رسته‌ها
شهر باران (جلد دوم)
امتیاز دهید
5 / 4
با 20 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4
با 20 رای
در ابتدای کتاب می خوانیم:
- من تو را خیلی دوست میدارم.
معصومه به او فرمان داده بود که این حرف را بزند. دختر بیچاره مثل بید می لزرید و در این حال ملافه موج و کشش داشت و از تن لرزان او حکایت می کرد. دختر جوان مانند بره ای بود که تک و تنها، شکار طعمه گرگ درنده و گرسنه ای قرار گرفته باشد، دیگر نمی توانست حرف بزند. دندانهایش کلید شده بود و چشمانش را بسته بود که چهره آن مرد را نبیند. مرد دستان لرزان او را گرفت...
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
298
فرمت:
PDF
آپلود شده توسط:
froz143
froz143
۱۳۹۹/۱۰/۱۶

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی شهر باران (جلد دوم)

تعداد دیدگاه‌ها:
1
شهر باران (جلد دوم)
عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک