بل آمی
دارای امتیاز 5.1
از 6
در کتابناک با مجموع 44 رای
بل آمی
نویسنده: گی دو موپاسان
مترجم: علی اصغر سروش
گی دوموپاسان از آن دسته نویسنده هایی است که بیشتر به واسطه ی داستان کوتاه شناخته می شود . اما رمانی دارد به نام بل امی که در آن به تشریح فضای حاکم بر روزنامه های فرانسه می پردازد . رمان شخصیتی دارد به نام " ژورژ دوروا " که جوانی است جویای نام و می کوشد با شناختن راههای نفوذ در مطبوعات ، نامی برای خود دست و پا کند . اما در این میان به خاطر زیبا رو بودن همیشه مورد توجه زنان است و بدین واسطه با قربانی کردن آنان به جایگاه دلخواهش می رسد.
● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.
» توسط: اسپارتاکوس در تاریخ ۱۳۹۰/۰۸/۰۲
» حجم: 4.26 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 10 دقیقه و 38 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 434
» مجموع دریافتها: 1930
» موردعلاقه 21 و موردتنفر 1 عضو
» کتابناکهای مرتبط:
روی آب
پیک نیک در ییلاق
سبیل
آگهی ها
Powered by You



Member
احتمالا ام درست گفته بودم بقیه دوستانم در راهن.خب بقیه م سوار خرتون میکردین دیگه!!!!!!!!!
Member
خانم labbasian
ظاهراً شما در آینده می توانید جای یک ناظر تیزبین رو پر کنید.
و اما شما ملا جان
بازگشت تون رو به آغوش جامعه ی کتابناک تبریک می گم. ملا جان آخرین بار که دیدمت پیاده رفتی. اما می بینم که سواره برگشتی. توی این گرانی خودرو، اون چارپای شما از هیچی بهتره!
Member
ملا جان ظاهرا بحثهایی که به موضوع کتاب مرتبط نباشه در عرض چند صدم ثانیه حذف میشه . ولی من نمیتونم اینو نگم :
بسی خرسند شدیم از حضور مجدد شما در کتابناک
Member
وقتی تصویر جوانی با سبیلهای قیطانی، که بعد فهمیدم نامش ژورژ دوروا ست، را روی جلد دیدم فکر کردم لابد از این رمانهای عاشقانه ایست که یا این به آن می رسد و شاد است یا آن به این نمی رسد و ناشاد، از انجا که من به عنوان یک دانش آموز فقط می خواستم آمار کتابهای خوانده شده را بالا ببرم! آنرا امانت گرفتم، از کتابخانه عمومی.
نشستم به خواندنش، اوایل گیج بودم تا این آقای صاحب سبیلهای قیطانی رسید به خانواده ی آقای "جنگلبان" (درست یادم مانده باشد معنی نام فورستیه! می شد همین). وقتی این آقای ژورژ با کمک دوستش و البته بیشتر همسر دوستش وارد کار روزنامه نگاری شد فکر کردم یک رمان حماسی خواهم خواند و ماجراهایی آزادیخواهانه! اما کتاب هنوز زیاد ورق نخورده بود که کثافت همه جا را گرفت، هر بار کتاب را می انداختم که نخوانم اما باز به امید اینکه یک جایی، یک جوری دوباره نور به این کتاب بتابد آنرا برمی داشتم اما باز فقط همان تباهی بود و همان خیانت. ژورژ خیلی ها را با حیله و با توسل به گیرایی و جذابیتی که داشت زیر پا می گذاشت تا قدش به تمدن برسد! تمدنی که موپاسان بسیار بسیار آن را تاریک تر از چیزی که بود به من نشان می داد؛ شاید می دانست عاقبت این تمدن راه به کجا می برد!
Member
به دوستان پیشنهاد میکنم کتاب پییر و ژان رو حتما بخونین نویسندش همین جناب موپاسانه
Member
Member
بی نهایت سپاسگزارم
جز 1001 کتاب برتر دنیا
Member
Member
Member
روی قسمت دریافت با کلیک راست موس،
save target as
رو بزنید حتما دانلود میشه-