پیامبر

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

دارای امتیاز 5.4 از 6 در کتابناک با مجموع 96 رای
پیامبر

حق تکثیر:
مشهد: گل آفتاب‏‫، ۱۳۸۸

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: اسپارتاکوس در تاریخ ۱۳۹۰/۰۸/۲۸
» موردعلاقه 61 و موردتنفر 0 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
اشکی و لبخندی
خدایان زمینی
نامه های عاشقانه یک پیامبر

اختیارات » رتبه گذاری
» دیدگاه‌ها (9)
» اعتراض به این کتاب

امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
faridshahrestani
Member
جبران خلیل یک روح عاشق بود که هیچگاه درک نشد حتی ماری هسکل هم او رو درک نکرد
نقل قول  
arazelses1370
Member
جمله جالبی تو کتابه که میگه نگذار چشمان ما گرسنه دیدار تو ماند
نقل قول  
ساراماگو
Member
سلام میشه نسخه اصلی به زبان عربی پیامبر جبران خلیل جبران رو تو سایت بزارید مرسی
نقل قول  
دلفین72
Member
با سلام و سپاس...عذر میخوام من دنبال نسخه کتاب پیامبر با ترجمه حسین الهی قمشه ای میگردم....امکانش هست که بزارین؟؟ممنون
نقل قول  
اسد الیاسی
Member
با سلام و عرض ادب. سایت شمارو قبلا" دیده بودم و امشب قسمت شد که عضو بشم. کتاب پیامبر رو براحتی دانلود کردم . امیدوارم که فهمش هم برام به همین راحتی باشه. از شما که برای اعتلای فرهنگ تلاش میکنید بسیار ممنونم. همیشه به لبخند. ارادتمند اسد الیاسی
نقل قول  
hossein48
Member
اسپارتا جان این همه کتاب داری و ارزش اونا را هم می دونی
ازت ممنونیم که بدون چشمداشت آپلود می کنی
خیلی خوبی
نقل قول  
rajan
Member
این تصویر روی جلد کتاب مربوط به تترجمه استاد قمشه ای هستش که به بسیار روان تر و شیرین تر از ترجمه آقای مقصودیه. چرا از تصویر اون کتاب برای معرفی استفاده شده؟ میشه اون ترجمه رو هم بذارید ؟
نقل قول  
mary ebrahimi
Member
اسپارتاکوس بسیار ممنونو ازت
نقل قول  
چشم
Member
چگونه خواهم رفت , آسوده و آرام , بی سودای دردی و بی سوز داغی؟
زنهار که من این شهر را وداع نگویم مگر با جراحتی به ژرفای روان و زخمی به اعماق جان!!

اسپارتا جان بی تعارف سپاس :
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You