دوازده قرن سکوت! (کتاب اول: بر آمدن هخامنشیان)
دارای امتیاز 2.9
از 6
در کتابناک با مجموع 159 رای
دوازده قرن سکوت! (کتاب اول: بر آمدن هخامنشیان)
نویسنده: ناصر پورپیرار
درج این کتاب به معنی تایید محتویات آن از سوی نویسنده و سایت کتابناک نیست.
ناصر بناکننده معروف به ناصر پورپیرار با نام مستعار ناریا، عضو اخراجی حزب توده ایران پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و ناشر این حزب پس از انقلاب، نویسنده، ویراستار و موسس نشر کارنگ است که کتابهای خود را ازطریق این موسسات نشر منتشر کردهاست. نظریات منحصر به فرد او در باب تاریخ ایران، پیش و پس از حمله اعراب به ایران، شاهنامه و فردوسی، سعدی و یهودیان بر خلاف تحقیقات دانشورانه و علمی تاریخی است. او اذعان دارد که بیسواد است.
ناصر پورپیرار تاریخ ایران را «ساخته دست یهودیان» معرفی میکند. او اعتقاد دارد که هخامنشیان قومی خونریز و وحشی بودند که «به دستور و مزدوری یهودیان» بر ایران چیره شده و آنچنان نسل کشی کردهاند که تا ۱۲ سده بعد از ظهور اسلام، جنبندهای در جغرافیای فرضی ایران نمیزیسته است. او بخش اعظم امپراتوری هخامنشی و تمام امپراتوری اشکانی و ساسانی را انکار نموده و مدعی است که آئین زرتشتی وجود نداشته، ایرانیان تا پیش از اسلام به هیچ دینی معتقد نبوده و کتاب اوستا در همین اواخر در هند نوشته شدهاست. او حمله اعراب به ایران را سرآغاز تاریخ ایران دانسته و میراث فرهنگ ایران را مرهون اعراب جاهلی میداند. ولی در عین حال، همه منابع مکتوب سه قرن ابتدایی ظهور اسلام را جعلی دانسته است. متخصصان زیادی ردیههایی بر نظریات یگانه پورپیرار نوشتهاند و بسیاری نیز نظرات او را بیارزشتر از آن دانستهاند که نقد شود.
پورپیرار زبان فارسی را بیمایه توصیف میکند،فردوسی را مزدور میخواند، سلمان فارسی را زائیده توطئه یهودیان دانسته و گلستان سعدی را معیوب و ناقص میشمارد. به ادعای او سعدی هیچگاه از شیراز خارج نشده و همه سفرهای سعدی جعلی است. پورپیرار از چپیهایی است که مدتی پس از انقلاب ایران در زندان بوده و تواب شده است. موسسه انتشاراتی او مورد عنایات مخصوص وزارت ارشاد بوده و با موسسه بنیاد نور (زیر نظر محسن رفیقدوست) ارتباط مالی و کاری دارد.
این کتاب، جلد اول از یک مجموعه چهار جلدی درباره تاریخ ایران است. مولف در مقدمه کتاب می نویسد: «این بررسی، تاریخ ایران را تاریخ پارس و پارسیان نمی داند و می کوشد حیات دیرینه اقوام گوناگون ساکن این نجد – و نه تسلط اقوام شمالی، که شیوه عقب مانده شاهنشاهی را بنیان گذاردند – را اساس و آغاز هویت ملی ایران قرار دهد ...». بحث اصلی کتاب درباره برآمدن «هخامنشیان» با پیشگفتاری درباره پهنه زمانی و جغرافیایی ایرانیان و تمدن های کهن آغاز می شود؛ آنگاه مباحث کتاب در سه بخش با این عناوین مطرح می شود: «در جستجوی سرزمین»؛ «در جستجوی هویت»؛ و «چاره اندیشی یهود».
حق تکثیر: کتاب قبلا توسط سایت رسمی ناصر پورپیرار آپلود شده است
«برای مشاهده لینک عضو شده و وارد شوید»
● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.
» توسط: ramin12345 در تاریخ ۱۳۹۱/۰۴/۱۸
» حجم: 7.27 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 18 دقیقه و 8 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 266
» مجموع دریافتها: 5063
» موردعلاقه 41 و موردتنفر 76 عضو
» کتابناکهای مرتبط:
پوشاک زنان در دوره ساسانی
بازیابی فرهنگی
فروهر
آگهی ها
Powered by You




Member
دوست عزیز در مورد تمدن پیش از هخامنشیان اگر مطالعه کرده اید نباید بگوئید تمدنش بالاتر از تمدن هخامنشی بوده.
پورپیرار(ها) تا ریخ کهن ایران را تا بوده باژگونه و دروغ لقب داده اند و حرفشان هم یک جایش مثل حرف شماست که هخامنشیان تمدن ماد- از تمدن هخامنش پیشرفته تر بوده- را نابود کرده و ...
کتاب کورش کبیر؛ ترجمه باستانی پاریزی را مطالعه فرموده اید که! باز مطالعه کنید.
یک چیز دیگر:
ملتی که مجبورش کردند به خوراک بگوید غذا (پیشاب شتر)
برای شمارش خود بجای تن بگویند نفر (واحد شمارش شتر)
به جای واق سگ بگویند پارس (نام اولیه سرزمینشان)
و ملتی که لقلقه ی زبانش کردند: شاهنامه آخرش خوشه (کشته شدن رستم فرخزاد و شکست ایرانیان از اعراب)
فکر میکنی ملتی که تا چند سال پیش شهامت گذاشتن نام ایرانی روی فرزندانشان را نداشتند جایی در مغزشان برای اندیشیدن به کورش و عظمت ایرانی مانده بود؟
وقتی هر دشمن مادر مرده ای که به این سرزمین حمله کرد اول کتاب سوزاند و کتابخانه آتش زد انتظار داری کتاب طلاکوبی بیابند در وصف بزرگمردان این مرز و بوم؟
مگر نه اینکه همینهایی که با کورش مخالفند زردشت را پیامبر نمیدانند؟
مگر نه اینکه همین آقایانی که بردن نام کورش و بالیدن به هخامنشیان را پان فارسیسم می نامند برای خوشامد سایر پانها می نویسند؟
مگر نه اینکه قوی ترین راه برای خراب کردن و تجزیه ایران حذف کورش است؟
فکر کن دوست من. جهانیان کورش را ایرانی می دانند نه فارس. چه تهدیدی و زهره چشمی از این بالاتر برای کسانی که نمی خواهند ایران نباشد. یکی به اسم اسلام یکی به اسم ترک یکی به نام بلوچ...
ایرانی که به کورش می بالد متعلق به همه ی این اقوام است و کورش و هر افتخار دیگری هم.
Member
من خیلی کتاب های تاریخی خوندم...و تموم کتاب های پورپیرار....آقای پورپیرار عقیده دارند که تاریخ ایران فقط به هخامنشیان ختم نمی شود و کسانی که طرفدار هخامنشیان هستند،دوست دارند تاریخ ایران را فقط محدود کنند..در صورتی که تاریخ ایران قبل از هخامنشیان خیلی بهتر و با فرهنگ تر ار اون دوره بوده است....دوستان بیایید منطقی فکر کنیم چرا که تمام نویسنده ها و شاعران معروف ایران کسی نامی از کوروش و داریوش در کتاب ها و اشعار خود نبرده است....و اگر هم برده است نه به این شدتی که الان یک گروه پان ایرانیسم در مورد آن ها تعریف و تمجید می کنند...خواهشا اگر کسی این دوره را نقد می کند، آن را خیانت کار یا وطن فروش معرفی نکنید...
Member
Member
متاسفم
Member
اصلا این چیزایی که گفته چیزی نیست که شما تعجب می کنید.
من مستنداتی دارم که نشون میده دنیا کلا 50 ساله که به وجود اومده.
دلایلمم کاملا علمی و مستنده و هر کی میگه غلطه حرف خودش غلطه و بی خود کرده.
Member
اولیش لوح کورش بوده که سال ۵۷۶ قبل از میلاد به دنیا اومده بعد داریوش توی نقش رستم کوه بیستون و بعد هرودوت که سال ۴۸۵ قبل از میلاد به دنیا اومده و خیلی مورخای دیگه بعد از اون
حالا بیاین بریم سراغ ساسانیان چون اشکانیان چیز زیادی ثبت نکردن
ساسانیان هم کتیبه هایی ثبت کردن مثلا تسلیم پادشاه روم به شاپور.همین طور میدونیم که پیامبر اسلام (که بعید نویسنده این کتاب بش اعتقاد داشته باشه) به خسرو پرویز نامه نوشته پس اگه ساسانیان وجود نداشتن پیامبر به کی نامه زده؟پس رستم فرخزاد کی بوده اگه فرمانده ارتش ایران زمان خنگ با اعراب نبوده؟؟(این رو که مورخ های عربی هم ثبت کردن). ساسانیان سال ۶۵۱ بعد از میلاد سقوط میکنن
حالا بریم سراغ فردوسی
فردوسی سال ۹۴۰ بعد از میلاد به دنیا میاد همونطور که میدونید بخش سوم شاهنامه تاریخه اگر چه بی طرفانه نیست اما خیلی دور از ماجرا هم نیست یعنی تقریبا چیزی رو میگه که بقیه گفتن
بین کورش تا فردوسی ۱۵۰۰ سال فاصله هست یعنی طبق این کتاب یهودی ها یه سناریو رو برای متمدن نشون دادن ایرانیا ترتیب دادان و برای ۱۵۰۰ سال بعد برنامه ریزی کردن؟؟؟؟؟؟به نظر شما ابلاهانه نیست؟؟؟لابد تخت جمشید و همه این اثار تاریخی رو خودشون ساختن؟؟؟؟اصلا حتی اگه فرض کنیم این کار قابل انجام دادنه انگیزشون چی بوده؟؟؟؟
یهودیا فقط یه جا تو تاریخ دست بردن اونم نوی کتاب استر. توی این کتاب ملکه استر رو زن دوم خشایارشا معرفی میکنه و خشایارشا رو دوست و ناجی یهودیا معرقی میکنه( داستان طولانیه ) ولی چون هردوت و دیگر مورخا و کتیبه های هخامنشی گفتن که خشایارشا یه زن داشته که به سن پیری رسیده و همچنین نویسده کتاب از شرایط ایران اون زمان باخبر نبوده نتیجه گرفتن که این کتاب دروغه و هدفش دادن پیشینه به یکی از عیدهای یهودیاست
در پایانم این شعر قسمتی از شعر وطن اثر استاد علی رضا شجاع پور رو مینویسم
وطن یعنی وطن استان به استان خراسان ، سیستان ، سمنان ، لرستان
کویر لوت ، کرمان ، یزد ، ساری سپاهان ، هگمتانه ، بختیاری
طبس ، بوشهر ، کردستان ، مریوان دو آذربایجان ، ایلام و گیلان
اراک ، فارس ، خوزستان و تهران بلوچستان و هرمزگان و زنجان
وطن یعنی سرای ترک با پارس وطن یعنی خلیج تا ابد فارس
Member
با سلام
منابع رو میشه به دو دسته تقسیم کرد :
1- منابع مرجع :منابع قدیمی که منبع اصلی هستند .
2- منابع غیرمرجع :منابع جدید که همهی اونها یا از منابع قبلی گرفته شدند یا از آثار باستانی به جا مونده - و ارزش استناد ندارند -.
دوستانی که می خواهند در این مورد قضاوت کنند یا به منابع تاریخی قدیمی که معتبر هستند رجوع کنند یا خودشون به تخت جمشید و ... نگاه کنند و قضاوت کنند - که واقعا در بعضی موارد اصلا شخص نیاز نیست از تاریخ سردر بیاره - .
البته بنده همهی حرفهای آقای پورپیرار را نخوندم و البته همهی چیزهایی روهم که خوندم تأیید نمی کنم ولی بعضی از حرف های ایشون دربارهی تخت جمشید بسیار جالب و قابل تأمّل است .
یا علی
Member
جناب 1pezeshk ِ محترم، در این نوشته ی خود، سعی در فرار رو به جلو داشته اند تا بتوانند احیاناً آن اندیشه های نژادپرستانه ی خود را که ایران را کشور پارسیان می دانستند، مخفی و یا ماست مالی کنند.
اگر دوستان بتوانند تمام کامنت های ذیل این کتاب و یا بحثهای مشابه دیگر را مطالعه کنند، خواهند دید که حقیقتاً چه کسانی نژادپرستانه سخن می گویند و یا به قول 1pezeshk ِمحترم کنترل اعصابشان را از دست داده اند و خشونت آمیز صحبت می کنند. گو اینکه در زیر جلدِ همین متن ایشان هم عصبانیت و خشونت وجود دارد ولی برای نمونه یکی از نوشته های دوستان ایشان را خطاب به من، نقل می کنم تا عیان شود و حاجتی به بیان نباشد:
من نبودم دستم بود *** تقصیر آستینم بود
Member
Member