مقاله
کارا کتاب

گلستان سعدی

دارای امتیاز 5.7 از 6 در کتابناک با مجموع 42 رای
گلستان سعدی
نویسنده:
نسخه اسکن شده
ابومحمد مُصلِح بن عَبدُالله نامور به سعدی شیرازی و مشرف الدین (۵۸۵ یا ۶۰۶ – ۶۹۱ هجری قمری، برابر با: ۵۶۸ یا ۵۸۸ - ۶۷۱ هجری شمسی) شاعر و نویسنده‌ی پارسی‌گوی ایرانی است. آوازه‌ی او بیشتر به خاطر نظم و نثر آهنگین، گیرا و قوی اوست. جایگاهش نزد اهل ادب تا بدان‌جاست که به وی لقب استاد سخن و شیخ اجل داده‌اند. آثار معروفش کتاب گلستان در نثر و بوستان در بحر متقارب و نیز غزلیات وی است.

گلستان نوشتهٔ شاعر و نویسندهٔ معروف ایرانی سعدی شیرازی تاثیرگذارترین کتاب نثر در ادبیات فارسی می‌باشد. که در یک دیباچه و هشت باب به نثر مُسَّجَع (آهنگین) نوشته شده‌است. غالب نوشته‌های آن کوتاه و به شیوهٔ داستان‌ها و نصایح اخلاقی است.

گلستان سعدی به همت رستم علی‌اف به زبان روسی ترجمه و منتشر شده است.

دیباچه
باب اول - در سیرت پادشاهان
باب دوّم - در اخلاق درویشان
باب سوّم - در فضیلت قناعت
باب چهارم - در فواید خاموشی
باب پنجم - در عشق و جوانی
باب ششم - در ضعف و پیری
باب هفتم - در تأثیر تربیت
باب هشتم - در آداب صحبت

حق تکثیر: آزاد

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: elia65 در تاریخ ۱۳۹۲/۰۳/۱۴
» حجم: 12.46 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 31 دقیقه و 7 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 1
» مجموع دریافتها: 3702
» موردعلاقه 39 و موردتنفر 0 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
بوستان
گلستان
هزلیات کامل سعدی


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
saeidborji
Member
نقل قول از farhizesh:
سعدی در باب پنجم گلستان آبروی ایرانیان را میبرد :
در جوانی چنان که پایش افتد و دانی ****** با شاهد پسری سری و سری داشتم.

مردک ناپاک

وقتی که سلطان العرفا بایزید بسطامی داشته از مسافرتی دور به زادگاه خودش بر میگشته سیل جمعیت از بسطام برای دیدنش به بیرون شهر میرن. بایزید تا چشمش به این جماعت میوفته میبینه نه باهاشون کاری داره و نه حرفی .. برای همین یه آیه از قران رو با صدای بلند میخونه
«« انی انا الله لا اله الا انا فاعبدونی »»
مردم گفتند این شخص دیوانه شده و همه برگشتند
آره بابا ... بعضی وقتا بعضیا برای اینکه بعضیا رو دک کنن یه همچه چیزایی هم میگن.. بعله ..
بایزید هیچوقت کتابی به اسم بایزید چه میگوید ننوشت
سعدی هم کتابی به اسم سعدی جه میگوید ننوشت
چون این آدما درپی دنباله رو جمع کردن نبودن
نقل قول  
dr_sinouhe
Member
نقل قول از farhizesh:
سعدی در باب پنجم گلستان آبروی ایرانیان را میبرد :
در جوانی چنان که پایش افتد و دانی ****** با شاهد پسری سری و سری داشتم.

مردک ناپاک

عجبا!! بر اسعد گرگانی و فردوسی که قصه ازدواج برادر با خواهر و یا شبیهش رو نقل می کنند ایرادی نیست ، اما سعدی شد مردک نا پاک؟؟
به قول سعدی: دشمن آن به که نیکی نبیند .
هنر به چشم عداوت ، بزرگتر عیب است .... گل است سعدى و در چشم دشمنان خار است
نقل قول  
khar tu khar
Publisher
نقل قول از izedmehr:
اعرابی را دیدم در حلقه جوهریان بصره حکایت همیکرد، که وقتی در بیابانی راه گم کرده بودم و از زاد معنی با من چیزی نمانده و دل بر هلاک نهاده،
که ناگاه کیسه ای یافتم پر مروارید.
هرگز آن ذوق شادی فراموش نکنم که پنداشتم گندم بریانست و باز آن تلخی و نومیدی که معلوم کردم که مرواریدست

در بـیابـان خـشـک و ریگ روان
تشنه را در دهان چه دُر چه صدف
مرو بی توشه، کاو فتاد از پای
بــر کـمـربــنـد او چـه زر چـه خـزف

*گلستان،باب سوم*
........................................................
جوهریان:جواهرفروشان
خزف:ظرف سفالی

-------
یادش بخیر . محاصره شده بودیم . چند روزی بود که آب و غذا نداشتیم . همه آبها تموم شده بود حتی به آبهای لجن هم رحم نکرده بودیم . 2 روز بود که یک قطره آب نخورده بودم از فشار تشنگی رویا میدیدم که توو استخری افتادم و دارم غرق میشوم ( غرق شدن یعنی مردن ) و در آن لحظه از اینکه داشتم آب میخوردم کیف میکردم . امتحان سختی بود .
بارها گفته ام که حقیقت انسان در روزهای سخت مشخص میشود .
نقل قول  
izedmehr
Member
دانی که چون همی‌گذرانیم روزگار
روزی که بی تو می‌گذرد روز محشرست

گفتیم عشق را به صبوری دوا کنیم
هر روز عشق بیشتر و صبر کمترست
نقل قول  
izedmehr
Member
اعرابی را دیدم در حلقه جوهریان بصره حکایت همیکرد، که وقتی در بیابانی راه گم کرده بودم و از زاد معنی با من چیزی نمانده و دل بر هلاک نهاده،
که ناگاه کیسه ای یافتم پر مروارید.
هرگز آن ذوق شادی فراموش نکنم که پنداشتم گندم بریانست و باز آن تلخی و نومیدی که معلوم کردم که مرواریدست

در بـیابـان خـشـک و ریگ روان
تشنه را در دهان چه دُر چه صدف
مرو بی توشه، کاو فتاد از پای
بــر کـمـربــنـد او چـه زر چـه خـزف

*گلستان،باب سوم*
........................................................
جوهریان:جواهرفروشان
خزف:ظرف سفالی
نقل قول  
izedmehr
Member
پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست غلام هرگز دریا ندیده بود و محنت کشتی نیازموده،
گریه و زاری درنهاد و لرزه در اندامش افتاد، چندانکه ملاطفت کردند آرام نگرفت، ملک را عیش از او منغض شد و چاره ندانستند؛
حکیمی در آن کشتی بود ملک را گفت: اگر فرمان دهی من او را بطریقی خاموش گردانم، ملک گفت: غایت لطف و کرم باشد،
بفرمود غلامرا بدریا انداختند باری چند غوطه بخورد پس مویش بگرفتند و سوی کشتی آوردند.
بدو دست در سکان کشتی آویخت، چون برآمد بگوشه ای بنشست و قرار گرفت ملک را عجب آمد که در این چه حکمت بود،
گفت از اول محنت غرقه شدن نچشیده بود و قدر سلامت کشتی نمیدانست همچنین قدر عافیت کسی داند که بمصیبتی گرفتار آید
نقل قول  
poorfar
Publisher
لینک دانلود گلستان سعدی ، با حجم 19.4 مگابایت،در 487 صفحه و کیفیت عالی

«برای مشاهده لینک عضو شده و وارد شوید»

توجه !

متاسفانه کتاب گلستان سعدی که آپلود شده بود ،با حجم بسیار بالای 36 مگابایت ، سروته می باشد !
البته چاپ مسکو است و بر آنها خرده ای نیست،ترجمه ی روسی را هم آورده....
نمی دانم چرا از بین 350 نفری که دانلود کردند،کسی به این قضیه اشاره و توجهی نکرد...!
به هر حال بخاطر سهمی که سعدی و شاهکارترین کتابش گلستان،که برترین کتاب نثر پارسی است بر نوجوانی این کوچک دارند،و مانند معلمی بر ما حق دارند !
......................
سعی کردم قدری اصلاحش کنم هرچند زمان بر بود . . . و چون چاپ مسکوست و کتابناک عزیز نمی تواند لینکش را برای حق نشر ببندد !!
چاپ های فارسی و ناشرین ایرانی را بگذاریم (مثل چاپ نشر هرمس ) لینکش را می بندند!
گفتم روا نیست این اثر شیخ اجل ، اینگونه ، در سایت کتابناک برای همیشه قرار گیرد !
و البته ترجمه ی روسی کار را نیز حذف نمودم ! شرمنده از دوستانِ روس زبان
به 350 دوستی که تا کنون این کتاب را دانلود کردند،توصیه می کنم از لینکی که قرار داده شده،دانلود مجدد نمایند!
از مدیران کتاب نیز می خواهم اگر صلاح می دانند ، و آپلود کننده هم راضی است این فایل را جایگزین بفرمایند.

خدایش بیامرزد سعدی را که بعد از 7 قرن هنوز هم شاهکارش بسان خورشیدی در نثر پارسی می درخشد و آموزنده و گیراست . . .
شاد باشید و دل زنده

نقل قول  
mehdi54321
Member
نقل قول از farhizesh:
سعدی در باب پنجم گلستان آبروی ایرانیان را میبرد :
در جوانی چنان که پایش افتد و دانی ****** با شاهد پسری سری و سری داشتم.

مردک ناپاک

خیلی باید کوته اندیش باشی که اینجوری فکر میکنی.
نقل قول  
mohsen21
Member
نقل قول از farhizesh:
سعدی در باب پنجم گلستان آبروی ایرانیان را میبرد :
در جوانی چنان که پایش افتد و دانی ****** با شاهد پسری سری و سری داشتم.

مردک ناپاک


از همین نقل قولت که سراپا اشتباهه معلومه که تا حالا گلستان رو نخوندی، منم مثل تو از مرحوم کسروی خوشم میاد و بهش احترام میذارم ولی این دلیل نمیشه که هر چی گفته رو قبول کنم. کسروی تحقیقات تاریخیش عالیه؛ ولی در مورد ادبیات صاحب نظر نیست، حتی این بیت ساده ی حافظ رو اشتباه خونده: سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد / دلبر که در کف او موم است سنگ خارا. و گفته بی معنیه.

آره عمو جان تعصب داری؛ بیشتر و عمیق تر مطالعه کنی کم کم نظرت عوض میشه.
نقل قول  
farhizesh
Member
سعدی در باب پنجم گلستان آبروی ایرانیان را میبرد :
در جوانی چنان که پایش افتد و دانی ****** با شاهد پسری سری و سری داشتم.

مردک ناپاک
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You