Karaketab.com

پاسخ به تاریخ

دارای امتیاز 4.8 از 6 در کتابناک با مجموع 1102 رای
پاسخ به تاریخ
پاسخ به تاریخ

این کتاب خاطرات و زندگینامه محمدرضا پهلوی آخرین شاهنشاه پهلوی می باشد که به دست خود ایشان نوشته شده و چاپ انگلستان می باشد و هیچگونه سانسور و تغییری در آن توسط عوامل ثانی انجام نگرفته است.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: raminsamadi در تاریخ ۱۳۸۸/۰۵/۱۵
» حجم: 5.86 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 14 دقیقه و 37 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 345
» مجموع دریافتها: 34522
» موردعلاقه 171 و موردتنفر 15 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
مصدق و نبرد قدرت در ایران
مشروطه وبسترهای آن
داستان محاکمه‌ی ابوالفضل ارباب‌زاده


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
karo_80
Member
دوست عزیز تا اینجائی که در تاریخ ثبت شده آقای کیسینجر رئیس جمهور آمریکا نبوده که اجازه ی ریختن یا نریختن بمب ناپالم رو داده باشه سمت نظامی هم نداشته بلکه وزیر خارجه بوده که تا حالا دیده یا شنیده نشده که وزیر خارجه هیچ کشوری اجازه چنین کاری داشته باشه!
نقل قول  
43522658
Member
ازارنست پرون یارگرمابه وگلستانش چیزی ننوشته!!!!!!!!!!!!!
ثریا اسفندیاری بختیاری همسر دوم شاه، چنین تصویری از سالهای آخر اقامت پرون در دربار و کاخ شاه ارائه می‌دهد:«ارنست پرون زشت و نامطبوع است. چشمهایش نفرت انگیز است...... همجنس باز است...... مزدور است..... نادرست.... ماکیاول صفت..... شیطان صفت...... رمال..... غیبگو......» ثریا در این کتاب عنوان نمود که پرون و شاه هر روز صبح یکدیگر را در اتاق شاه ملاقات می‌کنند و پرون در این ملاقات‌ها به دسیسه چینی علیه دشمنانش می‌پردازد
فردوست در بخش دیگری از کتاب نتیجه می گیرد مطمئنان سازمان اطلاعات انگلیس با علم به اینکه محمدرضا در مدرسه له روزه ثبت نام خواهد کرد، مدت زمان کوتاهی قبل از حضور محمدرضا در این مدرسه ارنست پرون را به عنوان جاسوس و در لباس خدمتکار برای کنترل و دوستی با محمدرضا گماشته بود. در واقع این سازمانهای اطلاعاتی حتی پیش از زمانی که افراد پست یا سمتی را در یک کشور به دست آورند تحت مراقبت های آنان قرار دارند و کنترل می شوند. علی رغم اینکه حسین فردوست چند نمونه از اقدامات پرون را برای معرفی او به عنوان جاسوس نام می برد. در عین حال فردوست لحن صحبت و نحوه رفتار پرون را با شاه، درخور مقام شاه نمی‌دانست
اندکی پیش از انقلاب اسلامی ایران،(مرداد ماه ۱۳۵۷) کتابی به بازار تهران عرضه شد به نام ارنست پرون، شوهر شاهنشاه آریامهر به قلم محمد پورکیان.
وظایف پرون در دربار

پرون هیچگاه مسئولیت رسمی در دربار نداشت. یکی از وظایف پرون، انجام ماموریت‌های خصوصی برای شاه بوده‌است. پرون در طلاق شاه و فوزیه نیز نقش اساسی داشته‌است. اشرف پهلوی در خاطرات خود، به نقش پرون در برهم زدن رابطه وی با هوشنگ تیمورتاش به دستور برادرش اشاره کرده است. نمونه‌های دیگری از چنین نقشی را منوچهر فرمانفرمائیان در کتاب خون و نفت تشریح کرده. او نیز یکی از وظایف پرون را انجام چنین ماموریتهای خصوصی‌ای دانسته است.
مرگ پرون

پرون در سال ۱۳۴۰ دور از کشورش سوئیس و دور از ایران، درگذشت. او که بیمار بود برای معالجه به اروپا رفت و همانجا مرد امروزه عملاً از میان دیگر کسانی که ممکن است به جنبه‌های دیگر زندگی ارنست پرون واقف باشند، کسی زنده نمانده‌است. شاه در هیچیک از کتاب‌های خاطراتش، نامی از پرون نبرده است.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نقل قول  
alirezah_1377
Member
مشکل پایه نظام آموزشیه !!!!!!!!بخدا
نقل قول  
| 1 موافق
Mr British
Member
[center]از مطالعه این کتاب در قدم اول برداشت شما این خواهد بود که یک شخص متعالی و کاملا برتر و به قول معروف همه چی تموم ، در ایران سلطنت می‌کرده و همه چیز در این کشور رو به پیشرفت و توسعه بوده و هیچ مشکلی نداشتیم و همه نظرات و بیانات شخص اول مملکت هم درست بوده و در جهت اعتلای این کشور . من سعی می‌کنم منصف باشم و بگم که حداقل این نیت واقعا وجود داشته.ولی مشکل اینجاست که شاه سابق ایران به هیچ وجه در کتاب قبول نمی‌کنه آزادی بیان و دموکراسی واقعی در ایران قبل از 57 وجود نداشته و بعدها تحت فشار دولت‌های خارجی و نیروهای انقلابی رو به آزادسازی فضا میاره تا بتونه نشون بده که با این مفاهیم مشکلی نداره . در حالی که عملکردش در زمان جناب مصدق و همین طور سالهای بعد از کودتای 28 مرداد خلاف این رو نشون میده.ساواک و ارعاب این سازمان نادیده انگاشته میشه و لحن یک جانبه‌ی کتاب در پاره‌ای اوقات واقعا زننده میشه.بیشتر میشه این طور توصیف کرد که نویسنده خواسته کاملا همه چیز رو توجیه بکنه و تمام سیاست‌هاشو موفق بدونه و پاره‌ای عوامل خارجی و آخوندها رو عامل شکست میدونه.نهایتا شما می‌تونید در این کتاب دو جا رو ببینید که شاه پذیرفته که اشتباه کرده.و البته از روی همین بخشها هم خیلی زود گذشته ! . نخست قسمت مربوط به حزب رستاخیز و عضویت اجباری در این حزب هست و بعد هم اعتراف به اینکه برای دستاوردهای نسبتا موفق اقتصادی و نظامی ایران در اون دوره ، تبلیغ مناسبی نمی‌شد.اما اشاره نکردنش به اون حرف معروفش که با غرور گفته بود هر کسی حزب رستاخیز رو قبول نداره از ایران بره یا حرف های مشابه دیگه اصلا جالب نیست. در کل میتونم بگم کتاب منصفانه نوشته نشده.که خب با توجه به نام نویسنده‌اش اصلا عجیب نیست.در پاره‌ای موارد اقتصادی یا نظامی با تکیه بر اعداد و ارقام نسبتا قانع کننده عمل میکنه اما در کل عامیانه بخوام بگم ، نویسنده کتاب خیلی قربون خودش رفته و ما هم خیلی خنگیم که قدرشو ندونستیم

البته خوندن این کتاب رو به همه توصیه‌ می‌کنم.ما سه دهه هست که از تبلیغات این طرف سیرابیم و خب بد نیست که کمی هم از نظرات و عقاید طرف مخالف هم اگاه باشیم.هرچند که پاسخ محمدرضا پهلوی به تاریخ چندان قانع کننده نیست.
[/center]
نقل قول  
علی سادگی
Member
شاه اگه وطن پرست بود وطن فروشی نمیکرد.نوکر امریکا و انگلیس نمیشد...
نقل قول  
| 2 موافق
sam crazy
Member
doosesh daram
bichare mardome iran ke ghadr nadunestano alan harchy bekeshan hagheshune
نقل قول  
| 2 موافق
babak kurd
Member
اندکی از مردم را می توان برای همیشه فریب داد. همه مردم را نیز می توان برای مدت اندکی فریب داد. اما نمی توان همه مردم را برای همیشه فریب داد.
نقل قول  
| 6 موافق
vahidnb
Member
شاه از ایران رفت و این کتاب را در دوسال آخر عمرش نوشت و چون در ایران نبود هیچ سند و مدرکی برای آن نتوانست ایجاد کند و فقط خاطرات خود را نوشت ...و اکنون بعد از سالها این مردم و جامعه هستند که باید قضاوت کنند
نقل قول  
| 3 موافق
persianking
ویرایشگر
نقل قول:
چنین است در دنیایی که کسینجری که دستور ریختن بمب ناپالم بر سر مردم ویتنام را صادر کرد، جایزه ی صلح نوبل می گیرد، ولی گاندی برای دریافت این جایزه کاندید هم نمی شود.

با این حرف شما کاملا موافقم دوست من
نقل قول  
| 1 موافق
ABBASFATHI53
Member VIP
نقل قول:
از: habib barcelona
آنکس که بداند و بداند که بداند
باید برود غازبه کنجی بچراند
آنکس که بداند و نداند که بداند
بهتر برود خویش به گوری بتپاند
آنکس که نداند و بداند که نداند
با پارتی وبا پول خر خویش براند
آنکس که نداند و نداند که نداند
برپست ریاست ابدالدهر بماند


آری
چنین است در دنیایی که کسینجری که دستور ریختن بمب ناپالم بر سر مردم ویتنام را صادر کرد، جایزه ی صلح نوبل می گیرد، ولی گاندی برای دریافت این جایزه کاندید هم نمی شود.
بله دوستان
برره، جای خوبی است، این کیانوش هیچی نَوَفَهمَه.
نقل قول  
| 4 موافق

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You