Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

مشاهده پروفایل: WONDER

WONDER
Member
زمان عضویت: ۱۹.۰۸.۱۳۸۹, ۱۹:۰۸
 امتیاز: 37663
دو سه مثقال خريت ز خران باري نيست...
آواتارآواتار WONDER

ارتباط
ایمیلارسال ایمیل
وبگاهنامشخص
شناسه یاهو

دوستان (48)
صفحه (20) « < 1 2 3  | مجموع دیدگاه‌ها 98
نویسنده پیام
azaraniran
سلام دوست عزیز کتاب
ساختمان فرستنده رادیو نوشته آقای افصحی را قبلا شما دانلود کردی؟آیا تو بازار برای فروش هست؟سایت بعلت قانون کپی رایت حذف کرده
۹۷/۰۳/۲۱ ۲۳:۴۰
سامان پارسا
اسبان بی سوار
به اندوه جهان بر می گردند
آیا سهم تو از مادیان تاریخ
دوباره
یک شیهه خواهد بود؟

سریا داودی

اندوه جهان نام مکان است ، سرزمینی دوردست، پوشیده در مه، جای گرفته در ناکجا آبادی که تعلق به اندوه ابدی ما دارد. هربار که سواری بر زمین می افتد وحماسه ای در مصاف خیر و شر به محاق شکست می خزد این اندوه بزرگ و بزرگتر می شود
آیا تاریخ هنوز، در آفرینش اسبان زاینده و سواران بالنده اهتمام دارد؟
یا عقیم و مستاصل ، تنها شیهه های سترونی را از دوران ما و درون ما به نمایش گذاشته اس...!
۹۵/۰۶/۲۰ ۱۷:۴۳
سامان پارسا
به تمامی شب

کنار پیکر رفیق کشته شده‌ام
دراز کشیدم.
صورتش رو به قرص ماه
با دهانی درهم‌شکسته و
دستانی خشکیده از مرگ،
به سکوتم رخنه کرد
و من آن شب

نامه‌های عاشقانه‌ی بسیاری نوشتم...

هیچ‌گاه‌ چنین
دلبسته‌ی زندگی نبودم.

جوزپه اونگارتی

به امید دلبستگی به جان طبیعت
http://s7.picofile.com/file/8250967050/s...ctionn.mp3.html
۹۵/۰۲/۲۲ ۲۱:۰۰
سامان پارسا
بیا با من زندگی کن
تا بنشینیم
روی صخره‌ها
کنار رودخانه‌های کم‌عمق
بیا بامن زندگی کن
تامیوه‌ی بلوط بکاریم
در دهان یکدیگر
واین آیین ما شود
برای سلام گفتن به زمین
پیش ازآنکه پرت‌مان کند
دوباره به میان برف‌ها
و حفره‌های درون‌مان
لبریز شوداز
ناگواری‌ها
بیا با من زندگی کن
پیش از آنکه زمستان دست بکشداز
تنها بالشتی
که آسمان تا به امروز بر آن سر گذارده
و حفره‌های درون‌مان
لبریز شود ازبرف
بیا با من زندگی کن
پیش از آنکه بهار
این هوا را ببلعدو
وپرندگان آواز بخوانند

"جان یائو"
۹۴/۱۱/۱۹ ۱۵:۲۷
سامان پارسا
غرورم، از قلبم بزرگتر است

این را قبول می کنم

اما گاهی درها را که می بندیم

معنی اش این است:

” لطفا این در را بزنید “

"تازه اؤغلو"

درمی زنند!

کیست؟…

گردوغبارتنهایی ام را

جارو می کنم

و زیر فرش خنده ام

قایمش می نمایم

و آنگاه در را می گشایم؟!

"مرام المصری"

عشق چیزی شبیه در زدن است

مثل دیدار ، مثل سر زدن است
۹۴/۰۷/۱۳ ۰۵:۵۱
اطلاعات شخصی

نام

واندر

درباره من

به هیچ اعتقاد ندارم اما هنوز هیچ هایی هستند که هیچکس نتوانست مرا از اعتقاد به آن هیچ ها بازدارد.

جنسیت

مشخص نشده

مکان

مشخص نشده

شغل

...

تحصیلات

هیچ

سن کتابناکی

7 سال و 7 ماه و 1 هفته و 1 روز


علاقه‌مندی‌ها

نویسندگان و شعرا

هادی صداقت(صادق هدایت) - فرانتس کافکا - احمد شاملو - امیلی رودا

دیگرعلاقه‌مندی‌ها


کتابناک‌ها

آخرین دیدگاهای من:

شاهکار. دید اورو..
[quote='سعید نفیسی']..
فکر کنم قدیمها ک..
من یک چیز را متوج..
[quote]من که توهینی ..
یقینا هرکس تحت آ..
[center][quote]هر کس زی..
وقتی کلاش ندیده..
[quote]از نظر بنده ح..
با این توضیحات ب..


Powered by You