مقاله
کارا کتاب

پله پله تا ملاقات خدا

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

دارای امتیاز 5.5 از 6 در کتابناک با مجموع 87 رای
پله پله تا ملاقات خدا
این کتاب در مورد زندگی، اندیشه و سلوک مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (رومی) می‌باشد.
این کتاب شرح جانانه و جنون آمیز جوانمردی است که پیش از آنکه صبح معرفت،از مشرق سرّش بر دمد و «شمس» عشق در افق اقبالش طالع شود، زاهدی باز ترس، سجاده نشینی باوقار، شیخی زیرک،مرده ای گریان بود و وقتی در چنگال شیخ گیر افتاد و دولت عشق را نصیب برد زنده ای خندان،عاشقی پَرّان،یوسفی یوسف زاینده،و آفتابی بی سایه شد و این همه را وامدار آن بود که دلیرانه و کریمانه و فارغ از بندگی و سلطنت و شریعت و ملت تن به قضای عشق داد و پا در قماری عاشقانه نهاد:

خُنُک آن قمار بازی ، که بباخت هر چه بودش
و نماند هیچش الّا ،
هوس قمار دیگر . . .


حق تکثیر:
تهران - انتشارات علمی - چاپ سی ام - ۱۳۸۹

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: ناناتا در تاریخ ۱۳۹۱/۱۲/۱۹
» موردعلاقه 60 و موردتنفر 3 عضو

پله پله تا ملاقات خدا دیدار شمس و مولانا زرین کوب زندگینامه مولانا عرفان مولانا غزلیات شمس مثنوی مولانا مولانا و شمس مولوی

» کتابناکهای مرتبط:
عشق تولد دوباره
دیوان شمس تبریزی
پیر چنگی

اختیارات » رتبه گذاری
» دیدگاه‌ها (24)
» اعتراض به این کتاب

امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
اقانجفي
Member
یکی از دوستانم تصمیم به هجرت گرفت و چون ان طرف اب را ندیده بود با خیالاتش یک دنیایی رویایی ساخته بود ولی بعد از رسیدن به ان طرف اب دید مشکلات جدیدی سر راهش بوجود امده لذا خدا حافظی با یک سایت ان هم برای همیشه و با کتب مربوط به تاریخ این مملکت چیز غریبی است و باید دوستمان خیلی نا امید شده باشد امیدوارم در هر کجای دنیا هستی به این سایت خاطره انگیز سر بزنی و لااقل تقویت زبان فارسی را کرده باشی.
نقل قول  
khar tu khar
Publisher
مهاجرت کرد
نه اینکه به نون و نوایی برسد
نمیخواست شاهد مرگش باشند .
نقل قول  
egoli
Member
دوستان این کتابو نمی شه دانلود کرد؟
نقل قول  
utab
Member

درود دوستان

دوستان خوبم امروز روز آخری است که به این سایت میام ....میخواستم از همه دوستان عزیز و اعضا محترم سایت خوب کتابناک خداحافظی بکنم ...
حالا چرا اینجا این مطلب رو می نویسم به این دلیل است که میخوام از همه دوستانی که باهاشون بحث کردم و ازشون انتقاد کردم خواهش کنم که از من نرنجیده باشند ....
اصلن عادت ندارم کسی را از خودم برنجونم ......همه تون رو دوست دارم و برای همگیتون آرزوی موفقیت میکنم ...
راستش دارم از ایران میرم برای همیشه .....از سرزمینی که عاشقش هستم ولی خسته ام از دورویی مردمانش !!!!!!!!!
بیشتر از آدمهای نان به نرخ روز خورش خسته ام و دلگیر........که شجاعت و صداقت ندارند و برای زندگی کردن دست به تظاهر میزنند .....برای مردمی که یک عمره دارند نقش بازی میکنند و نمیخوان ماسکها رو از روی صورتهاشون بردارند .....ماسکهایی که چهره مذهب و ادبیات را هم پوشانده و همون بهتر که برداشته نشه !!!!!!!!!!!!

بدرود دوستان عزیزم .....روزهای خوب و اوقات خوبی اینجا داشتم ...همه تون رو دوست دارم و آینده بسیار خوبی رو برای همه تون آرزو دارم ...
شاید یه روزی برگشتم ....شاید
نقل قول  
ناناتا
Member
اگر قبل از کامنت گذاشتن به من تذکر داده بودید حتما پی دی اف رو کامل میکردم دوست عزیز
و اگر همچین کاری نمیکردم شما حق همچین برداشتی رو داشتید
نقل قول  
ناناتا
Member
شما به بزرگواری خوتون ببخشید که ادب و کمالات من در حد شما نیست هر چند که گستاخی نکردم و حقیقتو گفتم
باور کنید اصلا ناراحت نشدم ولی برام عجیبه که شما چطوری به این راحتی تهمت زدید
نقل قول  
utab
Member

نقل قول از ناناتا:
اگر این چیزی که شما میگید واقعیت داشته باشه و من به دلیل سانسور کردن این صفحه رو اسکن نکردم
یا خودمو خر فرض کرده بودم یا کسایی که قرار بوده این کتاب رو دانلود کنن و بخونن


دوست گرامی ؛
اول به این همه ادب و کمالات شما آورین میگم و دوم اینکه بنده قبل از خواندن این متن و در جواب کامنتی که برام گذاشته بودید نوشتم قصدم ناراحت کردن شما نبوده و امیدوارم دلخور نشده باشید ولی با خواندن این کامنتتون از نوشته خودم در پروفایلتون متاسفم ....
به جای این بی ادبیها و بی احترامیها که البته در مورد خودتون تنها آزاد هستید بگویید یاد داستانی افتادم که در اینجا ذکر میکنم ...
یک نویسنده جوانی به برنارد شاو گفت : استاد شما برای چی می نویسید ؟؟شاو پاسخ داد:برای یک لقمه نان ....
نویسنده جوان با تندی جوابداد: متاسفم برخلاف شما من برای فرهنگ می نویسم !!!!...شاو در جوابش گفت :درسته پسرم هر کدام از ما برای چیزی که نداریم می نویسیم !!!!!!!!!!

به جای این پاسخهای بی ادبانه و گستاخانه لطف می کردید و کتاب رو تصحیح می کردید .



نقل قول  
ناناتا
Member
اگر این چیزی که شما میگید واقعیت داشته باشه و من به دلیل سانسور کردن این صفحه رو اسکن نکردم
یا خودمو خر فرض کرده بودم یا کسایی که قرار بوده این کتاب رو دانلود کنن و بخونن
نقل قول  
ناناتا
Member
با تشکر ویژه از دوست عزیز utab
متشکر بابت توضیحات کامل تون و اینکه به نکته ی ظریفی اشاره کردید
دیگه دیدم همه دارن سانسور میکنن گفتم منم از بقیه عقب نمونم
نقل قول  
noornikdel
Member
این اراجیف ودروغها را باور نکنید.در اروپا هم تا دلت بخواهد
در مورد گوته، زندگینامه
و از کتاب تراژدی فاوست
نقد نوشته شده
ولی عده ی معدودی اصل کتاب رو خوانده اند.
کتاب وصیتهای تحریف شده ی میلان کوندرا هم همینو میگه.
زرین کوب دیگه کیه
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You