دانلود کتاب و ايبوک
کارا کتاب

روزها

دارای امتیاز 5.2 از 6 در کتابناک با مجموع 20 رای
روزها
روزها
نویسنده:
.
حالا می‌فهمم
مثل باران
که همه ما از آسمان آمده‌ایم
و دوباره بخار خواهیم شد.


روزها:
جزوه نخست: کوششی برای نامیدن خداوند
جزوه دوم: کوششی برای نامیدن امید
جزوه سوم: کوششی برای نامیدن غم
جزوه چهارم: قطعات پراکنده


حق تکثیر: تهران: مروارید‏‫، ۱۳۴۱.‬

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: mohammad abedi در تاریخ ۱۳۹۲/۰۶/۰۷
» حجم: 2.35 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 5 دقیقه و 52 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 238
» مجموع دریافتها: 1880
» موردعلاقه 11 و موردتنفر 0 عضو

ادبیات فارسی بیژن جلالی روزها شعر نو صادق هدایت

» کتابناکهای مرتبط:
هشتاد و دو نامه از صادق هدایت به حسن شهید نورایی
یازده شعر از غلامحسین ساعدی
دل چه پیر شود، چه بمیرد


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
sara_sara26
Member
خداوندا دل من
محل برخورد
امید ازلی
و
ناامیدی ابدی است.
نقل قول  
Btaraf
Member
در دل هر اشک
سرزمین موعود نهفته است
و در دل هر خنده
سرزمینی آرام که خورشیدش تمام نشدنیست
در دل هر قدم
سرزمین رستگاری و آبادی
پنهان است
ولی افسوس
که ما را از رفتن ها
گریستن ها
و خندیدن ها
یادی نمانده است
نقل قول  
hsse gharib
Member

شگفت انگیز می نویسه و آرام...
بیژن
به معنای تمام
مفسر طبیعت و روح خودش است....
بیژن مثل سهراب
عارفی در شعر معاصر است
عارفی گمنام...
بیژن اندوه جهان را درک کرده
اندوهی از جنس دایی اش هدایت
اما با شدت کمتر:
جهان
از آغاز تا پایان
شعری ست محزون.." بیژن".


خطاب به بیژن جلالی :

و تو گفتی
برای روشنایی ست که می نویسم

اما بیژن
من برای قلبم
می نویسم...

قلبی
که لبریز است
از عشق و تنفر
به خودم
به انسان ها
و به خداوند...

من برای قلبم می نویسم....
نقل قول  
simin
ناظر VIP

جزوه اول :

خدایا ! من این دنیای تو را دیدم
و این آشنایی را هرگز
نه تو و نه من فراموش نخواهیم کرد.

جزوه دوم :

از غم ها آوازی می ماند
از امیدها کلمه ای
از زندگی شعری می ماند.

جزوه سوم :

بودن بر دوش من باری ست
که به امید آسودن
در هر کاروانسرای ویران
فرود می آیم
که به امید آسودن از آن
در هر شب تاری را می جویم
که به امید آسودن از این بار
در هر روز روشن خورشیدی را جستجو می کنم.

جزوه چهارم :

من با تو هستم
در روز هم تو تنها نخواهی ماند
درخت ها ، روشنایی و دریا را
همراهت می کنم .




نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You