دانلود کتاب و ايبوک
کارا کتاب

معمای هویدا

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

دارای امتیاز 5.3 از 6 در کتابناک با مجموع 98 رای
معمای هویدا
نویسنده:
اینکه یکی از نخست‌وزیران رژیم پهلوی شیفته‌ی ادبیات بود و خواننده پر و پا قرص شاعران بزرگ فرانسوی به شمار می‌رفت ، اینکه هویدا علاقه‌ی خاصی به جمع‌های روشنفکری داشت : صادق هدایت ، صادق چوبک و ابراهیم گلستان از دوستان نزدیکش بودند ، همه و همه نشان می‌دهد که او آدم خاصی بود. اگر چه این خاص بودن با انگِ همجنس‌گرایی و بهایی‌ بودن هویدا همواره تکفیر می‌شد، اما میلانی جنبه‌های دیگری از زندگی خاص هویدا را تصویر می‌کند. او در میان مجموعه‌ای از کارگزاران سلطنتی که آلوده به فساد اقتصادی بودند، کمتر علاقه‌ای به مکنت داشت. از طرف دیگر او علاقه‌ی چندانی به قدرت نیز نداشت و یا به قول ابراهیم گلستان ، چنین وانمود می‌کرد.
اما تمام ویژگی‌های منحصر به فرد هویدا، به هیچ وجه توجیه‌کننده‌ی عملکرد او در دوران نخست‌وزیری نیست. نکته‌ای که بی‌عملی هویدا را بغرنج ‌تر می‌کند (اگر فرض کنیم که خود نقشی در فساد مالی و حکومتی دربار نداشت) همین ویژگی‌های مثبت او بود. اگر ذهن فعال جامعه ، در نگاهی کلان‌نگرانه انفعالِ کارگزارانی را که همچون هویدا باسواد نبودند بپذیرد ؛ قطعاً به سختی قادر خواهد بود که تسلیم هویدا را در قبال استبداد محمدرضاشاه قبول کند. هویدا در این زمینه نیز در بین سیاستمداران در اقلیت بود. او سرسپرده بود و می‌دانست که سرسپرده است و از آن مهم‌تر معنای استقلال را می‌فهمید و این مساله‌ی کوچکی نیست.

گفتاری از کتاب حاضر:
شبی ابراهیم گلستان (نویسنده و فیلمساز نامی) مهمان برادر هویدا بود. از قضا شخص هویدا نیز حضور داشت و جدالی لفظی بین او و گلستان در گرفته و هر لحظه لحنی تندتر پیدا می کرد. هنگامی که هویدا چیزی از سر طعن درباره ی پیراهن گلستان می گوید ، گلستان به خشم آمده و بی‌درنگ پیراهن را از تن درآورده به سوی هویدا پرت کرده فریاد کشید: "بوش کن. بوی وجدان می‌دهد ... نه بوی عفن کسی که روح خود را فروخته".
هویدا محافظانش را از تعرض به او بازداشته ، گلستان را به کنار خود خوانده به صدایی ملتهب و مضطرب از احساس خیانت به خود می گوید و از خودکامگی روزافزون شاه و از اندیشه ی سخیف نظام تک حزبی در ایران نالید.
چند هفته بعد گلستان و هویدا همدیگر را در ضیافتی که به افتخار ژاک‌ شیراک برگزار شده بود ملاقات کردند. هویدا به سوی گلستان آمد و بی‌آنکه نشانی از کدورت در لحن و کلامش باشد، گلستان را به مهمان فرانسوی دولت ایران معرفی کرد: "ایشان بهترین نویسنده و فیلمساز مملکت ما هستند و ما هم همیشه کارهایشان را توقیف می‌کنیم". این واپسین دیدار هویدا و گلستان بود.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: persica1400 در تاریخ ۱۳۹۰/۰۴/۰۴
» موردعلاقه 63 و موردتنفر 3 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
بازیگران عصر طلایی - داور
بررسی آماری نتایج انتخابات مجلس ششم در تهران
جریان شناسی چپ در ایران

اختیارات » رتبه گذاری
» دیدگاه‌ها (44)
» اعتراض به این کتاب

امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
Rezapersian
Member
در زمان نخست وزیری این ملعون هرزه،بیمار جنسی،درواقع کان مملکت در دست بهائیان جنایتکاری بود که تمام ثروت این ملت را چپاول می کردند در شکم مشرق الذکار های صهیونیست و بورژوازی های لژ های فرانسه می ریختند...
و در ایران ثروت مندترین افراد در کشور دو بهائی،حبیب ثابت پاسال،و هزبر یزدانی که به برکت 13 سال خیانت و وزارت هویدا بعد از محمدرضا نفرات دوم و سوم ثروتمندان ایران شده بودند.
عده ای میگوید هویدا شجاع بود و بعد از انقلاب فرار نکرد و تا آخر در کشور ماند...باید بدانند که آقای هویدا چندین ماه قبل از وقوع انقلاب به دلیل کم کردن گستره اعتراضات مردم توسط خود محمدرضا عزل و زندانی شده بود و تا روز دادگاهش در زندان بود...
نقل قول  
قاسم موحدی
Member
سلام.من یه مدته نبودم میشه یکی از دوستان بگه این قضیه تعطیلی کتابناک چیه؟
نقل قول  
a16t
Member
مقداری از کتاب را که خواندم هیجان خواندنش بیشتر شد کتاب خیلی عالی است توصیه می کنم همه بخوانند دکتر میلانی بدون هرگونه تعصب و با واقع بینی نگاشته اند
نقل قول  
hoshimo
Member

دکتر باستانی پاریزی در کتاب آسیای هفت سنگ مطلبی در مورد هویدا نقل کرده و می‌گوید: «وقتی کتاب حماسه کویر چاپ شد، کتاب را یک هم‌شهریِ من به هویدا داده بود و او آن را خوانده بود. هویدا کتاب‌های دیگر مرا هم خوانده و حتی در باب همین آسیای هفت سنگ نامه‌ای هم نوشته بود که من آن را در کتاب اژدهای هفت سر چاپ کرده‌ام.»
هویدا از طریق یکی از دوستانِ دکتر باستانی، با وی وعده‌‌ی دیدار گذاشته و ملاقات آن دو در سال ۱۳۵۶ در دفترِ هویدا (این ملاقات بعد از برکنار شدن هویدا از نخست وزیری و انتصاب او به سمت وزیر دربار بوده است) صورت گرفته بود.
در این ملاقات هویدا می‌گوید: «فلانی! می‌دانی که ارّه به همانجایی رسیده است که تو ده سال پیش نوشته بودی؟!» دکتر باستانی در ادامه می‌نویسد: «من گفتم: خدا کند بالاتر نرود! سال بعد، تاریخ مسجل کرد و معلوم شد، که خیلی دیر خبر شده که اره تا کجا رسیده است!»
دکتر باستانی در توضیح سیاست اره می‌نویسد: «سیاست مثل اره‌ای می‌ماند که آدم تفنناً به فلان جای خود فرو کرده باشد، اره ممکن است تا یک جایی بالا رود، ولی بالاخره به جایی خواهد رسید که نه می‌شود آن را بالاتر برد، نه می‌شود آن را بیرون کشید.»
«سیاسیون گاهی به چنین بن‌بستی می‌رسند که من آن را "سیاست اره" نام نهاده‌ام. سیاست این غول بی‌شاخ و دم وقتی کسی را به دام خود کشید به هر کار وامی‌دارد. یا به روایت بهتر اگر بخواهیم بگوییم سیاست آدمی را به جایی می‌کشاند که نه راه پیش دارد نه پس. اما کسی که که راه سیاست را تا این مرحله پیمود دیگر مشکل است که روی بازگشت داشته باشد.»
«خدا کند نوشته‌ای ارزش آن را داشته باشد که صدای تق تق آن به گوش آن بالاها برسد. نمی‌دانید چه لذّتی داشت، وقتی فهمیدم که "سرنوشت وزرای ایران" در کتاب آسیای هفت سنگ، اندکی آقای هویدا را مشت مال داد. فکر می کنم همین چند سطر کافی باشد که بگویم در خانه، یکی دو بالش اضافی پشت سرم بگذارند!»
دوستان می‌توانند برای خواندن مشروح مطلب، و دانستن حکایت تق تق گردوها در گوش و حکایت یکی دو بالش اضافی پشت سر، به کتاب‌های آسیای هفت سنگ، حماسه‌ی کویر و خودمشت مالی سری بزنند.
عجالتا این مطلب را زیر چند کتاب می‌شد گذاشت.
نقل قول  
afsane7
Member
به نظرم کتاب بسیار زیبایی بود...من دو فصل آخرشو خیلی خوشم اومد و خیلی نااااااااارااااااااااااااحت شدم خیلی...خیلی رو من تاثیر گذاشت... خیلی
نقل قول  
Farahang2
Member
منظورم مشخص بود جناب محسن . منظورم دوست گرامی جنب خیر نبود
نقل قول  
tankamanee
Member
نقل قول:
اگر مسئله صلاحیت باشد. به عقیده من صاحبان سایت باید این محدویت را برای ورود عده ای سلب کنند که بنام فرهنگ و کوس درویشی بساط دیگری راه انداختند

سلام جناب فرهنگ .. نقاش جان منظورش این نبود که محدودیت برای اسمها باشد ، منظور ایشان این بود که واقعا بیایید این انتخابات برگزار کنیم و جناب بزرگ در بزگ را ارج نهیم که البته ایشان عزیز و ارجمند هستند واین کلمه برای این بزگوار به کار نبرم گرچه شاید ایشان همینطوری راحت باشند.اصلا بیایید انتخابات برگزار نکنیم بیایید همگی به ایشان باهم بگوییم بزرگ در بزرگ چونکه ایشان واقعا زحمات فراوان میکشتد و خدمتهای بزرگی به کاربران محترم کتابناک انجام میدهند.
البته بگوییم به همه دوستان که بنده هیچ رابطه ای با جنا بزرگ در بزگ ندارم....
نقل قول  
Farahang2
Member
اگر مسئله صلاحیت باشد. به عقیده من صاحبان سایت باید این محدویت را برای ورود عده ای سلب کنند که بنام فرهنگ و کوس درویشی بساط دیگری راه انداختند
نقل قول  
Farahang2
Member
واقعا برخی از انسانها بقول سعدی غفال از ماجرا هستند. اگر جناب خیر نبود معلوم نبود عد ای این همه کتاب خوب را از کجا میخوساند تهیه کنند. البته معلوم است نمیخوانند اما حداقل خویش را با این دانلودها سرگم میکنند. درود بر جناب خیر
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You