شرح مثنوی شریف (جلد اول)

دارای امتیاز 5.4 از 6 در کتابناک با مجموع 54 رای
شرح مثنوی شریف (جلد اول)
.
یکی از برجسته ترین مولانا شناسان و کسانی که عمری را در شناخت این مرد و آثارش سپری کرده اند ، شادروان بدیع الزمان فروزانفر است. کتاب حاضر ، جلد اول از شرح مثنوی ایشان است که بدلیل عمق بالا و تخصص فروزانفر از بهترین شروح بر مثنوی نیز هست .
مثنوی به سان دریاست ، دریایی سوزان و فروزان ! که هر کس از اهل بینش و معرفت و جویای معنویت به سراغش رود شیفته اش گشته و با آن انس خواهد گرفت ، و عجیبتر اینکه مثنوی مولانا در جایی چون آمریکا ، با آن فرهنگ متفاوت هم یکی از پرفروش ترین و محبوبترین کتاب ها شده است ! و خودِ این امر دلیل بر فرا زمانی و مکانی بودن مولانا و دریای مثنوی است و اینکه هر کسی به قدر وسعش از چنین دریایی می جوشد و در چنین زمانه ی پر از شک و تردید و اضطرابی ، با جرعه ای از این کتاب روح متلاطمش را آرامش می بخشد .


برای توضیح کافی و وافی درباره این شرح ، از مقدمه خودِ زنده یاد فروزانفر بر کتاب کمک می گیریم :

نزدیک بچهل سال است که بتوفیق خداى بزرگ و جذب و کشش باطن پر فروغ حضرت مولانا عَظَّم اللّٰهُ اَسْرارَهُ که معدن حقائق و سرچشمۀ فیّاض معرفت است بمطالعۀ و تأمّل در مثنوى شریف اشتغال دارم، درین مدّت بارها مثنوى را از آغاز تا پایان خوانده‌ام و شروح و حواشى آن کتاب آسمانى را در مطالعه گرفته‌ام و چون در آغاز کار، چاپ مشهور علاء الدّولة را در دسترس داشتم مشکلات بسیار مى‌یافتم که حلّ آن برایم سخت دشوار مى‌افتاد زیرا طبع مذکور با وجود مزایایى که بر اکثر چاپهاى ایران و هند دارد و مطابق گفتۀ مصحّح، مبتنى بر نسخه‌اى بسیار کهن از مثنوى است، اغلاط و تصحیف فراوان و اشعار اضافى که صوفیان و یا خوانندگان دیگر از پیش خود افزوده‌اند، در آن راه یافته است و این همه موجب دشوارى فهم و پریشانى خاطر خواننده تواند بود بخصوص از جهت کلمات و لغات نادر که تغییر یافته و یا دچار تصحیف گردیده و نیز ابیات دخیل که گاه رشتۀ مطلب را از هم گسیخته است.
براى آن که از نظر و عقیدۀ مولانا در هر مسئله بنحو تفصیل مطّلع شوم و اصول افکار وى را بصورت منظّم بدست آورم در صدد بر آمدم که فهرستى براى مطالب مثنوى ترتیب دهم، علّت این امر چنان که بر خوانندگان محترم روشن است، این بود که مثنوى مانند دیگر کتب بابواب و فصول قسمت نشده و از حیث نظم و ترتیب، اسلوبى مانند قرآن کریم دارد که معارف و اصول عقاید و قواعد فقه و احکام و نصایح، پُشْتا پُشْت در آن مذکور و مطابق حکمت الهى بهم آمیخته است و مانند کتاب آفرینش، نظمى بخود مخصوص دارد و تابع سنن و آیینهاى مصنّفان و مؤلّفان کتب عادى و معمولى نیست و از این رو افکار فلسفى و اصول تصوّف و مبانى علوم اسلامى در مثنوى پراکنده و متفرّق است و فى المثل ممکن است مطلبى بنحو اجمال در دفتر اوّل ذکر شود و تفصیل آن در دفتر دیگر و یا مواضع مختلف بیاید و تا آن گاه که نظر مولانا در همه موارد پشت سر هم قرار نگیرد بالطّبع فهم آن مطلب از روى شمول و احاطه میسّر نمى‌شود.
در مهر ماه هزار و سیصد و بیست و چهار هجرى شمسى بدین کار دست زدم و هر روز چند ساعت صرف کردم تا در آخر اسفند ماه هزار و سیصد و بیست و پنج، فهرستى از مطالب مثنوى، بر وفق سلیقه و اطّلاع خود در آن ایّام فراهم ساختم، این فهرست در آثارى که ازین پس منتشر کردم و در مطالعۀ مثنوى بسیار سودمند افتاد ولى دیرى نگذشت که از روى یقین دانستم که وسعت و تنوّع مباحث در مثنوى بیش از آنست که من با این مایۀ اندک و بضاعت مُزْجاة بتوانم بر آن اطّلاع حاصل کنم و پس از آن هر چه بیش‌تر خواندم بنقص کار خود واقف‌تر شدم و خود را مانند کسى یافتم که مناسب وسایل خویش از دریایى ژرف و بى‌کرانه و پهناور چند جوى خرد و خوار مایه جدا کند و یا بنوعى از حاصل دریا و گوهرهاى آن که مى‌شناسد اکتفا جوید و تکرار نظر و مطالعه باثبات رسانید که مولانا بر همۀ علوم و معارف که در روزگار وى معمول بوده احاطه داشته و بنیروى فکرت دور بین و پرده شکاف از آن همه گذر کرده و تا مقدارى نه اندک بسوى زمان حاضر پیش آمده و در بعضى مسائل آن سو تر هم رفته است.
و چون فهرستى چنین، مناسب اطّلاع و دانش کسى است که آن را ترتیب مى‌دهد بى‌گمان بنسبت اشخاص و حدود معلومات ایشان تفاوت روشن پدید مى‌آید، این نکته بر یک کس هم که در حدّى معیّن‌ایست و درنگ نکند راست و درست منطبق مى‌گردد.
بحسب نمونه، لبّ لباب تألیف کاشفى هروى و مرآة المثنوى تألیف قاضى تلمّذ حسین را که هر دو در این کار پیش قدم بوده‌اند مى‌توان در خاطر آورد که اوّلین محدود است به: جوامع اطوار شریعت و دقائق اسرار طریقت و لوامع انوار حقیقت. و مؤلّف با آن که دست بعملى خطیر و نو آیین زده ولى عنایت او منحصر بوده است بمباحثى که در کتب صوفیان عصر وى و یا آن طبقۀ متنسّک و متمسّک برسوم و روایات مشایخ تداول داشته و از این رو دقائق فکر و نظر مولانا در مسائل فلسفى و اجتماعى و علم النّفس و کلام و اصول تربیت از وى فوت شده است و دومین یعنى مرآة المثنوى بیشتر متّکى است بر اصول اخلاقى و مبانى دینى هر چند که از لحاظ تنوّع و تجزیۀ آراء و نظرهاى مولانا کارى سخت شگرف و در خور آفرین است.
مى‌توان گفت که کثرت مضمون و سرعت انتقال و حسن تعبیر و مهارت مولانا در پیوستن معانى گوناگون بیک دیگر سبب قوى و عامل نیرومندى است که اعجاب و حیرت خواننده را چنان بر مى‌انگیزد که بى‌اختیار در پى گویندۀ حیرت انگیز مثنوى مى‌رود بصورتى که مقصد را نمى‌شناسد و بجزئیّات هم التفاتى نمى‌تواند بکند مانند کسى که بر هواپیما یا مرکبى شتابنده و تیز رفتار سوار است که راه را مى‌پیماید و از مناظرى که بر آنها مى‌گذرد اطّلاع کافى بدست نمى‌آورد. این نکته را بارها در خود آزموده‌ام و بدین سبب هر کس را که بخواهد فهرستى کامل و تمام از مطالب مثنوى مرتّب سازد در نقص و ناتمامى در کار خود معذور مى‌دارم.
این فهرست که خود مهیّا ساخته‌ام و نیز لبّ لباب و مرآة المثنوى با وجود ناتمامى بسیار بکارم خورده و در فهم مثنوى دستگیر بوده است.
پیش از ترتیب این فهرست، بفکر افتاده بودم که بجاى اعتماد بر شروح، مثنوى را از روى دیگر آثار مولانا و با سنجش مآخذ و منابع آن، از کتب دینى و تصوّف و متون ادبى و آراء متکلّمین و حکماى اسلام و کتابهاى امثال و قصص و اخبار، مورد بحث قرار دهم و چون دیوان کبیر و فیه ما فیه که در ایران و هند بطبع رسیده بود بهیچ روى مایۀ اطمینانم نبود بدین جهت از نسخه‌هاى مختلف این دو کتاب که در کتابخانه‌هاى ترکیه وجود داشت میکروفیلم تهیّه کردم و نخست فیه ما فیه را پس از مقابله با ضمائم و حواشى در سال  ١٣٣٠  بطبع رسانیدم و پس از آن دیوان کبیر را با مقابلۀ ده نسخه در مدّت ده سال ( ١٣۴۵ - ١٣٣۴ ) انتشار دادم و براى خود فهرستى از مطالب مشترک میان آنها و مثنوى منظّم ساختم که در ایضاح افکار مولانا راهبر و دستیارى سخت کار آمد و سودمند است. نظیر این عمل را از حیث مقایسۀ مطالب، در مورد مکتوبات مولانا و مجالس سبعه (چاپ ترکیه) نیز معمول داشتم.
هم بدین نظر عکس چند نسخه از معارف سلطان العلماء بهاء ولد پدر مولانا و معارف برهان الدّین محقّق ترمذى پیر نخستین وى، فراهم ساختم. این دو اثر نفیس را هم مقابله و با تعلیقات منتشر کردم و همچنان فهرستى از مواضع مشترک میان آنها و مثنوى ترتیب دادم.
معارف سلطان العلماء در چهار مجلّد بسال  ١٣٣٣ ، ١٣٣٨  و معارف برهان محقّق در سال  ١٣٣٩  بنفقۀ وزارت فرهنگ بطبع رسیده است.
دیگر از کتبى که مقابله و تصحیح کرده ولى بطبع آن توفیق نیافته‌ام مقالات شمس تبریزى است که مختصرى از وصف نسخه‌هاى موجود و اهمیّت آن را در رسالۀ شرح حال مولانا (طبع طهران  ١٣٣٣ ، ص  ٢١١ - ٢٠٨ ) باز گفته‌ام.
مقالات شمس تبریزى از حیث الفاظ و تعبیرات و قصص و مضامین در مثنوى تأثیرى ژرف و روشن دارد و بسیارى از مشکلات مثنوى را بوسیلۀ آن، مى‌توان باز گشود، از مطالب این کتاب نیز فهرستى آماده کرده‌ام که هم اکنون در تکمیل و بار دیگر در تطبیق آن بر مثنوى مى‌کوشم.
این کتب که بر شمردم بمنزلۀ سرچشمه‌هاى اصلى افکار مولاناست ولى جز اینها بسیارى از کتب تفسیر و فقه و حدیث و فلسفه و تصوّف و اخبار و قصص و امثال که پیش از مثنوى یا نزدیک بعهد مولانا تألیف شده است سراپا خوانده‌ام و مواضع حاجت را یادداشت کرده‌ام، نمونه‌اى از اینگونه بحث و فحص را در «احادیث مثنوى» طبع طهران  ١٣٣۴  و نیز در «مآخذ قصص و تمثیلات مثنوى» طبع طهران  ١٣٣٣  مى‌توانید ملاحظه فرمایید.
در نتیجۀ مطالعۀ دائم بر هر یک از این دو، مطالبى افزوده‌ام که در این شرح بنظرتان خواهد رسید.
از میانۀ مؤلّفات پیشینیان، بیش از همه آثار محمّد غزّالى مطمح نظر مولانا بوده است، طرز و شیوۀ بحث و افکار و اطّلاعات حجّة الاسلام در احیاء العلوم اثرى عمیق در فکر مولانا بجاى گذاشته است براى این کتاب هم فهرست جامعى مرتّب ساخته‌ام و بمدد آن توانسته‌ام در حدّ خود براى فهم مثنوى فایده بر گیرم، کارى بدین گونه در مورد فتوحات مکیّه تألیف ابن عربى و از متون مهمّ عرفان نیز بانجام رسانیده‌ام ولى از آن طرفى نبسته‌ام.
آثار حکیم سنایى و فرید الدّین عطّار نیشابورى را بارها خوانده‌ام و اصول مطالب آن آثار را بیرون کشیده و بحسب ارتباط با مثنوى آنها را نظم و ترتیبى جداگانه داده‌ام.
آثار منظوم و منثور این دو بزرگوار خاصّه حدیقة الحقیقة و تذکرة الأولیاء و منطق الطّیر مورد توجّه حضرت مولانا بوده و یاران و مریدان وى حدیقه و منطق الطّیر را مى‌خوانده‌اند و مولانا بهمین سبب نظم مثنوى را بخواهش حسام الدّین حسن چلبى آغاز فرموده و آن را بر وزن منطق الطّیر و در بحر رمل مسدّس مقصور سروده است.
آن چه بر شمردم نه براى خود بینى و خود نمایى است بلکه شرح عظمت مثنوى و عجز و ناتوانى بنده است که با وجود کار و کوشش پیاپى و دائم اکنون با کمال صراحت و از روى صدق و صفا، منصفانه اعتراف مى‌کنم که هنوز در اوّل قدم فرو مانده و بِسَرِ سِرّى از اسرار کلام مولانا نرسیده‌ام و درین مکتب آن نو آموز را مانم که در شناخت حروف الفبا باز مانده و گامى فراتر ننهاده است.
در اسفند ماه هزار و سیصد و هیجده هجرى شمسى مرحوم اسماعیل مرآت وزیر فرهنگ مقرّر داشته بود که خلاصه‌اى از مثنوى بهمراه توضیح و شرح ابیات که بر مى‌گزینم فراهم آورم، این خلاصه را ترتیب دادم و در سال هزار و سیصد و بیست و یک زیور طبع و انتشار یافت و دوستانم بچشم رضا و مرحمت در آن اثر ناچیز نگریستند و علاّمۀ فقید نیکلسون در نامه‌اى که نوشته بود مرا بر اتمام آن، تحریض و ترغیب فرموده بود، این خلاصه مشتمل بود بر قسمتى از دفتر اوّل و دوّم مثنوى که براى دانش آموزان دبیرستانها تهیّه کرده بودم و بسبب موانعى که پیش آمد بقیّه در عهدۀ تعویق ماند.
امّا در آن روزگار بالنّسبه جوان بودم و بى‌باکى و گستاخى جوانى مرا دلیر مى‌داشت و بدین عمل خطیر بر مى‌انگیخت، علاوه آن که در آن هنگام از نعمت مصاحبت و رهبرى دو دانشمند بزرگوار علاّمه محمّد قزوینى و محمّد على فروغى (ذکاء الملک) برخوردار بودم و هر جا که تردّد خاطر دست مى‌داد و یا مشکلى پیش مى‌آمد از فکر بلند و نیّت پاک آن دو استاد یارى مى‌جستم و خویش را از نگرانى و دشوارى، رهایى مى‌دادم، امروز جوان نیستم و بقلّۀ پیرى رسیده‌ام و مانند هر کس که در دهۀ هفتاد است بدل و دست مى‌لرزم و از بزرگى و گرانى این عمل که در پیش دارم سخت مى‌هراسم و از برکت همنشین و مشورت مثل آن دو بزرگوار نیز محروم و بى‌نصیبم. آن چه امروز مرا بدین اقدام خطیر واداشت تشویق دل انگیز و جرأت بخش دوست دیرین و گران مایۀ من نویسندۀ زبردست و توانا سناتور على دشتى است که پیوسته و هر بار که با وى اتّفاق دیدار افتاد دل و دست ناتوان و لرزان مرا بسحر بیان و گفتار جان بخش نیرو و قوّت جوانى داد تا گرم و گستاخ در کار آمدم و این شرح را که امیدوارم بپایان رسد سر آغاز کردم.
در حقیقت بنیان گذار این تألیف سناتور على دشتى است و دیگر آن آزاده مرد معرفت پرور دانشمند معظّم جناب آقاى دکتر منوچهر اقبال مدیر عامل و رئیس محترم هیأت مدیرۀ شرکت ملّى نفت ایران که جوانمردانه وسایل این تألیف را فراهم فرموده‌اند چنان که طبع و نشر دیوان کبیر مولانا نیز باهتمام آن جناب در آن وقت که ریاست دانشگاه طهران را بر عهده داشتند آغاز شد و جامۀ عمل پوشید.
[b]شرح و تفسیرى که از نظر شما خوانندگان گران مایه خواهد گذشت روز اوّل بهمن ماه  ١٣۴۵  آغاز شده و جزوى که بطبع رسیده در روز پانزدهم خرداد  ١٣۴۶  پایان پذیرفته است، امیدوارم که سائر اجزاى آن نیز بتوفیق خداى دانا و توانا و بعنایت روح بلند پرواز و فیض گستر حضرت مولانا قَدَّسَنا اللّٰهُ بِسِرِّهِ الْعَزیزِ بى‌درنگ و فترت بچاب رسد.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: poorfar در تاریخ ۱۳۹۲/۰۶/۲۴
» حجم: 12.63 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 31 دقیقه و 31 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 350
» مجموع دریافتها: 15483
» موردعلاقه 37 و موردتنفر 2 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
ارزش چند جانبه ردیف در شعر حافظ
مفهوم باد صبا در شعر حافظ
اوج صناعت شعری نیما (نقد شعر در پیش کومه ام)

افرونه‌ها

امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
مجتبی بهرامی
Member
خیلی اذیت شدم تا کتاب شرح مثنوی معنوی رو دانلود کنم آخرش هم نتونستم.qr read er چیه دیگه
نقل قول  
عثمانی
Member
دستتان درد نکنه
نقل قول  
سئورا شانل
Member
نقل قول از smirzahosseini:
سلام
لینک دانلود رو پیدا نکردم لطفا راهنمایی کنید

در روال عادی اون بالا باید روی کلید دریافت کلیک کرد اما فعلا برای سایت یه مشکل پیش اومده و ناظران گرامی و مدیر محترم در تلاشند که این مشکل را رفع کنن....
امیدوارم با صبر و شکیبایی تان آن هارا یاری کنید...
نقل قول  
smirzahosseini
Member
سلام
لینک دانلود رو پیدا نکردم لطفا راهنمایی کنید
نقل قول  
vahid80
Member
دوست گرامی سلام و با تشکر از الطاف شما.لینک دانلود کتابها را بنده پیدا نکردم .لطفا راهنمایی بفرمایید .با تشکر
نقل قول  
سروش خاموش
Member
من لینک دانلود رو پیدا نکردم .

لطفا راهنمایی می فرمایید ؟
نقل قول  
kami45
Member
بله بنده هم حرف آقای مهردادپویا رو تصدیق میکنم و از این سه زحمت کش عزیز نهایت تشکر رو دارم.
نقل قول  
azram
Member
نقل قول از mehrdadpooya:
کتاب بسیار گرانبهایی است از حضرت استاد مولانا شناس، بدیع الزمان فروزانفر که جای تشکر بسیار از جناب آقای پورفر دارد. اما روی سخنم با دوستان فرهیخته کتابناکی است که معتقدم ما به دوستان زحمتکش دست اندر کار کتابناک به خصوص این سه رکن هرم زوال ناپذیر و ماندگار کتابناک، آقایان khar tu khar، poorfar و HeadBook خیلی مدیونیم و باید تا حد تواناییمان از آنان قدردانی نماییم. آنان اوقات باارزش جوانی خود را در راه جاودانه کردن کتابهای کاغذی صرف می کنند. امیدوارم دوستان این پیشنهاد را پیگیری نمایند و این حرکتهای ارزشمند را تداوم بخشند.


بسیار بجا وعالی ،موافقم دست مریزاد!
نقل قول  
mehrdadpooya
Member
کتاب بسیار گرانبهایی است از حضرت استاد مولانا شناس، بدیع الزمان فروزانفر که جای تشکر بسیار از جناب آقای پورفر دارد. اما روی سخنم با دوستان فرهیخته کتابناکی است که معتقدم ما به دوستان زحمتکش دست اندر کار کتابناک به خصوص این سه رکن هرم زوال ناپذیر و ماندگار کتابناک، آقایان khar tu khar، poorfar و HeadBook خیلی مدیونیم و باید تا حد تواناییمان از آنان قدردانی نماییم. آنان اوقات باارزش جوانی خود را در راه جاودانه کردن کتابهای کاغذی صرف می کنند. امیدوارم دوستان این پیشنهاد را پیگیری نمایند و این حرکتهای ارزشمند را تداوم بخشند.
نقل قول  
کتابباک
Member
جناب آقای پورفر ، از این که بلافاصله درخواست اینجانب را اجابت فرمودید ، سپاسگزارم.با درود
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You