دانلود کتاب و ايبوک
کارا کتاب

مثنوی معنوی

دارای امتیاز 5.6 از 6 در کتابناک با مجموع 1153 رای
مثنوی معنوی
نویسنده:
.
درباره کتاب:
این کتاب از ۲۶٬۰۰۰ بیت و ۶ دفتر تشکیل شده و یکی از برترین کتاب‌های ادبیات عرفانی کهن فارسی و حکمت فارسی پس از اسلام است. این کتاب در قالب شعری مثنوی سروده شده‌است؛ که در واقع عنوان کتاب نیز می‌باشد. اگر چه قبل از مولوی، شاعران دیگری مانند سنائی و عطار هم از قالب شعری مثنوی استفاده کرده بودند ولی مثنوی مولوی از سطح ادبی بالاتر برخوردار است[نیازمند منبع]. در این کتاب ۴۲۴ داستان پی‌درپی به شیوهٔ تمثیل داستان سختی‌های انسان در راه رسیدن به خدا را بیان می‌کند. بیت نخست دفتر اول مثنوی معنوی به نی‌نامه شهرت دارد و چکیده‌ای از مفهوم ۶ دفتر است. این کتاب به درخواست شاگرد مولوی، حسام‌الدین حسن چلبی، در سالهای ۶۶۲ تا ۶۷۲ هجری/۱۲۶۰ میلادی تالیف شد. عنوان کتاب، مثنوی، در واقع نوعی از ساختار شعری است که در این کتاب استفاده می‌شود. مولوی در این کتاب مجموعه‌ای از اندیشه‌های فرهنگ اسلامی را گرد آورده‌است.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: hreza در تاریخ ۱۳۸۸/۰۸/۰۳
» حجم: 7.34 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 18 دقیقه و 19 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 1144
» مجموع دریافتها: 33412
» موردعلاقه 441 و موردتنفر 10 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
مثنوی ولدی معروف به ولد نامه
مثنوی - دفتر سوم
مثنوی معنوی - دفتر پنجم - نسخه کلاله خاور

افرونه‌ها

  نسخه مخصوص گوشی موبایل کتاب مثنوی معنوی  ش خرداد ۱۳۸۹    توسط mojtaba43 

  نسخه صوتی اشعاري ازمولاناباصداي شاملو  ش خرداد ۱۳۸۹    توسط mojtaba43 

  نسخه صوتی کتاب 1مثنوی معنوی-قسمت اول  چ خرداد ۱۳۹۰    توسط lipin 

  نسخه صوتی کتاب مثنوی معنوی-دفتر اول-قسمت6  چ خرداد ۱۳۹۰    توسط lipin 

  نسخه صوتی کتاب مثنوی معنوی-دفتر اول-قسمت3  چ خرداد ۱۳۹۰    توسط lipin 

  نسخه صوتی کتاب مثنوی معنوی-دفتر اول-قسمت4  چ خرداد ۱۳۹۰    توسط lipin 

  نسخه صوتی کتاب مثنوی معنوی-دفتر اول-قسمت5  چ خرداد ۱۳۹۰    توسط lipin 

  نسخه صوتی کتاب مثنوی معنوی-دفتر اول-قسمت2  چ خرداد ۱۳۹۰    توسط lipin 

  نسخه صوتی کتاب مثنوی معنوی-دفتر اول-قسمت6  چ خرداد ۱۳۹۰    توسط lipin 

  نسخه صوتی کتاب مثنوی معنوی-دفتر اول-قسمت8  چ خرداد ۱۳۹۰    توسط lipin 

  نسخه صوتی کتاب مثنوی معنوی-دفتر اول-قسمت9  چ خرداد ۱۳۹۰    توسط lipin 

  نسخه صوتی کتاب مثنوی معنوی-دفتر اول-قسمت10  چ خرداد ۱۳۹۰    توسط lipin 

  نسخه صوتی کتاب مثنوی معنوی - شناخت «خود» در مثنوی مولانا  ش مهر ۱۳۹۲    توسط sootehdel 

  نسخه صوتی کتاب مثنوی معنوی - چگونگی سروده شدن کتاب مثنوی معنوی - قسمت اول  ش مهر ۱۳۹۲    توسط sootehdel 

  نسخه صوتی کتاب مثنوی معنوی - چگونگی سروده شدن کتاب مثنوی معنوی - قسمت دوم  ش مهر ۱۳۹۲    توسط sootehdel 

  نسخه صوتی کتاب مثنوی معنوی - به سوی جانب بی جانبی  ش مهر ۱۳۹۲    توسط sootehdel 

  نسخه صوتی کتاب مثنوی معنوی - نی نامه  ش مهر ۱۳۹۲    توسط sootehdel 

  مجموعه کامل شش دفتر مثنوی معنوی به زبان انگلیسی / نویسنده: E.H. Whinfield . M.A/ توسط گیلدخت  د دی ۱۳۹۲    


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
امين خان
Member
مثنی ما کتاب وحدت است
غیر واحد هر چه بینی ان بت است
لفظ بیداری دل ای معنوی
در نگنجد در هزاران مثنوی
نقل قول  
در حال تغییر
Member
ما ز قرآن مغز را برداشتیم
.
.
پوست را نزد خران بگذاشتیم
نقل قول  
حزین خوش نظر
Member
نوبت کهنه فروشان درگذشت
نو فروشانیم و این بازار ماست
نقل قول  
سفیدکوه
Member
صنم مولانا //// به معنای بت و بت پرستیست بر هرچه از سنگ یا چوب. یا فلز بسازند و آن را پرستش کنند اطلاق می شود بت پرستی با اشکال و ابعاد گوناگون با سرشت ما در هم آمیخته و در اندیشه های ما خلیده است به استناد آیه ۲۳سوره الاسرا گفته اند/هر چه تو را از خدا باز دارد آن بت توست /// چرا که هرچه تو در بند آنی بنده آنی ماآدمیان در این جهان گذرانیم و در جستجوی کمال و رسایی ولی بتهای این جهان راه کمال را بر ما می بندند چنانکه سنایی میگوید
این همه مشغله و رسم و هوس طالبان ره حق را صنم است
آدمی در حقیقت شیفته بت است نخست دوستی نفس دوم شهوت و شکم پرستی وسوم دوستی به ظواهر و مادیات چهارم دوستی به جاه و مقام پنجم زن و فرزند
نقل قول  
تاویار
Member
روستایی گاو در آخور ببست

شیر گاوش خورد و بر جایش نشست

روستایی شد در آخر سوی گاو

گاو را می‌جست شب آن کنج‌کاو

دست می‌مالید بر اعضای شیر

پشت و پهلو گاه بالا گاه زیر

گفت شیر از روشنی افزون شدی

زهره‌اش بدریدی و دل خون شدی

این چنین گستاخ زان می‌خاردم

کو درین شب گاو می‌پنداردم

حق همی‌گوید که ای مغرور کور

نه ز نامم پاره پاره گشت طور

که لو انزلنا کتابا للجبل

لانصدع ثم انقطع ثم ارتحل

از من ار کوه احد واقف بدی

پاره گشتی و دلش پر خون شدی

از پدر وز مادر این بشنیده‌ای

لاجرم غافل درین پیچیده‌ای

گر تو بی‌تقلید ازین واقف شوی

بی نشان از لطف چون هاتف شوی

بشنو این قصه پی تهدید را

تا بدانی آفت تقلید را(دفتر2بخش 14)
نقل قول  
yarfadak
Member
سلام به همگی بخصوص آقای صدای شیعه
اولا خیلی ممنون که من انشتین نامیدی چرا که شنیدم در اواخر شیعه شده؟ آدرس «برای مشاهده لینک عضو شده و وارد شوید»
البته تایید یا رد نمی کنم.چرا که ممکن است
دوما اینکه از کجا فهمیدن که در اواخر عمر شیعه می شوند
سوما اینکه چند تن از بزرگواران همچون اما خمینی رحمه الله علیه وغیره تایید کردند دلیل بر صحت نمی شود
چهارما من برروی هیچ شخصی غیر از اهلبیت علیهم السلام تعصب ندارم
پنجما چند شعر می گذارم که همه خودشان قضاوت کنند
نقل قول  
صدای شیعه
Member
جناب یار فدک
اولا من کجای حرفم مولوی را با امام معصوم مقایسه کردم؟؟؟؟ گفتم مولانا درباره گریه بر امام حسین اشتباه کرده(از کجای این حرفم مقایسه برداشت کردی اینیشتین)
دوماً بیراهه رفتن با رسیدن به همۀ حقیقت فرقش از زمین تا آسمان است و کسی هم منکر اشتباهات غیر قابل جبران مولانا در برخی گفته‌هایش نیست.
آیت الله بهجت در مورد امثال مولانا، غزالی، ابن عربی و... که مشرب عرفانی داشته‌اند و در عین حال اهل سنت بوده‌اند اعتقاد داشتند این دسته در اواخر عمرشان شیعه می‌شوند. امام خمینی(ولایت فقیه) در مورد لقب شیخ اکبر به ابن عربی گفته‌اند این لقب شایستۀ ابن عربی است و واقعا ایشان شیخ اکبر هستند در عین حال که به برخی عقایدشان ایراداتی هم وارد کرده‌اند.
در عرفان بحث مراتب هست. آیا همه عرفا در یک مرتبه از رسیدن به حقیقت قرار دارند؟ اصلا بحث رسیدن به کرامت نیست مگر هدف از عرفان رسیدن به کرامت است که من هم چنین اعتقادی داشته باشم؟
ضمن این که من دشمنی با فقه ندارم اما برایم سوال است که چرا در طول تاریخ دسته‌ای از فقها که خودشان گرایش عرفانی نداشته‌اند و هیچ رساله‌ای هم از عرفان از ایشان به جا نمانده است، در مقابل عرفا(نه صوفیه من خودمم با صوفیه خانقاهی مخالفم) جبهه گرفته‌اند و دستشان به خون سهروردی، عین القضات و روزبهان بقلی، حلاج آلوده است. معیار من(دربارۀ قضاوت در مورد عرفا) فقهایی است که گرایش عرفانی داشته‌اند مگر امام خمینی فقیه نیستند امام خامنه‌ای مگر فقیه نیستند؟ مگر آیت الله بهجت فقیه نبودند؟ مگر آیت الله جوادی آملی، حسن زادۀ آملی، علامه طباطبایی، قاضی طباطبایی و ... فقیه ننیستند؟ اما همه عارف هستندو دربارۀ عرفان نظری هم دیدگاه‌های دقیق و نقادنه دارند.
حالا من با این که امثال مولانا و ابن عربی و... را کمتر از اینها می‌دانم اما به امثال مولانا و ابن عربی در عین زاویه داشتن عقایدم با ایشان احترام می‌گذارم.

نقل قول  
yarfadak
Member
در جواب اویلر
اولا:قبول دارم که برای بری نقد هر کسی به سیره ای که دارد باید شناخت کامل داشت
اما برای شناختش باید مثلا مثل مولای رومی به اشعارش رجوع کرد تا دید که چگونه شخصیتی بوده
دوما: ممن می گویم درست است مولوی در اشعارش ذکر خدا فراوان دیده می شود اما باید دید خدایی که معرفی می کند چگونه خدایی است
توضیح خواهم داد

نقل قول  
yarfadak
Member
نقل قول از صدای شیعه:
نقل قول از yarfadak:من از مثنوی بیزارم خیلی بیزارم به خاطر چند چیز 1-همه چیز را عین خدا می داند حتی اشیاء زشت وناپسند 2....هرکس بخواهد بیشتر برایش توضیح بدهم برایم پیغام بفرستد
دوست عزیز مولانا درست است که در عقایدش اشتباهاتی داشته اما این دلیل نمی‌شود امثال شما کل وجودش زیر سوال ببرید. مثلا آن جایی که بر گروهی که برای امام حسین گریه و مویه می‌کنند وارد می‌شود و به آنها می‌گوید که امام ولی‌ای بود که به وصال رسید بروید و به حال خود گریه کنید. که یقینا این دیدگاه در مورد گریه بر اهل بیت و مصیبت اهل بیت اشتباه جبران ناشدنی‌ای است. ما می‌دانیم گریه بر اهل بیت یعنی چه و علتش از کجا مایه می‌گیرد. علمای بزرگ شیعی مثل علامه قاضی در مورد مولانا گفته‌اند من فقط در میان شاعران با اشعار مولانا سیر و سلوک می‌کنم.
ضمن این که نظریه وحدت وجود را چرا اینقدر سخیف برداشت می‌کنید؟ مثل سایت ابن عربی؟ قاضی طباطبایی که علامه طباطبایی مفسر و فیلسوف و عارف بزرگ شیعی در مورد ایشان فرمودن هرچه دارم از مرحوم قاضی دارم. خود قاضی طباطبایی در مورد ابن عربی وحدت وجودی گفته‌اند اگر در گذشته اعتقاد داشتم که همه بزرگان عرفان و فلسفه بر سر سفره ابن عربی نشسته‌اند اکنون این را دارم می‌بینم. و امثال ملاصدرا را ریزه خوار خوان ابن عربی می‌دانستند. درست است که مولانا و ابن عربی هر دو اهل سنت هستند و طبیعتاً ما شیعه‌ها عقایدشان در مورد برخی مسائل که مهم هم هستند قبول نداریم اما از نظر مدارج معرفتی و علمی یقینا جایگاه والایی داشته‌اند. ضمن این که در میان علمای شیعه کم نبودند که وحدت وجودی بودند آقا میرزا ملکی تبریزی یکی از این بزرگان است. نظریه وحدت وجود متأسفانه با سطحی نگری فقها در مورد این نظریه همیشه مورد دشمنی فقها و طرفدارانش قرار گرفته است. و الا در میان شیعیان هم اتفاقا بزرگان طرفدار این دیدگاه بوده‌اند.

اولا خواهشا مولوی را با امام حسین علیه السلام مقایسه نکنید
دوما چگونه میشود کسی که به بیراه رفته عارف واقعی باشد
سوما بخاطر اینکه عده ای از ایشان دفاع کردند صحیح نیست فقها را به سطحی نگری متهم کنیم وباید دلایل شان را ببینیم ونقد بکنیم
چهارما به عقیده من کسی که شیعه نباشد اصلا وابدا نمی تواند عارف حقیقی بشود اگر چه کرامات داشته باشد چرا که مرتاض های هندی هم در ظاهر کرامات دارند
پنجما عقل حکم می کند که نباید برروی یک شخص جمود داشته باشیم بلکه اگر اشتباه کرده یا به بیراه رفته باید قبول داشته باشیم
توضیحات بشتر خواهد آمد
نقل قول  
yarfadak
Member
نقل قول از maryam alesheykh:
من با نظرتون مخالفم مثنوی همه ی ابیاتش ذکر خداست و یک کتاب عرفانی هست. این که ما از شعرش برداشت دیگه ای میکنیم از اطلاعات و دانش کم خودمون هست چون شعر مولانا سرشار از تمثیل و استعاره و ...است و منظور و مقصودش همون معنای سطحی نیست که ما مردم عادی ازش برداشت میکنیم.بستگی دارد ما علم را چه بدانیم ، عرفان را

بستگی دارد ما علم را چه بدانیم ، عرفان را چه بدانیم
آیا هر کسی که در ظاهر اشعار عرفانی دارد عارف صحیح وواقعی است
بیشتر توضیح خواهم داد.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You