کارا کتاب
کارا کتاب

گزیده ای از اشعار مهدی اخوان ثالث

دارای امتیاز 5.3 از 6 در کتابناک با مجموع 736 رای
گزیده ای از اشعار مهدی اخوان ثالث
مهدی اخوان ثالث (زاده اسفند ۱۳۰۷، مشهد- درگذشته ۴ شهریور ۱۳۶۹، تهران) شاعر پرآوازه و موسیقی‌پژوه ایرانی است. تخلص وی در اشعارش «م. امید» بود.

اخوان ثالث در شعر کلاسیک ایران توانمند بود. وی به شعر نو گرایید او آثاری دلپذیر در هر دو نوع شعر به جای نهاده است. همچنین او آشنا به نوازندگی ‌تار و مقام‌های موسیقیایی بوده‌است.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: mock_m00n در تاریخ ۱۳۸۸/۰۹/۲۴
» حجم: 0.25 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 37.47 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 20
» مجموع دریافتها: 9360
» موردعلاقه 221 و موردتنفر 2 عضو

اخوان ثالث اخوان ثالث اخوان ثالث دفتر شعر شعر کلاسیک فارسی مهدی اخوان

» کتابناکهای مرتبط:
کشاورز نارنجی
گذشته و آینده ی فرهنگ و ادب ایران - گنجینه ی ششم
شاخ نبات حافظ

افرونه‌ها

  نسخه مخصوص گوشی موبایل کتاب گزیده ای از اشعار مهدی اخوان ثالث  ش دی ۱۳۸۸    توسط raminsamadi 

  نسخه صوتی کتاب گزیده ای از اشعار مهدی اخوان ثالث  س خرداد ۱۳۸۹    توسط mojtaba43 

  شعر لحظه ديدار نزديك است با صداي اخوان ثالث  ش تیر ۱۳۹۰    توسط Reza 

  خانه ام آتش گرفته است با صداي مهدی اخوان ثالث  ش تیر ۱۳۹۰    توسط Reza 

  شعر ( بسان رهنوردانی که در افسانه ها گویند ) با صدای اخوان ثالث  د اردیبهشت ۱۳۹۲    توسط koohsar62 

  شعر ( به سوی پهندشت بی خداوندی ست) با صدای اخوان ثالث  د اردیبهشت ۱۳۹۲    توسط koohsar62 

  شعر (صدایی نیست الا پت پت رنجور شمعی در جوار مرگ) با صدای اخوان ثالث  د اردیبهشت ۱۳۹۲    توسط koohsar62 

  شعر ( به آنجایی که می گویند روزی دختری بوده ست) با صدای اخوان ثالث  د اردیبهشت ۱۳۹۲    توسط koohsar62 

  شعر ( نه چراغ چشم گرگی پیر) با صدای اخوان ثالث  د اردیبهشت ۱۳۹۲    توسط koohsar62 

  عید آمد و ما خانه خود را نتکاندیم  د خرداد ۱۳۹۲    توسط eyelashes 


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها
دانلود کتاب رایگان


پاسخنگارش دیدگاه
کبوترجان
Member
شب افتاده ست و من تاریک و تنهایم
در ایوان و در تالاب من دیری ست در خوابند
پرستو ها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی
..........اخوان ثالث از بهترینهاست بچه بودم پدرم همیشه اشعارشو زمزمه میکرد و من دوست داشتم
نقل قول  
feel_road
Member
واقعا شعرهای با مفهوم و زیبایی داره
من که خیلی خوشم میاد
نقل قول  
تاویار
Member
قصه است این ، قصه ، آری قصه ی درد است
شعر نیست،
این عیار مهر و کین و مرد و نامرد است
بی عیار و شعر محض خوب و خالی نیست
هیچ- همچون پوچ- عالی نیست
این گلیم تیره بختیهاست
خیس خون داغ رستم و سیاوش ها ،
روکش تابوت تختی هاست...
بله.زمستونش که تو تابستونم میچسبه
نقل قول  
علی شروان
Member
مسیحای جوانمرد...ای من...ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است
ای دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گویی در بگشا...
از نظر من زمستان و لحظه دیدار خیلی زیبا بودند
نقل قول  
تاویار
Member
موجها خوابیده اند ، آرام و رام
طبل طوفان از نوا افتاده است
چشمه های شعله ور خشکیده اند
آبها از آسیاب افتاده است
در مزار آباد شهر بی تپش
وای جغدی هم نمی آید به گوش
دردمندان بی خروش و بی فغان
خشمناکان بی فغان و بی خروش
آهها در سینه ها گم کرده راه
مرغکان سرشان به زیر بالها
در سکوت جاودان مدفون شده است
هر چه غوغا بود و قیل و قالها
آبها از آسیا افتاده است
دارها برچیده ، خونها شسته اند
جای رنج و خشم و عصیان بوته ها
پشکبنهای پلیدی رسته اند
مشتهای آسمان کوب قوی
وا شده ست و گونه گون رسوا شده ست
یا نهان سیلی زنان یا آشکار
کاسه ی پست گداییها شده ست...
نقل قول  
lleila
Member
بیا امشب که بس تاریک و تنهایم
بیا ای روشنی، اما بپوشان روی
که می ترسم تو را خورشید پندارند
و می ترسم همه از خواب برخیزند
و می ترسم که چشم از خواب بردارند

نمی خواهم ببیند هیچ کس ما را
نمی خواهم بداند هیچ کس ما را

و نیلوفر که سر بر می کشد از آب
پرستوها که با پرواز و با آواز
و ماهی ها که با آن رقص غوغایی
نمی خواهم بفهمانند بیدارند

شب افتاده ست و من تاریک و تنهایم
در ایوان و در تالاب من دیری ست در خوابند
پرستو ها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی

بیا ای مهربان با من!
بیا ای یاد مهتابی...

نقل قول  
eslahat
Member
""""""
پادشاه فصل ها پاییز
""""""""
نقل قول  
lleila
Member
لحظه دیدار نزدیک است .
باز من دیوانه ام، مستم .
باز می لرزد، دلم، دستم .
باز گویی در جهان دیگری هستم .
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ !
های ! نپریشی صفای زلفم را، باد!
آبرویم را نریزی، دل !
- ای نخورده مست -
لحظه دیدار نزدیک است
نقل قول  
fatmashib
Member
فضا را تیره میدارد ولی هرگز نمیبارد
نقل قول  
fatmashib
Member
فضا را تیره میدارد ولی هرگز نمیبارد
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You