Hiweb

چکامه های گزیده

چکامه های گزیده

نویسنده:

او در ۲۹ اسفند ۱۳۰۶ ر رشت متولد شد و پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود.
ابتهاج سرپرست برنامه گل‌ها در رادیوی ایران، پس از کناره گیری داوود پیرنیا و پایه‌گذار برنامه موسیقایی گلچین هفته بود. تعدادی از غزل‌های او توسط خوانندگان ترانه اجرا شده‌است.
ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام گالیا شد که در رشت ساکن بود(خانم سیمین بهبهانی نقل می‌کنند که سایه عاشق دختری به نام پروین بوده‌اند-مجله نگاه نو اردیبهشت ۱۳۸۶) و این عشق دوران جوانی دست مایه اشعار عاشقانه‌ای شد که در آن ایام سرود. بعدها که ایران غرق خونریزی و جنگ و بحران شد، ابتهاج شعری با اشاره به همان روابط عاشقانه‌اش با گالیا سرود.
وی هم اکنون در آلمان زندگی می‌کند.

» کتابناکهای مرتبط:
دیوان صادق سرمد
کتاب شاهنامه (جلد چهارم)
منشور عشق

نسخه ها
PDF
حجم: 441 کیلوبایت
تعداد صفحات: 69
4.5 / 5
با 317 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 11
۱۳۸۹/۰۲/۳۰


پاسخنگارش دیدگاه
hasti amiri
Member
عشق تمنای من
تمنای تو
حرف دل بس عمیق است و بس شیرین


نقل قول  
el doctor
Member
از همون غزل اول، پر از غلطه! با نظارت چه کسی این کتاب به این شکل تهیه شده؟ جای بسی تاسفه!
"زمانه" قرعه ی نو می زند به نام شما
خوشا "شما" که جهان می رود به کام شما
در این هوا چه نفسها پر آتش است و خوش است
که بوی "عود" دل ماست در مشام شما
...
فروغ گوهری از گنج خانه ی "شب" ماست
چراغ صبح که بر می دمد ز بام شما
و الی آخر...
مثل اینکه تهیه کننده ی این نسخه خودش رو موظف دونسته که در هر سطر حداقل یک غلط رو جا بده.
جالبه که در صفحه ی اول، ادعای "تصحیح" اشعار رو هم فرموده ن!
نقل قول  
khaidalo
Member
حافظ : عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد ... ای خواجه درد نیست و گرنه طبیب هست
هوشنگ ابتهاج : عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد ... ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست
نقل قول  
chrysanthemum
Member
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی ست هوا؟
یا گرفته است هنوز ؟
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آفتابی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه می بینم دیوار است
آه این سخت سیاه
آنچنان نزدیک است
که چو بر می کشم از سینه نفس
نفسم را بر می گرداند
ره چنان بسته که پرواز نگه
در همین یک قدمی می ماند
کورسویی ز چراغی رنجور
قصه پرداز شب ظلمانیست
نفسم می گیرد
که هوا هم اینجا زندانی ست
هر چه با من اینجاست
رنگ رخ باخته است
آفتابی هرگز
گوشه چشمی هم
بر فراموشی این دخمه نینداخته است
اندر این گوشه خاموش فراموش شده
کز دم سردش هر شمعی خاموش شده
یاد رنگینی در خاطرمن
گریه می انگیزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد می گرید
چون دل من که چنین خون ‌آلود
هر دم از دیده فرو می ریزد
ارغوان
این چه رازیست که هر بار بهار
با عزای دل ما می آید؟
که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است
وین چنین بر جگر سوختگان
داغ بر داغ می افزاید؟
ارغوان پنجه خونین زمین
دامن صبح بگیر
وز سواران خرامنده خورشید بپرس
کی بر این درد غم می گذرند ؟
ارغوان خوشه خون
بامدادان که کبوترها
بر لب پنجره ی باز سحر غلغله می آغازند
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب که هم پروازان
نگران غم هم پروازند
ارغوان بیرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار منی
یاد رنگین رفیقانم را
بر زبان داشته باش
تو بخوان نغمه ناخوانده ی من
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من

ارغوان_ هوشنگ ابتهاج


نقل قول  
mohammadarabi
Member
بیانات رهبر معظم انقل...ان‌
فرمودند : ...
در خصوص معرفى مترجمان و کارهاى آنها هم مى‌توانید فعال باشد. ما ترجمه‌هاى خوب و مترجمان خیلى خوبى داریم؛ اینها چهره‌هاى معروفى هستند؛ هیچ اشکالى ندارد که کارهاشان معرفى بشود. مثلاً به‌آذین(19) و محمّد قاضى(20) مترجمان خوبى هستند؛ چه عیبى دارد که ما ترجمه‌هاى اینها را معرفى کنیم؟ مشکلى در کار به‌آذین وجود ندارد؛ او از خیلى از نویسندگان و مترجمانى که الان هستند، بهتر است. به‌آذین مترجمى بسیار قوى است؛ به نظر من او از قاضى هم چیره‌دست‌تر است. شعرایى از این قبیل هم هستند؛ مثلاً در شعر، عِدل به‌آذین، ابتهاج(21) است. ابتهاج شاعر خوبى است؛ شعر خوبى از او بخوانید؛ مانعى ندارد...
نقل قول  
rahimi ehsan
Member
آبی که بر آسود زمینش بخورد زود / دریا شود آن رود که پیوسته روان است
نقل قول  
با سپاس بسیار و آرزوی شادکامی
نقل قول  
voroojak0099
Member
واقعا زیباست به نظر من چند بار هم بخوانی کم است
نقل قول  
mah no
Member
ابتهاج رو به خاطر گردآوری کتاب حافظ دوست دارم و با ترانه اش خیلی حال کردم مخصوصا اونای که استاد شجریان اجرا کرده اگه امکان داره نسخه جدید کتاب ترنه های استاد رو تو سایت بذارید با تشکر فراوان
نقل قول  
edehmand
Member
شاهدی ازدور میجوید مرا
دانه ای از چشم میشوید مرا
دست من از دامنش کوتاه او
روی خود بنهفته میپویدمرا
غم هم ازراه جفابامن غریبی میکند
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You