مقاله
کارا کتاب

مولوی نامه : مولوی چه می گوید؟ (جلد دوم)

دارای امتیاز 5.7 از 6 در کتابناک با مجموع 65 رای
مولوی نامه : مولوی چه می گوید؟ (جلد دوم)
.
مولوی نامه : مولوی چه می گوید ؟ (جلد اول)
«برای مشاهده لینک عضو شده و وارد شوید»

مولوی نامه یا مولوی چه می گوید ، یکی از بهترین و جامعترین کتابها درباره ی مولانا جلال الدین است به توسط شادروان استاد جلال الدین همایی به نگارش درآمده است. این کتاب در دو جلد به بررسی زندگینامه و شخصیت ، افکار ، عقاید و شیوه ی سلوک مولانا می پردازد و ما را با دریای عشق و معرفت او به زیبایی آشنا می کند.
همایی از آنجایی که در علوم زمان خویش حقیقتا استاد بود، در کلام و فلسفه و عرفان و فقه و ریاضی و طب و دیگر علومی که مثنوی و مولانا بدان پرداخته توانسته است راهگشایی هایی کند که مانند غریق نجاتی غرق شدگان در دریای مثنوی را دستگیری کند و از این روی این دو جلد از مهمترین کتاب ها درباره مولوی است.

مرحوم همایی خود در مقدمه می نویسد:
بنام خداوند یگانۀ بى‌همتا
اى دهنده‌ى عقلها فریادرس
تا نخواهى تو نخواهد هیچ‌کس
هم طلب از تست و هم آن نیکویى
ما که‌ایم، اول تویى، آخر تویى
هم بگو تو، هم تو بشنو، هم تو باش
ما همه لاشیم با چندین تلاش . . .
روز یکشنبه بیست و ششم اسفندماه  ١٣۵٢  شمسى موافق بیست و دوم ماه صفر از سال  ١٣٩۴  قمرى هجرى در مجمعى پرشکوه که بحسن رأى و اقدام شایستۀ شوراى عالى فرهنک و هنر با تشریفات بایسته و درخور؛ براى بزرگداشت حضرت مولانا جلال الدین محمد مولوى صاحب مثنوى؛ بمناسبت یادبود هفتصدمین سال شمسى غروب کردن آن آفتاب دانش‌تاب، و درگذشت آن نابغۀ نامدار علم و ادب و عرفان، در تالار رودکى طهران تشکیل یافته بود؛ ساعت چهار و نیم بعد از ظهر این حقیر حدود یک ساعت دربارۀ مولوى سخنرانى کردم؛ تحت عنوان «مولوى چه مى‌گوید» ؛ که باین جمله آغاز مى‌شد:
«همه چیز دربارۀ مولوى گفتند؛ ولى نگفتند که خود مولوى چه مى‌گوید» .
غرض و مقصد اصلى من از این عنوان بیان عقاید و افکار مولوى بود؛ چونان که از گفته‌هاى خود او به‌ویژه «مثنوى شریف» که روشنگر همۀ احوال و جوهر صافى خالص و لب لباب جمیع افکار و عقاید اوست مستفاد مى‌شود؛ و همان سخنرانى است که پایه و بنیاد تألیف کتاب مولوى‌نامه حاضر شده است.
پیش از این بچندین سال نیز در همین موضوع «عقاید و افکار مولوى» رساله‌یى مفرد آغاز کرده و مبلغى کثیر از آن را نوشته بودم؛ اما استخوان‌بندى تألیف و زمینۀ طرح ابواب و فصولش با کتاب حاضر تفاوت داشت؛ و نیز بسبب پیش‌آمد بیمارى و رنجورى تن و خستگى دماغ. ناقص مانده بود؛ و این همان رساله است که در مقدمۀ سخنرانى و کتاب حاضر (ص  ۵ ) بدان اشارت رفته است.
اتفاق را در آن گیرودار که دست بکار تهیه و پاکنویس سخنرانى بودم، ناگهان بسبب خرابى و تعمیر و تغییر منزل که شرحش موجب ملال و اطناب مقال است وضع و محل کتابخانه و نوشته‌هاى این حقیر بهم خورد؛ و چندان شوریدگى و نابسامانى در آن روى داد که اجزاء آن رساله بکلى از چشم‌انداز و دسترس من بدور افتاد؛ هنوز هم آن حال بر آن منوال باقى است!
و این تألیف تازه در ایامى اتفاق افتاده است که عهد جوانى با همۀ آن شادابى و نیرومندى و تاب و توانى که داشت سپرى شده و ضعف تن از تحمل رطل گران گذشته است

دریغا جوانى و آن روزگار
که از رنج پیرى تن آگه نبود
ز سستى مرا آن پدید آمده است
در این مه که هرگز در آن مه نبود


و نیز چنان اتفاق افتاد که انشاء و تحریر و طبع کتاب بهم درپیوست؛ بدین معنى که با یک دست، تألیف، و با یک دست نمونه‌هاى چاپخانه را تصحیح مى‌کردم دیگر مجالى براى بازبینى و تجدیدنظر دست نداد؛ و همان مسودات که اول بار از قلم بیرون آمده بود بطبع رسید؛ و بدین سبب یقین دارم که از عیب و نقص خالى نیست؛ از این قبیل که احیانا پاره‌اى از مسائل و ابیات مورد استشهاد از قلم افتاده؛ یا تکرار شده است؛ پس شایسته و سزاوار است که هرگاه خوانندگان باریک‌بین به این‌گونه اختلالات برخوردند، خوى جوانمردى و انصاف را کار ببندند و بر مؤلف ضعیف ببخشایند.

اما تفصیل قضیۀ تألیف کتاب حاضر بدین قرار است که شوراى عالى فرهنگ و هنر بر آن بودند که سخنرانى حقیر را با چند مقالۀ دیگر که مربوط به مولوى است بعنوان یادبود هفتصدمین سال شمسى درگذشت مولانا، در یک مجلد طبع کنند؛ من نیز با همان قصد و نیت بتحریر مقالۀ خود پرداختم؛ غافل از اینکه مشیت الهى و کارساز غیب مرا در راه ساختن بنایى تازه انداخته است؛ در اثناء کار بموجب اینکه سخن از سخن شکافته مى‌شود مطالب تازه بر گفته‌هاى سخنرانى افزوده شد؛ چندانکه از حد و اندازۀ مقالۀ یادنامه مى‌گذشت و رنگ رساله و کتاب مستقل به خود مى‌گرفت.
این بود که بصواب دید همان شوراى محترم فرهنگى خلاصه‌اى از متن همان خطابه را که ایراد شده بود جداگانه نوشتم که آن را در مجموعه‌یى بنام «بررسى‌هایى دربارۀ مولوى» در خردادماه  ١٣۵۴  شمسى طبع کردند.
جذبۀ رحمتى که کشندۀ آن ناپیدا است در کار آمد و مرا از بستر بیمارى بکار و کوشش انداخت
گردن این مثنوى را بسته‌یى
مى‌کشى آن سوى که دانسته‌یى
مثنوى‌پویان کشنده ناپدید
ناپدید از جاهلى کش نیست دید
بارى خداوند کریم این بنده را توفیق کرامت فرمود تا بتألیف تازه که طبع‌شدۀ آن متجاوز از یک هزار صفحه برآورد مى‌شود و تاریخ تحریر آخرین جزو که براى چاپخانه فرستاده‌ام مهرماه  ١٣۵۴  شمسى و ماه رمضان سال  ١٣٩۵  قمرى هجرى است دست یافتم؛ و آن را مولوى‌نامه نامیدم که موضوعش همان «افکار و عقاید مولوى» است و مفهوم جملۀ «مولوى چه مى‌گوید» نیز خودبخود در آن مندرج است.
علاوه مى‌کنم که قصد من استقصاء و استقراء تام نبوده است؛ چرا که فوائد نکات و دقایق علمى و ادبى و فلسفى و عرفانى که در مثنوى شریف درج شده به عقیدۀ من نامحدود و نامحصور است؛ خاصه با این نظر و دید که اکثر گفته‌هاى او شبیه مصحف کریم داراى هفت بطن است؛ و اگر درصدد جمع‌آورى همۀ آن فوائد و رشحات فکرى بودم که از طبع فیاض مولانا که به دریاى فیض ابدیت پیوسته بود، بیرون جوشیده وبر سراسر اوراق آن دفتر آسمانى ریخته و پاشیده است، مثنوى هفتاد من کاغذ مى‌شد.
این است که در هر چهار باب کتاب به امهات و ارکان عمدۀ مطالب اکتفا کرده‌ام و بالجمله همین‌قدر است که راهى را براى پژوهندگان بعد هموار ساخته و کلیدى براى گنجینۀ اسرار مثنوى بدست طالبان و مستعدان این حدیث داده‌ام تا دنبالۀ کار ما را بگیرند و آن را تکمیل کنند بشرط اینکه رنج پیش‌قدمان را ضایع نگذارند و ما را به دعاى خیر یاد فرمایند.
امید است که سعى این حقیر در پیشگاه حق و حق‌جویان مقبول و مشکور افتد؛ و این تألیف نوساخته از عیب‌بینى و خردنگرى کوته‌نظران و حسودان بداندیشه ، و از دستبرد منتحلان و طراران دغل‌پیشه مصون و محفوظ بماند بحق الحق و من تقرب الیه،
آب نیل است این حدیث جانفزا
یا ربش در چشم قبطى خون نما
چهارم اسفندماه  ١٣۵۴  شمسى و  ٢٢  ماه صفر از سال  ١٣٩۶  قمرى هجرى.
(جلال الدین همایى)

حق تکثیر: مرحوم همایی پیش از سال 59 درگذشته است

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: poorfar در تاریخ ۱۳۹۲/۰۶/۲۷
» حجم: 8.99 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 22 دقیقه و 26 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 564
» مجموع دریافتها: 7119
» موردعلاقه 50 و موردتنفر 0 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
نثر و شرح مثنوی مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی
گلگشت در شعر و اندیشۀ حافظ
کتاب‌شناسی گلستان سعدی


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
مادرم
Member
باسلا به همه ی هستی که تجلی حق است ومقدس. در زندگی من از نو جوانی تا حالا مشکلات زیادی بود وهنوز هم ادامه دارد،اما به لطف حق آن مشکلات با بینشی که مولانا به من هدیه کرد ،تمامی درد ها کلیدی شد برای گشایش راز هستی ،
درد آمد بهتر از ملک جهان. تا بنالم با خدایم در نهان. از کرم دان زانکه می ترساندت. تا به ملک ایمنی بنشاندت
به لطف اوست که با تمام سختی ها آرامشی دارم که همه را دوست دارم وازخودم جدا نمی دانم ،واین حلاوت و شیرینی را با تمام وجودم می خواهم با همه تقسیم کنم. و بیاری خدایم توانستم در سرای محله دو منطقه از تهران مثنوی شریف را بصورت رایگان تدریس کنم ،و بلطف حق استقبال خوبی شده وهمه دوستان با عشق تمام این کلاس ها را دنبال میکنند،و من از این توفیق بینظیر شاکر خدایم هستم.
نقل قول  
kord o kordestan
Member
بنده شیفته مولوی هستم....اعجوبه ایی که دیگر تکرار نمی شود.........هر شاعر و سبک شعری ویژگی های خاص خود را دارد.....اما باور بفرمایید مولوی نه تنها در ادب پارسی بلکه در ادبیات دنیا نظیر ندارد.....اشعاری که اگر با دیده تامل به ان نگاه کنی نه یک کتاب ...ونه یک شعر...بلکه یک بیتش ادم رو روزها و ساعت ها به فکر فرو می بره....و اگر حتی ان را رو خوانی کنی ادم به وجد و تکاپو میاد....به هر حال.......در حال حاضر دارند اشعارش رو به 50 زبان زنده دنیا ترجمه می کنند....اما دریغ و صد افسوس که در ایران اینقدر ناشناخنه است و نسبت بهش بی تفاوتند من نمیدونم این پروفسور ها و مسئولین محترم دنبال چی هستند از مولوی بهتر.....!!!....بنده اگرچه کورد هستم اما ارزو می کردم که مولوی کورد بود یا حداقل اشعاری به زبان کردی می سرودند... ...باور کنید اگر روزی چند شعر از حضرت مولوی رو نمی خوندم خوابم نمی برد.......بینشی که به دنیا داشتند......دریایی از علم و معرفت و عرفان بودند ایشان.....سخن درباره ی حضرت مولوی بسیار است.....
سپاس.........
نقل قول  
مادرم
Member
درود بر شیدای صحرا ی عزیز که پیام زیبا وپر معنا یی داده اند.

گفتم بنما نردبان تا بر روم بر آسمان. گفتا سر تو نردبان سر را بیاور زیر پا
تا پای خود بر سر نهی. پا بر سر اختر نهی
چون تو هوی را بشکنی. هین در هوا بنشین بیا
نقل قول  
احمد جاوید
Member
از اینکه این کتاب را به دسترس راهروان راه مولانان گذاشتید سپاس گذارم خداوند متعال پاداش تان را بدهد.
نقل قول  
nooria1369
Member
کتاب خوبیه دستش درد نکنه
نقل قول  
شیدای صحرا
Pro Member
رقص آنجا کن که "خود" را بشکنی
چوپان بیچاره خودش را کشت که آن بز چالاک از آن جوی آب بپرد نشد که نشد. او می‌دانست پریدن این بز از جوی آب همان و پریدن یک گله گوسفند و بز به دنبال آن همان.عرض جوی آب قدری نبود که حیوانی چون او نتواند از آن بگذرد... نه چوبی که برتن و بدنش می‌زد سودی بخشید و نه فریادهای چوپان بخت برگشته.پیرمرد دنیا دیده‌ای از آن جا می‌گذشت وقتی ماجرا را دید پیش آمد و گفت:
من چاره کار را می‌دانم. آنگاه چوب دستی خود را در جوی آب فرو برد و آب زلال جوی را گل آلود کرد.بز به محض آنکه آب جوی را دید از سر آن پرید و در پی او تمام گله پرید. چوپان مات و مبهوت ماند. این چه کاری بود و چه تأثیری داشت؟ پیرمرد که آثار بهت و حیرت را در چهره چوپان جوان می‌دید گفت: تعجبی ندارد تا خودش را در جوی آب می‌دید، حاضر نبود پا روی خویش بگذارد. آب را که گل کردم دیگر خودش را ندید و از جوی پرید.و فهمیدم این که حیوانی بیش نیست پا بر سر خویش نمی‌گذارد و خودرا نمی‌شکند, چه رسد به انسان که بتی ساخته است از خویش و گاهی آن را می‌پرستد و......

چه سخت است خود شکستن
و از خودگذشتن و پریدن
تا رسیدن به معبود ومعشوق.
رقص آنجا کن که خود را بشکنی
رقص آنجا کن که "خود" را بشکنی
پنبه را از ریش شهوت برکنی

رقص وجولان بر سر میدان کنند
رقص اندر خون "خود" مردان کنند
چون رهند از دست "خود" دستی زنند
چون جهند از نقص "خود" رقصی کنند

مطربانشان از درون دف می‌زنند
بحرها در شورشان کف می‌زنند

تو نبینی لیک بهر گوششان
برگها بر شاخها هم کف ‌زنان
تو نبینی برگها را کف زدن
گوش دل باید نه این گوش بدن

«مولانا»


نقل قول  
khalilkhoshrou
Member
ممنون از دوست عزیز برای آپلود این کتاب ارزشمند.
نقل قول  
mahmoud ahadinia
Member
درود بر اون که خودش می دونه و واقعن ما کتاب هارو مدیونشیم
زحماتت رو دارم می بینم
خدا به همرات
نقل قول  
poorfar
Publisher
درود بر دوستان عزیزم
این کتاب از نظر بنده شاهکار است ، بلاشک....
و شاید بهترین کتاب ها درباره ی مولانا
اما در مورد جلد اولش
می بایست کمی صبر کنید،چون فایلش نیاز به اصلاح دارد و تایپ شده است،و از آنجا که می خواهم شماره صفحات با کتاب اصلی، برای ارجاع پژوهشگر یکسان باشد،و خطوطش خوانا، قدری زمان می برد،
اما انشاءالله این شاهکار شادروان جلال الدین همایی ،
و لازم بذکر است،که مشمول حق نشر نیست ، و لینک دانلودش در کتابناک جاودانه خواهد بود !
به زودی در سایت قرار خواهد گرفت ، شاد باشید و دل زنده
نقل قول  
محمود خلیلی
Member
این کتاب ، از معدود کتاب هایی است که در شناخت اندیشه های مولانا، کلید هایی به دست می دهد، شیوه نگارنده ، مومنانه است و به مولانا ارادت می ورزد، چیرگی استاد همایی به متون عرفانی و اسلامی ، موجب شده این اثر، اثری مرجع و قابل اعتماد در مولوی شناسی باشد.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You