بهرام پور
تندخوانی انتشارات پژواک کیوان

مشاهده پروفایل: شهرکتاب من

شهرکتاب من
Official
زمان عضویت: ۱۴.۰۵.۱۳۹۴, ۱۴:۱۲
 امتیاز: 725
آواتارآواتار شهرکتاب من

ارتباط
ایمیلنامشخص
وبگاهنامشخص
شناسه یاهو

دوستان (4)
صفحه (6) « < 1 2 3  | مجموع دیدگاه‌ها 29
نویسنده پیام
کامبیز شیخی
سلام سال نو مبارک امیدوارم سلامت باشید
۹۶/۰۱/۰۱ ۱۳:۴۲
کامبیز شیخی
داستان هبیت من را بخوانید.. توبه کردم تا رستگار شوم
۹۵/۰۷/۲۳ ۱۰:۰۲
کامبیز شیخی
با سلام
ودرود
از اینکه جواب دادم متاسفم.. همکارهای ناصح مثل شما زیاد دیدم... مثل کبک در برف
من بدیها را دیدم شما از خوبیها بنویسید . من مسخره نکردم واقعیتها را نوشتم... اگر مسخره است خوب حتما هست
خوش باشید راحت بخوابید
۹۵/۰۱/۰۷ ۰۰:۰۸
کامبیز شیخی
البته هرگز نمی خواستم جواب شما را بدهم. من درد اعتیاد شاگردانم را دارم. من درد فقرشان را دارم. من درد له شدن کرامت معلمی را دارم که باحقوق ناچیزشان روزگار می گذزرانند . من درد معلمی را دارم که شبها رفتگر شهرداری است و تا صبح جارو میزند و شاگردانش هر شب او را میبینند. نه اینکه کار عار باشد جایی برای مطالعه نمی ماند... بروید ببینید در کدام کشور معلم چنین حقیر است؟ خداوند به شما انصاف بدهد و دو چشم بینا و گوشهای شنوا
۹۵/۰۱/۰۶ ۰۶:۱۰
کامبیز شیخی
با سلام
من با اسم واقعیم نوشتم ماجرای دردناکی که هر روز شاهد بودم. نه چند استثنای شیرین را. آن معلمین فداکار را من نیز بسیار دوست می دارم. بیایید چشم بگشاییم بر حقایق با بستن چشم حقیقت کتمان نمی شود. پاک کردن صورت مسله راه حل نیست. شما حتی جرات نوشتن نام حقیقی تان را ندارید. امیدوارم معلم نباشید. بیان حقیقت توهین نیست
۹۵/۰۱/۰۶ ۰۶:۰۰
اطلاعات شخصی

نام

باران

درباره من

کتاب کتاب کتاب تمام علاقه من :-)

جنسیت

مشخص نشده

مکان

خراسان رضوی

شغل

تحصیلات

کارشناسی

سن کتابناکی

1 سال و 8 ماه و 3 هفته و 0 روز


علاقه‌مندی‌ها

نویسندگان و شعرا

انتخاب نشده

دیگرعلاقه‌مندی‌ها

قرآن.حافظ.پروین. مولوی .سهراب .


کتابناک‌ها

آخرین دیدگاهای من:

سلام استاد چرا ع..
با عرض سلام و ادب..
هرگز نباید سعی د..
به مقام خاک بودی..
[b] چه غریب ماند..
نوجوانی و تازه ش..
تمام کودکی اش خل..
هدیه ای فراموش ن..
اشک من رنگ شفق یا..
[b]بهتر آن است که ..


Powered by You