کلاه کلمنتیس

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

دارای امتیاز 4.9 از 6 در کتابناک با مجموع 628 رای
کلاه کلمنتیس
نویسنده:
کوندرا (متولد 1929) نویسنده‌ی چک-فرانسوی در چکسلواکی به‌دنیا آمده اما از سال ۱۹۷۵ در فرانسه زندگی می‌کند و از سال ۱۹۸۱ یک شهروند فرانسوی شده است. به‌خاطر انتقادی که کوندرا به اتحاد شوروی و تهاجم آن‌ها به کشورش داشت، نام‌اش در لیست سیاه قرار گرفته و مدت کوتاهی پس از تسخیر شدن کشورش، کارهایش ممنوع شده بودند. در طول مدت این ممنوعیت، کوندرا خرج خودش را با نوشتن طالع‌بینی‌های بی‌سروته که تماما از تخیل خودش بودند، درمی‌آورد. این طالع‌بینی‌ها که البته با نام میلان کوندرا چاپ نمی‌شدند، پس از مدتی بسیار محبوب شدند.
کوندرا اولین رمان‌اش به نام شوخی را در سال ۱۹۶۷ نوشت. «شوخی» از زبان چندین داستان‌گو روایت می‌شود و تنها کتاب کوندرا است که در آن خود نویسنده راوی داستان نیست. از شوخی فیلمی چک نیز ساخته شده است.
در سال ۱۹۷۵، کوندرا به فرانسه رفت و در آن‌جا کتاب خنده و فراموشی را نوشت. در این کتاب او از اعتراضات متعددی که مردم چکسلواکی به اتحاد شوروی داشتند می‌گوید. کتاب خنده و فراموشی ترکیب عجیبی از یک رمان، مجموعه‌ای داستان کوتاه، و تفکرات نویسنده است.
در ۱۹۸۴، او کتاب سبکی تحمل ناپذیر هستی (در فارسی بار هستی ترجمه شده است) نوشت. این کتاب محبوب‌ترین کتاب کوندرا به‌ حساب می‌آید. سبکی تحمل‌ناپذیر هستی به مشکلات یک زوج چک با یکدیگر و دشواری سازگاری با زندگی در چکسلواکی می‌پردازد. در سال ۱۹۸۸، کارگردان آمریکایی فیلیپ کوفمان، فیلمی از روی این کتاب به همین نام ساخت. کوندرا پس از دیدن فیلمی که از روی کتاب‌اش ساخته شده بود، اعلام کرد که دیگر به هیچ کارگردانی اجازهٔ فیلم کردن کتاب‌هایش را نخواهد داد.
در ۱۹۹۰، کوندرا کتاب جاودانگی را به بازار داد. در مقایسه با سایر آثار کوندرا که بیش‌تر تفکرات سیاسی را مطرح می‌کنند، این کتاب از درون‌مایهٔ فلسفی بیشتر و عمیقتری برخوردار است و مفاهیم جهانی‌تری را در خود می‌گنجاند.
کوندرا همیشه اصرار داشته است که او یک رمان‌نویس است، نه یک نویسندهٔ سیاسی یا مخالف.

از دیدگاه وی انسانها اغلب و در هر جایگاهی بازیگر و بازی‌خورده هستند و انگیزه ی رفتارشان الزاما آنچه نشان میدهند نیست. کوندرا برای نشان دادن این مسئله آدمها و اتفاقهای معمولی و روزمره را انتخاب می¬کند. چیزهایی که هر روز خواننده شاهدش بوده، بدون این که به آن توجه کرده باشد. به این ترتیب نویسنده ما را نسبت به دریافتهایمان به تردید می-اندازد و دعوت به جور دیگر دیدن می‌کند.
بستر داستانهای کوندرا جامعه¬ی سوسیالیستی چکسلواکی پیش از فروپاشی شوروی است. شرایط ویژه ی زیستن در جامعه ای که همه چیز آن زیر نظر و کنترل نیروهای امنیتی قرار دارد، به اغلب آثار کوندرا رنگ و بویی سیاسی می دهد، گرچه او خود را نویسنده¬ای سیاسی نمی داند. به اعتقاد منتقدان، نوشته¬های او غنایی کم نظیر در دیدن و نشان دادن جنبه های پنهان هستی انسان دارد و بی¬انصافی است اگر آنها را تنها به عنوان اعتراضی سیاسی تنزل دهیم.

حق تکثیر:
تهران; نشر باغ‌ نو , ۱۳۸۷

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: کوهالن در تاریخ ۱۳۸۸/۱۰/۲۶
» موردعلاقه 64 و موردتنفر 3 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
وصایای تحریف شده
آهستگی
والس خداحافظی

اختیارات » رتبه گذاری
» دیدگاه‌ها (18)
» اعتراض به این کتاب

امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
tankamanee
Member
قانون اساسی آزادی بیان را تضمین میکرد، اما قانون هر عملی را که خلاف مصالح ملک تلقی می شد کیفر می داد.
ص2کتاب
نقل قول  
Btaraf
Member VIP
تلاش انسان در برابر قدرت، تلاش حافظه است در برابر نسیان.

میرک با رضایتی خاص به‌خودش اطمینان می‌دهد که همهٔ عشقبازی‌هایشان را فراموش کرده است و نمی تواند لحظه‌ئی از صمیمیت گذشته را به‌یاد بیاورد.

"روشنفکر" چسبی بود که توسط کمونیست‌ها به‌‌همهٔ کمونیست‌هایی که به‌دار کشیده می‌شدند الصاق می‌شد.

می‌توانست به‌ملموس‌ترین اعمال هم مفهومی انتزاعی بدهد و عدم رضایت خود را با لفظی سیاسی نامگذاری کند.

فریاد زد: - جاه‌طلب بودم. متوجه نیستی احمق؟ می‌فهمی؟ یک جوان فرصت‌جوی متعرض! برای همین به‌او چسبیدم و سر و رویش برایم اصلاً مهم نبود!

آنها سعی می‌کنند به‌او بگویند که هنوز پنج دقیقه فرصت ارفاقی دارد تا هر آنچه را که گفته و کرده نفی کند. این بازی را می‌شناسد. آنها آماده‌اند تا به‌مردم، آینده‌ئی را به‌بهای گذشتهٔ آنان بفروشند.

می‌داند که به‌گل نشسته است. به‌همین دلیل می‌خواهد مسیر گذشته‌اش را بازبینی کند تا بداند کجا شکست خورده است. به‌همین دلیل می‌خواهد مکاتبات گذشته‌اش با زدنا را مطالعه کند، زیرا این مکاتبات حاوی راز جوانی اوست، سرنخی به‌ریشه های اوست.

آنها می‌خواستند صدها هزار زندگی را از خاطرهٔ انسانی پاک کنند تا گذشته بتواند آرمانی بلند و بی‌خدشه باشد.
نقل قول  
amin_mohammadi
Member
دوستان من در به در دنبال کتاب «جاودانگی» هستم کسی اگر این کتاب رو داره لطفاً آپلود کنه.
ممنون
نقل قول  
Aghaye Motale_e
Member
از اینکه به لطف کتابناک توانسته‌ام کتابی هنوز نخوانده از کوندرای بزرگ را دریافت کنم، در پوست خود نمیگنجم. میلان کوندرا، گراهام گرین، مارکز و هاینریش بل نویسنده‌های محبوب من هستند. بخصوص کوندرا که تجربه غریب زندگی در یک کشور کمونیستی (=توتالیتر) را به گونه‌ای نفسگیر و زنده و در آمیزه‌ای از رئالیسم و پارودی به هنرمندانه‌ترین و غیر قابل تقلید ترین روش به زبان می‌آورد. و باز با کتابهای پس از اقامت در فرانسه‌اش نشان میدهد که او قبل از هر چیز یک متفکر اصیل است و بدون هیچ مسامحه یا سیاست زدگی جامعه فرانسه (و به طور کلی اروپای غربی) را نیز به نقد می‌نشیند . او خود را یک اروپایی می‌داند و برای کم رنگ شدن بسیاری از ارزشهای اروپایی ابراز دلتنگی می‌کند. اما بدون آنکه این ابراز دلتنگی شان او را به عنوان یک رمان نویس خدشه دار کند . چه، او خود معتقد است رمان زاده نسبیت گرایی است. و دلبستگی یه ارزشهای اروپایی نیز برای او تا جایی مهم است که اصل نقادی و نسبیت ارزشها را به عنوان بزرگترین هدیه تمدن اروپایی خدشه‌دار نکند . تا آنجا که در رمان "جاودانگی" تناقض "همواره نو شدن" (به نقل از رمبو) با پایبندی به ارزشهای بدست آمده از همین نو شدگی‌ها را با تعبیر "رفیق شفیق گورکنان خود بودن" به چالش می‌گیرد.
نقل قول  
warden
Member
عالي بود ولي بهتراز اينم ميشه(!
نقل قول  
dezireh29
Member
سلام ممنون کتاب هویت میلان کوندرا هم خیلی قشنگه اما اینجا نبود! بارهستی واقعا جالب بود.یه جورایی افکار همه آدما بود !
نقل قول  
mani7
Member
مکانیک گفت : چه انتظاري داري؟ آن جور که در تلویزیون خودنمایی می کنی، حالا دیگر هر پیرزنی
توي این کشور قیافه ات را می شناسد.
نقل قول  
miss shiiilan
Member
خیلی خوب بود اما میشه لطفا شوخی رو هم بذارید
نقل قول  
pashoran
Member
سلام
من اين كتاب را مي خونم و از اون لذت مي برم
متشكرم
آيا نسخه چاپي اين كتاب رو مي شود پيدا كرد؟
من گشتم اما پيدا نكردم.
نقل قول  
nakhongir
Member

شهریار مندنی پور
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You