کارا کتاب
کارا کتاب

طوبا و معنای شب

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

دارای امتیاز 5.1 از 6 در کتابناک با مجموع 599 رای
طوبا و معنای شب
درباره کتاب:
داستان «طوبا و معنای شب» سرگذشت زنی‌ است به نام طوبا از کودکی تا پیری. در حقیقت بیان سرنوشت موجودی ا‌ست به نام «زن» که به دلیل محدودیت‌های اجتماعی همیشه صدها گام از مردان عقب‌تر نگهداشته شده و همین محدودیت‌ها وی را وادار می‌کند که هرگز خودش نباشد و به تصمیم دیگران گردن نهد...

درباره نویسنده:
شَهرنوش پارسی‌پور (زادهٔ ۲۸ بهمن ۱۳۲۴) داستان‌نویس و مترجم ایرانی است. داستان‌های پارسی‌پور به زبان‌های گوناگون دنیا ترجمه شده‌است. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهش‌های زنان در آمریکا، به عنوان زن سال برگزیده شد.

حق تکثیر:
ت‍ه‍ران‌: ال‍ب‍رز، ۱۳۸۲

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: teekany در تاریخ ۱۳۸۸/۰۹/۰۷
» موردعلاقه 94 و موردتنفر 5 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
آویزه های بلور
داستان مردان تمدن کلده
در خانه

اختیارات » رتبه گذاری
» دیدگاه‌ها (41)
» اعتراض به این کتاب
افرونه‌ها

امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها
دانلود کتاب رایگان


پاسخنگارش دیدگاه
paintme6
Member
خانم پارسی پور در این رمان بسیار زیبا یک زن ایرانی را از مشروطه تا انقلاب 57 به تصویر کشیده بودند گمگشتگی اش را پریشانی اش ، تنهایی عدم اعتمادش و وابستگی را به مردان و.. و تغییرش همرا ه با تغییر جهان نو .
روزی مردی به من گفته بود زنان از خودشان اندیشه ای ندارند و حتی آنها که باهوش و اهل فکر به نظر می رسند نشخوارکننده اندیشه های مردانند به او گفتم اعتمادبه سقفش برایم از سخنان اندیشمندش جالبتر است چگونه می شد که یک مرد زن را اینگونه ببیند ؟ تاریخ را مردان می نوشتند جهان را فتح می کردند قمار می کردند و ما در خانه ها به انتظارشان می ماندیم ورد می خواندیم پیشگویی می کردیم بچه ها را بزرگ می کردیم و برای فرار از تنهایمان به خدای ساخته آنها چنگ می انداختیم . بازمین پیوند خورده بودیم ما ریشه هاشان بودیم و نگاهمان به آسمان بود و اندیشه های متولد نشده مان در نطفه می پوسید . راز گونه تمنای مردان می شدیم از دور بغایت دست نیافتی از نزدیک به سهولت در اختیار شدنی .
نقل قول  
paintme6
Member
در تمام تاریخ فرصت اندیشیدن را از او گرفته بودند او فاقد من بود جزیی از ما بود و تحلیل رفته در مجموعه...........
نقل قول  
kezelik
Member
صفحه های کتاب مرتب نیست. شماره گذاری خود کتاب هم حذف شده. متاسفانه قابل خواندن نیست.
نقل قول  
سمیرا نبی پور
Member
چرا صفحات این کتاب، پشت سر هم و به ترتیب اسکن نشده است؟ نمی توانم بخواندش
نقل قول  
mazen
Member
با درود و سپاس فراوان از زحمات شما
نقل قول  
Bardiatata
Member
من نقد از سیامک وکیلی رو که در مورد این رمان و رمان «زنان بدون مردان» است، آپلود کردم. به نظرم خوندن این کتابها بدون نقدهای خوب کمی گیج کننده باشه.
نقل قول  
sare_s
Member
سلام سايت بسيار خوب ومفيدي دارين.از همه زحماتتون ممنون.موفق و سربلند باشيد
نقل قول  
daniholandi
Member
با درود و سپاس فراوان از زحمات شما
نقل قول  
mohammad abedi
Publisher

بسیار بسیار متشکرم از کتابناک









نقل قول  
sanam89
Member
من این کتاب را در تاریخ 3/9/89 دانلود کردم، صفحات کتاب جابه جا اسکن شده اند، لطفا آن را اصلاح کنید. با تشکر.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You