آکادمی زبان صمیمی
دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

مشاهده پروفایل: در حال تغییر

در حال تغییر
Member
زمان عضویت: ۰۴.۰۴.۱۳۹۲, ۰۵:۳۳
 امتیاز: 24456
اخرین فرصتست تا مردن
آواتارآواتار در حال تغییر

ارتباط
ایمیلارسال ایمیل
وبگاهنامشخص
شناسه یاهوjoyande.javdanegi

دوستان (0)

صفحه (19) « < 1 2 3  | مجموع دیدگاه‌ها 91
نویسنده پیام
در حال تغییر
دوستان
.
به مرگ چون موضوعی در اینده ننگرید و چون نزدیک شد سعی در فرار از آن نداشته باشید زیرا که ما سالهاست مرده ایم.
.
در آن زمان با لبخند بگویید ،
.
آمدی،میدانستم می آیی، منتظرت بودم، برویم.
۹۶/۱۰/۲۵ ۱۱:۵۴
در حال تغییر
نشانه میگرفت،تیری در پیکان گذاشت و انچه در توانش بود کشید و رهایش کرد
.
خود دیگر یا در دنیا نبود یا پشیمان از این کار یا بکل تغییر کرده بود لیکن پیکان در هوا بسوی هدف میرفت
.
آری کسانی که دست در جیب میگذارند در کنار شما،تیری در هوا از قبل پرتاب کرده اند، لیکن اگر اینها نبود، عملی اکنون انجام ندهید که در اینده گریبانتان را بگیرد با این حال ک شما دیگر نمیخواهیدش.
۹۶/۱۰/۰۱ ۱۳:۰۷
در حال تغییر
مغز سلطان و بدن وزیر اوست.
.
.هر کس به سلطان بی توجهی کند، وزیرش، رائیت دیگران میشود.
۹۶/۰۹/۳۰ ۱۳:۳۴
در حال تغییر
راز پرواز را درون کتاب ها میجستم. زیرو بالا کردن اوراق و جستجو برای پیدا کردن سر نخ.
.
کتاب های زیادی جمع کرده بودم و با خود حمل میکردم.واقعا هم جملات بسیار زیبایی در آنها در مورد پرواز نوشته بود، گویی اکنون است که در اسمان باشی ولی فقط جمله بود.
.
زمان زیادی گذشته بود و من هنوز نمیدانستم رازش چیست.از این که کتابها کمکم نکرده بودند کلافه بودم.تمامشان را آتش زدم.
.
وقتی تمامشان سوخت و تمام شد، آن راز بعد از آن برایم فاش شد.گویی در زنجیر کتابها بودم.
.
شاید هم بودم.
۹۶/۰۹/۲۵ ۱۱:۱۳
در حال تغییر
نمیدانم اینجا کجاست؛ حیرت زده و گیج شده ام.اتاقی بزرگ ک دری ندارد و میخواهم خارج شوم از این خیالات.انگشت سبابه ام را گاز میگیرم.
۹۶/۰۸/۳۰ ۰۱:۵۳
اطلاعات شخصی

نام

من تو نیستم

درباره من

سرزمین من ,انجاییست ک بهترین اندیشه ها گرد یکدیگر زندگی را تفریح خواهند کرد. در ان جمع کسی منتظر بهشت نخواهد بود,انجا اسمان ها از هم دور نیست و شب هنگام برای همه ستارگان قابل روئیت است,کودکانش را ب جرم بازی های کودکانه مجبور ب بزرگ اندیشیدن نمیکنند,سیب را کال نمیچینند,انها در تمدن غار ها خود را میجویند,گرچه خواهند رفت اما یادی ابدی خواهند داشت.سرزمینی که مردمش ب ابرهایی ک در پیش رویه خورشید است نفرین نمیفرستند و سایه ها را شیطان نمینامند.جایی ک اسمانش را مینگری در ان چهره دوستانت را ب یادت خواهد اورد.روزی بود ک زمین شاهد بوده و من نبودم,روزیست ک زمین شاهد است و من نیز نظاره گرش,باشد روزی ک زمین کماکان ثابت و باز من نخواهم بود,پس ای زمین مرا ملامت نکن بخاطر داشتن مردمی اینگونه!من برای ان روزی ک هرگز نخواهد امد لحظه شماری کرده ام.تو نیز زنده بمان گرچه هنوز قدم ب این مکان مگذاشته ای, گر امدی درود مرا پذیرا باش..................(احتیاج ب دوست متفکر و فوق هوشمند دارم,لطفا اگه هرکسی هست پیام بده )

سن

25 سال و 2 ماه و 3 هفته و 3 روز

زادروز

شنبه ۲ آبان ۱۳۷۱

جنسیت

مرد

مکان

تهران

شغل

یک جستجوگر, بدنبال یافتن جواب من کیستم.

تحصیلات

دوست من سخت نگیر... ب زودی بازی تمام خواهد شد.

سن کتابناکی

4 سال و 6 ماه و 3 هفته و 2 روز


علاقه‌مندی‌ها

نویسندگان و شعرا

انتخاب نشده

دیگرعلاقه‌مندی‌ها

دور بودن از ادم ها. تنهایی .


کتابناک‌ها

آخرین دیدگاهای من:

آن مرد نیم کز عدم..
[b]باد ست هر انچه ..
[b]دلم باران میخو..
سهراب، . دوست م..
گه به تن ،گاهی به..
آه، من خویشتن را ..
ابری نیست. بادی..
من مسافری بودم ک ..
آه ای زمان؛ چگون..
چه‌ زیبا سفریست ..


Powered by You