بوسه تقدیر
وضعیت حقتکثیر و مالکیت حقوقی این کتاب مشخص نیست، بنابراین امکان دانلود آن وجود ندارد؛ اگر در این باره اطلاعاتی دارید با ما تماس بگیرید. همچنین در صورتی که شما نسبت به این اثر محق هستید میتوانید اجازه انتشار رایگان نسخه الکترونیکی تمام یا بخشی از آنرا به ما بدهید یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «فروش کتاب الکترونیکی» را در ویکی کتابناک مطالعه کنید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «فروش کتاب الکترونیکی» را در ویکی کتابناک مطالعه کنید.
دارای امتیاز 5.1
از 6
در کتابناک با مجموع 544 رای
بوسه تقدیر
نویسنده: فریده شجاعی
نویسنده: فریده شجاعیبا صدای مهماندار هواپیما از عالمی که در ان غرق بودم بیرون امدم . مهماندار اعلام کرد که هواپیما هم اینک در فرودگاه بین المللی مهر اباد به زمین نشسته است . من که تشنه دیدن خاک وطنم بودم چشمانم را گشودم و بوی شهر را با تمام وجود استنشاق کردم ....
● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.
» توسط: samire در تاریخ ۱۳۸۸/۰۷/۲۷
» موردعلاقه 96 و موردتنفر 3 عضو
» کتابناکهای مرتبط:
خاک غریب
امانت عشق
شب بی ستاره
آگهی ها
Powered by You



Member
اخه یعنی چی مگه الکیه
اصلا به درک میذاشت پدرش بیفته زندان
پدری که رو قلب و روح دخترش پا میزاره بایدم بیفته زندان
بعدشم حماقت پدر اون نباید باعث میشد سرنوشت نگین خراب بشه
شهاب یه مرد واقعی بود کسی که من تا به حال با شخصیتی مثل اون اشنا نبودم وقتی این کتاب واقعیه با این شخصیت پاکی که شهاب داشت با دلی که شکسته بود نگین حق نداشت یه ضربه دیگه بهش بزنه شهاب فرشته بود یه فرشته واقعی!
میدونید پول پدرش از بین میرفت چه حالا چه 10 سال بعد پول که باقی نمیمونه عشقه که واقعی میمونه
نمیدونم نگینی که واقعا وجود داره از اینکه از رو احساس تصمیم گرفته اینقدر ادم بی اراده و کم عقلیه که اسم کارشم گذاشته فداکاری
ادم اگه نیمه گم شدش رو پیدا کنه هیچوقت نباید از دستش بده
نگین اشتباه کرد یه اشتباه خیلی بزرگ
اخییییییییش داشتم می ترکیدم راحت شدم این حرفا رو زدم
خیلی دوس دارم از خانم شجاعی بپرسم الان وضعیت نگین و شهاب چجوریه؟الان کجان؟چی کار میکنن؟
من دلم نیومد تا اخر کتاب بخونم وقتی دل شهاب شکست دل منم شکست الهی بمیرم براش امیدوارم هرجا که هست سالم و خوشبخت و خوشحال و راضی باشه
همچنین امیدوارم نگینو شهاب پیش هم برگردن
Member
Member
Member
سبک و صیاقش شبیه امانت عشق بود...
ولی آخراش خیلی گریه کردم بیچاره نگین...
اینقدر دختر بدبخت...
با این رمان ها فهمیدم راسته که نباید عاشق شد..!
Member
با وجودی که داستان الکی طولانی بود و خیلی به جزییات پرداخته بود اما انتظار نداشتم داستان این جوری تمام بشه. من از 100 صفحه اخر داستان بیشتر خوشم اومد .
Member
Member
Member
کتاب قشنگی بود
Member
Member