوییم نامردان ! ! ! ) خوب اگر موضوع ، منتفی شود ، چاره چیست ؟
اجازه بدهید سئوال خود را به گونه ای دیگر مطرح کنم : فرض می کنیم دریک جامعه ایده آل و در یک وضعیت ایده آل ( البته فرض محال ، محال نیست ! رییس جمهور شدن سیاه پوست در آمریکا یا شکسته شدن بت ها در صدر اسلام یا پرواز بشر به ماه ، ابتدا امری محال می نمود) اکثریت مردم می آیند و به قانون حجاب و قصاص ، رای مثبت می دهند و مجلس نیز آنرا تصویب می کند . . . 10 سال می گذرد ( و دقت کنید در همین شرایط ایده آل جامعه ، یعنی بدون وجود جنگ و بدون قحطی و بدون تورم و بدون خفقان و . . . ) و آمار : طلاق و فحشاء و سقط جنین و ضرب و جرح و قتل - طی این ده سال - روندی صعودی پیدا می کند. مردم دوباره می آیند و با فشار آنها ، مجلس ، این دو قانون را حذف می کند . دوباره 10 سال دیگر می گذرد و با حذف این دو قانون ، آمار طلاق و فحشاء و قتل ، پایین می آید . سئوال من از شما اینجاست : آیا مردم و مجلس ، کار درست انجام داده اند ؟ ( اگر واقعا از نظر علمی و عملی ، ثابت شود که این دو قانون که روزگاری ، کارکردی مثبت داشته ، هم اینک ، دارای کارکردی منفی است )
من به بحث اصلی و - کاربردی - می پردازم . شما می گویید قرائت قرآنی از اسلام را قبول دارید . دوست عزیز هیچکدام از احزاب و گروهها و جمعیت ها و مذاهب مهم و رایج فعلی حرفی جز این نیم زنند . یعنی همه مدعی اسلام قرآنی هستند از شیعه گرفته تا سنی از داعش و طالبان گرفته تا سازمان مجاهدین و حتی گروههای ملی مذهبی از خلخالی تا بازرگان و طالقانی و . . . ولی ما در اینجا با چند مشکل روبرو هستیم 1- معانی بسیار متفاوت واژه های واحد در زبان عرب ( مانند واژه مولی که میان شیعه و سنی اینهمه اختلاف بر انگیز شده ) 2- شرایط نزول وحی 3- مباحث دستوری4- ناسخ و منسوخ آیات 5- ارتباط آیات با یکدیگر و لزوم تفسیر آیه به آیه و . . . . . خوب به قول مولوی : هر کسی از ظن خود شد یار من .. . به نظر من در این آشفته بازار تنها راهی که برای کشف حقیقت می ماند این است که تمام احزاب و گروهها و مذاهب اجازه داشته باشند آزادانه به نشر عقاید پرداخته و با یکدگیر مناظره و گفتگو کنند و مردم گوش کنند و انچه اکثریت مردم قبول کردند همان را اجرا کنیم ( حالا تحت عنوان قانون یا هر کوفت دیگر ) اگر هم اشتباه از کار در آمد اصلاحش می کنیم .شما راه حل بهتری دارید ؟ بفرمایید ما در خدمتیم .
۱-ما اگر از مشرک در قرآن صحبت می کنیم، باید بدانیم که مشرکانِ مخاطب درقرآن، کسانی هستند که شرک جلی دارند و نه شرک خفی. البته تمامی کافران، شرک خفی دارند و نفسانیات خود را می پرستند ولی شرک جلی و پرستش اصنام را نمی توان به همه کافران نسبت داد. و اگر نه من و شمای مسلمان هم ممکن است شرک خفی داشته باشیم ولی مخاطب آیه ۱۵۱ آل عمران ما نیستیم. آیا کسی که خدا را قبول ندارد و بتی را هم نمی پرستد شرک جلی دارد؟ البته که ندارد. ایراد برداشت شما از آیه شریفه این است که آن را از کانتکست خود خارج ساخته اید. اگر آیات ۱۴۹ تا ۱۵۳ را ببینیم، مشاهده می کنیم که آیه ۱۵۱ در خصوص آن دسته از مشرکان کافری سخن می کند که در نبرد با مسلمانان بوده اند (احتمالا در غزوه احد) و شامل همه کفار هم نمی شود. الان کافران از من و شما خیالشان راحت تر است. ما بابت آخرتمان در خوف و رجا سرگردانیم و ایشان وارونه اند. فلذا همه کافران مخاطب آیه ۱۵۱ نیستند. آندسته از کافرانی که مشرک بوده و با مسلمین در نبردی جنگیده اند در آیه ۱۵۱ مد نظرند. بعبارتی بطور قطع همه مشرکان کافر هستند ولی همه کافران مشرک نیستند. مسئله کانتکست، جانمایه تمامی برداشت های اشتباه از قرآن است. از داعشی و شیعه گرفته تا من و شما. ۲-آیه ۳۸ سوره زمر را هم در همان کانتکست ببینیم. اگر به آیه ۳۹ دقت کنیم متوجه می شویم که منظور، کسانی از قوم پیامبرند. الی ماشاءالله کافر که الله را هم قبول ندارند. ۳-شما به درستی به معنای کفر اشاره فرمودید که پوشاندن حقیقت است. ولی یک ان قلت آورده اید که قابل هضم نیست. فرموده اید کافران کسانی هستند که ((((""وقتی آیات الهی و حقیقت بر آنها عرضه شد"")))) آن را نمی پذیرند. در صورتی که شما برای پوشاندن حقیقت الهی، نیازمند اقدام آگاهانه نیستید. ممکن است حقیقت آیات بر شما عرضه هم نشده باشد و شما با رفتار خود آن را بپوشانید. دروغ بگویید، تهمت بزنید، بی حجاب باشید، شرب خمر کنید و ... . به همین جهت موسی در پاسخ به فرعون در خصوص امت هایی که پیامبری را درک نکرده اند نمی گوید که چیزی از ایشان فوت می شود و عفو می شوند. بلکه می گوید علم آن نزد خداست و خدا به کسی ستم نمی کند. به گمان من مرتبه ای فوق کافران آگاه و مرتبه ای دون مومنان است. والله اعلم ۴-چرا می گویید که ما در هیچ مقامی قادر به عرضه درست اسلام نیستیم؟ مگر همین قرآن نمی گوید که گروهی در دین تفقه کنند و قوم خود را انذار نمایند؟ قرار است این دسته، پیامبر باشند؟ البته که نه! همین مسلمانان عادی و عامی هستند که قرار است علم دین بخوانند و به ارشاد خلق بپردازند. پس خداوند با همین محدودیت ها و قوت و ضعف های بشری از ما چنین خواسته است. باز هم معتقدید که منکرین، معذورند؟ خدا استدلال من و شمای نوعی را قانع کننده دانسته است. فکر می کنم آیه ۴۴ المائده می تواند مفهوم کافر مد نظر خدا را بخوبی بیان کند. ۵-و کدام قرائت از اسلام؟ طبیعتاً اسلام قرآنی! فکر نمی کنم در این خصوص اختلاف نظری بین من و شما باشد که مذاهب، پرده ای بر چهره دین هستند و دین همان قرآن است. ۶-خدا را صد هزار مرتبه شکر که نه قدرتی به دست من هست و نه مایلم که باشد. پای من لرزان است و پل صراط هم باریک. پذیرش مسئولیتی چنین عظیم یعنی کسب آخرت و قربانی شدن در دنیا (همچون علی) و یا کسب اقتدار دنیا و قربانی شدن در عقبی (همچون حجاج) که البته خدا داناتر است و نحن نحکم بالظاهر. ۷-آنگونه که عرض شد، نظر مردم در برقراری حکومت اسلامی یا عدم برقراری آن صائب است ولی کیفیت احکام را خدا مشخص فرموده است. زمانی که شما رای به برقراری حکومت اسلامی بدهید، نمیتوانید کیفیت احکام قرآنی را تغییر دهید و مثلا بگویید حکومت اسلامی ای می خواهم که قصاص در آن نباشد. مگر احکام و قوانینی که در قرآن نیست که تایید جاودانه ی خداوند را ندارد. والعاقبه للمتقین
حقیقت چیست ؟ هر کسی با یک سری دلائل و مدارک ، تفکر خودش را حق می داند . ولی نمی توان گفت : همه بر حق هستند . یا هر کسی قسمتی از حقیقت را می داند . یا اصولا حقیقت از جمع آوری و تضارب آراء حاصل میشود . یا اینکه هستند نظراتی که ازپایه و اساس باطل هستند . ولی چگونه می توان فهمید حقیقت چیست و کجاست ؟ اگر خلاصه بخواهم بگویم من با تجربه سالیان دراز مطالعه و تفکر به این نتیجه رسیده ام که می توان طبق فرمول زیر تا حدودی به حقیقت نزدیک شد : 1- وجود فضای آزاد برای عرضه تمام اندیشه ها و تفکرات مختلف و متضاد2- عموم مردم ، شاهد این کثرت و تنوع فکری باشند3- اکثریت مردم به یکی از این اندیشه ها و تفکرات رای می دهند (برای اجرای قانونی و مهمتر : پذیرفتن آن به عنوان سبک زندگی )4- پس از مدتی که آن اندیشه : قانون شد و مردم نیز ، سبک زندگی خود را بر آن مبنا بنا نهادند دو حالت ممکن است اتفاق بیفتد : الف : یا آن قانون و روش زندگی در عمل خوب جواب می دهد و مشکل خاصی اتفاق نمی افتد که خوب هر انسان عاقلی در چنین حالتی همان روش و طرز فکر و طرز زندگی را ادامه می دهد ب : یا آن قانون دارای نواقص و مشکلات جزئی است که به راحتی ( یا به سختی : مانند طرح ممنوعیت حمل اسلحه در آمریکا یا قوانین زیست محیطی و . .. ) در آن فضای آزاد مردم با تجمعات و اعتراضات مسالمت آمیز آن قانون و روش را اصلاح می کنند ج : یا آن قانون و روش زندگی از بیخ و بن غلط و باطل است که باز هم هر عقل عاقلی به مرور پی به این بطلان برده و با رای اکثریت آنرا ملغی می کند ( مانند لغو برده داری ، حق رای و حق مالکیت زنان و . . . )
ضرورتی ندارد که همگان همه چیز را بدانند و البته اجباری به دانستن نیست. اما زمانی تصوری از اسفل‌السافلینِ این ندانستن را پیدا می‌کنیم که بدانیم کسانی ایدئولوژی در این جهل مرکب می‌آمیزند و داستان‌ها می‌بافند!
3- باز هم می گویم : وقتی من و شما ( نه در مقام تئوری و حرف و نه در مقام عمل ) قادر به عرضه درست اسلام نیستیم (( بر خلاف پیامبر و یارانش که با قوت استدلال و عملکرد صحیح انسانی ، موفق به جذب قلوب شدند )) ... آنگاه ، عده ای ( که در میان آنها انسان خوب و بی آزار کم نیست ) بدون عناد و لجبازی و صرفا به خاطر ضعف شواهد و کمبود مدارک ، اسلام یا خدا را قبول نمی کنند چه گناهی بر آنها بار است ؟ ؟ !!! یا کسانی که موضع آنها نمی دانم است یعنی نه رد می کنند و نه قبول دارند . . . 4- مردم ، کدام اسلام را قبول دارند ؟ معاویه می گفت اسلام ،خوارج هم می گفتند اسلام . حزب الله می گوید اسلام ، سازمان مجاهدین هم می گوید اسلام ، بازرگان و بنی صدر می گفتند اسلام . خلخلالی هم می گفت اسلام . داعش می گوید اسلام و طالبان هم می گوید اسلام و اردغان هم می گوید اسلام !!! ولی کدام اسلام ؟ 5- رییس دادگاه انقلاب در محاکمه اکبر گودرزی - رییس گروهک فرقان - خطاب به او می گوید : تو با مطهری مخالف بودی ، چرا زدی او را کشتی ؟ !!! راهش این است که بیایید صدا و سیما و در مقابل ملت ایران ، شما برداشت خودت را از اسلام بگو . آقای مطهری هم برداشت خودش را می گوید ، مردم هر کدام را قبول کردند همان اجرا می شود . تمام حرف من با شما دوست عزیز همین است . آیا اگر قدرت دست شما افتاد ( حالا با رای مردم یا بدون رای مردم ) آیا حاضرید مدت یکسال از طریق رسانه های جمعی به خصوص تلویزیون با کسانی که برداشت آنها از اسلام با برداشت شما مخالف است مباحثه و مناظره کنی و در نهایت : هر چه اکثر مردم گفتند را قبول کنی ؟ ؟ اگر اینگونه ای مرا با شما مشکلی نیست و اگر مخالف برداشت اکثریت ( از مناظرات دو طرف ) هستی ، با کمال معذرت من شما و یاران شما را در زمره طواغیت و همردیف کفار و مشرکین دانسته و قیام ( به ترتیب زبانی و قلمی و اصلاحی و شمشیری ) علیه چنین تفکری را واجب می دانم . والسلام علی من التبع الهدی
1- لطفا نظر مرا تقطیع نفرمایید . کلیت حرف من این بود که حالات متضادی به من دست داد کمی خوشی و کمی ترس ! ضمنا گفتم که کلمات قاصر از بیان حق مطلب است زیرا حالات آن دنیا با این دنیا متفاوت است 2-کافر خدا را قبول ندارد ؟ !!!! از شما که اشراف بسیار خوبی نسبت به قرآن دارید چنین مطلبی ، بسیار بعید است ! : به طور قطع تمام کافرین مشرک هستند زیرا خدا در سوره آل عمران آیه 151 می فرماید : به زودی در قلوب کسانی که کافرند ترس می اندازیم به خاطر شرکی که بخدا دارند .. . خدا در قرآن سوره زمر می فرماید اگر از آنها سئوال کنی چه کسی آسمان و زمین را آفریده می گویند الله . اصولا مشرکین به وجود خدایی بالاتر از همه خدایان به نام الله عقیده داشته اند (( ضمنا کافر در سیاق عرب و قرآن یعنی کسی که روی حق را می پوشاند یعنی هم اهل کتاب و هم مشرکین وقتی آیات الهی و حقیقت بر آنها عرضه شد و به جای تسلیم ، عناد و لجبازی و دشمنی کردند در زمره کفار در می آیند : لم یکن المشرکین و اهل الکتاب منفکین حتی تاتیهم البینه ))
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.