رسته‌ها
امتیاز دهید
5 / 3.9
با 8 رای

وقتی دود جنگ در آسمان دهکده دیده شد

نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 3.9
با 8 رای
از متن کتاب:
به هنگام نزدیک شدن غروب، ناجی پاچه های شلوارش را بالا کشید و رفت توی گل و لای. میخواست برود و گاومیش سیاه و گنده خود را که در شط آرام لم داده بود، بشوید. او پسرکی چهارده ساله بود. با هیکلی لاغر و نحیف، به طوریکه اگر نگاهش می کردی، خیال می کردی یازده سال بیشتر ندارد. ساق پای ناجی مانند دو چوب نازک بودند که انگار آنها را تراشیده باشند و بعد روی آتش گرفته باشند. پایش سوخته بود...

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
آپلود شده توسط: goodson
۱۳۹۹/۰۶/۲۹
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
42
فرمت:
PDF
ویرایش

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی وقتی دود جنگ در آسمان دهکده دیده شد

تعداد دیدگاه‌ها:
1
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل