چراغ ها را من خاموش می کنم
با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید میتوانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.
دارای امتیاز 5.4
از 6
در کتابناک با مجموع 85 رای
چراغ ها را من خاموش می کنم
نویسنده: زویا پیرزاد
((چراغ ها را من خاموش می کنم)) رمان حادثه ها نیست؛ ریتم کُند و آهسته یی دارد که روز های عادی را با رویداد های متعارف روز تعریف می کند و در آن دلتنگی ها و روزمره گی های یک زن ساده را در یک گوشة شهر بازتاب می دهد. در این رمان هیچ حادثة آن چنانی به وقوع نمی پیوندد- در حقیقت این گونه پرداخت را میتوان ویژه گیی برای تمام آثار زویا پیرزاد دانست. او آدم های معمولی را با سرنوشت های معمولی، محور آثار خود قرار می دهد و لحن صادقانه و طرز دید اوست که رمانش را برجسته می سازد. او در این پرداخته ها در صدد ساختن ابر قهرمان ها نیست؛ دغدغة او تصویر دغدغه های زنان است.
زویا پیرزاد در این رمان با استفاده از تکنیک های جدید، نمونة تازه یی از داستان نویسی را پیشکش کرده و توانسته است که با روایت واقع گرایانه، با تک گویی های درونی و فلاش بک ها و با استفاده از نثر ساده، روان و جذاب در چشمة فورانی داستان نویسی ایران نامی برای خود بیابد.
در رمان (چراغ ها را من خاموش می کنم) راوی یک زن ارمنیست که وقایع بر محور زنده گی او و ماحولش می چرخد.
جوایز این کتاب:
بهترین رمان سال 1380 پکا
بهترین رمان سال 1380 بنیاد هوشنگ گلشیری
بهترین رمان سال 1380 جایزه ی کتاب سال
لوح تقدیر جایزه ی ادبی یلدا در سال 1380
***
منبع اولیه: سایت 98با
بازخوانی، ویرایش و تصحیح: payam 52
● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.
» توسط: payam 52 در تاریخ ۱۳۹۱/۰۴/۲۴
» موردعلاقه 56 و موردتنفر 2 عضو
رمان رمان ایرانی رمان معاصر رمان فارسی زویا پیرزاد کتاب سال چراغها را من خاموش می کنم
» کتابناکهای مرتبط:
زوزه
خم رودخانه
توپ
آگهی ها
Powered by You



Member
Member
کشش عجیبی داشت
Member
Member
Member
.مرا پناه دهید ای زنان ساده ی کامل
که از ورای پوست، سر انگشت های نازکتان
مسیر جنبش کیف آور جنینی را
دنبال می کند
و در شکاف گریبانتان همیشه هوا
به بوی شیر تازه می آمیزد
کدام قله، کدام اوج ؟
مرا پناه دهید ای اجاق های پر آتش - ای نعل های خوشبختی -
و ای سرود ظرف های مسین در سیاه کاری مطبخ
و ای ترنم دل گیر چرخ خیاطی
و ای جدال روز و شب فرش ها و جاروها...
Member
Member
هیچ چیز بدتر از خستگی از روال عادی و روزمره زندگی نیست.......
Pro Member
چه جالب ! دوست من خوب شد بدادش رسیدی .من هم براش تو پروفایلش کامنت گذاشتم که سرچ کنه اگه نتیجه نگرفت از دوستان کمک بگیره!
ناظر
«برای مشاهده لینک عضو شده و وارد شوید»
خدمت شما دوست گرامی ..
Member