Karaketab.com Karaketab.com

دو قرن سکوت

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

دارای امتیاز 5.3 از 6 در کتابناک با مجموع 1878 رای
دو قرن سکوت
دو قرن سکوت کتابی درباره سرگذشت ایران در دو سدهٔ نخست پس از سلطهٔ اعراب است. نام کتاب به خفقان و سکوت حاکم بر ایران در آن دو قرن اشاره دارد.«دو قرن سکوت»، تاریخ حوادث سیاسی و اجتماعی ایران است در دو قرن آغازین اسلام. آنچه در آن دو قرنی که از سقوط دولت ساسانی تا روی کار آمدن دودمان طاهریان (نخستین دودمان ایرانی پس از اسلام) بر ایران گذشت. تاریخ این دو قرن ایران را، پیش از این نویسندگان و تاریخ‌نویسان به اجمال و اختصار بیان کردند و فقط به ذکر این مطلب اکتفا کردند که در تمام مدت این دو قرن، ایران در زیر سلطه تازیان بود و چنان تحت استیلای اعراب قرار داشت که مردم ایران حتی خط و زبان خود را فراموش کردند. در صورتیکه که این دو قرن روزگار انقلاب‌ها و کشمکش‌های مهم بوده‌است. قیام‌های بزرگ در طی آن پدید آمده‌است و حوادث مهم و شگرف بی‌نظیری مانند جریانات ابومسلم و مقنع و بابک و مازیار و افشین در این روزگار به صحنه حوادث تاریخ ایران پای نهاده‌است. عقاید و افکار تازه مانند آیین شیعه و زیدیه و نهضت‌های مهم مانند نهضت شعوبیه و سیاه جامگان و سپید جامگان و سرخ جامگان در این روزگاران روی نموده‌است.

«دو قرن سکوت» نخست به صورت پاورقی در نشریه «مهرگان» ارگان «جامعه لیسانسیه‌های دانشسرای عالی» چاپ شد. سپس در سال۱۳۳۰ برای نخستین بار به صورت کتاب توسط همان نهاد منتشر شد.
پس از نخستین انتشار در زمان پهلوی دوم، به سرعت چاپ اول «دو قرن سکوت» نایاب می‌شود. دکتر زرین‌کوب به تجدید چاپ رضایت نمی‌دهد تا در فرصت مناسب به تجدید نظر دربارهٔ کتاب بپردازد. زرین‌کوب جوان، پنج سال وقت و انرژی صرف می‌کند و منابع متعدد را از دیده می‌گذارند تا در اردیبهشت ۱۳۳۶ متن گسترش یافته و تجدید نظر شده اثر از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر می‌شود. او در مقدمهٔ ویرایش دوم، برخی از انتقادات ویرایش اول کتاب را ناشی از جوانی و تعصب خود در آن هنگام می‌داند.
از فروردین ۱۳۳۶ متن «دو قرن سکوت» از چاپ دوم به بعد تغییر نکرد و چاپ‌های بعدی بر پایهٔ همین متن انجام شده‌است. «دو قرن سکوت» پس از انقلاب بطور رسمی توسط انتشارات جاویدان منتشر شد که هفته بعد از انتشار جمع‌آوری شد. سرانجام پس از گذشت بیست سال از پیروزی انقلاب، کتاب «دو قرن سکوت» مجوز چاپ گرفت و انتشارات سخن، چاپ نهم آن را منتشر کرد. در ابتدای این کتاب نقد مطهری بر این کتاب که بخشی از کتاب «خدمات متقابل ایران و اسلام» بوده‌است عیناً آورده می‌شود که به تحلیل‌های زرین کوب (برای قابل چاپ شدن کتاب و اخذ مجوز وزارت ارشاد) پاسخ داده شده‌است.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: f@rh@d در تاریخ ۱۳۸۸/۰۵/۱۲
» موردعلاقه 477 و موردتنفر 24 عضو

خمله اعراب به ایران زرین کوب تاریخ ایران تاریخ ایران بعد از اسلام تاریخ ایران پس از اسلام

» کتابناکهای مرتبط:
یعقوب لیث
فروهر
تاریخچه شیر و خورشید

اختیارات » رتبه گذاری
» دیدگاه‌ها (219)
» اعتراض به این کتاب
افرونه‌ها

  نقد کتاب دو قرن سکوت  ش مهر ۱۳۹۰    توسط amirabar 


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
kaydan
Member
با درود به دوستان
دوقرن سکوت نسخه چاپ1331 حجمی بسیار اندک دارد و در نسخه تجدید شده زنده یاد استاد عبدالحسین زرین کوب فصلهای متعددی به آن افزوده است که از نظر ارزش و محتوا بر نسخه چاپ اول بسیار برتری دارد.
نقل قول  
تردید
Member
نقل قول از sorou6sh:
من متن اصلی این کتاب را دارم هرکسی لازم داشت بگه بهم

دوست گرامی اگر بصورت پی دی اف دارید جایی اپلود کنید تا دوستان ( از جمله خودم ) استفاده کنیم و شما را دعا
نقل قول  
| 2 موافق
sorou6sh
Member
من متن اصلی این کتاب را دارم هرکسی لازم داشت بگه بهم
نقل قول  
| 1 موافق
masoud22000
Pro Member VIP
نقل قول از f@rh@d:
نقل قول:خوب این یعنی سانسور دیگه !!!
اعتراف به اشتباه یکی سانسور؟

یکی از اقوام ما که از آشنایان دکتر بوده میگفت که دکتر در یک محفل خصوصی گفته بعد زا چاپ اول از طرف یک سری از تندرو ها تهدید به قتل شده و ازش قول گرفتن که کتاب رو ویرایش کنه و اونهم همین کارو میکنه !!! وگرنه به نظر شما این کتابی که الان هستی میتونه کتابی باشه که اونقدر سروصدا و کنه و به یکباره نایاب بشه ؟!!! متاسفانه این فامیل ما هم از کشور رفت و نشد که نسخه اصلی کتاب رو ازش بگیریم .
نقل قول  
| 2 موافق
f@rh@d
Pro Member
تصحیح:
یعنی به جای یکی.
نقل قول  
f@rh@d
Pro Member
نقل قول:
خوب این یعنی سانسور دیگه !!!

اعتراف به اشتباه یکی سانسور؟
نقل قول  
masoud22000
Pro Member VIP
نقل قول از f@rh@d:
تقدیم به همه کسانی که می گویند این کتاب سانسور شده است: (از زبان خود نویسنده)

بخش اول

مقدمه چاپ دوم
در تجدید نظری که درین کتاب، برای چاپ تازه ای کردم، روا ندیدم که همان کتاب نخستین را، بی هیچ کاستی و فزونی چاپ کنم. کیست که بعد از چند سال کتابی را که نوشته است بنگرد و در آن جای اضافه و نقصان نبیند؟ تنها، نه همین امثال عماد کاتب به این وسواس خاص دچار بوده اند، که بسیاری از مردم درباره کارهایی که کرده اند همین شیوه را دارند. اما محرک من، اگر فقط وسواس خاطری بود، شاید به همین اکتفا می کردم که بعضی لغت ها را جابجا کنم و بعضی عبارتها را پیش و پس ببرم. در تجدید نظری که در کتابی می کنند بسیار کسان بیش از این کاری نمی کنند. اما من ترتیب و شیوه کتاب اول را برهم زدم و کاری دیگر پیش گرفتم. از آنچه سخن شناسان و خرده گیران، در باب چاپ سابق گفته بودن، هرچه را وارد دیدم به منت پذیرفتم و در آن نظر کردم. در جایی که سخن از حقیقت جویی است چه ضرورت دارد که من بیهوده از آنچه سابق به خطا پنداشتم دفاع کنم و عبث لجاج و عناد ناروا ورزم؟ از این رو، درین فرصتی که برای تجدید نظر پیش آمد، قلم برداشتم و در کتاب خویش بر هرچه مشکوک و تاریک و نادرست بود، خط بطلان کشیدم. بسیاری از این موارد مشکوک و تاریک جاهایی بود که من در آن روزگار گذشته، نمی دانم از خامی یا تعصب، نتوانسته بودم به عیب و گناه و شکست ایران به درست اعتراف کنم. در آن روزگاران، چنان روح من از شور و حماسه لبریز بود که هرچه پاک و حق و مینوی بود از آن ایران می دانستم و هرچه را از آنِ ایران –ایران باستانی را می گویم- نبود زشت و پست و نادرست می شمردم. در سالهایی که پس از نشر آن کتاب بر من گذشت و در آن مدت، دمی از کار و اندیشه در باب همین دوره از تاریخ ایران، غافل نبودم در این رأی ناروای من، چنانکه شایسته است، خللی افتاد. خطای این گمان خطای تعصب آمیز را جبران کنم. آخر عهد و پیمانی که من با خواننده این کتاب دارم آن نیست که دانسته یا ندانسته، تاریخ گذشته را به زرق و دروغ و غرور و فریب بیالایم، عهد و پیمان من آنست که حقیقت را بجویم و آن را از هرچه دروغ و غرور و فریب است جدا کنم. در این صورت ممکن نبود که بر آنچه در کتاب خویش نادرست و مشکوک می دیدم از خامی و ستیزه رویی خویش، خط بطلان نکشم و خواننده ای را که شاید بر سخن من بیش از حد ضرورت اعتماد می ورزد با خویشتن به گمراهی بکشانم.
این حقیقت طلبی که من آن را شعار خویش می شمردم، وظیفه دیگری نیز بر عهده من داشت: می بایست آنچه را در این کتاب مبهم و مجمل گذاشته بودم، به پاس حقیقت روشن کنم. خواننده جوانی که آن کتاب سابق مرا خوانده بود، در ذهن خویش پرسش هایی می داشت که من در آنجا، بدان ها جوابی نداده بودم.
سبب سقوط و شکست ساسانیان چه بود، چه روی داد که صحرانوردان کم فرهنگ، سرنوشت تمدنی چنان عظیم و باشکوه را بر دست گرفتند؟ درین دو قرن، که تاریخ نویسان اخیر ما در باب آن سکوت کرده اند چه سبب داشت که زبان فارسی چون گمشده ای ناپیدا و بی نشان ماند؟ در آن مدت که شمشیر زنان ایران به هر بهانه ای بر تازیان می شوریدند و با عربان و مسلمانان جنگ و پیکار می کردند مغان و موبدان در برابر آیین مسلمانی چگونه بحث جدل می کردند؟ اینگونه سؤالها را که بر هر خاطری می گذشت لازم بود که در آن کتاب جواب بگویم. اما در چاپ نخستین پیرامون این مسائل نگشته بودم تا مگر به هنگام فرصت در مجلدی دیگر بدان سؤالها پاسخ بگویم... و هنگامی که به تجدید نظر در آن کتاب پرداختم، تا آن را برای چاپ دوم آماده سازم، گمان کردم که این فرصت بدست آمده است...

خوب این یعنی سانسور دیگه !!!
نقل قول  
| 1 موافق
f@rh@d
Pro Member
بخش دوم

اما برای چه نام کتاب را که سرگذشت دو قرن از پرماجرا ترین ادوار تاریخ ایران است، «دو قرن سکوت» گذاشته ام و نه دو قرن آشوب و غوغا؟ این را یکی از منتقدان، پس از انتشار چاپ اول کتاب پرسیده بود. این منتقد عزیز، اگر کتاب مرا از سر تا آخر با دقت و حوصله کافی خوانده بود جواب خود را در طی کتاب می یافت. نه آخر در طی این دو قرن زبان ایرانی خاموشی گزیده بود و سخن خویش جز بر زبان شمشیر نمی گفت؟ با اینهمه در چاپ تازه ای که از آن کتاب منتشر می شود شاید مناسب بود که نام تازه ای اختیار کنم. اما به نام تازه ای چه حاجت؟ این کتاب را، وقتی که نوزادی خرد بود بدان نام می شناختند چه زیان دارد که اکنون نیز با این رشد و نمایی که یافته است به همان نام سابق بشناسند؟
باری، آنچه مرا برآن داشت که درین چاپ تازه نیز، کتاب سابق را بی هیچ فزود و کاستی چاپ نکنم وظیفه حقیقت جویی بود. اما درین تجدید نظری که کردم، آیا وظیفه خویش را درست ادا نموده ام؟ نمی دانم و باز برسر سخن خویش هستم که نویسنده تاریخ، هم از وقتی که موضوع کار خویش را انتخاب می کند از بی طرفی که لازمه حقیقت جویی است خارج شده است. لیکن این مایه عدول از حقیقت را خواننده می تواند بخشود. من نیز اگر بیش از این از حقیقت تجاوز نکرده باشم خرسندم. با این همه بسا که باز نتوانسته باشم از تعصب و خامی برکنار بمانم. در هر حال از این بابت هیچ ادعایی ندارم: ادعا ندارم که درین جستجو به حقیقتی رسیده ام. ادعا ندارم که وظیفه مورخی محقق را ادا کرده ام. این متاعم که تو می بینی و کمتر زینم.
فروردین ١٣٣٦ عبدالحسین زرین کوب
نمی دانم چرا برخی از ما عادت داریم همیشه کاسه داغتر از آش شویم!
نقل قول  
f@rh@d
Pro Member
تقدیم به همه کسانی که می گویند این کتاب سانسور شده است: (از زبان خود نویسنده)

بخش اول

مقدمه چاپ دوم
در تجدید نظری که درین کتاب، برای چاپ تازه ای کردم، روا ندیدم که همان کتاب نخستین را، بی هیچ کاستی و فزونی چاپ کنم. کیست که بعد از چند سال کتابی را که نوشته است بنگرد و در آن جای اضافه و نقصان نبیند؟ تنها، نه همین امثال عماد کاتب به این وسواس خاص دچار بوده اند، که بسیاری از مردم درباره کارهایی که کرده اند همین شیوه را دارند. اما محرک من، اگر فقط وسواس خاطری بود، شاید به همین اکتفا می کردم که بعضی لغت ها را جابجا کنم و بعضی عبارتها را پیش و پس ببرم. در تجدید نظری که در کتابی می کنند بسیار کسان بیش از این کاری نمی کنند. اما من ترتیب و شیوه کتاب اول را برهم زدم و کاری دیگر پیش گرفتم. از آنچه سخن شناسان و خرده گیران، در باب چاپ سابق گفته بودن، هرچه را وارد دیدم به منت پذیرفتم و در آن نظر کردم. در جایی که سخن از حقیقت جویی است چه ضرورت دارد که من بیهوده از آنچه سابق به خطا پنداشتم دفاع کنم و عبث لجاج و عناد ناروا ورزم؟ از این رو، درین فرصتی که برای تجدید نظر پیش آمد، قلم برداشتم و در کتاب خویش بر هرچه مشکوک و تاریک و نادرست بود، خط بطلان کشیدم. بسیاری از این موارد مشکوک و تاریک جاهایی بود که من در آن روزگار گذشته، نمی دانم از خامی یا تعصب، نتوانسته بودم به عیب و گناه و شکست ایران به درست اعتراف کنم. در آن روزگاران، چنان روح من از شور و حماسه لبریز بود که هرچه پاک و حق و مینوی بود از آن ایران می دانستم و هرچه را از آنِ ایران –ایران باستانی را می گویم- نبود زشت و پست و نادرست می شمردم. در سالهایی که پس از نشر آن کتاب بر من گذشت و در آن مدت، دمی از کار و اندیشه در باب همین دوره از تاریخ ایران، غافل نبودم در این رأی ناروای من، چنانکه شایسته است، خللی افتاد. خطای این گمان خطای تعصب آمیز را جبران کنم. آخر عهد و پیمانی که من با خواننده این کتاب دارم آن نیست که دانسته یا ندانسته، تاریخ گذشته را به زرق و دروغ و غرور و فریب بیالایم، عهد و پیمان من آنست که حقیقت را بجویم و آن را از هرچه دروغ و غرور و فریب است جدا کنم. در این صورت ممکن نبود که بر آنچه در کتاب خویش نادرست و مشکوک می دیدم از خامی و ستیزه رویی خویش، خط بطلان نکشم و خواننده ای را که شاید بر سخن من بیش از حد ضرورت اعتماد می ورزد با خویشتن به گمراهی بکشانم.
این حقیقت طلبی که من آن را شعار خویش می شمردم، وظیفه دیگری نیز بر عهده من داشت: می بایست آنچه را در این کتاب مبهم و مجمل گذاشته بودم، به پاس حقیقت روشن کنم. خواننده جوانی که آن کتاب سابق مرا خوانده بود، در ذهن خویش پرسش هایی می داشت که من در آنجا، بدان ها جوابی نداده بودم.
سبب سقوط و شکست ساسانیان چه بود، چه روی داد که صحرانوردان کم فرهنگ، سرنوشت تمدنی چنان عظیم و باشکوه را بر دست گرفتند؟ درین دو قرن، که تاریخ نویسان اخیر ما در باب آن سکوت کرده اند چه سبب داشت که زبان فارسی چون گمشده ای ناپیدا و بی نشان ماند؟ در آن مدت که شمشیر زنان ایران به هر بهانه ای بر تازیان می شوریدند و با عربان و مسلمانان جنگ و پیکار می کردند مغان و موبدان در برابر آیین مسلمانی چگونه بحث جدل می کردند؟ اینگونه سؤالها را که بر هر خاطری می گذشت لازم بود که در آن کتاب جواب بگویم. اما در چاپ نخستین پیرامون این مسائل نگشته بودم تا مگر به هنگام فرصت در مجلدی دیگر بدان سؤالها پاسخ بگویم... و هنگامی که به تجدید نظر در آن کتاب پرداختم، تا آن را برای چاپ دوم آماده سازم، گمان کردم که این فرصت بدست آمده است...
نقل قول  
masoud22000
Pro Member VIP
متاسفانه اون نسخه ای که چاپ 1331 بوده اصلا نیست و همه چاچهای موجود ویرایش شده و مربوط به سال 1336 هستند که دچار سانسور شده .
نقل قول  
| 1 موافق

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You