رویای یک ساعته
وضعیت حقتکثیر و مالکیت حقوقی این کتاب مشخص نیست، بنابراین امکان دانلود آن وجود ندارد؛ اگر در این باره اطلاعاتی دارید با ما تماس بگیرید. همچنین در صورتی که شما نسبت به این اثر محق هستید میتوانید اجازه انتشار رایگان نسخه الکترونیکی تمام یا بخشی از آنرا به ما بدهید یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «فروش کتاب الکترونیکی» را در ویکی کتابناک مطالعه کنید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «فروش کتاب الکترونیکی» را در ویکی کتابناک مطالعه کنید.
دارای امتیاز 4.6
از 6
در کتابناک با مجموع 154 رای
رویای یک ساعته
نویسنده: کیت شوپن
مترجم: حسین پاینده
داستان کوتاهبرگرفته از فصلنامهی هنر، شمارهی 29، تابستان و پائیز 1374
خانم کیت شوپن (Kate Chopin) به سال 1850-1904
در هشتم فوریهی 1850 در سینت لوییس St. Louis (در ایالت Missouri) با نام Katherine O'Flaherty از خانوادهای فرانسوی / ایرلندی به دنیا آمد. در کودکی، مربیان زن زیادی داشت؛ از بیوهی مستقلی در فامیل گرفته تا راهبهی روشنفکری مدرسهشان؛ کسی که به او یاد داد به موازات زندگی در خانه، در ذهن خود هم زندگی کند. پنج سال و نیمه بود که والدینش او را به آموزشگاه قلب مقدس Sacred Heart فرستادند.
پدرش، توماس، Thomas O'Flaherty مهاجر ایرلندی بود که در ریسکهای تجاریش به موفقیتهایی رسیده بود. در اول نوامبر 1855، پدرش که از موسسان شرکت راهآهن آرامش Pacific Railroad هم بود، در افتتاحیه قطار، که به سمت Gasconade Bridge حرکت میکرد، حضور داشت. قطار بین راه واژگون شده و باعث کشته شدن صدها مسافر شد. تنها پس از دو ماه تحصیل در آموزشگاه قلب مقدس، کیت به خانه برگشت و زیر نظر مادر مادربزرگش به ادامهی تحصیل پرداخت.
الیزا، Eliza Faris O'Flaherty، مادر کیت، عضو برتر انجمن فرانسویان بود. زمانیکه خبر فوت همسر 50 سالهش را شنید تنها 27 سال داشت. شاید افسرده شده باشد، اما این برای او خبری آزادیبخش بود، چنانکه کیت شوپن در «داستان یک ساعت» مینویسد: «زنی که خبر مرگ شوهرش را در حادثهی قطار میشنود، اندیشهی آزادی، به او شادی میبخشد.» الیزا بعد از آن دیگر هیچ گاه ازدواج نکرد. مادربزرگ و مادر مادربزرگ کیت هم در جوانی بیوه شده بودن و آنها نیز دوباره ازدواج نکردند.
دو سال بعد از مرگ پدر، کیت به «قلب مقدس» برمیگردد. در آنجا با دختری به نام کیتی Kitty Garesche آشنا میشود؛ هر دو عاشق خواندن و نوشتن بودند. اما در ماه می 1861، جنگ داخلی به سینت لوییس میرسد و خانوادهی کیتی از شهر تبعید میگردند. در آن زمان نه تنها کیت بهترین دوستش را از دست میدهد، بلکه نابرادریش، جورج George را هم به دلیل تب حصبه از دست میدهد و همینطور مادریزرگش که آن زمان 83 ساله بود. کیت همهی برادرها و خواهرهاش را از دست میدهد، به طوری که در 24 سالگی تنها فرزند است.
زمانی که از «قلب مقدس» فارغالتحصیل میشود، او را به عنوان یک داستانسرای بااستعداد، یک دانشجوی ممتاز، یک کلبی جوان (پیرو مکتب کلبیون) و یک پیانیست عالِم میشناختند. در نوزده سالگی با اسکار Oscar Chopin که از اهالی لوویزینا Louisiana بود آشنا شده و در 9 ژوئن 1870 با هم ازدواج میکنند. در 1882، اسکار میمیرد و لازم میشود کیت نوشتههاش را به نوعی منبع درآمدزا برای خود و شش فرزندش دربیاورد. اگرچه هیچ گاه نتوانست با درآمدِ حاصل از نوشتههاش زندگی بگذراند، اما با درآمد املاکی که در سینت لوییس و لوویزینا داشت، خانواده رُ میچرخواند. تا نهایتاً در 22 آگوست 1904 به دیار باقی شتافت.
● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.
» توسط: teekany در تاریخ ۱۳۸۸/۰۹/۲۶
» موردعلاقه 9 و موردتنفر 2 عضو
» کتابناکهای مرتبط:
بانکو ( ادامۀ پاپیون )
زنده ها
بابک
آگهی ها
Powered by You


Member
Member
این یکی از بهترین داستانهایی بوده که تابحال خوندم
هرچند داستان قدیمی هستش ولی بنظرم ضربه ای که به خواننده وارد می کنه فوق العادست
من کاملن با اون زن همراه شده بودم که باعث شدن خوندن داستان واقعا برام لدت بخش بشه
Member
Member
من همیشه آرزوی یه عمر طولانی رو دارم و مسلما این زندگی طولانی بدون عشق غیر قابل تحمل و خالی از لذت است...
Member
Member
شما هم امتحان کنید
Pro Member
سلام و متشکرم teekany
از توضیحاتتون ممنونم . این کارتون باعث میشه با نویسندگان بیشماری که ناشناخته اند آشنا بشیم.
برایتان آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.
Member