رسته‌ها

مرداد، پای کوره های جنوب

مرداد، پای کوره های جنوب
امتیاز دهید
5 / 3.3
با 4 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 3.3
با 4 رای
آغاز داستان:
من سیزده ساله هستم. سیزده بهار را دیده ام و نیز سیزده بار زیر تابش تند مرداد زندگی را گذرانده ام. مرداد در جنوب آنقدر گرم است که می تواند همه چیز را بسوزاند. می دانی؟ ما در گرمای مرداد مثل آجرهای درون "دروغه" داغ می شویم و همانطور پخته می شویم و گرمای استخوانهای نرممان را سفت و قرص می کند و در این میان تنها بلندی نخلی همیشه سایه مان بوده است. البته با اطمینان نمی توانم بگویم سیزده ساله هستم. زیرا وقتی از بی بی می پرسم: "بی بی من چند سالم است؟" او دوک پشم ریسی را کنار می گذارد، به آسمان نگاه می کند، زیر لب چیزهایی می گوید و در حالیکه انگشتان دستش را به حساب می گیرد می گوید: "شاید سیزده سال". مکثی می کند و دوباره می گوید: "بله بله سیزده سال". ولی من باورم نمی شود. فکر می کنم بیش از اینها باید سن داشته باشم، خیلی بیشتر...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
hanieh
آپلود شده توسط: hanieh
۱۴۰۰/۰۶/۳۱
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
41
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی مرداد، پای کوره های جنوب

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.