مسخ

دارای امتیاز 5.4 از 6 در کتابناک با مجموع 2664 رای
مسخ
نویسنده:
"مسخ" تنها رمان و مشهورترین اثر فرانتس کافکا است که در پائیز 1912 نوشته شده و در اکتبر 1915 به چاپ رسیده است. ولادیمیر ناباکوف در مورد این داستان گفته است: «اگر کسی 'مسخ' کافکا را چیزی بیش از یک خیال پردازی حشره‌شناسانه بداند به او تبریک می‌گویم چون به صف خوانندگان خوب و بزرگ پیوسته است.»
لحن کافکا روشن و دقیق و رسمی در تضادی حیرت انگیز با موضوع کابوس وار داستان دارد؛ او در "مسخ" تنهایی بشر و سرگشتگی و گسیختگیش را از جامعه پرآشوب نشان می‌دهد.

مسخ سر گذشت انسانیست که تا وقتی می‌توانست فردی مثمر ثمر برای خانواده خود باشد و در رفع نیازهای آنان بکوشد، برای آنان عزیز و دوست داشتنی است. اما همین که به دلایلی دچار از کار افتادگی می گردد و دیگر قادر تامین مایحتاج خانواده نیست، نه تنها عزت و احترام خود را از دست می‌دهد بلکه به مرور به موجودی بی‌مصرف، مورد تنفر خانواده و حتی مضر تنزل پیدا می کند. این خانواده سمبل جامعه‌ایست که نسبت به افراد ضعیف و ناتوان بی‌رحم است و آنها را مضر و مخل برای خود میبینند و از انسان‌هایی فرصت انجام کوچکترین کارها را دریغ می‌کند که شاید بتوانند منشا کارهای بزرگ در آینده شوند. انسان رمان مسخ انسانیست که جامعه او را طرد کرده و او ناخواسته به گوشه تنهایی پناه برده و بدون اینکه آزاری برای دیگران و جامعه داشته باشد، جامعه قادر به تحمل موجود بی‌آزاری چون او نیست. هر لحظه زندگی برای او و اطرافیانش غیر قابل تحملتر می‌شود تا جایی که دیگران و حتی خود او نیز، از سر شوق، لحظه‌ها را برای رسیدن به مرگ می شمارند.

کافکا در داستان نویسی سبکی خاص ابدع کرد که بعدها به کافکایی مشهور شد؛ و نویسندگان بزرگی همچون صادق هدایت و مارکز دنبال رو این سبک شدند. مارکز می‌گوید با خواندن مسخ کافکا بود که فهمید «می‌توان جور دیگری نوشت». آثار کافکا که با وجود وصیت او مبنی بر نابود کردن همهٔ آنها، اکثراً پس از مرگش منتشر شدند در زمرهٔ تأثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب به شمار می‌آیند.
حق تکثیر آزاد

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: Hamid در تاریخ ۱۳۸۷/۰۱/۱۲
» حجم: 0.82 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 2 دقیقه و 2 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 97
» مجموع دریافتها: 48032
» موردعلاقه 755 و موردتنفر 24 عضو

صادق هدایت فرانس کافکا مسخ

» کتابناکهای مرتبط:
س.گ.ل.ل
وغ وغ ساهاب
مازیار

افرونه‌ها

  نسخه انگلیسی کتاب مسخ  د خرداد ۱۳۸۹    توسط کوهالن 

  نسخه آلمانی کتاب مسخ  د خرداد ۱۳۸۹    توسط کوهالن 

  نسخه مخصوص گوشی موبایل کتاب مسخ  پ آبان ۱۳۹۰    توسط f@rh@d 

نقدها

  نقد کتاب مسخ  د مرداد ۱۳۹۰    توسط WONDER 


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
ati_tnt
Member
کافکا این کتابو تو24 ساعت نوشت منم یک چهارم24ساعت خواندمش هرچند ی جاهایی خیلی چندشم میشد اما تا یه مدت فکرم مشغول بود بخاطر تاثیری که این کتاب برمن داشت.
دوستش دارم...
نقل قول  
salimeh_rahimy
Member
فهمیدن آثار کافکا احتیاج به تفکر عمیق داره و خواننده ی تازه کار احتمالا با کافکا خیلی مشکل خواهد داشت. من فکر می کردم اینقدر کتاب خونده ام که فهم یک داستان نه چندان بلند، کار راحتی باشه برام. ولی واقعیت اینه که سخت بود. بدون خوندن نقدها و نظرها که رسما هیچ ایده ای راجع به داستان نداشتم! قطعا باید بارها و بارها خونده بشه این اثر.
نقل قول  
kami45
Member
عجب کتابی بود ادم حین خوندنش بهت زده میشه تصور اینکه آدم تبدیل به سوسک بشه و زشتی های درونش تا این حد، آشکار بشه واقعا آزار دهندست!
نقل قول  
شفول
Member
مسخ روخیلی دوست دارم ازبهترین شاهکارهای کافکاست که توی 24ساعت نوشته شده که با ترجمه صادق هدایتم عالی عالی عالی
نقل قول  
MAMED_SH
Member
برای تطبیق با یک نمایش‌نامه دانلودش کردم. سپاس
نقل قول  
ghonut
Member
نقل قول از Btaraf:
نسخ: تبدیل انسان به انسان
مسخ: انسان به حیوان
فسخ: انسان به گیاه
رسخ: انسان به جامد

تناسخ: (انسان بعد از مرگ در یکی از قالب های بالا برمی گرده) برایِ گره گوار بعد از شبی خواب این اتفاق میفته, به مرور حافظه و عادت های انسانیشو از دست میده و در قالبِ یه مگس زندگی می کنه و حتی خواهرش که با رحم و خوش رفتار بود بَد میشه , اینطوری باشه خیلی ضایِعست...

بله. برای همینه که ما تناسخو فقط توی فیلما و داستانا می بینیم و می خونیم و چنین چیزی وجود نداره. در ضمن در دین اسلام هم چیزی به اسم تناسخ نیومده.
نقل قول  
Btaraf
Member VIP
نسخ: تبدیل انسان به انسان
مسخ: انسان به حیوان
فسخ: انسان به گیاه
رسخ: انسان به جامد

تناسخ: (انسان بعد از مرگ در یکی از قالب های بالا برمی گرده) برایِ گره گوار بعد از شبی خواب این اتفاق میفته, به مرور حافظه و عادت های انسانیشو از دست میده و در قالبِ یه مگس زندگی می کنه و حتی خواهرش که با رحم و خوش رفتار بود بَد میشه , اینطوری باشه خیلی ضایِعست...
نقل قول  
siderella
Member
مسخ کافکا مانند ضربات پتکی است که بر پیکر مسخ شده انسان ضربه های پیاپی واردمی کند، تا بلکه آدمی را ازاین ترکیب همیشگی و خسته کننده کار و زندگی که بدان عادت کرده جدا کند!
هیچ کتابی به اندازه مسخ کافکا برای من، در زمینه چیستی وکیستی؟ انسان تاثیر گذار نبود.
فکر می کنم این توانایی، وسعت دید و این درک و شناخت انسان مدرن جامعه صنعتی هرگز بدین پایه که در مسخ کافکا به تصویر کشیده شد،با شکل و تم دیگری نمی شد به آن پرداخت.

ولادیمیر ناباکوف در مورد این داستان گفته است:
«اگر کسی"مسخ" کافکا را چیزی بیش از یک خیال پردازی حشره‌شناسانه بداند به او تبریک می‌گویم چون به صف خوانندگان خوب و بزرگ پیوسته است


حال نتیجه یک تحقیق علمی که تاثیر آن کمتر از مسخ کافکا نیست.
چه می شود کرد؟ برای تعدای از انسانهایی که ذهنیتی صد در صد علمی دارند و به جزء قطعه،قطعه کردن کاری برای اثبات پدیدهای عالم ندارند.
موضوع از این قرار بود که تعدای از دانشمندان تصمیم داشتند به تاثیر مهر محبت و رابطه آن با رشد وسلامت روحی موجودات بپردازند.
برای این تحقیق از دو بچه میمون، در دو قفس مجزا که نزدیک هم بودند وهر دو قابلیت دیدن همدیگر را داشتند استفاده کردند.
برای آنها هر روز غذا توسط یک نفر برده می شد اما فقط باید در زمان غذا دادن یکی را ناز و نوازش می کردند و دیگری را فقط بدون کوچکترین توجه ایی و ناز و نوازشی غذا می دادند.
زمان به سرعت سپری می شد و نتیجه این شد که میمون اولی که همراه با غذا نوازش می شد رشد خوبی داشت و میمون دوم که از نعمت ناز ونوازش محروم بود-
اما غذای خوبی دریافت می کرد، به مرور زمان نه تنها رشد خوبی نکرد بلکه به جزء فرو رفتن در آغوش مرگ چاره ی دیگری برای او نماند ودستان مهربانتر از دست آدمی را بر سرنوشت خود پذیرفت.


هفتصد سال پیش عارف بزرگ ونامی مامولوی بدون آشنایی با علوم امروزی اشعاری در تاثیر مهر و محبت سروده بود بدین مضمون که:

از محبت تلخها شیرین شود
وز محبت مسها زرین شود
ازمحبت دُردها صافی شود
وز محبت دَردها شافی شود
از محبت خارها گل می شود
وز محبت سرکه ها مل می شود



مسخ کافکا غم انگیز.... است چراکه آدمها تا وقتی نگاه سودا گرانه ایی به هم داشته باشند،سرانجامی به جزء آنچه گریبانگر" گره گوار" شد سرنوشت دیگری بر انسان رقم نخواهد خورد.
زمان ،هر آنچه که طبیعت به ما داده به مرور از ما می گیردجوانی ،زیبایی، سلامتی....و حوادث در کمین هم دست کمی از گذر ایام ندارد!!!!


وقتی می گوییم که مسخ کافکا چون پتک بر سر آدم فرود می آیید تا تمام بنیاد آدمی را براندازد حرف به بیراه نزدم!!!
نقل قول  
sincere generous
Member
از این کتاب خوشم نمیاد.همین کتاب باعث شد یه رشته عمیق دوستی به هم بخوره!
نقل قول  
gharegaz
Member
بنظرم این باید بهترین ترجمه این اثر باشد این دو حرف هم را خوب میفهمند
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You